19 حدیث از پیامبر (ص) در مورد قرآن



19 حدیث از پیامبر (ص) در مورد قرآن

 

فاضلترین و محبوبترین شما نزد خدای تعالی کسی است که قرآن را یاد گیرد و به دیگران یاد دهد.

 

قرآن را زینت دهید به صوت و صداهایتان (البته نه به صورت آواز خواندن).

 

از ما نیست کسی که قرآن را به صدای نیکو نخواند (و مراعات تجوید و مخارج حروف نکند).

 

برای هر چیزی زینتی هست و زینت قرآن تلاوت آن است با صدای نیکو.

 

هر کس هدایت خود را از غیر قرآن بخواهد گمراه شده است.

 

شک و تردید در قرآن و آیات آن موجب کفر است.

 

هر کسی که درباره قرآن به نادانی چیزی بگوید ، باید نشیمنگاه خود را آماده سازد برای آتش.

 

هر کسی که قرآن را حفظ کند و بخواند و سپس آن را فراموش کند در روز قیامت به حالت جذامی خدا را ملاقات خواهد کرد.

 

کسی که یک حرف از کتاب خدا را بخواند او در مقابل ، یک نیکی است و هر نیکی به ده برابر افزایش می یابد.

 

بهترین شما کسی است که قرآن را آموخته و به دیگران بیاموزد.

 

شخص ماهر در قرآن با کاتبان بزرگوتر و نیکوکار (درگاه خدا و فرشتگان) می باشد.

 

اهل قرآن اهل الله و خاصه اویند (دوستان و یاران دین اوهستند).

 

قرآن را بخوانید ، زیرا که در قیامت به شفاعت خواهی اصحاب خود آید.

 

کسی که قرآن را خوانده و حفظ نماید ، خداوند اورا داخل جنت کند و برایش اجازه شفاعت ده نفر از اهل بیتش را که سزاوار آتش جهنم باشند بدهد.

 

خداوند بوسیله این کتاب (قرآن) قومی را بلند و قومی را پست می نماید.

 

و کسی که قرآن را با مشقت و لکنت زبان قرئت کند دو اجر دارد : یکی اجر قرائت و دیگر اجر مشقت و زحمت متحمل شده.

 

شخصی که در درونش از قرآن چیزی نباشد مانند خانه ای است خالی و خرابه.

 

این که در بامداد در پی دانستن آیه ای از کتاب خدا بروی بهتر و با فضیلت تر از بجای آوردن صد رکعت نماز است (البته نمازهای نوافل).

 

بدرستی برای خدا اهلی است (حزبی است) از مردم ، گفتند چه کسانی هستند؟ فرمود : اهل قرآن ، اهل خدا و خواص اویند.


 

کانون قرآنی فرهنگی بیت الاحزان حضرت زهرا سلام الله علیها

شهرستان دشت آزادگان/سوسنگرد



دانلود ترتیـــــل کـــل قــــرآن کریم بصــــــدای ... محمد صدیق منشاوی

إسم المقطعملاحظات
 
 سورة الفاتحة
مرتل
26498 9836

  سورة البقرة
مرتل
30816 13077
 
 سورة ال عمران
مرتل
12817 6573

  سورة النساء
مرتل
10235 6006

  سورة المائدة
مرتل
9528 4755

  سورة
الانعام
مرتل
9589 4558
 
سورة الاعراف
مرتل
8713 4193

 
 سورة الانفال
مرتل
8107 4722

  سورة التوبة
مرتل
8652 5136

  سورة يونس
مرتل
9022 4915

  سورة هود
مرتل
8632 3771

  سورة
يوسف
مرتل
14473 6054
 
 سورة الرعد
مرتل
7631 3900

  سورة ابراهيم
مرتل
8468 3492
 
 سورة الحجر
مرتل
7231 3262
 
 سورة النحل
مرتل
7370 3388

  سورة الاسراء
مرتل
9588 3978

  سورة الكهف
مرتل
13220 5560

  سورة مريم
مرتل
11225 4717

  سورة طه
مرتل
9747 3972

  سورة الانبياء
مرتل
7177 3105

  سورة الحج
مرتل
5944 2876

  سورة المؤمنون
مرتل
9553 3405

  سورة النور
مرتل
8013 3502

  سورة الفرقان
مرتل
6110 2893

  سورة الشعراء
مرتل
6737 2860

  سورة النمل
مرتل
7796 3135

  سورة القصص
مرتل
6820 3286

  سورة العنكبوت
مرتل
8886 3719

  سورة الروم
مرتل
8754 3930

عدد الصفحات: 4
«« «  1 2 3 4  » »»

مطالب مهم و جالب

احادیث منتخب در مورد نماز

معراج مؤمن

پيامبر (ص ) :

الصلوة ، معراج المؤمن

نماز، معراج مؤمن است .

( کشف الاسرار، ج 2، ص .676 سرالصلوة ، ص 7، اعتقادات مجلسي ، ص 29 )

نماز نور مؤمن

پيامبر (ص ) :

الصلوة نور المؤمن

نماز نور مؤمن است .

( شهاب الاخبار، ص .50 نهج الفصاحه ، ص 396 )

نشانه ايمان

پيامبر (ص ) :

علم الايمان الصلوة

علامت و نشانه ايمان نمازاست .

( شهاب الاخبار، ص 59 )

نماز ستون دين

پيامبر (ص ) :

الصلوة عماد دينکم

نماز، پايه و ستون دين شماست .

( ميزان الحکمه ، ج 5، ص 370 )

تقرب به وسيله نماز

امام کاظم (ع ) :

افضل ما يتقرب به العبد الی الله بعد المعرفة به ، الصلوة

بهترين چيزی  که بنده بعد از شناخت خدا به وسيله آن به درگاه الهی  تقرب

پيدا مي کند، نماز است .

( تحت العقول ، ص 455 )

پرچم اسلام

پيامبر (ص ) :

علم الاسلام الصلاة

نماز، پرچم اسلام است .

( کنز العمال ، ج 7، ص ,279 حديث 1887 )

نماز وسيله تقرب مؤمن

پيامبر (ص ) :

ان الصلوة قربان المؤمن

همانانماز خواندن وسيله نزديکی مؤمن به خداست .

( کنز العمال ، حديث 18907 )

نماز و پايه های دين

امام باقر (ع ) :

بنی  الاسلام علی خمس : الصلوة و الزکوة و الصوم و الحج و الولاية

اسلام بر روی پنج پايه بنا شده است : نماز، روزه ،زکات ، حج ، ولايت .

( کافي ، ج 2، ص 17 )

اهل بيت (ع ) و اقامه نماز

امام حسين (ع ) :

"الذين ان مکنا هم فی الارض اقاموا الصلاة " قال : هذه فينا اهل البيت

(در تفسير آيه ) "کسانی که اگر ما به آنها در زمين قدرت و حکومت دهيم ،

نماز را به پا مي دارند" فرمود: اين در مورد ماخاندان اهل بيت است .

( بحار الانوار، ج ,24 ص 166 )

نماز آخرين توصيه انبياء

امام صادق (ع ) :

احب الاعمال الی الله - عز وجل - الصلوة و هی اخر وصايا الأنبياء

نماز، بهترين کارها نزد خداوند و آخرين وصيتهای پيامبران الهی  است .

( ميزان الحکمة ، ج 5، ص 397 )

جايگاه نماز

پيامبر (ص ) :

موضع الصلوة من الدين کموضع الرأس من الجسد

جايگاه نماز در دين ، مانند جايگاه سر در بدن است .

( کنز العمال ، ج 7، حديث 18972 )

سيمای دين

امام علی (ع ) :

لکل شي ء وجه و وجه دينکم الصلاة

هر چيز داراي سيماست ، سيمای دين شما نماز است .

( بحار الانوار، ج ,82 ص 227 )

وصيت اميرالمؤمنين (ع )

امام علی (ع ) :

الله ، الله فی الصلوة ، فانها عموددينکم

خدا را، خدا را درباره نماز، چرا که ستون دين شماست .

( نهج البلاغه ، نامه ها، ص 47 )

کليد بهشت

پيامبر (ص ) :

الصلوة مفتاج الجنة

نماز کليد بهشت است .

( نهج الفصاحه ، حديث 1588 )

تداوم نماز و انتظار

پيامبر (ص ) :

لا يزال العبد فی صلوة ما انتظر الصلوة

بنده مادام که منتظر نماز است در حال نماز است .

( نهج الفصاحه ، ص ,527 حديث 2538 )

روشنايی چشم پيامبر (ص )

پيامبر (ص ) :

قره عينی فی  الصلاة

روشنی چشم من در نماز است .

( نهج الفصاحه ، ص ,283 حديث .1343 بحار الانوار، ج ,82 ص 193 )

نماز و خدمت

امام صادق (ع ) :

ان طاعة الله خدمته فی الارض فليس شي ء من خدمته يعدل الصلاة

پيروی و اطاعت از پروردگار خدمت کردن به او در زمين است وهيچ چيز در

خدمت به پروردگار معادل نماز نيست .

( ميزان الحکمه ، ج 5، ص 318 )

حقيقت نماز

پيامبر (ص ) :

مثل الصلاة مثل عمود الفسطاط، اذا ثبت العمودثبتت الاطناب و الاوتاد و

الغشاء، و اذا انکسر العمود لم ينفع وتد و لا طنب و لاغشاء

مثل نماز مانند مثل ستون خيمه است ، هرگاه ستون ثابت باشد طنابها و ميخهاو

پرده ها ثابت و سودمند خواهند بود و هرگاه ستون بکشند و در هم فرو

ريزد، نه ميخ نافع است و نه ريسمان سودی دارد و نه پرده ای اثری  خواهد

داشت .

( من لايحضره الفقيه ، ج 1، شماره 639 )

بهترين اعمال در قيامت

امام صادق (ع ) :

ان افضل الاعمال عند الله يوم القيامة ، الصلوة

همانا بهترين عمل در روز قيامت نزد خداوند، نماز است .

( مستدرک الوسائل ، ج 3، ص 7 )

نماز، روش پيامبران

پيامبر (ص ) :

الصلاة من شرايع الدين ، و فيها مرضاة الرب - عز و جل - فهی منهاج الانبياء

نماز از سنتهای  دين ، و مايه خشنودي پروردگار و راه و روش پيامبران است .

( جامع احاديث الشيعه ، ج 4، ص .22 بحار الانوار، ج ,82 ص 231 )

نماز، سفره الهی 

پيامبر (ص ) :

الا ان الصلاة مأدبة الله فی الارض قد هنأهالاهل رحمته فی کل يوم خمس مرات

آگاه باشيد نماز سفره گسترده خدا در زمين است که خداوند آن را روزی  پنج

بار برای اهل رحمتش (افراد شايسته رحمت ) گوارا نموده است .

( مستدرک الوسايل ، ج 1، ص 170 )

ماهيت نماز

پيامبر (ص ) :

... لان الصلاة تسبيح و تهليل و تحميد و تکبير وتمجيد و تقديس و قول و

دعوة

چون نماز، تسبيح ، تهليل ، تکبر، تمجيد، تقديس ،قول ، و دعوت به حق است .

( جامع احاديث الشيعه ، ج 4، ص .22 بحار الانوار، ج ,82 ص 232 )

نماز، رأس اسلام

پيامبر (ص ) :

الصلاة رأس الاسلام

نماز (به منزله ) رأس اسلام است .

( بحار الانوار، ج ,17 ص .127 ميزان الحکمه ، ج 5، ص 367 )

آخرين سفارش رسول خدا (ص )

امام صادق (ع ) :

عليک بالصلاة ! فان اخر مااوصی به رسول الله و حث عليه الصلاة

بر تو باد به نماز! زيرا آخرين چيزی که رسول خدا (ص ) به آن سفارش نمود

(و انسان ) را بر انجام آن تاکيد نمود، نماز بود.

( بحار الانور، ج ,84 ص 236 )

فرياد ابليس از نمازگزار

امام علی (ع ) :

ان العبد اذا سجد نادی ابليس :يا ويله اطاع و عصيت و سجد و ابيت

وقتی که بنده ای  سجده کرد، ابليس فريادمي زند وای بر من ! او اطاعت کرد،

ولی  من معصيت کردم ، او سجده کرد و من از اين عمل سرباز زدم .

( بحار الانور، ج ,82 ص 233 )

نماز، بهترين عبادت

امام رضا (ع ) :

ان الصلواة افضل العبادة لله

همانا، نماز، بهترين عبادت برای  خداست .

( جامع احاديث الشيعه ، ج 4، ص 50 )

نماز، نيکوترين صورت خلق

امام رضا (ع ) :

ان الصلوة احسن صورة خلقها الله

به درستی نماز نيکوترين صورتی است که خدا آن را خلق کرد.

( جامع احاديث الشيعه ، ج 4، ص 50 )

سفارش اکيد برای نماز

امام علی (ع ) :

فيما اوصی به اميرالمؤمنين - عليه السلام - عند وفاته : الصلوة ، الصلوة ، الصلوة

در آن چيزی که اميرالمومنين (ع ) هنگام وفات وصيت کرد، اين بود: نماز،

نماز، نماز.

( مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 173 )

ارزش نماز

امام صادق (ع ) :

اذا قام المصلی  الی الصلاة ، نزلت عليه الرحمة من اعنان السماء الی  اعنان

الارض و حفت به الملائکة و ناداه ملک لو يعلم هذاالمصلی ما فی الصلاة ما

انفتل

هنگامی که انسان به نماز ايستاد، رحمت خدا ازآسمان بر او نازل مي شود و

ملائکه اطرافش را احاطه مي کنند و فرشته ای مي گويد: اگراين نمازگزار ارزش

نماز را مي دانست هيچ گاه از نماز منصرف نمي شد.

( اصول کافي ، ج 3، ص 265 )

علامت عامل دين

امام صادق (ع ) :

قال لقمان لابنه : لکل شي ء علامة يعرف بهاو يشهد عليها و ان للدين ثلاث

علامات : العلم و الايمان و العمل به ، (الی ان قال ) وللعامل ثلاث علامات

الصلوة و الصيام و الزکوة

حضرت لقمان به فرزندانش فرمود:برای هر چيزی علامتی است که به وسيله

آن علامت شناخته مي شود و به او شهادت داده مي شود، به درستی که براي

دين سه علامت است : 1- علم ، 2- ايمان ، 3- عمل به ايمان تا آنجا که

فرمود: برای عامل به دين سه علامت است : 1-نماز، 2- روزه ، 3- زکات .

( مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 183 )

باقيات صالحات

امام صادق (ع ) :

سئلت ابا عبدالله - عليه السلام - عن الباقيات الصالحات ، فقال : هی  الصلواة

فحافظوا عليها

(ادريس قمی  مي گويد:) ازامام صادق (ع ) در مورد کارهای نيک ماندگار سؤال

کردم ، امام فرمود: آن نماز است ،پس محافظت بر نماز کنيد.

( مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 172 )

برتری نماز


تعدادی از احادیث حضرت محمد صلی الله علیه و اله درمورد بهشت و راه های رسیدن به آن



رسول اكرم حضرت محمد صلى الله عليه و آله و سلم درباره ی بهشت احادث زیبایی دارند که به تعدادی از آنها اشاره می کنیم :

 راه رسیدن به بهشت

مَنِ اشتاقَ اِلَى الجَنَّةِ سارَعَ فِى الخَيراتِ؛

هر كس مشتاق بهشت است براى انجام خوبى ها سبقت مى گيرد.

(بحارالأنوار، ج77، ص96، ح1)

(نهج الفصاحه، ح 321)

خانه ی شادی

رسول اكرم صلى الله عليه و آله:

اِنَّ فِى الجَنَّةِ دارا يُقالُ لَها دارُ الفَرَحِ لايَدخُلُها اِلاّ مَن فَرَّحَ يَتامَى المُؤمِنينَ؛

در بهشت خانه اى هست كه آن را شادى سرا گويند و جز آنان كه يتيمان مؤمنان را شاد كرده اند وارد آن نمى شوند.

(نهج الفصاحه، ح 864)

مَن بَكى صَبىٌّ لَهُ فَاَرضاهُ حَتّى يُسَكِّنَهُ ، اَعطاهُ اللّه  عَزَّوَجَلَّ مِنَ الجَنَّةِ حَتّى يَرضى ؛

هر كس كودك گريان خود را راضى كند تا آرام شود ، خداوند از بهشت آن قدر به او مى دهد تا راضى شود.

(الفردوس، ج 3، ص 549، ح 5715)

يا مَعشَرَ شَبابِ قُرَيشٍ اِحفَظوا فُروجَـكُم ، اَلا مَن حَفِظَ فَرجَهُ فَلَهُ الجَنَّةُ؛

اى جوانان قريش! پاك دامنى پيشه كنيد . بدانيد هر كس خود را در برابر شهوت حفظ كند ، بهشت از آنِ اوست.

(المعجم الأوسط، ج 7، ص 61)

تَنَظَّفوا بِكُلِّ مَا استَطَعتُم فَإِنَّ اللّه  تَعالى بَنَى السلامَ عَلَى النَّظافَةِ وَلَن يَدخُلَ الجَنَّةَ إِلاّكُلُّ نَظيفٍ؛

خودتان را با هر وسيله اى كه مى توانيد پاكيزه كنيد، زيرا كه خداى متعال اسلام را برپايه پاكيزگى بنا كرده است و هرگز به بهشت نمى رود، مگر كسى كه پاكيزه باشد.

(نهج الفصاحه، ح 1182)

اَلنِّيَّةُ الحَسَنَةُ تُدخِلُ صاحِبَهَا الجَنَّةَ؛

نيت خوب صاحب خويش را به بهشت مى برد.

(كنزالعمال، ج13، ص151، ح36472)

اِنَّ لِلجَنَّةِ بابا يُدعى اَلرَّيّانَ لايَدخُلُ مِنهُ اِلاّ الصّائِمونَ؛

بهشت را درى است كه ريّان ناميده مى شود از آن در، جز روزه داران وارد نشوند.

(معانى الأخبار، ص 409)

مَن رَدَّ عَن عِرضِ اَخیهِ المُسلِمِ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ اَلبَتَّةَ؛

هرکس آبروی مؤمنی را حفظ کند، بدون تردید بهشت بر او واجب می شود.

(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)

مَنْ أَخَذَ لِلْمَظْلومِ مِنَ الظّالِمِ كانَ مَعىَ فِى الْجَنَّةِ تَصاحُبا؛

هر كس داد مظلوم را از ظالم بگيرد، در بهشت با من يار و هم‏نشين باشد.

(بحارالأنوار، ج 75، ص 359، ح 74)

مَنِ اشْتاقَ اِلَى الْجَنَّةِ سارَعَ اِلَى الْخَيْراتِ وَ مَنْ اَشْفَقَ مِنَ النّارِ لَهى عَنِ الشَّهَواتِ؛

هر كس مشتاق بهشت است، به سوى نيكى‏ها مى‏شتابد و هر كس از جهنم بترسد، از هوا و هوس روى مى‏گرداند.

(نورالثقلين، ج 3 ، ص 566، ح 166)

لَنْ يَشْبَعَ الْمُؤْمِنُ مِنْ خَيْرٍ يَسْمَعُهُ حَتّى يَكونَ مُنْتَهاهُ الْجَنَّةَ ؛

هرگز مؤمن از شنيدن خير و خوبى سير نمى‏شود، تا آن‏كه سرانجامش بهشت گردد.

(نهج الفصاحه، ح 2961)

هشدار

لايَدخُلُ الجَنَّةَ عَبدٌ لا يَأَمَنُ جارُهُ بَوائِقَهُ؛

كسى كه همسايه از شرش در امان نباشد به بهشت نمى رود.

(نهج الفصاحه، ح 2532)

مَنْ قالَ: اِنّى خَيْرُ النّاسِ فَهُوَ مِنْ شَرِّ النّاسِ وَ مَنْ قالَ: اِنّى فِى الْجَنَّةِ فَهُوَ فِى النّارِ؛

هر كس بگويد: من از همه مردم بهترم، او بدترين مردم است و هر كس بگويد: من بهشتى هستم، او جهنمى است.

(النوادر للراوندى، ص 107)

نکات اخلاقی کوتاه از کتب بزرگان


اگر سوره والعاديات روزی ۱۱۰ مرتبه خوانده شود، روزی حلال فراوان خواهد آمد.
به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران،  وبلاگ رملهاي نرم فکه  در آخرین پست خود به نوشتن چند نکته اخلاقی پرداخته است که با هم می خوانیم؛

«نفس از موجودات ناری است و دشمنی آن با انسان، از شرق و غرب هم بيشتر است» (کتاب سيری در آفاق، نوشته حسين حيدری کاشانی، ص ۱۸۱)


«برای رهايي از مشکلات، راه هايی است که بهترين آنها را خود ما حس کرده ايم و به کمک آنها به حاجت هايمان رسيده ايم، که چهار چيز است: نذر کردن گوسفند برای فقرا، خواندن حديث کساء به طور پی در پی، پرداختن صدقه و ختم صلوات». (کتاب آيت بصيرت، ص ۶۸)

«ياد خدا [صرفاً] سبحان الله و الحمدلله گفتن نيست؛ بلکه ياد خدا آن است که واجبات را انجام دهيم و اگر به محرمات الهی رسيديم از آن دوری کنيم». (سيری در آفاق، ص ۱۴۶)

علامه طباطبايي (ره):
«ممکن است انسان گاهی از خدا غافل شود و خدا يک تب سخت خطرناک چهل روزه به او بدهد، برای اين که يک بار از ته دل بگويد: يا الله». (جرعه های جانبخش، نوشته غلامرضا گلی زوار، ص ۳۸۰)

«گاهی يک عصبانيت، بيست سال انسان را عقب می اندازد». (ز مهر افروخته، نوشته سيد علی تهرانی، ص ۸۳)

آيه الله حسن زاده آملی:
«يکی از اهم مراقبات اين است که انسان، واردات و صادرات دهانش را مواظب باشد... وقتی واردات انسان هرزه شد، صادرات او هم هرزه و پليد و کثيف می شود؛ يعنی قلم او هرزه و نوشته هايش زهر آگين خواهد شد». (مجموعه مقالات آيه الله حسن زاده، ص ۱۲۶)


«تسويف يعنی سَوفَ سَوفَ کردن، يعنی امروز و فردا کردن، بهار و تابستان کردن، امسال و سال ديگر کردن. [ولی] وقت نيست، و بايد به جد بکوشيم تا خودمان را درست بسازيم». (مجموعه مقالات، ص ۱۷۶)

« نزد اولياء الله مجرب است که اکثار ذکر شريف «يا حیُّ يا قيّومُ يا مَن لا اله الّا انت» موجب حيات قلب است». (کتاب نامه ها بر نامه ها از آيه الله حسن زاده، ص ۲۲۶)

آيه الله کشميری (ره):

«اگر سوره والعاديات روزی ۱۱۰ مرتبه خوانده شود، روزی حلال فراوان خواهد آمد». (روح و ريحان، نوشته علی اکبر صداقت، ص ۸۱)

«آنان که غيض شديد دارند سوره الم نَشرَح لک صدرک» را چند بار بخوانند که شرح صدر می آورد». (آفتاب خوبان، علی اکبر صداقت، ص ۲۹)

«لاحول و لا قوه الا بالله، روزی صد مرتبه چنان چه در روايت آمده، هفتاد نوع بلا را از انسان دور می کند که آسان ترين آن غم و اندوه است». (آفتاب خوبان، ص ۸۳)

ویژگی امام من

      

ویژگی های حضرت مهدی(عج)

ابـوحـمـزه گـویـد: حـضـرت صـادق (ع ) را دیـدم کـه هـنـگـامـى کـه مـى خـواسـت از منزل بیرون رود لبانش را مى جنبانید و بر در خانه ایستاده بود، عرض کردم : من شما را دیـدم کـه هـنگامى که از منزل بیرون آمدى لبانت را مى جنباندى آیا چیزى گفتى ؟ فرمود: آرى هـمـانـا انـسان چون از منزل بیرون رود هنگامى که خواهد بیرون رود سه بار بگوید: (((اللّه کـبـر))) و سـه بـار بـگـویـد: (((بـاللّه خـرج و بـاللّه دخل و على اللّه توکل ))) (سپس گوید:) (((اللهم افتح لى فى وجهى هذا بخیر و اختم لى بـخـیـر وقـنـى شـر کـل دابة انت آخذ بناصیتها ان ربى على صراط مستقیم ))) پیوسته در ضـمـانـت خداى عزوجل مى باشد تا خداوند او را بجائى که بوده است برگرداند


ویژگی های حضرت مهدی (عج)

برخی خصایص و ویژگی های امام زمان (عج) مطابق احادیث و روایات عبارتند از:

   1. از خاندان و ذریه پیامبر است
   2. هم نام و هم کنیه پیامبر (ص) و شبیه ترین مردم به آن حضرت است
   3. نهمین فرزند از فرزندان امام حسین (ع) است
   4. اسم پدرش حسن (ع) است
   5. مادرش سیده کنیزان و بهترین ایشان است
   6. دوازدهمین امام و خاتم الائمه است
   7. دارای دو غیبت صغری و کبری
   8. عمر بسیار طولانی دارد
   9. زمین را پر از عدل و داد میکند پس از آنکه پر از ظلم و ستم شده باشد
  10. گذشت روزگار او را پیر نمیکند
  11. ولادتش پنهانی است
  12. دشمنان خدا را میکشد و زمین را از شرک و ظلم پاک میکند
  13. دین خدا را آشکار و اسلام حقیقی را در روی زمین گسترش میدهد و فرمانروای روی زمین میشود
  14. با شمشیر قیام میکند
  15. دارای نسبتهایی از انبیاست که از آن جمله غیبت است
  16. روش او سیره پیامبر است
  17. پس از آنکه مردم در آزمایش های سخت واقع شوند ظهور میکند
  18. وقتی حضرت مهدی ظهور کند حضرت عیسی نازل میشود و پشت سرش نماز میخواند
  19. پیش از ظهورش بدعت ها و ظلم و گناه و تجاهر به فسق و فجور رایج میشود
  20. هنگام ظهورش منادی آسمان به نام او و پدرش ندا میکند که همه آن را میشنوند و ظهور آن حضرت را اعلام میکنند
  21. پیش از ظهورش نرخ ها بالا میرود و بیماری ها زیاد میشود و جنگ های بزرگ برپا میشود و بسیاری کشته میشوند
  22. پیش از ظهورش نفس زکیه و یمانی کشته میشوند و در بیدا (مکانی بین مکه و مدینه)خسوفی واقع میشود و دجال و سفیانی خروج میکنند و حضرت آنها را میکشد
  23. پس از ظهورش برکات آسمان و زمین آشکار میشود و زمین آباد میگردد و هیچ کس غیر خدا را پرستش نمیکند
  24. سیصد و سیزده نفر اصحاب او هستند که در یک ساعت به محضرش حاضر میشوند
  25. معجزات بسیاری دارد  و بسیاری به دیدار رحضرتش مشرف شده اند

جایگاه نمازوکار

جایگاه نماز و کار از دیدگاه امام علی (ع)

سخن از راز نماز در نهج‌البلاغه و رابطه این فریضه بزرگ الهی با علی علیه‌السلام، پیشوای عظیم‌الشأن ما و گوینده نهج‌البلاغه است، که یکی از جالب‌ترین مباحث این کتاب با عظمت را تشکیل می‌دهد. نماز، نخستین حکم الهی بود که چند روز پس از بعثت پیغمبر خاتم، حضرت محمد بن عبد اللَّه صلی اللَّه علیه و آله و سلم توسط جبرئیل امین از جانب خداوند صادر گردید و پیغمبر با تعلیم پیک وحی، آن را معمول داشت. بدین گونه که پیک وحی الهی، جبرئیل امین، چند روز بعد از آن که پیغمبر به مقام نبوّت رسید، برای دومین بار بر آن حضرت نازل گردید و آبی از آسمان آورد و طریقه وضو گرفتن و نماز گزاردن و رکوع و سجود را به پیغمبر آموخت.

بنا بر این، نماز این فریضه بزرگ الهی و عالی‌ترین فرمان خداوند عالم که بهترین حالت یک انسان با ایمان و بنده خدا در پیشگاه الهی است، نوبر احکام اسلام است و از همین‌جا نیز باید قدر آن را دانست و به اهمیت آن پی برد.

ادامه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: جایگاه نماز و کار از دیدگاه امام علی, ع, جایگاه نماز, نماز

سکوت کن


سكوت يعني آرامش

سكوت صداي غرش آب رودخانه در بهار
سكوت صداي چهچه بلبلي مست
سكوت صداي پيچيدن باد لابه لاي شاخه هاي درخت بيد مجنون
سكوت صداي برخورد قطره هاي باران به شيشه پنجره
سكوت صداي افتادن درختي پير با تني زخمي از تبر
سكوت صداي لالايي مادري براي خواب كردن كودك
سكوت صداي پاي پدري خسته از تلاش روزي حلال
سكوت صداي عقربه هاي ساعت وقت انتظار
سكوت صداي نجواي بنده با پروردگار

سكوت صداي شكستن بغض عاشقي در وداع معشوق

چهل حدیث در موردحجاب زن و مرد +ادامه مطلب

-  امام على علیه السّلام فرموده اند : پوشیده و محفوظ داشتن زن مایه آسایش بیشتر و دوام زیبایى اوست . غرر الحکم(5820)

2- امام صادق علیه السلام می فرمایند: حجاب زن برای طراوت و زیبایی اش مفیدتر می باشد.                     ( المستدرک، ج5)

3-  امیرالمومنین علیه السلام در وصیت خود به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود:«با پوشش و حجابی که برای همسرانت قرار می‌دهی، چشم آنان را از هوس و حرام بازمی‌داری، چرا که حجاب برای آنها ثبات بیشتری به ارمغان می آورد. از خروج بی‌حساب و بی‌رویه زنان جلوگیری کن، زیرا مفاسدی دارد؛ و اگر می‌توانی، کاری کن که همسرانت غیر از تو را نشناسند و با مردان رفت و آمد نداشته باشند

4- حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که: روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد. رسول خدا فرمود:« چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟» فاطمه عرض کرد:« او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند

5- رسول خدا(ص) از حضرت جبرئیل(ع) سوال نمود که آیا فرشتگان خنده و گریه دارند؟ جبرئیل فرمود: بله. (یکی از آنجاهایی که فرشتگان می‌خندند) زمانی است که زن بی‌حجابی و بدحجابی می‌میرد، و بستگان او را در قبر می‌گذارند و روی آن زن را با خشت و خاک می‌پوشانند تا بدنش دیده نشود. فرشتگان می‌خندند و می‌گویند: تا وقتی که جوان بود و با دیدنش هر کسی را تحریک می‌کرد و به گناه می‌انداخت(پدر و برادر و شوهرش و...از خود غیرت نشان ندادند) و او را نپوشاندند، ولی اکنون که مرده و همه از دیدنش نفرت دارند او را می‌پوشانند.

6-  در یک روز بارانی حضرت علی(علیه‌السلام) با پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در بقیع بودند که زنی سوار بر الاغ از آن‌جا عبور می‌کرد. ناگهان پای الاغ در چاله‌ای فرو رفت و زن از بالای آن به زیر افتاد. رسول خدا به سرعت روی خود را برگرداند. حاضران به رسول خدا گفتند این زن شلوار به تن دارد. حضرت سه بار فرمود: خداوند زنان شلوار پوش را رحمت کند. سپس فرمودند: ای مردم! شلوار را به عنوان پوشش برگزینید؛ چرا که از پوشاننده‌ترین لباس‌های شماست‌. و به‌وسیله‌ی آن از زنان خود به هنگام خروج آنان از منزل محافظت کنید. (البته باید توجه داشت که پیامبر، شلوار را به عنوان مکمل پوشش مطرح کردند، نه جایگزین پوشش!)

7- پیامبر فرموده اند:خدا مردانی را که شبیه زن می‏شوند و زنانی را که خود را شبیه مرد قرارمی‏دهند ، نفرین کرده است.

8- رسول خدا(ص) فرمودند:سه گروه، هرگز داخل بهشت نمی‌شوند :1- زنی که خود را درلباس وحرکات وامور دیگر شبیه مرد سازد  و...

9- امام علی علیه السلام می فرماید: بهترین لباس ؛ لباسی است که تو را از خدا به خود مشغول نسازد.

10-  در حدیث قدسی آمده است :به بندگانم بگوئیدبه لباس دشمنانم در نیایند و خود را شبیه دشمنان من نکنند که در این صورت آنها هم دشمنان من خواهند بود

11- پیامبر می فرمایند:خداوند شما را از عریان شدن نهی کرده است پس شرم کنید از فرشتگانی که همراه شما هستند همان گرامیانی که از شما جدا نمی شوند مگر هنگام قضای حاجت و خلوت کردن با همسر

12- از رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) پرسیدند: آیا در تنهایی می‌توانیم کشف عورت کنیم؟ حضرت جواب دادند: خداوند بیش از مردم سزاوار است که از او شرم شود.( سنن ابن ماجه )

13- رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله)فرمودند: خداوند شما را از عریان شدن بازداشته است؛(بحار الانوار ج. 56) لذا از عریان شدن بپرهیزید.( سنن الترمذی )

14- حضرت علی(علیه‌السلام) می فرمایند: وقتی کسی عریان شود، شیطان به او نظر می‌اندازد و در او طمع می کند؛ پس خود را بپوشانید.( تهذیب )

15- پیامبر سه بار فرمود :خدایا ! زنان شلوار پوش را بیامرز . اى مردم ! شلوار بپوشید که شلوار پوشاننده ترین جامه‌‏هاى شماست و زنان خود را در موقعى که بیرون مى‏آیند با شلوار حفظ کنید

16- پیامبر فرمود: صیانت زن او را شادابتر و زیبایى‏اش را پایدارتر مى‏کند

17- پیامبر فرمود: غذائی بخور که خود می پسندی ولی لباسی بپوش که مردم می پسندند

18- در روایت است که برای پیامبر چند قواره پارچه آوردند پیامبر قواره ای را به یکی از یاران خود داد و به او فرمود که این را دو قسمت کن: قسمتی را برای خود جامه کن و قسمت دیگر آن را به همسرت بده تا برای خود روسری کند. بعد به وی فرمود: به همسرت بگو برای این پارچه آستری فراهم کند تا بدن وی از زیر آن نمایان نباشد.( سنن أبی داود، ج 2)

19- رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: هلاکت زنان امت من در دو چیز است: «طلا و لباس نازک‌‌».( شیخ مفید، امالی).

20- حضرت علی(ع) فرمودند: بر شما باد بر پوشیدن لباس ضخیم؛ چرا که هرکس لباسش نازک باشد، دینش نازک است.


ادامه مطلب

احادیث جالب و خواندنی از امام علی علیه السلام

 


 

امام جعفر صادق علیه السلام غیبت آن است كه درباره برادرت چیزى بگویى كه خداوند آن را پنهان كرده است
دانش نه در آسمان است که بر شما فرود آید و نه در زیر زمین تا برایتان بیرون آید؛ بلکه دانش در دلهایتان سرشته شده است . به آداب روحانیان متأدّب شوید تا برایتان آشکار گردد . [امام علی علیه السلام]
الحقائق فی محاسن الاخلاق، قرّه العیون، فیض كاشانی، ص 439، مكتبه اسلامیه، تهران، 1378 ق.

 طلب آمرزشامام علی (عليه ‌السلام):
تَعَطَّرُوا بِالاِستِغْفارِ لا تَفْضَحَنَّكُمْ رَوَايِحُ الذُّنُوبِ.
با طلب آمرزش معطّر و خوشبو شوید تا بوی بد گناهان شما را رسوا نکند.  بحار الأنوار، ج 6، ص 22
 

امام علی (عليه ‌السلام):حُسْنُ العَفافِ والرِّضا بِالكَفافِ مِن دَعائِمِ الإيمانِ.
خويشتن‌داری و به قدر كفافْ خرسند بودن، از پايه‌های ايمان است. عیون الحکم والمواعظ، ص 229
امام علی (عليه ‌السلام):
سخاوت آن است که تو آغاز کنی ، زيرا آنچه با درخواست داده می شود يا از روی شرم و يا از بيم شنيدن سخن ناپسند است  نهج البلاغه حکمت شماره 52
 
امام علی (عليه ‌السلام):
صَوْمُ شَعْبانَ يَذْهَبُ بِوَسْواسِ الصَّدْرِ وَبَلابِلِ القَلْبِ.
روزۀ ماه شعبان، وسواس دل و پريشانی‌های جان را از بين می‌برد.الخصال، ص612..
امام علی (عليه ‌السلام):
تَعَطَّرُوا بِالاِستِغْفارِ لا تَفْضَحَنَّكُمْ رَوَائِحُ الذُّنُوبِ.
با طلب آمرزش معطّر و خوشبو شوید تا بوی بد گناهان شما را رسوا نکند. بحار الأنوار، ج 6، ص 22
 

 
امام على (علیه السلام):
فَضلُ فِكرٍ وَ تَفَهُّمٍ أنجَعُ مِن فَضلِ تَكرارٍ وَ دَراسَةٍ.
اندیشیدن و فهمیدن سودمندتر است از تکرار بسیار و درس گرفتن.
غررالحکم و دررالکلم، ح6564
 
امام علی (علیه‌ السلام):
يَوْمُ المَظْلومِ عَلَی الظّالِمِ أشَدُّ مِنْ يَوْمِ الظّالِمِ عَلَی المَظْلومِ.
روز ستمديده بر ستمكار سخت‏تر است از روز ستمكار بر ستم‌كشيده. نهج‌ البلاغه، حكمت 241
  


 
 امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند :
با بى ‏اعتنايى به كارهاى پست ، قدر خود را بالا بريد  بحارالأنوار جلد 75 صفحه 64

 


امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند آبـروى تـو بـر جـبین تو بسته است و خواهش ، آن را قطره قطره مى چكاند. پس بنگر كه آن را نزد چه كس ‍ فرو مى چكانى. (نهج البلاغه، ح 347)

 


امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند مـال خـود را بـه كـسـی كـه بـراى تو از آبرویش گذاشته است ، ارزانى دار، زیرا هیچ چیز با بخشیدن آبرو برابرى نكند.
(شرح غررالحكم ، ج 2، ص 236)


 امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند:
آبرویت را آماج تیرهاى گفتار قرار مده . (نهج البلاغه ، ن 69، ص 1067)
 
۱ ـ امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند: چهار چيز است كه به هر كس داده شود خير دنيا و آخرت به او داده شده :
راستگويى 
امانتدارى                                    
حلال خورى
وخوش اخلاقى   
 غررالحكم حکمت 2142
 
هر کس به جز حق جویای عزت شود به ذلت در افتد و هر کس با حق عناد ورزد خوار گردد  
تحف العقول صفحه 95
 
 
 امام علی (علیه‌ السلام):
ما بَرَأ َاللهُ نَسِمَةً خَیْراً مِنْ مُحَمَّدٍ (ص).
خداوند آفریده‌ای بهتر از محمّد (ص) نیافریده  است کافی، ج 1، ص 440
 



   

  امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند:از گناهان دوری کنید که هیچ بلا و کمبود رزقی حتی خراش پوستی ولغزش پایی ومصیبتی نیست مگر به خاطر گناه.


 

 نقطه بسم الله

شیخ سلیمان بلخی قندوزی در کتاب خود نوشته؛
در کتاب الدّرالمنظم (آمده) بدانکه جمیع اسرارکتب آسمانی درقرآن امده است وآنچه که
 در قرآن موجود است، در فاتحه الکتاب، و آنچه که در فاتحه آمده، در  بسم الله  است،
 و آنچه در بسم الله است، در باء بسمله، و آنچه در باء بسمله است، در نقطه زیر  باء
 است.امام علی –کرم الله وجهه- فرمود؛ من آن نقطه زیر بایم... فرمود؛ از من  سوال
 کنید از اسرار پنهانی؛ من وارث علوم انبیاء هستم.*
*م: ینابیع الموده، ج1
 
 
  ـ امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند:نماز قلعه و دژ محکمی است که نمازگزار را از  حملات  شیطان نگاه می دارد .    (غررالحکم صفحه 56)
 
  ـ امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند: تمام کارهای نیک ، حتی جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر
چون قطره آبی است در برابر دریای پهناور               نهج البلاغه حکمت 374
 
 
 
   امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند:عذر برادرت را بپذير و اگر عذرى نداشت ، عذرى برايش بتراش .
  بحار الأنوار جلد 74 صفحه 165
 
اسراف  امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند:السَّرَفُ مَثْواةٌ، وَالْقَصَدُ مَثْراةٌ.اسراف موجب هلاکت و میانه‌روی مایۀ زیاد شدن ثروت است.   بحار‌الأنوار، ج 72، ص 192
 حق و باطل امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند:إنَّ الحَقَّ ثَقیلٌ مَرِي‌ءٌ وَ إنَّ الباطِلَ خَفیفٌ وَبِيءٌ.همانا حق سنگین است، امّا گوارا؛ و باطل سبک است، امّا مسموم و مبتلا.نهج البلاغه، حکمت 376  
 
امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند:عَجِبتُ لِمَنْ یَقنَطُ ومَعهُ الاستِغفارُ!
در شگفتم از كسى كه آمرزش‌خواهى را دارد و با اين حال نومید می شود   
 نهج البلاغه: حکمت 87

 امیرالمومنین علی می فرمایند :ظلم قدم را می لغزاند و نعمت ها را سلب می کند و امت ها را به هلاکت می کشاند .  شرح غرر الحکم جلد 2 صفحه 36


 امیر المومنین علیعلیه السلام  می فرمایند:ََََََََََََََهیچ ثروتی چون عقل و هیچ فقری چون جهل و هیچ میراثی چون ادب و هیچ پشتیبانی چون مشورت نخواهد بود   تحف العقول صفحه 89

 



امام على (علیه السلام):
أقْبَحُ الْغَدْرِ إذاعَةُ السِّرِّ.
زشت‌ترين خيانت، فاش كردن راز است    مستدرک الوسائل: 12 / 305


خاموشىامام على (علیه السلام):اِلْزَمِ الصَّمتَ فَأدنَی نَفعِهِ السَّلامَةُ.
خاموشى پيشه كن، زيرا كمترين سود آن سالم ماندن استغرر الحکم، ص 2314

 


قال علی (ع) : و حَجُّ البَیتِ و العُمرَةُ، فإنَّهُما یَنْفِیانِ الفَقرَ، و یُکَفِّرانِ الذَّنبَ، و یُوجِبانِ الجَنَّةَ. 

به جا آوردن حج و عمره ناداری را از بین می‌برد، گناهان را پاک می‌کند و موجب رفتن به بهشت می شود   میزان الحکمه، ح 3280


 

قال علی (ع) : با خردمندان مشورت کن ، تا از لغزش و پشیمانی در امان باشی  شرح غرر الحکم جلد 4 صفحه 179


 

 امام علی (علیه‌ السلام):
سَبَبُ زَوالِ اليَسارِ مَنعُ المُحْتاجِ.
راندن نیازمند، علت از بین رفتن آسایش‌ است.  غررالحکم و دررالکلم، ج 4، ص 190


 

امام علی (علیه‌ السلام):
لَو يَعْلَمُ المُصَلِّي ما يَغْشاهُ مِنَ الرَّحمَةِ لَما رَفَعَ رَأسَهُ مِنَ السُّجودِ.

اگر نماز گزار می‌دانست که تا چه اندازه مورد رحمت خداوند است، هرگز سر از سجده برنمی‌داشت. تصنيف غررالحكم، ص 175


زن گل است و لطيف ، نه كارگزار و دلير   نهج البلاغه ، نامه 31


 تدبیر حکومتامام علی (عليه‌السلام):
حُسنُ السّیاسَةِ قِوامُ الرَّعیَّةِ.
سیاست‌ورزی نیکو مایۀ استواری مردم است. غررالحکم و دررالکلم،  ح 4818



 

ذوالفقار

اقای من کی فرجت

احادیثی از امام زمان(عج)

1- فَلا ظُهُورَ إِلاّ بَعْدَ إِذْنِ اللّهِ تَعالى ذِكْرُهُ وَ ذلِكَ بَعْدَ طُولِ الاْمَدِ وَ قَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ امْتِلاءِ الاْرْضِ جَوْرًا:


ظهورى نيست، مگر به اجازه خداوند متعال و آن هم پس از زمان طولانى و قساوت دل‌ها و فراگير شدن زمين از جور و ستم.



۲- سَيَأْتى إلى شيعَتى مَنْ يَدَّعِى المُشاهَدَةَ. أَلا فَمَنِ ادَّعَى المُشاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْيانى وَ الصَّيْحَةِ فَهُوَ كَذّابٌ مُفْتَر وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيم:


 آگاه باشيد به زودى كسانى ادّعاى مشاهده (نيابت خاصّه) مرا خواهند كرد. آگاه باشيد هر كس قبل از خروج «سفيانى» و شنيدن صداى آسمانى، ادّعاى مشاهده مرا كند دروغگو و افترا زننده است؛ حركت و نيرويى جز به خداى بزرگ نيست.



۳- إِنَّ الدُّنْيا قَدْ دَنا فَناؤُها وَ زَوالُها وَ أَذِنَتْ بِالْوِداعِ وَ إِنّى أَدْعُوكُمْ إِلَى اللّهِ وَ رَسُولِهِ(صلى الله عليه وآله وسلم) وَ الْعَمَلِ بِكِتابِهِ وَ إِماتَةِ الْباطِلِ وَ إِحْياءِ السُّنَّةِ:



 دنيا فنا و زوالش نزديك گرديده و در حال وداع است، و من شما را به سوى خدا و پيامبرش ـ كه درود خدا بر او و آلش باد ـ و عمل به قرآنش و ميراندن باطل و زنده كردن سنّت، دعوت مى‌كنم.


۴- زَعَمَتِ الظَّلَمَةُ أَنَّ حُجَّةَ اللّهِ داحِضَةٌ وَ لَوْ أُذِنَ لَنا فِى الْكَلامِ لَزالَ الشَّكُّ:


 ستمگران پنداشتند كه حجّت خدا از بين رفته است، در حالى كه اگر به ما اجازه سخن گفتن داده مى‌شد، هر آينه تمام شكّ‌ها را از بين مى‌برديم.


۵- ما أُرْغِمَ أَنْفُ الشَّيْطانِ بِشَىْء مِثْلِ الصَّلوةِ، فَصَلِّها وَ أَرْغِمْ أَنْفَ الشَّيْطانِ:


 هيچ چيز مثل نماز، بينى شيطان را به خاك نمى‌مالد، پس نماز بخوان و بينى شيطان را به خاك بمال.


۶- أَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الْعَمى بَعْدَ الْجَلاءِ وَ مِنَ الضَّلالَهِ بَعْدَ الْهُدى وَ مِنْ مُوبِقاتِ الاْعْمالِ وَ مُرْدِياتِ الْفِتَنِ:


 پناه به خدا می‌برم از نابينايى بعد از بينايى و از گمراهى بعد از راهيابى و از اعمال ناشايسته و فرو افتادن در فتنه‌ها.



۷- إِنَّ اللّه مَعَنا و لا فاقَةَ بِنا إِلى غَيْرِهِ وَ الْحَقَّ مَعَنا فَلَنْ يُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعُنا:


 خداوند با ماست، و به جز ذات پروردگار به چيزى نياز نداريم، و حقّ با ماست. اگر كسانى با ما نباشند، هرگز در ما وحشتى ايجاد نمى‌شود، ما دست‌پرورده‌هاى پروردگارمان، و مردمان، دست‌پرورده‌هاى ما هستند.


۸- قَدْ آذانا جُهَلاءُ الشّيعَةِ وَ حُمَقاؤُهُمْ، وَ مَنْ دينُهُ جَناحُ الْبَعُوضَةِ أَرْجَحُ مِنْهُ:


 حضرت مهدى(عليه السلام) به محمّد بن على بن هلال كرخى فرموده‌اند :نادانان و كم‌خردان شيعه و كسانى كه بال پشه از ديندارى آنان محكمتر است، ما را آزردند.


منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله بهجت 

 

شهید

شهادت پایان نیست آغاز است...

 

به تماشای نگاهت که می نشینم

 اشک از چشمانم  سرازیر میشود

سکوت می کنم

کجایید ای شهیدان خدایی در ذهنم تداعی میشود....

و دلم تنگ میشود برای خوبی های فراموش شده

دلم تنگ میشود برای  از یاد رفته ها

برای فرشته های زمینی...

کاش بودید


لینک سایت  شهید ابراهیم هادی در ابتدای لینک ها قرار داره

 یه سری بزنید

و اگر دوست داشتین کتابشو تهیه کنید و بخونید

با خوندن کتابش  فهمیدم

چقدر تا آسمون راهه...

تا انسان بودن...

و چه زیبا رفتند شهیدان

جاده ای را  که به سمت خدا می رفت

 




درمحضر علما

قرار فردا در محضر استاد...


رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند:هر که دقت و حوصله پیش گیرد به آرزوی خویش برسد . نهج الفصاحة صفحه 12

علامه طباطبایی(ره)
:راه رسیدن به امام زمان.عج.در خوب شدن ماست..آن حضرت خود فرموده اند که شما خوب باشید ما خودمان شما را پیدا می کنیم...

آیت الله قاضی(ره):(استاد آیت الله بهجت)...اگر در این مسیر به جایی رسیده باشم از دو چیز است:قرآن کریم وزیارت حضرت سیدالشهداء...

آیت الله بهجت (ره):در تعبدیات از ما کوه کندن نخواسته اند.سخت ترینش نماز شب خواندن است،که در حقیقت تغییر وقت خواب است ؛نه اصل بی خوابی؛بلکه نیم ساعت زودتر بخواب تا نیم ساعت زودتر بیدار شوی...

آیت الله بهجت (ره): خدا می داند یک صلواتی که انسان بفرستد و برای میتی هدیه کند چه معنویتی؛چه صورتی ؛چه واقعیتی برای همین یک صلوات است!

www.askdin.com

راستی فردا دوشنبه است وپرونده ی  از شنبه تا دوشنبه این هفته مان را برای  آقا می برند امشب را

 فرصت داریم که گناهانمان را با اشک چشمان خودمان پاک کنیم ...نه با چشمان نازنین مولای

 مان....من که خیلی خجالت می کشم برای تمام عمرم ...برای تمام روز هایم  که تا به حال نفس

 کشیدم مرا ببخش آقا جان...

امام زمان ما

بسم اله الرحمن الرحیم

عکس گاه...


 اللهمّ ارْزُقنی فیهِ رحْمَةَ الأیتامِ وإطْعامِ الطّعامِ وإفْشاءِ السّلامِ وصُحْبَةِ الکِرامِ بِطَوْلِکَ یا

 ملجأ الآمِلین

 خدایا روزیم کن در آن ترحم بر یتیمان وطعام نمودن بر مردمان وافشاء سلام ومصاحبت کریمان به فضل خودت اى پناه آرزومندان.

دلم تنگ است آقا...بیا...

باید وسط هفته بیایی آقا

دیریست که جمعه های ما تعطیل است


 

دل من خون شد ازین غم، تو کجایی؟

و ای کاش که این جمعه بیایی!

دل من تاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره، مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد؟


تو کجایی؟ تو کجایی...
 
و تو انگار به قلبم بنویسی:

که چرا هیچ نگویند

مگر این منجی دلسوز ، طرفدار ندارد ، که غریب است؟

و عجیب است

که پس از قرن و هزاره

هنوزم که هنوز است

دو چشمش به راه است

و مگر سیصد و اندی نفر از شیفتگانش ، زیاد است

که گویند

به اندازه یک « بدر » علمدار ندارد!

و گویند چرا این همه مشتاق ، ولی او سپهش یار ندارد!

 
=-=-=

جواب امام زمان:

تو خودت!

مدعی دوستی و مهر شدیدی که به هر شعر جدیدی،

ز هجران و غمم ناله سرایی ، تو کجایی؟

تو که یک عمر سرودی «تو کجایی؟» تو کجایی؟

باز گویی که مگر کاستی ای بُد ز امامت ، ز هدایت ، ز محبت ،

ز غمخوارگی و مهر و عطوفت

تو پنداشته ای هیچ کسی دل نگران تو نبوده؟

چه کسی قلب تو را سوی
خدای تو کشانده؟

چه کسی در پی هر غصه ی تو اشک چکانده؟

چه کسی دست تو را در پس هر رنج گرفته؟

چه کسی راه به روی تو گشوده؟

چه خطرها به دعایم ز کنار تو گذر کرد

چه زمان ها که تو غافل شدی و یار به قلب تو نظر کرد...

و تو با چشم و دل بسته فقط گفتی...

تو کجایی!؟ و ای کاش بیایی!

هر زمان خواهش دل با نظر یار یکی بود، تو بودی...

هر زمان بود تفاوت ، تو رفتی ، تو نماندی.

خواهش نفس شده یار و خدایت ،

و همین است که تاثیر نبخشند به دعایت ،

و به آفاق نبردند صدایت

و غریب است
امامت

من که هستم ،

تو کجایی؟

تو خودت کاش بیایی

به خودت کاش بیایی...!
 
=-=-=-=-=
 
اللهم عجل لولیک الفرج
و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه و شیعته
و المستشهدین بین یدیه
هر روز

  برای آمــدنــت


  دعـــا مــی ‌کــنــيــم


  و بـرای نـيـامـدنـت


  کــارهــای زيــادی..


  ... اللهم عجل لولیک الفرج

 






انتظار...



عکس قرآن


اگر آيي همه‌ي شهر به هم مي‌ريزد

قله هاي غم من پشت سرم ، ميريزد


با خبر باش كه اي يوسف كنعاني من

دست هاي كرم اهل كرم ميريزد

 
حرم الله معظم به خداوند تويي

تو ستون حرمي ، بي تو حرم ميريزد

 
و اذا زلزلت الارض ، قمر ، شمس تويي

از تو توحيد ،ز تو نون و قلم ميريزد

 
حسن چشمان شما ، ديد مرا كرد عوض

ازنگاه تو ولم يولد و لَم ميريزد

 
تو كه يك گوشه چشمت غم عالم ببرد

پس نگه كن به لبم ، منتظرم ميريزد  
                                                      التماس دعا ...یامهدی.عج.

یاران امام رضا علیه السلام خفته در حرم مطهرش

 

زندگینامه جناب حاج شیخ جعفر مجتهدی رضوان الله علیه
                               
جناب شیخ جعفر مجتهدی در اول بهمن ماه 1303 هـ.ش در خانواده‌ای متدین و مرفه در شهر تبریز دیده به جهان گشودند. خانواده‌ای كه از نظر نجابت و اصالت جزء خانواده‌های مشهور آن سامان به شمار می‌آمد. پدر ایشان جناب حاج میرزا یوسف از دلباختگان آستان ولایتمدار قبله العشاق ، حضرت سیدالشهداء (علیه‌السلام) بودند، ایشان بعد از فقدان پدرشان جناب حاج میرزا یوسف، تحت كفالت و سرپرستی مادر بزرگوارشان، آن بانوی علویه قرار گرفتند.
ایشان می فرمودند :
از همان سنین نوجوانی علاقه عجیبی به تزکیه نفس داشتم و شروع به تهذیب نفس و خودسازی و تقویت اراده نمودم  چون بسیار دوست داشتم به بینوایان و مستمندان كمك كرده و زندگی آنها را از فقر و تنگدستی نجات بخشم، سعی و تلاش بسیاری می‌نمودم تا معمای لاینحل كیمیا به دست من حل گردد، لذا قسمتی از سرمایه پدری را در این راه صرف نمودم ولی به نتیجه‌ای نرسیدم، اما چون این كوشش من همراه با توسلات شدید بود، یك روز ناگهان هاتف غیبی به من ندا در داد: جعفر؛ كیمیا، محبت ما اهل بیت عصمت و طهارت است، اگر کیمیای واقعی می خواهی بسم الله این راه و این شما .
با شنیدن آن ندای غیبی هدف و مسیر زندگیم بكلی دگرگون شده و بر آن شدم تا به جای تسخیر جن و انس و ملك و اكتساب كیمیا به دنبال حقیقت همیشه جاوید و پاینده، یعنی محبت و دوستی ائمه اطهار (علیهم‌السلام) بروم.
ایشان می فرمودند :
بی‌قراری عجیبی سراسر وجودم را فرا گرفت و آن چنان بی‌تاب و حیران اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) شدم كه لحظه‌ای نمی‌توانستم در منزل و شهر خود باقی بمانم ، لذا صبح روز بعد از تبریز به قصد كربلای معلی حركت كرده و از مرز خسروی وارد خاك عراق شدم. در اولین ایستگاه بازرسی، مأموران حكومتی عراق به خاطر نداشتن جواز ورود، مرا به عنوان جاسوس دستگیر و به زندان انداختند.
چندین ماه در زندان بودم و در آن جا شور و حالی كه نسبت به ائمه اطهار (علیهم‌السلام) داشتم را ادامه داده ودائماً در حال توسل بودم و استخلاص خود را از حضرت امیر و آقا امام حسین (علیهما السلام) تقاضا می‌كردم البته از همان روز اول تا آخر ، دائماً و در تمام حالات نظر آقا حضرت اباالفضل العباس (علیه‌السلام) بر من بود كم‌كم در اثر آن توسلات و ریاضتهای اجباری كه در زندان بر من وارد می‌شد، روحم صفای خاصی به خود گرفت، بطوری كه رؤیاهای صادقی می‌دیدم و فوراً به وقوع می‌پیوست كه باعث قوت روح و امیدواری در من می‌گشت.
ایشان در مورد اقامتشان در نجف می فرمودند :


ادامه مطلب
سید محمدکاظم عصار تهرانی (۱۲۶۴ در تهران - ۱۹ دی ۱۳۵۳ در تهران) روحانی ایرانی و استاد فلسفه دانشگاه تهران بود.وی به همراه سید نصرالله اخوی و محسن صدر از نویسندگان قانون حقوق مدنی ایران بود و آیت الله سید محمد عصار پدر وی است. شمسی عصار فرزند اوست. آثار «مجموعه آثار عصار»، به اهتمام سید جلال‌الدین آشتیانی، ناشر: انتشارات امیرکبیر، ۱۳۷۶ رساله در برخی از مسائل الهی عام، محمدکاظم عصار، منوچهر صدوقی سها، ناشر: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی - ۱۳۸۳ دروس منطق و فلسفه، محمدکاظم عصار، ناشر: بوستان کتاب قم - ۱۳۸۳ مقالاتی در وحدت وجود اجابة الدعا فی مسالة البداء (به زبان عربی) تفسیر سوره حمد (به زبان فارسی) تقریر دروس فقه و اصول شریعت اصفهانی، و آقا ضیاء عراقی و شرح و تعلیقاتی بر آن رسائل متعدد در مسائل و قواعد فقهی علم الحدیث (به زبان فارسی) این کتاب به مترجمی صلاح الصاوی، به عربی ترجمه ترجمه و سید حسین نصر مقدمه فارسی بر آن دارد. حاشیه بر کفایة الااصول محمدکاظم خراسانی. حاشیه بر رسائل شیخ انصاری منابع علامه محمد کاظم عصار؛ عصاره علم عصر ↑ درباره محمدکاظمعصار ↑ زندگی نامه و خدمات علمی و فرهنگی مرحوم استاد سید محمد کاظم عصار تهرانی، امید قنبری، ناشر: انجمن آثار و مفاخر فرهنگ، ۱۳۸۶ ↑ دانشکده الهیات

بجنوردی ـ محمدتقی

 

او اهل بحنورد بود و برای تحصیل علوم دینی به نجف رفت و نزد صاحب جواهر و شیخ مرتضی انصاری فقه و اصول را فرا گرفت و به مشهد آمد. به نوشته اعتماد السلطنه، مردم ولایت خراسان اعتماد عجیبی به وی داشتند. حاج سیاح هم در خاطرات خود از تقوا و ورع او تجلیل بسیار کرده است.

در جریان نهضت تنباکو، بیت شیخ قطب معنوی آن روز خراسان شمرده می‌شد، با این حال ایشان چندان که باید با گسترش نهضت موافق نبود و شرایط را مناسب نمی‌دید. شاید از دسایس دولت‌های بیگانه که نمایندگی‌های فعالی در خراسان داشتند، بیمناک بود.

خانه او در ابتدای خیابان شیرازی مشهد، در کوچه‌ای به نام خود وی، تا همین چند سال پیش محل برگزاری پرشورترین مجالس روضه‌خوانی در ایام عاشورای حسینی بود؛ اما با تخریب آن در جریان توسعه حریم حرم، اکنون نام وی بر حسینیه‌ای در خیابان سجادی مشهد نهاده شده است.

وی شب چهاردهم صفر 1314 ق زندگی را بدرود گفت و در رواق دارالسیاده حرم مطهر امام رضا(ع) به خاک سپرده شد.

ولادت

آیت الله حاج سید یونس اردبیلی فرزند سید محمد تقی فرزند میرفتحعلی، در سال ۱۲۹۳ قمری برابر با سال ۱۲۵۵ شمسی، در خاندان علم و فضیلت در شهر اردبیل دیده به جهان گشود. اجداد ایشان همگی از روحانیون سر شناس منطقه بوده اند.

تحصیلات

ایشان پس از گذران دوران کودکی تحت تعلیم و تربیت والد خود، قرائت قرآن و دروس مکتب خانه ای و مقدمات علوم حوزوی را فرا گرفت. وی پس از مدتی در حلقه درس علماء وقت حوزه علمیه اردبیل، از آن جمله آیت الله سید مرتضی خلخالی وارد گردید و در سنین نوجوانی با توجه به استعداد درخشان خود به رتبه بالائی از علم دست یافت.

آیت الله اردبیلی در سال۱۳۱۰ قمری (برابر با سال ۱۲۷۱ شمسی)، عازم حوزه علمیه زنجان شد و به مدت دو سال از دروس معقول و منقول عالم عامل و فقیه زاهد آیت الله آخوند ملا قربانعلی زنجانی معروف به حجت الاسلام زنجانی و آیت الله آخوند ملا سبز علی زنجانی و آیت الله مجید حکمی بهره گرفت.

ایشان در سال ۱۳۱۳ قمری (برابر با سال ۱۲۷۳ شمسی) به حوزه علمیه نجف اشرف که در آن زمان با حضور علماء و فقهاء نامی یکی از پرفروغ ترین دوران های خود را سپری می کرد، عزیمت نمود و از محضر آیات عظام فاضل شربیانی، شریعت اصفهانی، سید محمد کاظم طباطبائی یزدی و بخصوص آخوند ملا محمد کاظم خراسانی ( معروف به آخوند خراسانی) بهره مند شد و به رتبه عالی اجتهاد نائل گردید .

وی پس از رحلت استاد خود مرحوم آخوند خراسانی در سال ۱۳۲۹ قمری در حوزه علمیه نجف بر کرسی تدریس نشست و جویندگان علم و فضیلت را از گنجینه دانش خود بهره مند ساخت.

آیت الله حاج سید یونس اردبیلی پس از چند سال و همزمان با دوران مرجعیت آیت الله العظمی میرزا محمد تقی شیرازی، به کربلای معلی مشرف شد و در حوزه درسی میرزای شیرازی شرکت کرد و مورد

توجه ایشان قرار گرفت. رسیدگی به امور طلاب علوم دینی از سوی میرزا به وی واگذار شد و مدتی نیز سرپرستی حوزه نجف را به دستور میرزا، عهده دار شد.

بازگشت به وطن

ایشان در سال ۱۳۴۶ قمری در حالی که از علما و فقهای برجسته و سرشناس حوزه مقدس نجف اشرف بشمار می رفت، به زادگاه خود دار الارشاد اردبیل مراجعت نمود.

از آنجا که در این تاریخ عده ای از علماء و فقهاء عظام حوزه علمیه اردبیل همچون حضرات آیات میرزا یوسف مجتهد اردبیلی، میرزا علی اکبر آقا مجتهد، میرزا عبد الله اردبیلی، شیخ ستار اردبیلی، شیخ حسن طاهری و دیگران، چهره در نقاب خاک کشیده بودند، آیت الله حاج سید یونس اردبیلی بعنوان یکی از علماء اعلام در مسند افتاء و مرجعیت و تدریس و ارشاد نشست و به رتق و فتق امور دینی منطقه در کنار علمای اعلام همت گمارد.

سفر به مشهد مقدس

وی در پانزدهم ربیع الاول سال ۱۳۵۴ قمری (مصادف با ۲۵ خرداد سال ۱۳۱۴ شمسی بقصد اقامت و مجاورت حضرت امام رضا (ع)، عازم مشهد مقدس گردید و مورد استقبال علماء و عموم طبقات آن سامان واقع شد. بلافاصله پس از ورود آیت الله حاج سید یونس اردبیلی، موج واقعه ننگین کشف حجاب رضا خانی به مشهد مقدس فرا رسید و ایشان در کنار آیت الله حاج آقا حسین قمی و آیت الله میرزا محمد آقا زاده و دیگر علماء حوزه علمیه مشهد مقدس، رهبری نهضت مقاومت در برابر اقدامات ضد دینی رضاخان را عهده دار گردید.

تبعید به زادگاه و هجرت دوباره به مشهد

پس از فاجعه کشتار مردم بپاخاسته در مسجد گوهر شاد، در اواسط ربیع الثانی سال ۱۳۵۴ قمری (برابر با اواخر تیرماه سال ۱۳۱۴ شمسی) آیت الله اردبیلی به همراه جمعی دیگر از علماء مشهد دستگیر و در تهران زندانی شدند و پس از محاکمه، ایشان به زادگاه خود اردبیل تبعید گردیدند.

آیت الله سید یونس اردبیلی در دوره دوم حضور خود در اردبیل نیز منشاء خدمات و مرجع مراجعات دینی و علمی گشت و به تدریس و تبلیغ و اقامه جماعت و دیگر شئونات و وظایف روحانیت همت گماشت.

پس از سقوط رضاخان در سال ۱۳۲۰ شمسی ایشان مجددا به مشهد مقدس بازگشت و ضمن تدریس در حوزه علمیه مشهد، جزء مراجع تقلید جهان تشیع قرار گرفت.

وی در میان علماء و بزرگان عصر خویش علاوه بر اشتهار علمی و فقهی در حد مرجعیت، به ویژگی هایی چون تقدس، تقوی، زهد، بی اعتنائی به زخارف دنیا، شجاعت، صراحت لهجه و اهتمام به نهی از منکر و امر به معروف، شناخته شد و مورد تکریم و تعظیم فوق العاده بزرگانی چون آیت الله العظمی حاج آقا

حسین بروجردی، آیت الله العظمی حاج آقا حسین طباطبائی قمی، آیت الله العظمی میلانی، آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی و دیگر اعاظم عصر خود واقع گردید.

حضرت امام خمینی (ره) علیرغم اینکه از تعداد معدودی از از علماء و مراجع نام برده و تجلیل کرده اند، بارها و در موارد متعدد از ایشان یاد کرده و آن بزرگوار را مایه افتخار دانسته و از مبارزات سیاسی و روحیه ستم ستیزی ایشان تمجید نموده اند. مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای نیز ایشان را یکی از علماء مجاهد عصر حاضر دانسته و مقام عالی ایشان را ستوده اند.

آیت الله حاج سید یونس اردبیلی در طول حیات بابرکت خود، علاوه بر تربیت شاگردانی چون آیت الله العظمی سید محمد حجت کوه کمره ای، آیت الله شیخ محمد علمی اردبیلی، آیت الله شیخ محمد واعظ زاده خراسانی، آیت الله حاج آقا مروج و حجج اسلام شیخ کاظم مدیر شانه چی، شیخ عبدالرحیم جعفری، شیخ یوسف صاحب الزمانی و دکتر سید جواد مصطفوی، تالیفاتی را در زمینه فقه و اصول از خود به یادگار گذاشته است که از آن جمله، رساله هایی در صلوه المسافر، قاعده لاضرر، فروعات علم اجمالی، بحث ترتب و معتقدات القاصر فی اصول الدین، حاشیه بر کتاب عروه الوثقی و رساله عملیه با نام وجیزه المسائل می باشد.

وفات

سرانجام، این مرجع عالیقدر و فقیه عالی مقام در ۲۱ ذیقعده سال ۱۳۷۷ قمری برابر با ۳۰ اردیبهشت ماه سال ۱۳۳۷ شمسی به دیار باقی شتافت و پس از تشییع با شکوه، پیکر مطهرش در پایین پای مقدس حضرت ثامن الحجج امام علی بن موسی الرضا (ع) (در رواق دارالسعاده) به خاک سپرده شد .

مبارزات آیت الله سید یونس اردبیلی (به روایت اسناد و خاطرات)، عنوان کتابی است که از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی برای اولین بار در سال ۱۳۸۵ منتشر شده است.

در خیرآباد در نیشابور در ۱۳۱۰ هجری قمری، به دنیا آمد. نام مادرش، فاطمه و پدرش، اسدالله بود.

پدر، که محمد تقی را مستعد فراگیری علوم می‌بیند در ۱۸ سالگی برای کسب علم به مشهد می‌فرستد و او سه سال در خدمت شیخ محمد کدکنی (در گذشته ۱۳۵۷ هـ. ق.) که از بزرگان علما بود به کسب علم پرداخت. از اواخر سال۱۳۳۳ هـ. ق در محضر درس استاد یگانه ادبیات و بلاغت اسلامی آن زمان در حوزه خراسان یعنی ادیب نیشابوری حاضر شد و بعد از آزمون ورودی که به صورت شفاهی صورت می‌گرفت موردتوجه خاص ایشان قرار گرفت به طوری که خود در ۲۵ سالگی، صاحب حوزهٔ تدریس گردید. در زمستان سال ۱۳۴۷ ش.، هنگام رفتن به مدرس به زمین خورده دچار شکستگی پا شدند و همین حادثه موجب شد که خانه‌نشین شده و بالاخره در ۲۱ آذرماه ۱۳۵۵ش (بیستم ذی الحجه ۱۳۹۶ هـ. ق.) درگذشت و به همت بعضی از شاگردانش در ایوان آخرین غرفه جنوب غربی صحن عتیق (انقلاب) رضوی به خاک سپرده شد. از جمله بزرگترين شاگردان وي مي توان به دكتر محمدجعفر جعفري لنگرودي حقوق دان بزرگ ايران و اسلام و صاحب تاليفات عديده در فقه . حقوق و ادبيات و فلسفه حقوق اشاره كرد.

در ميان فرزندان و خاندان آخوند خراساني هيچ كس به اندازه آيت الله ميرزا احمد نجفي خراساني كه به علت انتساب به كتاب كفايه الاول پدرش به كفايي مشهور شده در عالم سياست آمد و شد و شهرت نداشته است به طوري كه از سن حدود بيست سالگي در سياست بوده وهنگام ورود به دهه دهم زندگي خويش هم سياست پيشه بوده است.

ميرزا احمد سومين فرزند از دومين همسر آخوند خراساني است كه در روز ولادت نبي اكرم يعني 17ماه ربيع الاول سال 1300 قمري در شهر نجف اشرف متولد شده است.

دروس مقدمات و سطح را نزد چند تن از بزرگان از جمله سيد ابوالحسن اصفهاني و ميرزا محمدآقازاده(برادرش) فرا گرفت و در جواني وارد حوزه با عظمت والد مكرمش آخوند خراساني شد و ده سال از پدر استفاده علمي نمود و از پدر اجازه اجتهاد گرفت.او به دقت نظر و حدت ذهن و تيز هوشي و درايت موصوف است.در نهضت مشروطه از ياران پدرش بود و موقع فوت پدر-علي رغم وجود دو برادر بزرگترش يعني ميرزا محمد(كه البته در خراسان بود) و ميرزا مهدي، او وصي پدر گشت.پس از رحلت پدر باز هم در مجامع علمي و سياسي حضوري فعال داشت و زير علم سيد ابوالحسن اصفهاني سينه مي زد. در انقلاب 1920 عراق حضوري فعال و جان بركفانه داشت و از مشاورين مهم آيت الله شيخ محمد تقي شيرازي بود و ميرزاي شيرازي دوم سخت به او اعتماد داشت و احترامش مي نهاد. درجه اعتماد ميرزا به او در حدي بود كه مهرش را به او داده بود تا هر چه را صلاح بداند نوشته و از طرف ميرزا مهر كند و اين با توجه به احتياط زياد ميرزا و دقت و تدبير زيادش مقدار عظمت و اعتبار كفايي را نزد ميرزا مي رساند.وقتي طرح ترك مخاصمه انگليس كليد خورد 17 تن از بزرگان به اعدام محكوم شدند كه در طليعه شان ميرزا احمد آخوند زاده قرار داشت. او مجبور به فرار به سوي حجازشد و يك سال در مكه ميهمان پدر ملك فيصل اول بود.وقتي ملك فيصل پادشاه عراق شد او به نجف بازگشت و باز هم بر ضد انگليسي ها به فعاليت پرداخت تا اينكه در سال 1302 شمسي(1341ق) كه علماي ايراني را از نجف اخراج كردند او هم لاجرم ايران نشين شد و چون اغيار اجازه بازگشتش به نجف را ندادند لاجرم ساكن مشهد گشت.در زمان رضاخان با تلاش فراوان در مقابل اين قلدر بي سواد سوادكوهي ايستاد و توانست لااقل مدرسه سليمان خان را از دستبرد دژخيمان رضاخاني محفوظ داشته و به تدريس در آن بپردازد. مدرسه اي كه حدود نود سال قبل پدرش در آنجا درس خوانده بود.وقتي برادرش ميرزا محمد توسط رضاخان در تهران حبس و سپس كشته شد او رياست حوزه خراسان را در دست گرفت ودر اواني كه رضاخان سقوط كرد حوزه علميه منحل شده خراسان را تجديد اساس نمود و آيت الله موسسش شد.در اين روزگار برخي نظاميان روس مدار قصد تصرف خراسان را داشتند كه با برنامه ريزي ميرزا احمد كفايي شكستي بر انها وارد شد و با تلفاتي در هر دو جبهه، از خراسان چشم پوشيده و به سمت تبريز رفته و فتنه پيشه وري را پيش كشيدند.كفايي به شدت با توده اي ها و دموكرات ها هم سرناسازگاري داشت به گونه اي كه اگر سياست هاي او كه در پوشش هيئات مذهبي انجام مي گرفت نبود خراسان را هم از ايران جدا مي كردند. روش او اين بود كه چند صد هيئت مذهبي را ايجاد كرده بود و هر وقت احساس خطر مي كرد براي قدرت نمايي به مناسبت تولد يا شهادت يكي از امامان (ع) هيئت ها را از همه نقاط به حركت در مي اورد و خود در مدرسه سليمانيه مي ايستاد و هيئت ها از مقابلش مي گذشتند.گاهي هم كه ايام ولادت و شهادت نبود تابوت هاي ساختگي يي را درست كرده و تشييع جنازه هاي ساختگي راه مي انداختند و به اين ترتيب هم قدرتمداران تهران و مشهد را مي ترساند و هم مانع از نفوذ توده ايها و روس ها و كمونيست ها وبلشويك ها در خراسان مي شد.پس از تبعيد رضا شاه كسي جرات برپايي روضه را به صورت علني نداشت و ميرزا احمد كفايي اولين كسي بود كه علنا روضه در مدرسه سليمانيه برقرار كرد و باقي افراد هم جرات پيدا كردند.

ميرزا احمد خوش قيافه،خوش لباس، خوش رفتار،موقر، ظريف الطبع، نظيف و با

نزاكت،سريع الغضب و سريع الرضا،حاضر جواب و بسيار زاهد بود. هر چه پيرتر

مي شد -مثل فرزندش ملا عبدالرضا كفايي- نوراني تر و با هيبت تر مي شد.


ميرزا احمد تعليقه اي بر مباحث الالفاظ كفايه الاصول پدرش دارد.اكثر حواشي"منه"كفابه را اشكالات ميرزا احمد در سر درس بر مطالب القائي پدر مي دانند.

او در سپيده دم 6 دي ماه 1350 ش مطابق 7 ذي القعده 1391 ق(پسرش شيخ عبدالرضا 8 ذي القعده مي گويد) در سن 91 سالگي در مشهد مقدس درگذشت ومردم را به سوگي بزرگ دچار نمود وغرق ماتم كرد. پس از تشييع جنازه اي عظيم بدن مطهرش را در حرم مقدس رضوي نزديك ضريح مطهر در پايين پاي امام رضا و در دارالسعاده و در كنار برادرش ميرزا مهدي آيت الله زاده خراساني به خاك سپردند.اين بيت از مرثيه طولاني ذبيح الله صاحبكار در ضايعه رحلت اوست:

در ديده ما گشت جهان تيره تر از شب/ تا چهره معصوم تو رفت از نظر ما

مرحوم كفايي  هنگام ورود به مشهد با خاندان شهيدي از نسل ميرزا مهدي شهيد رابع وصلت نمود و اولاد او3 پسر و هشت دختر هستند كه از پسرها مي توان به آيت الله شيخ عبدالرضا كفايي و دكتر حميد كفايي(ساكن كانادا) اشاره كرد و از دخترها هم يكي "بدري كفايي"است.

اراده استوار، استغناي طبع، رشادت و شهامت فراوان، غيرت ديني و آزادي روح و پاك دامني از خصلت هاي او بود.حب اهل بيت در دل او موج مي زد و به قول سيد هاشم ميردامادي نجف آبادي(جد مادري آيت الله خامنه اي): ميرزا احمد خيلي اهل ولايت بود.در زهد هم بسيار كم نظير تشريف داشت.مشهوراست كه او وارث زهد و تقواي اعجاب برانگيز مرحوم آخوند خراساني است.

 در سال 1331 شمسي كه به قم آمد مرجع مطلق جهان تشيع يعني آيت الله العظمي بروجردي-رحمه الله- درس خود را به احترام ورود فرزند استادش آخوند خراساني تعطيل كرده و به ديدارش رفت.

ميرزا احمد كفايي با دربار شاه ارتباط داشت و امام خميني فرموده بودند در نهضت ضد شاهي حساب دو تن را از باقي علمايي كه با من همكاري نكردند جدا كنيد.يكي ميرزا احمد كفايي و ديگري سيد احمد خوانساري. چرا كه اين دو از روي تشخيص و اجتهاد خود با دربار مرتبطند و براي حفظ مصالح

عمومي و كيان روحانيت است كه اين كار را مي كنند نه از روي جلب منفعت

شخصي.

ميرزا احمد در عين حال از دربار دل خوشي نداشت و پس از نهضت 42 مي فرمود: آقاي خميني در ايران نفر اول است. امام هم وقتي به مشهد مي رفتند به ديدارايشان مي رفت و با هم سر و سري داشتند.رضوان الله عليهما (1) و (2)


.............................

منابع:

1-حيات سياسي ،فرهنگي و اجتماعي آخوند خراساني، محسن دريابيگي،صص57 و66و80 و 109 و 188،تهران،موسسه تحقيقات و توسعه علوم انساني،1386

2-زندگينامه رجال و مشاهير ايران، حسن مرسلوند،ج 5، صص276-281،تهران، الهام،1375


 * سالکی که طعم محبت اهل بیت را نچشیده باشد به جایی نمی‌رسد.

* باید از حریم مقدس معصومین (ع) دفاع کرد.

* کیمیا، محبت اهل بیت عصمت و طهارت (ع) است.

* غیرت، صفت جوانمردان است و اهل بیت (ع) جوانمردان غیور را دوست دارند.

* محبت امام حسین (ع)، محک ایمان است.

* کسانی که با اهل بیت (ع) میانه‌ای ندارند، دارای قلب‌های مهر شده‌اند.* وجود نازنین حضرت ولی عصر (عج) همیشه و در همه جا حاضر است و ماییم که دچار غیبت شده‌ایم، در حالی که برای اهلش حاضر است و اهل معنا حضور معنوی آن حضرت را همیشه و در همه جا احساس می‌کنند.

* تا همانند حضرت آزاده نشوی، آزادت نمی‌کنند.

* حضرت حر تا وقتی که امیر بود بندگی یزید را می‌کرد و از وقتی که غلام امام حسین (ع) شد، به امیری رسید و بر دل‌ها حکومت کرد. شرمندگی حضرت حر، مایه سرافرازی او شد.

* عاشورا، زیباترین تابلوی عالم خلقت است.

* خداوند جلوه‌های «جمالی» و «جلالی» خود را در عاشورا به نمایش گذاشته است.

* ما به حضرت سیدالشهدا (ع) می‌بالیم و آبروداری می‌کنیم.

* وجود نازنین حضرت علی بن موسی الرضا(ع) را از آن جهت «انیس النفوس» نامیده‌اند که خیلی زود با زائران و محبان خود انس می‌گیرند. وجود مبارک حضرت سیدالشهدا (ع) نه تنها «ضامن آهو» که «ضامن الائمه»‌اند.


موضوعات مرتبط:
خاطرات خاص از مدفون شدگان در جوار امام رضا (ع)
ادامه مطلب
مرحوم حاج شيخ حسنعلي مقدادي اصفهاني معروف به نخودکي( 1 )، از بي نشانان پاک و رها شده از زندان خاک است. پير روشن ضميري که آسمانيان او را بهتر از زمينيان مي شناختند. بزرگ مردي که علم را باعمل و بندگي حق را با خدمت به خلق، همراه ساخته بود. آن عالم پارسا در سال 1279 ق. در اصفهان ديده به جهان گشود. زبان و ادبيات عرب را در اين شهر فراگرفت و از درس فقه و فلسفه عالم عامل، مرحوم آخوند ملامحمد کاشي، بهره هاي فراواني برد.


فلسفه و حکمت را از مرحوم جهانگيرخان قشقايي آموخت؛ سپس براي تکميل معارف ديني روانه نجف اشرف گرديد و از خرمن دانش مرحوم حاج سيد محمد فشارکي و مرحوم حاج سيد مرتضي کشميري توشه ها اندوخت. استاد او در اخلاق و تزکيه نفس، مرحوم حاج محمد صادق تخت پولادي بود که از هفت سالگي تحت تربيت و مراقبت آن مرد خدا قرار گرفت. در سال 1327 ه.ق، مجاور بارگاه ملکوتي حضرت رضاعليه السلام گرديد و تا پايان عمر با برکتش در آن جا اقامت گزيد.
آن مرد الهي با آن که به عبادت، مجاهدت، رياضت، زيارت و اعتکاف در مکان هاي مقدس، سخت مداومت و مراقبت داشت، ولي خود مي فرمود: «روح همه اين اعمال خدمت خالصانه به سادات و فرزندان فاطمه زهرا(س) است و بدون آن، اين گونه اعمال، چون جسمي بي جان است و اثري ندارد.

آن عالم رباني و عارف صمداني در واپسين دم زندگي اش، پسرش را چنين وصيت و سفارش مي نمود:

نمازهاي يوميه خود را در اول وقت آنها به جاي آر، در انجام نيازهاي مردم، هر قدر که مي تواني بکوش و هرگز ميانديش که فلان کار بزرگ از من ساخته نيست؛ زيرا اگر بنده خدا در راه حق گامي بردارد، خداوند نيز او راياري خواهد کرد، سادات را بسيار گرامي و محترم شمار و هر چه داري در راه ايشان صرف کن و از فقر و درويشي در اين کار پروا نما و از سحرخيزي و نماز شب غفلت مکن و تقوا و پرهيز را پيشه خود ساز.

سرانجام در ماه شعبان 1361 ق. خورشيد روح آن شيفته حق، در افق مغرب زندگاني غروب کرد و روان پاکش به عالم قدس و بقا پر کشيد.

بدن پاکش بنابر وصيت خودش در آستانه يکي از درهاي ورودي حرم مطهر رضوي به خاک سپرده شد تا بوسه گاه کف پاي زائران آن امام همام باشد. بر روي سنگ قبر ايشان اين عبارت نوشته شده است: تربت کيميا اثر، مقتداي اهل نظر، مرحوم حاج شيخ حسنعلي اصفهاني طاب ثراه( 2 )

به خاطر دارم که شخصي بنام « صنيعي » از اهل اصفهان که رياست اداره تلفن مشهد را نيز به عهده داشت، براي من حکايت کرد که :
وقتي به درد پا مبتلا شدم و به ارشاد و به اتفاق دو تن از دوستانم به نامهاي حسن روستائي و شاهزاده دولتشاهي به خدمت مرحوم حاج شيخ حسنعلي اصفهاني رحمة الله عليه رفتم تا توجهي فرمايند و از آن درد خلاص گردم، چون به خانه او رفتم، ديدم که در اطاق گِلي و بر روي تخت پوست و زيلويي نشسته است .

در دلم گذشت که شايد اين مرد نيز با اين ظواهر، تدليس مي کند. پس از شنيدن حاجتم، فرمود تا دو روز ديگر به خدمتش برسم .


روز موعود رسيد و بنا به وعده آنجا رفتم وليکن در دل من همچنان خلجاني بود. چون به خدمتش نشستم، نظر عميقي در من افکند که ناگهان خود را در شهر اراک که مدتي محل سکونتم بود، يافتم .
در آن وقت نيز پسرم در آن شهر ساکن بود. يکسره به خانه او رفتم، ولي به من گفتند: فرزند تو چندي است که از اينجا به جاي ديگر منتقل شده است و نشاني محل جديد او را به من دادند. به سوي آن نشاني جديد راه افتادم و در راه با تني چند از دوستان مصادف شدم که قرار گذاشتند همان شب به ديدن من بيايند .
چون به در منزل فرزندم رسيدم و در را به صدا درآوردم، خادمه يي در را بگشود، چون خواستم که به درون بروم، ناگهان صداي مرحوم شيخ مرا به خود آورد، ديدم غرق عرق شده و خسته و کوفته ام .
آنگاه دستوري از دعا و دوا به من مرحمت فرمود، ولي پيوسته در انديشه بودم که اين چگونه سير و سياحتي بود که کردم؟ پس از چند روز، نامه يي گله آميز از پسرم رسيد که چه شد به اراک و تا در خانه ما آمدي، ولي داخل نشده و بازگشتي و چرا با دوستانت که در راه، قرار ملاقات نهاده بودي، و شب به ديدار تو آمده بودند، تخلّف وعده کردي؟
و در پايان آدرس منزل خود را، در همان محل داده بود که من در آن مکاشفه و سياحت به آنجا رفته بودم .



نبات متبرک

مسئول چراغهاي آستانه مقدس حضرت رضا عليه السلام ( در آن دوران ) نقل کرده است :
آقاي دولتشاهي رئيس تشريفات آستانه، مدتي مرا از کار برکنار کرده بود، روزي در صحن مطّهر خدمت مرحوم حاج شيخ حسنعلي(ره) رسيدم و از حال خود به او شمّه اي عرض کردم. نباتي مرحمت فرمود که در چاي به دولتشاهي بخورانم. گفتم: اينکار براي من ميسر نيست .
فرمودند: تو برو خواهي توانست، بيدرنگ به دفتر تشريفات رفتم. پيشخدمت مخصوص دولتشاهي بدون مقدمه به من اظهار کرد: اگر مي خواهي چيزي به « آقا» بخوراني، هم اکنون وقت آن است .
من نبات را به وي دادم، در چاي ريخت و نزد «آقا» بردم. از دفتر به صحن آمدم. چند لحظه نگذشته بود که دولتشاهي مرا نزد خود احضار کرد و کار سابقم را مجدداً به من واگذاشت .



خلاصي از ناامني

مرحوم سيد ابوالقاسم هندي، نقل کرد که :
در خدمت حاج شيخ به کوه « معجوني» از کوهپايه هاي مشهد رفته بوديم. در آن هنگام مردي ياغي به نام « محمد قوش آبادي» که موجب ناامني آن نواحي گرديده بود از کناره کوه پديدار شد و اخطار کرد که: اگر حرکت کنيد، کشته خواهيد شد .
مرحوم حاج شيخ به من فرمودند: وضو داري؟ عرض کردم: آري. دست مرا گرفتند و گفتند: که چشم خود را ببند .
پس از چند ثانيه که بيش از دو سه قدم راه نرفته بوديم، فرمودند: باز کن، چون چشم گشودم، ديدم، که نزديک دروازه شهريم .
بعد از ظهر آن روز، به خدمتش رفتم، کاسه بزرگي پر از گياه، در کنار اطاق بود. از من پرسيدند: در اين کاسه چيست؟
عرض کردم: نميدانم و در جواب ديگر پرسشهايشان نيز اظهار بي اطلاعي کردم. آنگاه فرمودند: قضيه صبح را با کسي در ميان نگذاشتي؟ گفتم: خير، فرمودند: خوبست تو زبانت را در اختيار داري بدان که تا من زنده ام، از آن ماجرا سخني مگو و گرنه موجب مرگ خود خواهي شد


موضوعات مرتبط: خاطرات خاص از مدفون شدگان در جوار امام رضا (ع)
ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: مشاهیر مدفون در حرم امام رضا (ع)
ادامه مطلب

مختصری از زندگینامه مرحوم آیت الله میرزا احمد کفایی خراسانی(فرزند سوم و وصی مرحوم آخوند) :

در میان فرزندان و خاندان آخوند خراسانی هیچ کس به اندازه آیت الله میرزا احمد نجفی خراسانی که به علت انتساب به کتاب کفایه الاول پدرش به کفایی مشهور شده در عالم سیاست آمد و شد و شهرت نداشته است به طوری که از سن حدود بیست سالگی در سیاست بوده وهنگام ورود به دهه دهم زندگی خویش هم سیاست پیشه بوده است.میرزا احمد سومین فرزند از دومین همسر آخوند خراسانی است که در روز ولادت نبی اکرم یعنی ۱۷ماه ربیع الاول سال ۱۳۰۰ قمری در شهر نجف اشرف متولد شده است.

دروس مقدمات و سطح را نزد چند تن از بزرگان از جمله سید ابوالحسن اصفهانی و میرزا محمدآقازاده(برادرش) فرا گرفت و در جوانی وارد حوزه با عظمت والد مکرمش آخوند خراسانی شد و ده سال از پدر استفاده علمی نمود و از پدر اجازه اجتهاد گرفت.او به دقت نظر و حدت ذهن و تیز هوشی و درایت موصوف است.در نهضت مشروطه از یاران پدرش بود و موقع فوت پدر-علی رغم وجود دو برادر بزرگترش یعنی میرزا محمد(که البته در خراسان بود) و میرزا مهدی، او وصی پدر گشت.پس از رحلت پدر باز هم در مجامع علمی و سیاسی حضوری فعال داشت و زیر علم سید ابوالحسن اصفهانی سینه می زد. در انقلاب ۱۹۲۰ عراق حضوری فعال و جان برکفانه داشت و از مشاورین مهم آیت الله شیخ محمد تقی شیرازی بود و میرزای شیرازی دوم سخت به او اعتماد داشت و احترامش می نهاد. درجه اعتماد میرزا به او در حدی بود که مهرش را به او داده بود تا هر چه را صلاح بداند نوشته و از طرف میرزا مهر کند و این با توجه به احتیاط زیاد میرزا و دقت و تدبیر زیادش مقدار عظمت و اعتبار کفایی را نزد میرزا می رساند.وقتی طرح ترک مخاصمه انگلیس کلید خورد ۱۷ تن از بزرگان به اعدام محکوم شدند که در طلیعه شان میرزا احمد آخوند زاده قرار داشت. او مجبور به فرار به سوی حجازشد و یک سال در مکه میهمان پدر ملک فیصل اول بود.وقتی ملک فیصل پادشاه عراق شد او به نجف بازگشت و باز هم بر ضد انگلیسی ها به فعالیت پرداخت تا اینکه در سال ۱۳۰۲ شمسی(۱۳۴۱ق) که علمای ایرانی را از نجف اخراج کردند او هم لاجرم ایران نشین شد و چون اغیار اجازه بازگشتش به نجف را ندادند لاجرم ساکن مشهد گشت.در زمان رضاخان با تلاش فراوان در مقابل این قلدر بی سواد سوادکوهی ایستاد و توانست لااقل مدرسه سلیمان خان را از دستبرد دژخیمان رضاخانی محفوظ داشته و به تدریس در آن بپردازد. مدرسه ای که حدود نود سال قبل پدرش در آنجا درس خوانده بود.وقتی برادرش میرزا محمد توسط رضاخان در تهران حبس و سپس کشته شد او ریاست حوزه خراسان را در دست گرفت ودر اوانی که رضاخان سقوط کرد حوزه علمیه منحل شده خراسان را تجدید اساس نمود و آیت الله موسسش شد.در این روزگار برخی نظامیان روس مدار قصد تصرف خراسان را داشتند که با برنامه ریزی میرزا احمد کفایی شکستی بر انها وارد شد و با تلفاتی در هر دو جبهه، از خراسان چشم پوشیده و به سمت تبریز رفته و فتنه پیشه وری را پیش کشیدند.کفایی به شدت با توده ای ها و دموکرات ها هم سرناسازگاری داشت به گونه ای که اگر سیاست های او که در پوشش هیئات مذهبی انجام می گرفت نبود خراسان را هم از ایران جدا می کردند. روش او این بود که چند صد هیئت مذهبی را ایجاد کرده بود و هر وقت احساس خطر می کرد برای قدرت نمایی به مناسبت تولد یا شهادت یکی از امامان (ع) هیئت ها را از همه نقاط به حرکت در می اورد و خود در مدرسه سلیمانیه می ایستاد و هیئت ها از مقابلش می گذشتند.گاهی هم که ایام ولادت و شهادت نبود تابوت های ساختگی یی را درست کرده و تشییع جنازه های ساختگی راه می انداختند و به این ترتیب هم قدرتمداران تهران و مشهد را می ترساند و هم مانع از نفوذ توده ایها و روس ها و کمونیست ها وبلشویک ها در خراسان می شد.پس از تبعید رضا شاه کسی جرات برپایی روضه را به صورت علنی نداشت و میرزا احمد کفایی اولین کسی بود که علنا روضه در مدرسه سلیمانیه برقرار کرد و باقی افراد هم جرات پیدا کردند.
میرزا احمد خوش قیافه،خوش لباس، خوش رفتار،موقر، ظریف الطبع، نظیف و با
نزاکت،سریع الغضب و سریع الرضا،حاضر جواب و بسیار زاهد بود. هر چه پیرتر
می شد -مثل فرزندش ملا عبدالرضا کفایی- نورانی تر و با هیبت تر می شد.
میرزا احمد تعلیقه ای بر مباحث الالفاظ کفایه الاصول پدرش دارد.اکثر حواشی”منه”کفابه را اشکالات میرزا احمد در سر درس بر مطالب القائی پدر می دانند.
او در سپیده دم ۶ دی ماه ۱۳۵۰ ش مطابق ۷ ذی القعده ۱۳۹۱ ق(پسرش شیخ عبدالرضا ۸ ذی القعده می گوید) در سن ۹۱ سالگی در مشهد مقدس درگذشت ومردم را به سوگی بزرگ دچار نمود وغرق ماتم کرد. پس از تشییع جنازه ای عظیم بدن مطهرش را در حرم مقدس رضوی نزدیک ضریح مطهر در پایین پای امام رضا و در دارالسعاده و در کنار برادرش میرزا مهدی آیت الله زاده خراسانی به خاک سپردند.این بیت از مرثیه طولانی ذبیح الله صاحبکار در ضایعه رحلت اوست:
در دیده ما گشت جهان تیره تر از شب/ تا چهره معصوم تو رفت از نظر ما
مرحوم کفایی  هنگام ورود به مشهد با خاندان شهیدی از نسل میرزا مهدی شهید رابع وصلت نمود و اولاد او۳ پسر و هشت دختر هستند که از پسرها می توان به آیت الله شیخ عبدالرضا کفایی و دکتر حمید کفایی(ساکن کانادا) اشاره کرد و از دخترها هم یکی “بدری کفایی”است.
اراده استوار، استغنای طبع، رشادت و شهامت فراوان، غیرت دینی و آزادی روح و پاک دامنی از خصلت های او بود.حب اهل بیت در دل او موج می زد و به قول سید هاشم میردامادی نجف آبادی(جد مادری آیت الله خامنه ای): میرزا احمد خیلی اهل ولایت بود.در زهد هم بسیار کم نظیر تشریف داشت.مشهوراست که او وارث زهد و تقوای اعجاب برانگیز مرحوم آخوند خراسانی است.
در سال ۱۳۳۱ شمسی که به قم آمد مرجع مطلق جهان تشیع یعنی آیت الله العظمی بروجردی-رحمه الله- درس خود را به احترام ورود فرزند استادش آخوند خراسانی تعطیل کرده و به دیدارش رفت.
میرزا احمد کفایی با دربار شاه ارتباط داشت و امام خمینی فرموده بودند در نهضت ضد شاهی حساب دو تن را از باقی علمایی که با من همکاری نکردند جدا کنید.یکی میرزا احمد کفایی و دیگری سید احمد خوانساری. چرا که این دو از روی تشخیص و اجتهاد خود با دربار مرتبطند و برای حفظ مصالح
عمومی و کیان روحانیت است که این کار را می کنند نه از روی جلب منفعت
شخصی.
میرزا احمد در عین حال از دربار دل خوشی نداشت و پس از نهضت ۴۲ می فرمود: آقای خمینی در ایران نفر اول است. امام هم وقتی به مشهد می رفتند به دیدارایشان می رفت و با هم سر و سری داشتند.رضوان الله علیهما (۱) و (۲)
………………………..
منابع:
۱-حیات سیاسی ،فرهنگی و اجتماعی آخوند خراسانی، محسن دریابیگی،صص۵۷ و۶۶و۸۰ و ۱۰۹ و ۱۸۸،تهران،موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی،۱۳۸۶
۲-زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، حسن مرسلوند،ج ۵، صص۲۷۶-۲۸۱،تهران، الهام،۱۳۷۵


موضوعات مرتبط: مشاهیر مدفون در حرم امام رضا (ع)
 

آيت الله حاج شيخ مرتضي آشتياني معروف به آشتياني غروي فرزند ارشد ميرزا حسن آشتياني (مبارز سرشناس جنبش تنباکو) در سال 1280 1 قمري در تهران به دنيا آمد. شيخ مرتضي سطوح مقدماتي تحصيلي را نزد پدر و ميرزا ابوالحسن جلوه فراگرفت.

 

در سال 1300 قمري جهت ادامه تحصيل به نجف سفر کرد و از محضر اساتيدي چون ميرزا حبيب الله رشتي، ملا محمدکاظم خراساني (آخوند خراساني) و شيخ عبدالحسين صالحي بهره گرفت.

 


در سال 1317 قمري به تهران بازگشت و در مدرسه « خان مروي» به تدريس پرداخت. پس از خدمت پدر متولي مسجد « خازن الملک»  که در آن زمان موقعيت سياسي ويژه اي داشت، گرديد.

 

در سال 1323 قمري دستور خرابي بانک روس را (که در جهت منافع دولت روسيه فعاليت مي کرد و سياستهاي مغاير با اصول شرع اسلام داشت) صادر نمود و عمارت مذکور را مردم ويران کردند.

 

در آستانه جنبش مشروطه خواهي در ايران توجه وي به مسائل سياسي بيشتر شد و به جمع هواداران اصلاحات سياسي پيوست به طوري که پيش از صدور فرمان مشروطيت نامه اي به مظفرالدين شاه نوشت و در آن راجع به ناتواني رجال حکومتي براي رفع معضلات اجتماعي تذکر داد.

 

در جريان نهضت مشروطه، عضو مجمع روحانيون يا همان مجلس شوراي مليون بود.

 

در پي وقوع چريان مسجد شاه  با ديگر روحانيون معترض به شهرري مهاجرت کرد و در حرم مطهر حضرت عبدالعظيم متحصن گرديد. همين امر منج به برکناري نامبرده از توليت مدرسه «خان مروي» و امامت مسجد «خازن الملک» به دستور عين الدوله صدراعظم وقت گرديد. متحصنين درخواست بازگرداندن توليت مدرسه مذکور را از مظفرالدين شاه نمودند که وي سرانجام مجبور به اجابت تقاضاي آنان گرديد. پس از آن مهاجران به تهران بازگشتند و بر خواسته خود که تأسيس عدالتخانه بود اصرار ورزيدند. در همين رابطه شيخ مرتضي با عين الدوله ملاقات کرد اما توافقي حاصل نشد. بنابراين علماي تهران در سال 1324 قمري به همراهي شيخ مرتضي آشتياني به نشانه اعتراض به قم مهاجرت کردند.

 

شيخ مرتضي در سال 1340 قمري پس از فتح تهران توسط مشروطه‌خواهان و قبل از کودتاي سوم اسفند 1299 رضاخان، به مشهد رفت و در آنجا به تدريس پرداخت و اداره حوزه علميه را بر عهده گرفت. در سال 1304 شمسي پس از خلع احمدشاه از سلطنت توسط مجلس شوراي ملي و واگذاري آن به رضاخان سردارسپه، آشتياني ضمن ارسال تلگرافي به شاه خواستار توجه بيشتر وي به امور مسلمين و روحانيون گرديد. در پس سفر رضاشاه به ترکيه و تأثيرپذيري از اقدامات مصطفي کمال آتاتورک در مدرنيزه کردن ترکيه، دستور کشف حجاب زنان و تغيير لباس مردان و استفاده از لباس متحدالشکل صادر شد. پس از تصويب اين قانون آشتياني تحت فشار حکومتي قرار گرفت تا از صدور جواز اجتهاد براي طلبه‌ها اجتناب کند. شيخ مرتضي به همراه 7 نفر ديگر از روحانيون مشهد تلگرافي براي رضاشاه ارسال کردند و درخواست توقف طرح کشف حجاب را نمودند. اما پاسخ تلگراف، کشتار مردم بي دفاع در مسجد گوهرشاد مشهد بود. پس از اين جريان آشتياني و تعدادي از مقامات سياسي و نظامي خراسان به مذاکره با شيخ محمدتقي بهلول، طليعه‌دار معترضان پرداخته و تقاضاي متفرق ساختن جمعيت را نمودند. فعالين اصلي واقعه مذکور مغضوب رضاشاه شدند و براي هر يک مجازاتي تعيين شد. شيخ مرتضي نيز به تهران فرا خوانده شد و حدود 3 سال در شهرري تحت نظر شهرباني قرار داشت.

 

در سال 1320 قمري با درخواست انتقال وي به قم موافقت شد. در سال 1340 قمري به مشهد مشرف گرديد و تا سال 1353 قمري که به تهران آمد در آنجا سکونت داشت.

 

در سال 1360 قمري به کربلا رفت و به مدت دو سال در آنجا به تدريس اشتغال ورزيد. پس از آن به مشهد بازگشت و سرانجام در 28 آبان 1325 شمسي مصادف با 24 ذيحجه 1365 قمري در سن 85 سالگي دار فاني را وداع گفت و در صحن مطهر امام رضا (ع) مدفون گرديد.

شيخ مرتضي تأليفاتي نيز از خود به يادگار گذاشت که از آن جمله کتابي در باب "اجاره" است. فرزندان ذکور شيخ مرتضي عبارتند از: آيت‌الله ميرزا محمود، ميرزا ابراهيم، استاد اسماعيل و ميرزا موسي که همه از فرهيختگان عصر خود بودند.

 


موضوعات مرتبط: مشاهیر مدفون در حرم امام رضا (ع)
شیخ بهاء الدین ، محمدبن حسین عاملی معروف به شیخ بهایی دانشمند بنام دوره صفویه است. اصل وی از جبل عامل شام بود. بهاء الدین محمد ده ساله بود که پدرش عزالدین حسین عاملی از بزرگان علمای شام بسوی ایران رهسپار گردید و چون به قزوین رسیدند و آن شهر را مرکز دانشمندان شیعه یافتند، در آن سکنی گزیدند و بهاءالدین به شاگردی پدر و دیگر دانشمندان آن عصر مشغول گردید.

مرگ این عارف بزرگ و دانشمند را به سال 1030 و یا 1031 هجری در پایان هشتاد و هفتمین سال حیاتش ذکر کرده اند.وی در شهر اصفهان روی در نقاب خاک کشید و مریدان پیکر او را با شکوهی که شایسته شان او بود ، به مشهد بردند و در جوار حرم هشتمین امام شیعیان به خاک سپردند.
شیخ بهایی مردی بود که از تظاهر و فخر فروشی نفرت داشت و این خود انگیزه ای برای اشتهار خالص شیخ بود.شیخ بهایی به تایید و تصدیق اکثر محققین و مستشرقین ، نادر روزگار و یکی از مردان یگانه دانش و ادب ایران بود که پرورش یافته فرهنگ آن عصر این مرز و بوم و از بهترین نمایندگان معارف ایران در قرن دهم و یازدهم هجری قمری بوده است. شیخ بهایی شاگردانی تربیت نموده که به نوبه خود از بزرگترین مفاخر علم و ادب ایران بوده اند، مانند فیلسوف و حکیم الهی ملاصدرای شیرازی و ملاحسن حنیفی کاشانی وعده یی دیگر که در فلسفه و حکمت الهی و فقه و اصول و ریاضی و نجوم سرآمد بوده و ستارگان درخشانی در آسمان علم و ادب ایران گردیدند که نه تنها ایران ،بلکه عالم اسلام به وجود آنان افتخار می کند. از کتب و آثار بزرگ علمی و ادبی شیخ بهایی علاوه بر غزلیات و رباعیات دارای دو مثنوی بوده که یکی به نام مثنوی "نان و حلوا" و دیگری "شیر و شکر" می باشد و آثار علمی او عبارتند از "جامع عباسی، کشکول، بحرالحساب و مفتاح الفلاح والاربعین و شرع القلاف، اسرارالبلاغه والوجیزه". سایر تالیفات شیخ بهایی که بالغ بر هشتاد و هشت کتاب و رساله می شود همواره کتب مورد نیاز طالبان علم و ادب بوده است.
تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
خواهد که سرآید غم هجران تو یا نه
ای تیره غمت را دل عشاق نشانه
جمعی به تو مشغول و تو غایب زمیانه
رفتم به در صومعه عابد و زاهد
دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد
در میکده رهبانم و در صومعه عابد
گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
یعنی که تو را می طلبم خانه به خانه
روزی که برفتند حریفان پی هر کار
زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار
من یار طلب کردم و او جلوه گه یار
حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار
او خانه همی جوید و من صاحب خانه
هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو
هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو
در میکده و دیر که جانانه تویی تو
مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
مقصود تویی ...کعبه و بتخانه بهانه
بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید
پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید
عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید
یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید
دیوانه منم ..من که روم خانه به خانه
عاقل به قوانین خرد راه تو پوید
دیوانه برون از همه آئین تو جوید
تا غنچهء بشکفتهء این باغ که بوید
هر کس به بهانی صفت حمد تو گوید
بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه
بیچاره بهایی که دلش زار غم توست
هر چند که عاصی است ز خیل خدم توست
امید وی از عاطفت دم به دم توست
تقصیر "خیالی" به امید کرم توست
یعنی که گنه را به از این نیست بهانه
"شیخ بهایی"
جمعی از جوانان از رضا کیانیان می خواهند در جمع یک هیئت عزاداری حاضر شود و برای آنها سخنرانی کند. او پاپس می کشد و می گوید من سخنرانی نمی کنم آن هم در چنین جمعی و سخنرانی مذهبی. با زحمت زیاد جوانان و سماجت آنها قبول می کند که در مجلس حاضر شود اما سخنرانی نکند. شب مورد نظر به هیئت عزاداری آن جوانان که در خیابان حجاب دایر بوده، می رود. هیئتی که خیلی شلوغ بوده و او ماشینش را به زحمت در خیابان وصال پار می کند...مجلس خوبی بوده و بعد از زیارت خوانی و مداحی؛ یکی از مجریان تلویزیون که او هم در مجلس بوده، پشت تریبون می رود و از کیانیان دعوت می کند. او هم وقتی مجبور به سخنرانی می شود، با اشاره به اینکه هرکسی از اجداد خود یاد می کند، می گوید شاید اجداد ما هم به دوره گردی بازگردد که مطرب بوده اما...

او در ادامه این خاطره را بیان می کند:

«در دوران دبستان، وقتی هشت، 9 ساله بودم، مطرب دوره‌گردی در مشهد بود به نام «جیکی جیکی ننه‌خانم». نه این‌که اسمش همین باشد، میان مردم به این اسم معروف بود. مرد لاغراندام و بلندی بود با موهای صاف و لخت. سیه‌چرده بود و لباس‌های رنگی ژنده‌ای داشت. شاید از اهالی جنوب خراسان بود.


به نقل از کتاب «این مردم نازنین»/ خاطرات رضا کیانیان

دوتاری داشت و تخته‌چوب کوچکی که روی آن عروسک بُزی بود که مفاصلش تکان می‌خورد. یک تکه ‌نخ به یکی از انگشتان دست راستش بسته بود. همان دستی که با آن به سیم‌های دوتار ضربه می‌زد. سر دیگر نخ به بُز روی تخته وصل بود. وقتی به سیم‌ها ضربه می‌زد، نخ کشیده می‌شد و بُزی تکان تکان می‌خورد. مثل این‌که با آهنگ دوتار می‌رقصید. آوازی به همراه تار می‌خواند که ترجیع‌بندش «جیکی جیکی ننه‌خانم» بود. صدای خسته و خش‌دار او هنوز از ذهنم پاک نشده.

وقتی مُرد، قرار بود شهرداری جسد او را به قبرستان گُلشور که خارج از شهر بود، ببرد. هم‌زمان با او، یکی از سرهنگ‌های عالی‌رتبه هم فوت کرده بود. قرار بود او را در صحن حرم امام رضا(ع) دفن کنند. وقتی خانواده سرهنگ مرحوم، سر قبر او بودند و می‌خواستند آخرین وداع را انجام دهند، کسی کفن را از صورت سرهنگ که در گور بود پس می‌زند. همه می‌بینند به جای سرهنگ این «جیکی جیکی ننه‌خانم» است که در گوری در صحن حرم امام رضا(ع) خفته است. جنازه سرهنگ اشتباها به گلشور رفته بود. زمانی که جنازه‌ای در قبر گذاشته می‌شود، دیگر کسی حق ندارد آن را بیرون بیاورد و به قبر دیگری منتقل کند. «جیکی جیکی ننه خانم» برای همیشه در صحن حرم امام رضا(ع) که می‌گویند قطعه‌ای از بهشت است، در رحمت امام هشتم(ع) ماند».»

احترام به قران

* مقدمه

قرآن ، این کتاب عظیم ، وارث معارف بلندی است که خداوند مهربان ، بوسیلۀ کتب آسمانی برای هدایت بشر بر پیامبران خود نازل نموده است و در عین حال بر تمامی آنها برتری دارد« وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ »[1] (ما اين كتاب (قرآن) را به راستي و حق بر تو نازل كرديم در حالي كه مصدق و نگهبان و حاكم بر كتاب هاي پيش از خود است.)

    قرآن برترین پیام الهی است که در دست بشریت قرارگرفته ونسخه ایست که تا قیامت هدایت بندگان خدا را برعهده دارد.تكريم قرآن و احترام به آن ، احترام به خداوند و كلمات او و كرنش در مقابل فرامين اوست.گرچه احترام حقيقي به قرآن كريم هنگامي محقق مي شود كه بنده رهنمودهاي آنرا نصب العين و فرامين خداوند را در ابعاد مختلف زندگي مورد توجه قرار دهد ولي بايد در نظر داشت اولين گام براي نيل به اين مهم ، رعايت احترام ظاهري قرآن است ، از اين رو اداي احترام نسبت به مقام قرآن همواره مورد توصیۀ معصومین(ع) و پیروان واقعی ایشان بوده و همواره مسلمانان نهایت احترام را برای کتاب خدا بذل می نمودند.

 

* احكام

1) نجس کردن خط و اوراق قرآن،از روي عمد حرام است و اگر نجس شد باید فوراً آنرا آب کشید.[2]

2) اگر جلد قرآن نجس شود در صورتي كه بي احترامي به قرآن باشد بايد آنرا آب كشيد.[3]

توضیح: آب كشيدن قرآني كه نجس شده است وجوب فوري دارد يعني بدون تأخير و در اولين فرصت ممكن بايد اين كار انجام شود ولي بايد دقت داشت كه اگر براي آب كشيدن قرآن لازم باشد كه بدن انسان با آيات تماس پيدا كند بايد براي اينكار وضو گرفت ، امّا چنانچه معطّل شدن برایِ وضو بی‌احترامی به قرآن باشد باید بدون وضو آب کشید.

3) گذاشتنِ قرآن روی عین نجس، مانند خون و مردار، هر چند كه آن عین نجس، خشک باشد حرام است و برداشتن قرآن از روی آن واجب می‌باشد.[4]

4) نوشتن قرآن با مركب نجس ، اگر چه يك حرف از آن باشد حرام است و اگر نوشته شود بايد آنرا آب كشيد و يا بوسيله تراشيدن و مانند آن ، كاري كند كه از بين رود.[5]

5) اگر ورق قرآن یا کاغذی که اسم خدا یا پیامبر و یا امام بر آن نوشته شده در مستراح بیفتد، بیرون آوردن و آب کشیدن آن گرچه خرج داشته باشد واجب است و اگر بیرون آوردن آن ممکن نباشد تا یقین پیدا کند آن ورق پوسیده شده نبايد از آن مستراح استفاده کنند.[6]

6) همراه داشتن قرآن یا قسمتی از آن در مستراح مانعی ندارد ولی بهتر است همراه نبرد.[7]

7) جراید و مجلاتی که آیات قرآن و اسماء متبركه در آن می‌باشد، جایز نیست در زباله انداخته شوند.[8]

8) سوزاندن قرآنهایی که ورق ورق شده و قابل استفاده نیست جایز نیست و باید دفن کرد.[9]

توضيح: براي از بين بردن اوراق قرآنهايي كه فرسوده شده و يا كاغذهايي كه در آن اسماء متبركه وجود دارد مي توان:

 الف) با رعايت احترام آنها را در جايي مناسب دفن كرد.

  ب) آنها را در نهر آب روان ريخت تا به مرور از بين بروند.

  ج) با رعايت احترام توسط كارگاههاي كاغذ سازي تغيير شكل يابد.

بنابراين سوزاندن اسكناس و يا اوراقي كه در آن نام خداوند متعال و يا آيات قرآن درج شده جايز نيست.  

9) دور انداختن آیات قرآن و اسماء خداوند بعد از تغییر شکل مثل پاره‌پاره کردن و قطعه‌قطعه کردن به‌گونه‌ای که آیه قرآن بر آن صدق نکند اشکال ندارد.[10]

10) احتیاط واجب است ‌که از دادن قرآن به کافر خودداری کنند و اگر قرآن دست اوست در صورت امکان از او بگیرند.[11] لازم به ذكر است مطابق نظرآیات عظام: تبریزی«ره»، سیستانی، زنجانی، مکارم: دادن قرآن به كفار در صورتیکه مستلزم هتک و بی احترامی باشد حرام است.

توضيح: دادن قرآن كريم به كافراني كه اميد مي رود به دنبال آشنايي با محتواي بلند اين كتاب آسماني هدايت شوند با اطمينان به اينكه با انجام اين كار نسبت به قرآن بي احترامي صورت نمي گيرد جايز است[12] و گاهي واجب است.[13]   

11) تخریب مکانهایی که بر روی آنها آیات قرآن نوشته شده جهت تعمیر و بازسازی مانعی ندارد و باقیماندۀ خاک را یا دفن کنند یا در آب روان بریزند.[14]

12) کسیکه عمداً قسم دروغ به قرآن بخورد باید استغفار و توبه كند ولي کفاره بر عهده او نيست[15]

13) اگر مسلمانی توهین به قرآن کند چنانچه از روی عصبانیت و فاقد قصد بوده، بايد توبه کند و اگر اختیاراً توهین کرده و اين اهانت به انکار رسالت برگردد، مرتد است.[16]

14) در برابر کسی که علناً به قرآن اهانت کند باید نهی از منکر را با مراعات مراحل آن، انجام داد.[17]

15) مستحب است که تمامی قرآن و دعای جوشن‌کبیر و صغیر بر کفن نوشته شود

و براي رعایت احترام قرآن بهتر است قرآن بر قطعه‌ای جداگانه نوشته شود و روی سینه و بالایِ سرمیّت بر روی کفن قرار گیرد.[18]

 

نمودارچکیدۀدرس

 

استفتائات ویژه

*سؤال اول:دربعضی از شهرستانها رسم است که هنگام تلاوت قرآن توسط قاری در مجالس ترحیم، افرادشرکت کننده باصدای بلندبه بازماندگان تسلیت می گویند،همچنین بازماندگان جواب آنهارا می دهند،آیااین عمل جایزاست؟لطفاًحکم آن رابیان بفرمایید.

پاسخ مرحوم آیت الله العظمی فاضل لنکرانی«ره»: عمل مزبور جایز است ولی بهتر است هنگام تلاوت قرآن استماع به قرآن کنند[ولی]اگر این عمل بی احترامی به قرآن باشد خلاف احتیاط است.

پاسخ حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی«دامت برکاته»: بهتر است احترامِ قرآن را بیشتر رعایت کنند.

*سؤال دوم:اگربصورت غیرعمد قرآن ازدست انسان به زمین بیفتد وظیفۀ ما چیست؟آیاکفّاره لازم است یا نه؟

پاسخ مرحوم آیت الله العظمی فاضل لنکرانی«ره»: وظیفۀ خاصی ندارد و کفاره نیز ندارد.

پاسخ مرحوم آیت الله العظمی جوادتبریزی«ره»:در فرض مزبور کفاره ای ندارد (الله اعلم)

پاسخ حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی«دامت برکاته»:کفاره ای ندارد ولی باید فورا ًبردارد و احترام کند.

 

 نقل از كتاب استفتائات قرآني ، غلامرضا نيشابوري ص120و121

 

فضیلت قرآن درکلام اهل بیت

امام رضا (عليه السلام) فرمود:

من قرا فى شهر رمضان اية من كتاب الله كان كمن ختم القران فى غيره من الشهور؛

هر كس ماه رمضان يك آيه از كتاب خدا را قرائت كند مثل اينست كه درماههاى ديگر تمام قرآن

را بخواند.

(بحار الانوار ج 93، ص 346)


حقیقت قرآن و اثرات آن

خداوند متعال در آیات متعددی از نازل شدن قرآن از طرف سوی خود اشاره کرده است. معنای نازل کردن هم، پایین آوردن است. از این تعبیر می توان فهمید که قرآن مجید دارای حقیقتی بسیار والا و بلندمرتبه است و خداوند متعال برای اینکه مردم بتوانند آن را بفهمند و از آن استفاده کنند، آن را پایین آورده و نازل فرموده است تا به صورت الفاظ و کلمات درآید.

 

مطلب مهمی که باید به آن توجه داشت این است که نزول قرآن با نازل شدن باران فرق دارد. نازل شدن باران چند ویژگی دارد: 1- نزول باران، نزولی مادی و جسمانی و به معنای منتقل شدن از مکانی بالاتر به مکانی پایینتر است. قطرات باران از مکانی به نام آسمان، به مکان دیگری به نام زمین فرود می آیند. 2- حقیقت باران در زمان فرود آمدن تغییر پیدا نمی کند یعنی همان قطرات باران که در آسمان است به همان صورت و بدون هیچ نوع تغییری در وجودشان، به زمین فرود می آیند. 3- از آنجا که نزول باران، نزولی مادی است، قطرات باران در یک جا بیشتر نمی توانند باشند، یعنی زمانی که در آسمان هستند، در زمین نیستند و زمانی که به زمین فرود می آیند دیگر در آسمان وجود ندارند و جای آنها در آسمان خالی می شود.

 ادامه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: حقیقت قرآن و اثرات آن

خرما بخورید

خرما بخورید!!!

خرما به دلیل اینکه سرشار از فیبرهای طبیعی است بسیار غنی از ویتامین ها و مواد معدنی است و فواید بی شماری برای سلامت و تندرستی دارد. برای بهره بردن از خواص خرما آن را از شب تا صبح بگذارید تا خیس شود سپس استفاده کنید.

خرما می تواند از بروز یبوست سم زدایی، اسهال و سرطان شکم پیشگیری کند و این ماده غذایی منبع غنی از آهن، روی، سولفور و کلسیم است.

خرما یک ماده غذایی ملین است به همین دلیل برای کسانی که از یبوست رنج می برند بسیار مفید است، برای بهره بردن از خواص خرما آن را از شب تا صبح بگذارید تا خیس شود سپس استفاده کنید.
خرما بخش مهمی از یک قند، چربی، پروتئین و همچنین بسیاری از ویتامین هاست و مصرف آن به افزایش وزن و چاقی شما کمک می کند.مصرف خرما همچنین برای سالم نگه داشتن قلب بسیار مفید است.
خرما به عنوان محصولی بسیار عالی برای سم زدایی است و برای مسمومیت خرما بسیار سریع سم زدایی می کند و باید شب تا صبح خیس و له شود تا ارزش غذایی آن زیادتر شود.
خرما محصولی بسیار مفید برای تمامی گروه های سنی است و باعث پیشگیری از سرطان روده و شکم می شود و مصرف زیاد آن عوارض جانبی به دنبال ندارد.
برای خرید خرما باید بسیار دقت شود و نوع مرغوب آن خریداری شود زیرا خرما به دلیل سطح چسبناکی که دارد همه چیز را به خود جذب می کند.

درکار معلمی ودانش اندوزی ذلت روا نیست ذلت دردشمنی وکینه توزی است که موسس آن شیطان است مواظب خود باشی

 

سکوت و صبوری مرا ، به حساب ضعف و بی کسی ام

نگذارید!!!

دل
م به چیزهایی پای بند است که شما وفایتان قد نمیدهد

 
 
 
التماس دعا داریم.

عزت و ذلت

عزت و ذلت

 حدیث (1) امام حسن عسكرى عليه السلام :


ما تَرَكَ الحَقَّ عَزيزٌ إِلاّ ذَلَّ وَلا أَخَذَبِهِ ذَليلٌ إِلاّ عَزَّ؛

هيچ عزيزى حق را ترك نكرد، مگر اين كه ذليل شد و هيچ ذليلى به حق عمل نكرد مگر اين كه عزيز شد.

بحارالأنوار، ج78، ص374، ح24

حدیث (2) امام صادق عليه السلام :

إِنَّ اللّه  فَوَّضَ إِلَى المُؤمِنِ اُمورَهُ كُلَّها وَلَم يُفَوِّض إِلَيهِ أَن يَكونَ ذَليلاً أَما تَسمَعُ اللّه  تَعالى يَقولُ: (وَ لِلّهِ العِزَّةُ وَلِرَسولِهِ وَلِلمُؤمِنينَ)؟ فَالمُؤمِنُ يَكونُ عَزيزا وَلا يَكونُ ذَليلاً قالَ: إِنَّ المُؤمِنَ أَعَزُّ مِنَ الجَبَلِ لأَِنَّ الجَبَلَ يُستَقَلُّ مِنهُ بِالمَعاوِلِ وَالمُؤمِنُ لايُستَقَلُّ مِن دينِهِ بِشَىْ ءٍ؛
خداوند اختيار همه كارها را به مؤمن داده اما اين اختيار را به او نداده است كه ذليل باشد. مگر نشنيده اى كه خداى تعالى مى فرمايد: «عزت از آن خدا و رسولش و مؤمنين است»؟ پس، مؤمن عزيز است و ذليل نيست. [در ادامه] فرمودند: مؤمن از كوه محكم تر است، زيرا از كوه با ضربات تيشه كم مى شود اما با هيچ وسيله اى از دين مؤمن نمى توان كاست.

التهذيب، ج6، ص179، ح367

حدیث (3) امام على عليه السلام :

أَلا إِنَّهُ مَن يُنصِفِ النّاسَ مِن نَفسِهِ لَم يَزِدهُ اللّه  إِلاّ عِزّا؛
بدانيدكه هر كس با مردم منصفانه رفتار كند، خداوند جز بر عزّت او نيفزايد.

كافى، ج2، ص144، ح4

حدیث (4) امام صادق عليه السلام :

ما مِن عَبدٍ كَظَمَ غَيظا إِلاّ زادَهُ اللّه  عَزَّوَجَلَّ عِزّا فِى الدُّنيا وَالخِرَةِ؛
هيچ بنده اى خشم خود را فرو نخورد، مگر اين كه خداوند عزّوجلّ بر عزّت او در دنيا و آخرت افزود.

كافى، ج2، ص110، ح5

حدیث (5) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

إِنَّ اللّه  تَعالى يَقولُ كُلَّ يَومٍ: أَنَا رَبُّكُمُ العَزيزُ، فَمَن أَرادَ عِزَّ الدّارَينِ فَليُطِعِ العَزيزَ؛
خداى تعالى هر روز مى فرمايد: من پروردگار عزيز شما هستم، پس هر كس خواهان عزّت دو جهان است بايد كه از خداى عزيز اطاعت كند.

كنزالعمال، ج15، ص784، ح43101

حدیث (6) امام على عليه السلام :

ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيهِ الكِتابَ... وَعِزّا لاتُهزَمُ أَنصارُهُ... ؛
قرآنى كه بر پيامبر نازل شد... عزتى است كه هوادارانش شكست نمى خورند... .

نهج البلاغه، خطبه 198

حدیث (7) امام صادق عليه السلام :

ثَلاثَةٌ اُقسِمُ بِاللّه  أَنَّهَا الحَقُّ ما نَقَصَ مالٌ مِن صَدَقَةٍ وَلازَكاةٍ وَلاظُلِمَ أَحَدٌ بِظَلامَةٍ فَقَدَرَ أَن يُكافِئَ بِها فَكَظَمَها إِلاّ أَبدَ لَهُ اللّه  مَكانَها عِزّا وَلا فَتَحَ عَبدٌ عَلى نَفسِهِ بابَ مَسأَلَةٍ إِلاّ فُتِحَ عَلَيهِ بابُ فَقرٍ؛
به خدا قسم سه چيز حق است: هيچ ثروتى بر اثر پرداخت صدقه و زكات كم نشد، در حق هيچ كس ستمى نشد كه بتواند تلافى كند، اما خويشتندارى نمود مگر اين كه خداوند بجاى آن به او عزت بخشيد و هيچ بنده اى درِ خواهشى را به روى خود نگشود مگر اين كه درى از فقر به رويش باز شد.

 بحارالأنوار،ج78، ص209، ح79

حدیث (8) امام سجاد عليه السلام :

اَللهُمَ... ذَلِّلنى بَينَ يَدَيكَ وَأَعِزَّنى عِندَ خَلقِكَ وَضَعنى إِذا خَلَوتُ بِكَ وَارفَعنى بَينَ عِبادِكَ وَأَغنِنى عَمَّن هُوَ غَنِىٌّ عَنّى وَزِدنى إِلَيكَ فاقَةً وَفَقرا؛
خداوندا... مرا در پيشگاهِ خودت خوار و نزد خلقت عزيز فرما، مرا در خلوتِ با خودت پَست و در ميان بندگانت سربلند گردان و از كسى كه از من بى نياز است، بى نياز گردان و بر نيازمندى و فقر من به خودت بيفزاى.

صحيفه سجاديه، دعاى 47

حدیث (9) امام على عليه السلام :

فَرَضَ اللّه ... الجِهادَ عِزّا لِلسلامِ؛
خداوند... جهاد را براى عزّت و سربلندى اسلام واجب فرمود.

نهج البلاغه، حكمت 252

حدیث (10) امام صادق عليه السلام :

لايَزالُ العِزُّ قَلِقا حَتّى يَتىَ دارا قَدِ استَشعَرَ أَهلُهَا اليَسَ مِمّا فى أَيدِى النّاسِ فَيُوَطِّنُها؛
عزّت پيوسته بى قرارى مى كند تا آن كه به خانه اى درآيد كه اهل آن چشم طمع به دست مردم نداشته باشند و در آن جا مستقر مى شود.

كشف الغمه، ج2، ص423

حدیث (11) امام على عليه السلام :

لِيَجتَمِعَ فِى قَلبِكَ الأفتِقارُ اِلَى النّاسِ وَ الاِستِغناءُ عَنهُم فَيَكُونَ اِفتِقارُكَ اِلَيهِم فِى لِينِ كِلامِكَ وَ حُسنِ بِشرِكَ وَ يَكُونَ اِستِغناءُكَ عَنهُم فى نَزاهَةِ عِرضِكَ وَ بَقاءِ عِزِّكَ؛

بايد نياز به مردم و بى نيازى از آنان، در دلت گردآيند، تا نيازت به آنان، سبب نرمى در گفتار و خوش رويى ات شود و بى نيازى ات، سبب آبرودارى و عزّتت باشد.

كافى، ج 2 ، ص 149، ح 7

حدیث (12) امام صادق عليه السلام :

اَلحِلمُ سِراجُ اللّه ... وَالحِلمُ يَدورُ عَلى خَمسَةِ أَوجُهٍ: أَن يَكونَ عَزيزا فَيَذِلَّ أَو يَكونَ صادِقا فَيُتَّهَمَ أَو يَدعُوَ إِلَى الحَقِّ فَيُستَخَفَّ بِهِ أَو أَن يُؤذى بِلا جُرمٍ أَو أَن يُطالِبَ بِالحَقِّ وَيُخالِفوهُ فيهِ، فَإِن آتَيتَ كُلاًّ مِنها حَقَّهُ فَقَد آصَبتُ... ؛
بردبارى چراغ خداست... پنج چيز است كه بردبارى مى طلبد: شخص عزيز باشد و خوار شود، راستگو باشد و نسبت ناروا داده شود، به حق دعوت كند و سبكش بشمارند، بى گناه باشد و اذيت شود، حق طلبى كند و با او مخالفت كنند. اگر در هر پنج مورد، به حق رفتار كنى، بردبار هستى... .

بحارالأنوار، ج71، ص422، ح61

حدیث (13) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

فَأَمَّا الحِلمُ فَمِنهُ رُكوبُ الجَميلِ، وَصُحبَةُ البرارِ وَرَفعٌ مِنَ الضَّعَةِ وَرَفعٌ مِنْ الخَساسَةِ وَتَشَهِّى الخَيرِوَتَقَرُّبُ صاحِبِهِ مِنْ مَعالِى الدَّرَجاتِ وَالعَفوُ وَالمَهَلُ وَالمَعروفُ وَالصَّمتُ فَهذامايَتَشَعَّبُ لِلعاقِلِ بِحِلمِهِ؛
حاصل بردبارى: آراسته شدن به خوبيها، هم نشينى با نيكان، ارجمند شدن، عزيز گشتن، رغبت به نيكى، نزديك شدن بردبار به درجات عالى، گذشت، آرامش  و تأنى، احسان  و خاموشى. اينها ثمره  بردبارى  عاقل  است.

تحف العقول، ص 16

حدیث (14) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

مَن عَفا عَن مَظلَمَةٍ أَبدَ لَهُ اللّه  بِها عِزّا فِى الدُّنيا وَالخِرَةِ؛
هر كس از ظلمى كه در حق او شده گذشت كند، خداوند به جاى آن در دنيا و آخرت به او عزّت مى بخشد.

امالى طوسى، ص 182

حدیث (15) امام على عليه السلام :

كَم مِن عَزيزٍ أَذَلَّهُ جَهلُهُ؛
چه بسيار عزيزى كه، نادانى اش او را خوار ساخت.

نهج البلاغه، خطبه 184

حدیث (16) امام على عليه السلام :

اَلشَّجاعَةُ عِزٌّ حاضِرٌ، اَلجُبنُ ذُلٌّ ظاهِرٌ؛
شجاعت عزّتى است آماده، ترس ذلّتى است آشكار.

غررالحكم، ج1، ص152، ح572

حدیث (17) امام على عليه السلام :

مَنِ اعتَزَّ بِغَيرِ اللّه  أَهلَكَهُ العِزُّ؛
هر كس به جز از خدا عزّت بجويد آن عزّت او را هلاك مى كند.

غررالحكم، ج5، ص253، ح8217

حدیث (18) امام على عليه السلام :

كُلُّ عَزيزٍ داخِلٌ تَحتَ القُدرَةِ فَذَليلٌ؛
هر عزيزى كه تحت قدرت و سلطه اى باشد ذليل است.

تحف العقول، ص 215

حدیث (19) امام على عليه السلام :

اَلصِّدقُ عِزٌّ وَالجَهلُ ذُلٌّ؛

راستى عزّت است و نادانى ذلّت.

تحف العقول، ص 356

حدیث (20) امام صادق عليه السلام :

تَركُ الحُقوقِ مَذَلَّةٌ وَإِنَّ الرَّجُلَ يَحتاجُ إِلى أَن يَتَعَرَّضَ فيها لِلكَذِبِ؛
ندادن حقوق (ديگران) ذلّت مى آورد و انسان در اين باره مجبور به دروغ گفتن مى شود.

تحف العقول، ص 360

حدیث (21) امام حسين عليه السلام :

ما أَهوَنَ المَوتَ عَلى سَبيلِ نَيلِ العِزِّ وَإِحياءِ الحَقِّ لَيسَ المَوتُ فى سَبيلِ العِزِّ إِلاّحَياةً خالِدَةً وَلَيسَتِ الحَياةُ مَعَ الذُّلِّ إِلاَّ المَوتَ الَّذى لاحَياةَ مَعَهُ؛
چه آسان است مرگى كه در راه رسيدن به عزّت و احياى حق باشد، مرگ عزتمندانه جز زندگى جاويد و زندگى ذليلانه جز مرگ هميشگى نيست.

احقاق الحق، ج11، ص601

حدیث (22) امام على عليه السلام :

اَلنّاسُ مِن خَوفِ الذُّلِّ مُتَعَجِّلُوا الذُّلِّ؛
مردم از ترس ذلّت به سوى ذلّت مى شتابند.

غررالحكم، ج2، ص156، ح2172

حدیث (23) امام صادق عليه السلام :

لايَنبَغى لِلمُؤمِنِ أَن يُذِلَّ نَفسَهُ (قالَ مُفَضَّلُ بنُ عُمَرَ:) قُلتُ: بِما يُذِلُّ نَفسَهُ؟ قال: يَدخُلُ فيما يَعتَذِرُ مِنهُ؛
سزاوار نيست كه مؤمن خود را خوار سازد ـ مفضل بن عمر مى گويد: ـ پرسيدم چگونه خود را خوار مى كند؟ فرمودند: دست به كارى زند كه موجب عذرخواهى شود.

مشكاة الأنوار، ص 103

حدیث (24) امام على عليه السلام :

اَلمَنِيَّةُ وَلاَ الدَّنِيَّةُ وَالتَّقَلُّلُ وَلاَ التَّوَسُّلُ؛
مرگ آرى امّا پستى و خوارى هرگز، به اندك ساختن آرى امّا دست سوى اين و آن دراز كردن هرگز.

نهج البلاغه، حكمت 396

حدیث (25) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

مَن أَقَرَّ بِالذُّلِّ طائِعا فَلَيسَ مِنّا أَهلَ البَيتِ؛
هر كس آزادانه ذلّت را بپذيرد از ما خاندان نيست.

تحف العقول، ص 58

حدیث (26) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

رَضِىَ (بِ) الذُّلَّ مَن كَشَفَ (عَن) ضُرِّهِ؛
كسى كه از گرفتارى خود پرده بردارد، به خوارى تن داده است.

تحف العقول، ص 201

حدیث (27) امام على عليه‏ السلام :

مَنْ طَلَبَ عِزّا بِظُلْمٍ وَباطِلٍ أَوْرَثَهُ اللّه‏ُ ذُلاًّ بِإِنْصافٍ وَ حَقٍّ؛

هر كس عزّت را با ظلم و باطل طلب كند، خداوند به انصاف و حق ذلّت نصيبش مى‏نمايد.

شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج20، ص309، ح536

حدیث (28) امام على عليه‏ السلام :

الدَّهرُ یَومانِ یَومٌ لَکَ وَ یَومٌ عَلَیکَ فَاذا کانَ لَکَ فَلا تَبطَر وَ إذا کانَ عَلَیکَ فَاصبِر.
روزگار دو روز است، روزی به نفع تو و روزی به ضرر تو، چون به سودت شد شادی مکن، و چون به زیانت گردید غم مخور.

نهج البلاغه حکمت 396

حدیث (29) امام علی علیه السلام:

مَن یَطلُبُ العِزَّ بِغَیرِ حَقٍّ یَذِلُّ وَ مَن عانَدَ الحَقُّ لَزِمَهُ الوَهنُ؛

هر کس به جز حق جویای عزت شود به ذلت در افتد و هر کس با حق عناد ورزد خوار گردد.

تحف العقول،ص95

حدیث (30) امام صادق علیه السلام:

ما من رَجُلٍ تَکبّرَ أَو تَجبَّرَ الّا لذلَّةٍ یَجدُها فی نََفسِهِ؛

هیچ مردی نیست که تکبر بورزد یا خود را بزرگ بشمارد مگر بخاطر ذلتی که در نفس خود می یابد.

جهادالنفس، ح585

حدیث (31) امام جواد علیه السلام:

عِزُّ المُؤمِنِ غِناهُ عَنِ النَّاسِ؛

عزّت مؤمن در بى‏ نیازى او از مردم است.

بحارالأنوار، ج75، ص 109، ح‏12

حدیث (32) امام هادی عليه‏السلام :

العقوق یعقب القلة و یؤدی الی الذلة؛

نارضایتی پدر و مادر ، کم توانی را به دنبال دارد و آدمی را به ذلت می کشاند.

انسان سالم

انسان سالم از دیدگاه قرآن   قل کلّ یعمل علی شاکلته) اسراء / ۸۴ بگو: هرکس بر پایه ساختار روانی و بدنی خود عمل می کند… 
● شخصیت انسان
یکی از مهم ترین بحثهای روان شناسی, روان شناسی شخصیت است, و بررسی رشد و سلامتی انسان نیز بدون پژوهشی اساسی درباره شخصیت بی نتیجه خواهد بود. شخصیت چیست؟ هنوز روان شناسان نتوانسته اند به تعریفی که همه بر آن هم داستان باشند دست یابند, اما می توان گفت :
(شخصیت, هدف نهایی تمام بررسی های روان شناختی است, پس در روان شناسی یافته ای نیست که در شناساندن شخصیت سهمی بر عهده نداشته باشد.) ۱
(در روان شناسی جدید, شخصیت, نه فصل جداگانه ای از (فصول) روان شناسی در الگوی سنتی است که در کنار آنها قرار بگیرد و نه جمع ساده یافته های فصول و مباحث, یا تألیف و ترکیب ساده آنها بر حسب ذوق و سلیقه شخصی.) ۲
(کلّ یعمل علی شاکلته) اسراء / ۸۴ هر کس بر اساس آنچه در ساختار روانی ـ بدنی او شکل گرفته عمل می کند.
هر کس بر اساسی حرکت و عمل می کند که شخصیت او را شکل داده است. طبیعی است که انسان هشیار بی تردیدی, در می یابد باید دنبال این اشاره را بگیرد و در این باره به طور جدی پژوهش کند. چه عواملی شخصیت او را شکل می دهد؟ چه عواملی سبب شکل گرفتن شخصیت سالم و چه عوامل ی سبب شکل گیری شخصیت ناسالم در انسان می شود؟ شخصیت بهنجار چگونه شخصیتی است؟ شخصیت نابهنجار چگونه است؟ و آیا قرآن برای این پرسشها پاسخ دارد یا پاسخ آن را به عهده خرد و یا فطرت انسان نهاده است؟
شاید لازم به یادآوری نباشد که روش قرآن محدود کردن خویش در بحث موضوعی و حرفهای یکبار مصرف نیست, گاه از یک آیه کوتاه می توان در دانشهای گوناگون و برای پرسشهای مختلف پاسخ گرفت, بنابراین نباید انتظار داشت قرآن به روش روان شناسان و بویژه روان شناسان شخصیت, مط الب را به صورت پرسش و پاسخ و فصل بندی های اندازه گیری شده دسته بندی کند و سپس نتیجه بگیرد, اما در حوزه دانشهایی که جزء رسالت قرآن است حرفهای اساسی, زیر بنایی, جهت بخش و آموزنده را می توان در جای جای قرآن جست و از مجموع آنها پاسخ پرسشهای خود را به دست آورد.
درباره شخصیت نیز همین گونه است. اولین سرنخی که قرآن می دهد این است: رفتار اشخاص, رنگ و بوی شخصیت آنها را دارد.
انسان خردمند, پرسشهای دیگر را باید خود مطرح کند و برای پاسخ آنها نظر قرآن را جست و جو کند.
● شخصیت چیست؟
برای این که کمی به درک نظر قرآن نزدیک شویم یکی دو نظر را درباره شخصیت بیان می کنیم. مفهوم شخصیت و کیفیت شکل گیری آن در مکتبهای گوناگون (مانند روان کاوی فروید, بیهاوریسم و روان شناســان متأخرتر و انســان گرا) یکســان نیست, به همین دلیل تعریفهــای ش خصیت بسیــار فراوان اند. (آلپـورت) ـ ۱۹۴۹ (g. w. allport) دراین باره به گردآوری و یادکرد پنجاه تعریف متفاوت پرداخته است, با این حال این تفاوتها مربوط به اصل موضوع شخصیت نیست, بلکه متوجه مفهومی است که از آن ساخته اند; و در نتیجه منعکس کننده ناهمگرایی های دیدگاه های نظری مؤلفان است.) ۳
الف) یکی از تعریفهای بسیار ساده, تعریف مایلی (r. meili) است: (شخصیت یک کلیت روان شناختی است که انسان خاصی را مشخص می سازد.)
و اضافه می کند: (روان شناسی در بحث شخصیت همواره تفاوتهای فردی را در مد نظر دارد, و هدف آن تعریف هر چه صحیح تر این تفاوت ها و تعیین آنهاست.)
او درباره عناصر تشکیل دهنده شخصیت نیز بر این باور است: (وقتی مفهوم شخصیت به معنای وسیع مورد نظر باشد, طبعاً مفاهیم خوی, مزاج و استعداد را که مبین سه جنبه خاص هستند در بر می گیرد.) 
ب) تعریف دیگر, تعریف اریک فروم است: (شخصیت, مجموع کیفیتهای موروثی واکتسابی است که خصوصیت فرد بوده و او را منحصر به فرد می کند.) ۵
او در توضیح تعریف فوق می گوید: (فرق بین کیفیتهای موروثی و اکتسابی معادل فرق بین مزاج, استعدادها و کلیه کیفیتهای ذاتی از یک سو و منش (character) از سوی دیگر است.) ۶
سپس برای رفع ابهام در بیان تفاوت (مزاج) و (منش) سخن بسیار مفصلی دارد که خلاصه آن چنین است: (مزاج, به (چگونگی واکنش) دلالت دارد و ذاتی و تغییرناپذیر است, اما منش, نتیجه تجربیات شخصی, به خصوص تجربیات سالهای اولیه زندگی بوده و تا حدی با درون گرایی و تجربیات نوین تغییرپذیر است. مثلاً اگر کسی (آتشی مزاج) است, کیفیت واکنش او تند و قوی است, ولی این ک ه نسبت به چه چیز واکنش مزبور تند و قوی است مربوط به منش است. اگر بهره ور, دادگر و با محبت است, در عشق, در عصبانی شدن به علت بی عدالتی و متأثر شدن از یک فکر نو واکنشی تند و قوی نشان خواهد داد. و اگر دارای منش ویرانگر و سادیستیک است در ویرانگری و خشونت, تن د و قوی می شود… ) ۷
فروم بر این نکته تکیه دارد که فقط رفتار منش را می توان جزء اخلاق دانست و آنچه مربوط به مزاج است جنبه اخلاقی ندارد. ۸
ج) تعریف گوردون ویلارد آلپورت
آلپورت یکی از اولین نظریه پردازان شخصیت است که عینک فرویدیسم را از چشم بر می دارد و دیدگاه ساده انگارانه رفتارگرایی را کنار می گذارد.
بر خلاف اریک فروم, که سالهای اولیه زندگی و دوره کودکی را بسیار مهم تلقی می کند, آلپورت با دوره بلوغ به عنوان دوره ای به نسبت مستقل برخورد می کند و بیش ترین نقش را هم در تشکیل شخصیت به مقاصد و نیتهای شخص می دهد.
روان شناسی تفهمی (psychologi verstehnde) آلمان در این عقیده پافشاری می کرد که فلسفه خاصی که هر فرد درباره زندگی دارد و صفت عمده شخصیت او را تشکیل می دهد, یعنی همان نظام ارزشهای فردی.
همین نکته را پروفسور پل ویس به گونه ای دیگر بیان کرده: (ما اشخاصی را می شناسیم, زیرا به آینده ای که آنها در جست و جوی آن هستند واقفیم.)
حتی روان شناسی صنعتی (industrial psychologiy) دریافته است که مقاصدر دوررس, موجب یادگیری سودمندی و سرشاری تولید می شود و رضایت کارگر را از کار خویش فراهم می کند.
او با تأکید به عنصر فوق می گوید: جامع ترین واحد های ترکیبی در شخصیت, همان مقاصد و نیتهای فرد هستند که جهت آنها به آینده است. این صفات برای هر انسانی منحصر به فرد هستند و همیشه آماده اند تا اجزای ساده تر را هماهنگ با خود به سوی خویش جذب کنند, آنها را راهن مایی کنند, و یا از پیدایش آنها جلوگیری نمایند….
و سرانجام, شخصیت آن چیزی نیست که فرد در اختیار دارد, بلکه حاصل برجسته رشد, شخصیت نامیده می شود.
اگر بخواهیم سخن آلپورت را خلاصه کنیم بی تردید برجسته ترین عنصر در شخصیت افراد را همین مقاصد, نیات و ارزشهای فرد تشکیل می دهد, و اگر درباره شخصی بخواهیم بدانیم که چگونه رفتار خواهد کرد, باید از مقاصد و نیات و هدفهای درازمدت او آگاه باشیم, یعنی هر کس طبق ش خصیت شکل گرفته خود که ساختار عمده آن را عادتها و ارزشهای درونی تشکیل می دهد, عمل خواهد کرد. و اصولاً از نظر او اگر تلاش و تکاپویی هست برای رسیدن به همان مقاصد و اهداف و ارزشهاست, که البته هرگز به طور کامل به آنها نخواهیم رسید. ۹
● نظریه قرآن درباره شخصیت
(شخصیت هر انسان همان چیزی است که رفتار او را شکل و جهت می بخشد.)۱۰ شاید بتوان این را به عنوان تعریف کلی شخصیت از دیدگاه قرآن به حساب آوریم, این تعریف با این که جهت بخش است, اما هنوز کامل نیست و آن گاه کامل می شود که عناصر تشکیل دهنده شخصیت را نیز از نظر قرآن شناسایی کنیم.
به تعبیری دیگر, تعریفی که ارائه کردیم نشان می دهد (کارکرد) شخصیت چیست. و نیز نشان می دهد که شخصیت دارای یک ساختار منسجم و کلیت روان شناختی است, ساختاری که در رفتار شخص تبلور پیدا می کند. این مطالب از آیه مبارکه ای که در صدر این قسمت آوردیم: (کل یعمل علی شاکلته) قابل استفاده است. اما برای شناخت ساختار شخصیت, عناصر مهم و کیفیت شکل گیری آن, باید از دیگر آیات قرآنی مدد بجوییم, و تا این مسأله را روشن نکنیم به شخصیت سالم از دیدگاه قرآن نیز نمی توانیم دست بیابیم.
مشکل اینجاست که این تعبیر (شاکله) که قابل ترجمه به شخصیت است, به این معنی, همین یک بار در قرآن به کار رفته است. پس چگونه می توان به ساختار و شکل گیری آن از دیدگاه قرآن پی برد؟ به نظر می رسد قرآن در خود همین آیه مبارکه مشکل را حل کرده است, زیرا شخصیت را ه مان چیزی می داند که کیفیت رفتار شخص را تعیین می کند و رنگ و بوی خود را به آن می بخشد, پس می توان به دنبال عناصر مهم شخصیت, مواردی را بررسی کرد که از نظر قرآن سبب جهت گیری در رفتار و چگونگی عمل اشخاص می شود. اگر از این سرنخ استفاده کنیم به دست آوردن پاسخ دشوار نیست.
در اینجا از یک روش در تفسیر موضوعی, که شهید سید محمد باقر صدر توصیه و عمل می کردند استفاده می کنیم, روشی که از کلام امام علی(ع) استفاده شده است, استنطاق از قرآن; یعنی پرسشهای خودمان را به قرآن عرضه می کنیم و تلاش می کنیم پاسخ قرآن را درباره آنها به دست ب یاوریم. با توجه به تعریفها و نظریات روان شناسان درباره شخصیت, چند پرسش مطرح می کنیم و پاسخ آنها را از قرآن می خواهیم و سپس با بررسی عناصر تشکیل دهنده شخصیت بحث را کامل خواهیم کرد.
آیا می توان گفت در قرآن کریم چیزی به نام شخصیت وجود دارد؟
پاسخ این پرسش بی تردید مثبت است. صریح ترین آیه قرآنی درباره وجود شخصیت, آیه ۸۴ سوره اسراء است (کل یعمل علی شاکلته). علاوه بر این قرآن درباره ماهیت انسان و شیوه رفتار افراد طوری نظر می دهد که در وجود چیزی به نام شخصیت جای تردید نمی ماند, زیرا قرآن انسان ر ا دارای کششهای درونی فطری و نفسانی می داند که در ستیز با هم قرار دارند و از سویی افراد را در انتخاب ندای فطرت یا فریاد نفسانیات, در برخورد با مظاهر زندگی متفاوت و دارای انتخاب ویژه می داند.
آیا انسان به طور کلی و شخصیت افراد, دارای خطوطی اساسی و کلی از پیش ترسیم شده ای هست یا خیر; مانند صفحه ای سفید است که خود او (بنابر نظر هستی گرایان طرفدار اگزیستانسیالیسم) و یا محیط و محرکها و پاسخها (به نظر رفتار گرایان) چگونگی او را می سازند.
انسان از نظر قرآن موجودی ویژه است, با جسمی ازگل و لای و روح خدایی. در وجود انسان از یک سو روح الهی و فطرت خداجو قرار دارد (فطرت الله التی فطر الناس علیها ـ روم / ۳۰) که با هدایت مستقیم الهی می تواند راه را بیابد (انا هدیناه السبیل ـ انسان / ۳) و اصول خوب ی و بدی راتشخیص دهد (قد ألهمها فجورها و تقویها ـ شمس / ۸) و از سویی دیگر کششهای مربوط به جسم, یا به تعبیر قرآن هوای نفس که برخی آن را خدای خویش قرار می دهند (أرأیت من اتّخذ إلهه هواه… ـ فرقان / ۴۳ , جاثیه / ۲۳) و در مقابل آنها کسانی هستند که دستورات الهی را چراغ راه خویش قرار می دهند و از فرمانهای ویرانگر نفس سرباز می زنند (و أمّا من خاف مقام ربّه و نهی النفس عن الهوی. فإنّ الجنّة هی المأوی ـ نازعات / ۴۱ـ۴۰)
اما عوامل دیگر نیز در شکل گیری شخصیت انسانی تأثیر دارند, که بیرونی هستند و ازجمله محیط, اسوه های خوب و الگوهای ناشایسته, آموزشهای سازنده و یا ویرانگر, ولی از همه اینها مهم تر قدرت انتخاب و اختیار فراوان خود شخص است. یعنی نیتها و اراده خودآگاه او.
بنابراین انسان از نظر قرآن, صفحه ای سفید نیست که بدون هیچ راهنمایی به خود وانهاده شده باشد و خود او تمام مسؤولیت ساختن خویش را بدون هیچ الگو و هدف از پیش تعیین شده ای بر عهده داشته باشد, و یا تنها موجودی که پیرو محیط زیست و محیط اجتماعی خود باشد و بتوان او را با تبیین ساده انگارانه رفتارگرایی معرفی کرد, مانند واتسون که در محیط گرایی چنان افراط می کرد که می گفت: (تعدادی کودک سالم و خوش بنیه و محیط خاصی را به سلیقه خودم برای تربیت آنها در اختیارم بگذارید, و من تضمین خواهم کرد که با انتخاب اتفاقی, هر یک از آنها را, صرف نظر از استعدادها, ذوقها, گرایشها, توانایی ها, پیشه ها و نژادهای اجدادشان, طوری تربیت کنم که به ه ر نوع متخصصی که من انتخاب کنم, از قبیل دکتر, وکیل, هنرمند و… بلکه حتی گدا و دزد تبدیل شود.) ۱۱
بنابراین انسان موجودی است دارای فطرت, و این اساسی ترین نیرو در انسان است که او را به سویی خاص به حرکت در می آورد, اگر به موانع برنخورد. اما این مفهوم به قول شهید مطهری با مفهوم دکارتی و کانتی و غیر آن فرق دارد. وجود فطرت در انسان به این معنی نیست که انسا ن از آغاز تولد پاره ای از ادراکات یا گرایشها و خواستها را بالفعل دارد و به تعبیر فلاسفه با عقل و اراده بالفعل متولد می شود. همچنان که درباره انسان, نظریه منکران فطرت از قبیل مارکسیست ها و اگزیستانسیالیست ها را نمی پذیریم که انسان در آغاز تولد, پذیرا و من فعل محض است و هر نقشی به او داده شود بی تفاوت است, مانند یک صحفه سفید که نسبتش با هر نقشی که روی آن ثبت شود متساوی است, بلکه انسان در آغاز تولد, بالقوه و به نحو امکان استعدادی, خواهان و در حرکت به سوی یک سلسله دریافتها و گرایشها است و یک نیروی درونی او ر ا به آن سو سوق می دهد ـ با کمک شرایط بیرونی ـ و اگر به آنچه بالقوه دارد دست یابد به فعلیتی که شایسته اوست و انسانیت نامیده می شود رسیده است, و اگر فعلیتی غیر آن فعلیت در اثر قسر و جبر عوامل بیرونی بر او تحمیل شود, یک موجود (مسخ شده) خواهد بود. این است که مسخ انسان که حتی مارکسیست ها و اگزیستانسیالیست ها از آن سخن می گویند تنها با این مکتب قابل توجیه است.
از نظر این مکتب, نسبت انسان در آغاز پیدایش, با ارزشها و کمالات انسانی, از قبیل نسبت نهال گلابی با درخت گلابی است که یک رابطه درونی به کمک عوامل بیرونی اولی را به صورت دومی در می آورد, نه از قبیل تخته و چوب و صندلی که تنها عوامل بیرونی آن را به این صورت د ر می آورند. ۱۲
درباره فطرت, در قسمت (ویژگیهای انسان سالم) نیز مطالبی خواهیم آورد.
اما درباره دوران کودکی, اگر چه قرآن کریم شکل گیری اولیه آگاهی های انسان را که جوهر اساسی شخصیت است در همان زمان می داند, قرآن می گوید: (و الله أخرجکم من بطون أمّهاتکم لاتعلمون شیئاً و جعل لکم السمع و البصر و الأفئدة لعلّکم تشکرون) نحل/۷۸ و خداوند شما را از شکم مادران تان ـ درحالی که چیزی نمی دانستید ـ بیرون آورد, و برای شما گوش و چشمها و دلها قرارداد, باشد که سپاسگزاری کنید.
اما این شکل گیری آگاهی های انسان (از خودش, جهان پیرامونش و آفریدگار و مدبر هستی) که به تدریج به وجود می آید و گسترش و ژرفا پیدا می کند, از نظر قرآن در یک دوره محدود, بسته نمی شود, و چنان نیست که در دوره کودکی همه چیز تمام شود و شخصیت انسان در آینده زیر ت أثیر عقده های سرکوب شده و یا ناکامی های تلخ کام کننده در آن دوره باشد, زیرا از نظر قرآن دوره بلوغ (رسیدن به (اشدّ) یا (رشد)) مهم ترین دوره نقش پذیری, مسؤولیت و تجلی شخصیت است, با نیروی ویژه این دوران که با تعبیر (أشدّ) یا (رشد) بیان شده است:
(هو الذی خقلکم من تراب ثم من نطفة ثم من علقة ثم یخرجکم طفلاً ثم لتبلغوا أشدّکم ثم لتکونوا شیوخاً… ) غافر / ۶۷ و حج / ۵ او همان کسی است که شما را از خاکی آفرید, سپس از نطفه ای, آن گاه از علقه ای, و بعد شما را به صورت کودکی بر می آورد, تا به (کمال قوّت) خود برسید و تا سالمند شوید… در اصل, زمان تکلیف پذیری, قبول مسؤولیت و نیز تدبیر زندگی از نظر قرآن فقط در زمان (رشد) و به تعبیر دیگر قرآن, رسیدن به (توانایی کامل) ممکن است, و بهره گیری از آگاهی ها و نیروی اراده و انتخاب نیز, به طور اساسی در این مرحله تحقق می پذیرد.
(ولاتقربوا مال الیتیم الا بالتی هی أحسن حتی یبلغ أشدّه… ) انعام / ۱۵۲ و به مال یتیم جز به نیکوترین نحوه نزدیک مشوید, تا به حد رشد خود برسد… و در داستان ملاقات شگفت انگیز موسی(ع) با (آن آموزگار برجسته) آمده است.
(فأراد ربک أن یبلغا أشدّهما و یستخرجا کنزهما… ) کهف / ۸۲ پس پروردگار تو خواست آن دو (یتیم) به حد رشد برسند و گنجینه خود را بیرون آورند… البته مفهوم (رشد) گسترده تر از این مرحله خاص سن, یعنی رسیدن به دوران بلوغ سنی است, ولی در مواردی به این مفهوم نیز اطلاق شده است; از جمله:
(وابتلوا الیتامی حتی اذا بلغوا النکاح فان آنستم منهم رشداً فادفعوا الیهم أموالهم…) نساء / ۶ ویتیمان را بیازمایید تا وقتی که به سن زناشویی برسند; پس اگر از ایشان رشد یافتید, اموالشان را به آنان رد کنید… همچنان که رشد در قرآن به معنای رسیدن به سنی خاص محدود نمی شود, همان گونه از کلمه (اشدّ) (کمال توانایی) نیز فقط توانایی جسمی را در نظر ندارد.
به هر حال, دوره کودکی و آموخته های آن و گسترش تدریجی ادراکهای فطری شخص و رشد تدریجی جسم و فکر او از نظر قرآن, مراحلی از مراحل مقدماتی رسیدن به رشد است, اما نه چنان که دیگر شخص ـ آن گونه که فرویدیسم سنتی معتقد بود ـ شخصیت خویش را در همان دوران به گونه ای بسازد که دیگر رهایی از آن ممکن نباشد, زیرا مفاهیم پذیرش مسؤولیت, وظیفه, و انتخاب ـ به طور عادی ـ در همان زمان رشد اتفاق می افتد… .
● نقش فطرت در شخصیت انسان
فطرت و (نفس ملهمه) انسان (وجدان اخلاقی), چه اندازه در ساخت و شخصیت او نقش دارند؟ و نقش وراثت, محیط, عادتهای اجتماعی و انتخاب و اختیار انسان در این میان به چه اندازه است؟ و آیا فطرت و نفس ملهمه ملزم کننده اند؟ از نظر قرآن انسان با فطرت خداجویی خلقت شده است (روم / ۳۰) و پیمان او باخالق خویش در (عالم الست) مورد تأکید قرار گرفته است (اعراف / ۱۷۲) و نیز تأکید شده که انسان دارای نیروی شناخت خوبی و بدی و خیر و شر و به تعبیر قرآن فجور و تقوی است (شمس / ۸) و با این که در جهان آفرینش زمینه طوری است که شخص می تواند آیات روشن الهی را در آن ببیند, (قد تبیّن الرشد من الغی) اما او می تواند راه رشد را انتخاب کند و یا به راه (غیّ) گام بگذارد و می تواند با هدایت پذیری, شاکر باشد و یا با سرباززدن از آن کفور باشد (انّا هدیناه ا لسبیل إمّا شاکراً و إمّا کفوراً) (انسان / ۳) پس ممکن است شخص با داشتن فطرت الهی, از مسیر منحرف شود و با داشتن نفس ملهمه, فجور را انتخاب کند.
زیرا در عین حال که فجور و تقوای نفس به او الهام شده است, چنان نیست که این چراغ همیشه روشن بماند, ممکن است کسی آن را خاموش کند و یا (نیروی) روشن کننده آن را به شدت ضعیف و در عمل غیرقابل استفاده گرداند. و عده ای که آن را پاک نگه دارند, از نور آن بهره خواهند برد. (قد أفلح من زکّیها. و قد خاب من دسّیها) شمس / ۹ و ۱۰ درباره نقش وراثت نیز همان آیه سوره دهربسیار واضح است که فرمود: (انا خلقنا الانسان من نطفة امشاج… ) انسان/۲ ما انسان را از نطفه مختلطی آفریدیم.
این نطفه مختلط که دربردارنده خصوصیات ارثی نیز می باشد در شخصیت انسان مؤثر است, اما نه چنان که شخصی را از انتخاب و اراده آگاهانه محروم کند, زیرا درست پس از آن بلافاصله می فرماید: (فجعلناه سمیعاً بصیراً. انّا هدیناه السبیل إمّا شاکراً و إمّا کفوراً) مقدار و اندازه رشد و تعالی شخصیت انسان تا چه اندازه است و آیا مرزی دارد؟
این یکی از پرسشهای اساسی درباره رشد و سلامتی ـ ودر نهایت کمال ـ انسانی است; انسان تا کجا می تواند بالا برود؟ آیا جایی هست که اگر شخصی به آنجا رسید دیگر باید متوقف شود و بالاتر از آن جایی برای صعود نباشد؟
به نظر می رسد از نظر قرآن کریم, تعالی, رشد و (کمال) انسان حد و پایانی ندارد, انسانی که خود مسجود فرشتگان است, و با آموختن اسماء, در مسابقه بزرگ از فرشتگان نیز جلو افتاده است (بقره آیات مربوط به آفرینش آدم و سجده فرشتگان) دارای مراتب و درجات متفاوت رشد, س لامتی و کمال است. یعنی حتی اگر کسی به مقام پیامبری نیز برسد باز هم کار تمام نشده است, زیرا حتی پیامبران نیز دارای درجاتی بوده اند, و برخی از آنان بر برخی دیگر برتری داشتند: 
(تلک الرسل فضّلنا بعضهم علی بعض منهم من کلّم الله و رفع بعضهم درجات… ) بقره / ۲۵۳ بعضی از آن رسولان را بر بعضی دیگر برتری دادیم, برخی از آنها, خدا با او سخن می گفت; و بعضی را درجاتی داد… 
بی تردید محمد بن عبدالله (ص) خاتم پیامبران است, به صراحت قرآن, و نیز اشرف مخلوقات است, یعنی در همان زمانی به رسالت برانگیخته شد از تمام موجودات و ماسوی الله برتری داشت, اما آیا دیگر برای آن حضرت رسیدن به درجاتی بالاتر از آنچه داشت میسر نبود؟ آن همه عبادت , تهجد, جهاد بی وقفه و تحمل دشواریهای انجام رسالت چیزی بر کمال و درجات آن حضرت نیفزود؟در سوره مبارکه (نصر) آن حضرت به تسبیح و استغفار مأمور شده است, آیا پیامبر در ۶۳ سالگی و مقارن رفتن به جوار رفیق اعلی چیزی بیش از آنچه در زمان آغاز رسالت داشت, نداشته است؟ این سخن را اگر بپذیریم, معنای آن این است که بر پیامبر(معاذ الله) ستم رفته باشد, زیر ا قرآن به صراحت می گوید عمل شایسته هیچ عمل کننده ای, از زن و مرد را ضایع نمی کند (آل عمران / ۱۹۵) و انسانها درآخرت, اگر به مقدار ذره ای خیر و شر انجام بدهند, آن را خواهند دید (زلزله / ۸) اکنون چگونه آن همه (عمل صالح) که بی تردید به مقیاسی بالاتر از هر عم ل دیگر ارزش داشت چیزی بر فضل و درجه پیامبر نیفزوده است؟
به هر حال, در منطق قرآن, کمال انسان دارای مراتب است و شخص به هر جا که برسد, هنوز جای صعود به بالاتر وجود دارد.
نگارنده توجه دارد که این مرز بی انتها ـ به مقیاس ما ـ مربوط به نهایت کمال است, و نه (سلامتی) به مفهومی که ما در جست وجوی آن هستیم, که خود تا مراحل اساسی اما آغازین کمال می رسد. اما به هر حال این پرسش چون از مرز تعالی و رشد و سلامتی و کمال است, ناگزیر به بالاترین درجه آن اشاره می شود. منظور ما از سلامتی نیز داشتن شخصیت متعادل, معنی داری در زندگی و دچار اضطراب و دلهره و یأس نشدن است که شخص را تا مرز تهی شدن از انسانیت پایین می کشاند.
● آیا شخصیت انسان در جایی بسته می شود؟
مانند این پرسش را پیش از این آوردیم, آن پرسش ناظر بود به نظریه روان کاوی فروید, و دوران کودکی و عقده های سرکوب شده و انبار شده در ضمیر ناخودآگاه, اما این پرسش گستره بیش تری دارد, منظور این است: آیا از نظر قرآن زمانی وجود دارد که دیگر شخص دگرگونی پذیر نبا شد و نتواند آگاهانه در روان خود تغییر ایجاد کند. قرآن بر تغییر در روان بسیار تأکید دارد و نمونه هایی را نیز بیان کرده است که این تغییر در آنها صورت پذیرفته است. مگر آنجا که شخص مرگ را به چشم خود ببیند وفرصت عمل طبق دیدگاه و آگاهی تازه یافته را نداشته باش د, مانند فرعون درحال غرق شدن.
● تحول و دگرگونی روانی
دگرگونی و تحول در نفس از عواملی است که می تواند جامعه را نیز دگرگون کند و نعمتهای الهی را زایل و یا جلب نماید: (إنّ الله لایغیّر ما بقوم حتی یغیّروا ما بأنفسهم… ) رعد / ۱۱
خداوند سرنوشت هیچ قومی (و ملتی) را تغییر نمی دهد مگر آن که آنان آنچه را در خودشان است (و در نفس و روان شان وجود دارد) تغییر بدهند… 
و در آیه دیگر می فرماید:
(ذلک بأنّ الله لم یک مغیّراً نعمة أنعمها علی قوم حتی یغیّروا ما بأنفسهم و أنّ الله سمیع علیم) انفال / ۵۳ این برای آن است که خداوند, هیچ نعمتی را که به گروهی داده, تغییر نمی دهد, جز آن که آنها خودشان را تغییر بدهند, و خداوند, شنوا و داناست؟
این تغییر را خداوند بارهاو بارها در قرآن بیان کرده است, یکی ازموارد آن ساحران زمان فرعون است, که با درک حقانیت حضرت موسی(ع) اولین مؤمنان به آن حضرت بودند, اما این هم واقعیتی است که برخی بر بیماری همچنان باقی می مانند… مانند فرعون, که تا هنگام غرق شدن همچ نان لجاجت می ورزید. در قرآن تعبیری است که در مورد انسانهای محروم از سعادت هدایت و سلامت دل به کار می رود: (قساوت). در این مرحله شخص آن چنان در بیماری فرو می رود که (نمی خواهد) خود را درمان کند, و با مقاومت منفی می گوید: (سمعنا و عصینا) اینان همانهایی هستند که خداوند بر دل آ نها مهر نهاده است… 
(سواء علیهم ءأنذرتهم أم لم تنذرهم لایؤمنون. ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و علی ابصارهم غشاوة …) بقره / ۶ و ۷ آنان نیز از بیماری نجات پیدا نمی کنند, زیرا نمی خواهند, بلکه بیماری شان نیز پیشرفت می کند: (فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضاً… )
بنابراین باقی ماندن عده ای که بسیارند بر بیماری و استفاده نکردن از چراغ هدایت الهی در درون یعنی فطرت و خرد, و چراغ بیرون یعنی پیامبران, واقعیتی غیرقابل انکار است, و این به آن دلیل است که آنان نمی خواهند, و چنان نیست که اگر بخواهند نتوانند در خود تغییر ای جاد کنند, زیرا از نظر قرآن راه همچنان باز است. مفهوم انقلابی (توبه) به گونه ای که در قرآن مطرح است (بی واسطه میان بنده و خدا) همان درِ گشوده به جهان سلامتی است; مفهومی که آیات بسیاری در قرآن کریم بر آن تأکید می کند.
● نگاهی دوباره به عناصر تشکیل دهنده شخصیت
از آنچه تا اینجا آوردیم می توان چنین نتیجه گرفت که: (شخصیت انسان, تشکیل شده است از عناصری مشترک و ویژه که مجموع آنها شخصیت فرد را شکل می دهد و رفتاو او را سمت و سو و معنی می بخشد.)
منظور از عناصر مشترک چیزهایی هستند که همه جنس و نوعی را که شخصی به آن تعلق دارد دارا هستند, ویژگی حیوانی جنس و خصوصیات انسانی نوع, نیروهای عام, مثل فطرت, نفس ملهمه, خرد و تا اندازه ای غریزه به علاوه چیزهای خاص تری مثل محیط اجتماعی و گروه و طبقه و ویژگیها ی زیستی.
منظور از عناصر ویژه چیزهایی هستند که شخص را از اشخاص دیگر جدا می کنند مانند: ویژگیهای موروثی, بهره هوشی, کیفیت استفاده از نیروی خرد, فطرت و تجربیات و احساسات ویژه, و آنچه شخص را از دیگران مشخص می سازد که مجموع آنها از هر شخصی شخصیت ویژه می سازد. شخصیت اگ ر چه به تدریج شکل خود را کامل می کند, اما هیچ گاه چنان نیست که قابل تغییر و دگرگونی بنیادین نباشد, این دگرگونی عمده در جهت گیری فکری و نظام ارزشهاست که با دگرگونی در جهان و تفکر شخص و تغییر نظام ارزشهای فردی او شخصیتش نیز دگرگون می شود. این دگرگونی همیشه به سمت کمال یا به سوی سقوط نیست, بلکه به سمتی است که نیتها و اهداف آگاهانه مشخص دنبال کند. این همان تفاوت اساسی دیدگاه قرآن با دیدگاه (مزلو) و برخی دیگر از روان شناسان انسان گرا است, زیرا آنان معتقدند که انسان دارای چنان فطرتی است و چنان ساختاری که اگر به خودش واگذاشته شود حتماً به سوی خوبی روی خواهد آورد و خیر و صلاح خویش را نیز درک می کند.
دیدگاه قرآن درباره شخصیت انسان خوشبین تر از همه دیدگاه های دیگر است, و انسان را دارای رتبه خلیفة اللهی می داند و مسجود فرشتگان, اما به این حقیقت نیز واقف است که علاوه بر جریان فطرت و وجدان اخلاقی, جریان تند شهوتهای گونه گون نیز هست که فرد را به سوی خود م ی کشند, تنها در صورتی شخص می تواند از آن گردباد وحشتناک رهایی بیابد که سکان کشتی شخصیت او را نیروی عقل و اراده قوی حق خواهانه به دست داشته باشد, اراده ای که با قطب نمای فطرت و چراغ عقل و نیروی ایمان به حرکت خویش ادامه دهد, و دانش و آگاهی به دست آمده از ه دایت الهی و ارشاد پیامبران سوخت موتور آن را پیوسته تأمین کنند.
● مهم ترین انگیزش شخصیت سالم از دیدگاه قرآن
قرآن در مورد انسان, واقع بین است, نمی خواهد یک بعدی نگاه کند, زیرا فرستنده قرآن همان کسی است که خود او انسان را آفریده است. او انسان را آفریده شده از (نطفه امشاج) می داند و می داند که کششها و کوششهای او همیشه و ناگزیر به یک سو نیستند, اما در این میان یک کشش اساسی وجود دارد, و آن همان چیزی است که مهم ترین انگیزه انسان سالم و شخصیت سالم به حساب می آید. هر کس این انگیزه را در خو د تضعیف کند, در مسیر حرکت خود به بیراهه خواهد رفت و هیچ چیز دیگری او را (راضی) نخواهد کرد, و دچار زندگی تنگ و سخت و معیشت ضنک خواهد شد. 
اما این آفرینش انسان, اگر چه از نطفه امشاج است, ولی بی حساب نیست, و خداوند راه را مشخص کرده: (آیا زمانی طولانی بر انسان گذشت که چیز قابل ذکری نبود؟ ! ما انسان را از نطفه مختلطی آفریدیم, و او را می آزماییم; (بدین جهت) او را شنوا و بینا قراردادیم! ما راه را به او نشان دادیم, او یا سپاس گزار است و یا ناسپاس…) انسان / ۱ تا ۳ مهم ترین انگیزش شخص سالم یافتن (شاه کلید) اسرار هستی است. یافتن معنی و سمت و سوی حیات.
این انگیزش, همچون چشمه ای زلال از قله فطرت انسان می جوشد و سرازیر می شود, و اگر به مانعی برنخورد در مسیری درست حرکت می کند و تشنگان را سیراب و مزارع را مشروب می سازد, ولی اگر به مانع بر بخورد, ممکن است در مسیر, راه کج کرده و به جایی برود که به قصد رفتن ب ه آنجا راه نیفتاده است, در ریگستانی فرود رود و یا در مردابی زندانی شود و یا طعمه باتلاقی شود که همچون دامی در راه انسانها به کمین می نشیند.
فطرت خداجو, خرد حقیقت جو و حقیقت پذیر انسان, آن گاه که دست به دست یکدیگر دهند, شخص, چشمانی بینا و بصیرتی ژرف خواهد یافت, بصیرتی که او را به سوی مشاهده اندیشه و کشف حقیقت می راند. اینان همان (اولوالالباب یا خردمندان) هستند که در آفرینش آسمان ها و زمین و گ ردش شب و روز می نگرند, و نشانه هایی را می بینند. این انگیزش آن قدر قوی است که شب و روز, در حال ایستاده, نشسته و به پهلو خوابیده شخص سالم را آرام نمی گذارد, و آن وقت به این حقیقت روشن دست می یابند که هستی, با این همه رمز و راز و گستره و ژرفا, بی هدف آفرید ه نشده و بی معنی نیست… . و این بصیرت به دست آمده از فطرت, خرد, اندیشه و اراده حق جویی انسان را به اساسی ترین درک ممکن درباره هستی رهنمون می شود: دیدن هستی آفرین در برگ برگ دفتر هستی… . و سرانجام, نجوایی عاشقانه و دل انگیز: (خدایا! صدای منادی ایمان را شنی دیم و ایمان آوردیم… ) و آرزوی رسیدن به درجه (ابرار). این تصویر زیبا, با تصویرگری اعجازآمیز در آیات ۱۸۹ تا ۱۹۵ , بلکه تا آخر سوره آل عمران بیان شده است, که پیش از این نیز به این آیات اشاره شد.
به دست آوردن معرفتی درباره جهان هستی, انسان و زندگی خود که معنای تمام اسرار و پیچیدگی های زندگی را روشن کند و رفتار شایسته را شکل بدهد, یعنی جهان بینی درست نظام ارزشها و راه درست عمل, رسیدن به این حقیقت ها انسان سالم را به خداوند, معنی داری جهان, مسؤولیت خود, معنی زندگی و سمت و سوی حرکت, راهنمایی می کند.
این حقیقت مهم درباره انسان, یعنی این که مهم ترین انگیزش شخصیت سالم درک هدف و معنای آفرینش و شناخت آفریننده است, در داستان حضرت ابراهیم, آن گاه که برای جست وجوی حقیقت به ماه و ستارگان و خورشید و سرانجام به کشف حقیقت می رسد, به خوبی بیان شده است.
انسان سالم از نظر قرآن (انسان رشید, زندگی دل انگیز) (برخی) از مهم ترین ویژگیهای انسان سالم از دیدگاه قرآن کریم را در حد توان و مجال در این قسمت می آوریم. بین انسان سالم و کامل تفاوت است و بحث از این دو نیز متفاوت, البته پژوهش پیرامون سلامتی برای فهم راههای رسیدن به کمال است.
آنچه در این نوشتار مورد نظر است ویژگیهای انسان سالم است. مرزهای سلامتی و کمال, خطوطی کمرنگ هستند که در اصل شاید به صورت خط نباشند. شاید مانند دو رنگی باشند که به صورت افشان به هم متصل هستند.
همان گونه که در تعریف انسان کامل و آرمانی توافق نظر دشوار است و تعریف آن مشکل, در مورد انسان سالم و رشد یافته نیز هنوز روان شناسان و دانشمندان علوم انسانی چندان توافقی ندارند و تعریف انسان سالم را آسان نمی دانند.۱۳ اما صرف نظر از آن تعریفها منظور ما از ا نسان سالم و انسان کامل در قرآن به اجمال روشن است. انسان سالم از دیدگاه قرآن کسی است که در گام اول بیمار نباشد ـ مثلاً چشم و گوش بینا و شنوا و دلی روشن بین داشته باشد, (صمّ بکم عمی) نباشد, و از سوی دیگر از آنچه دارد استفاده بهینه و شایسته کند, نیروهای ارز شمند فکری, روحی و بدنی خود را بیکار نگذارد و خود را در مسیر رشد و رسیدن به کمال نهایی قرار دهد, این انسان سالم است, در هر مرحله از کار که باشد; چه در آغاز و چه در انتها. هر انسان کامل انسان سالم نیز هست, اما برخی از انسانهای سالم, انسان کامل هستند و برخی از انسانهای سالم, هنوز کامل نیستند.
به همین دلیل است که ما گاه آیاتی را مورد استشهاد قرار می دهیم که در مورد انسانهای کامل اند و در اصل, آنچه مورد نظر است عناصری از کمال هستند, مگر خود سلامتی از شرایط مهم کمال نیست؟ اما باید توجه داشت که وقتی مورد استشهاد ما انسانهایی باشند که نمونه های عا لی کمال هستند, ما به آنچه لازمه سلامتی یا لازمه تمامیت سلامتی است تمسک می کنیم, نه عالی ترین مدارج کمال.
مثلاً درباره حضرت ابراهیم(ع) که بیماری مسری محیط زیست اندیشه او را آلوده نکرده است; در محیطی که همه به دهان کودک فطرت خویش پستانک داده اند, ابراهیم به دنبال پستان حقیقت است تا فطرت خویش را تغذیه کند, در محیطی که تقلید از پدران و بزرگان مانند وبایی فراگیر همه را از پای در آورده است و (شخصیت) انسانها را بیمار کرده و تا سر حد (مردگی) رسانده و در نتیجه آنها را زبون دست ساخته های خودشان کرده, تا آنجا که به پرستش بتان بی خاصیت و طاغوتان ستمگر واداشته, ابراهیم(ع) مسؤولیت اندیشه و عقیده خود را خود به عهده می گی رد و به تشخیص خرد و ندای فطرت خویش اعتماد می کند, این یافتن خود و تکیه به آنچه که دارد, او را از صورت زندگی اقماری بیرون می آورد. تا آنجا که ابراهیم(ع) به خدا می رسد, مراحلی را که لازمه سلامتی و مقدمه کمال است یکی پس از دیگری پشت سر می گذارد. البته پس از یافتن راه, استقامت و پایداری او نیز جزء نشانه های سلامتی شخصیت اوست.
اگر چه بدون آنچه برشمردیم کمال ممکن نیست, ولی این پایداری آیا جزء مراحل بالای سلامتی است یا خود مرحله ای ازمراحل کمال است؟ در این گونه موارد خواننده با بزرگواری بر ما دشوار نخواهد گرفت و اجازه خواهد داد که پایداری در راه عقیده خرد پذیر و فطرت پسند را جزء مراحل تمامیت سلامتی به حساب آوریم, زیرا هر مبارزی که در راه اعتقادات دینی, ارزشهای پسندیده فرهنگی و تمامیت ملی و ارضی خود تلاش و پایداری کند می تواند انسان سالمی باشد, اگر چه ممکن است شخص کامل به مفهوم قرآنی نباشد. اما ویژگیهایی هم در ابراهیم(ع) و دیگر پیامبران و اسوه های الهی بویژه شخص رسول اکرم هستند که دیگر آنها بی تردید جزء عالی ترین مدارج کمال اند و در بحث (انسان کامل) باید مورد توجه قرار گیرند, و در این نوشتار مورد نظر نیستند.
مثلاً درمورد حضرت ابراهیم(ع) قرآن او را (یک امت قانت) می داند (نحل / ۱۲۰) و (اوّاه منیب) (هود/ ۷۵) لقب می دهد, و خطاب به او در مورد قربانی کردن فرزندش می فرماید: (لقد صدّقت الرؤیا) و تعبیراتی ازاین دست که نشانگر عالی ترین مراحل کمال است, این گونه مسائل د ر این نوشتار مورد توجه قرار نمی گیرد, زیرا نیازمند مجالی فراخ تر است.
● انسان سالم و رسالت قرآن
آیا می توان برای شناخت انسان سالم به سراغ قرآن رفت؟ ساختن شخصیت سالم جزء رسالت قرآن است, یا رسالت اساسی قرآن فقط نشان دادن (راه رستگاری) است و به سلامت روانی و روحی در این دنیا کاری ندارد؟
دکتر ویکتور فرانکل می گوید, هدف مذهب و روان کاوی متفاوت است, با آن که مذهب بسیار بیش تر از آنچه که روان درمانی می تواند به انسان بدهد, به او می دهد, ولی بسیار بیش تر از آن نیز می خواهد; مذهب خواستار رستگاری انسان و روان درمانی خواستار سلامتی انسان است. ا لبته همان گونه که در جای خودش آورده ایم, فرانکل معنی یابی را اساسی ترین راه رسیدن به سلامت روانی می داند و مذهب را نیز معنای غایی جست وجوی بشر, اما در عین حال باید بگوییم که دانشمندان غربی وقتی (مذهب) می گویند, نظرشان به معارف کلیسا و کتابهای موجود مسیحی و یهودی است و متأسفانه از اسلام و قرآن آگاهی مناسبی ندارند, اما حکم را کلی صادر می کنند. و این در حالی است که کتابهای آسمانی گذشته, با توجه به سپری شدن زمان معین شریعت شان, توسط قرآن نسخ شده اند, البته احکام جاودانه تمام ادیان در قرآن جا داده شده اما اح کام و معارف مربوط به دوره های خاص زمانی, دیگر منسوخ گشته اند, و از سویی این کتابها خود تحریف شده اند, دست کم تحریفهای مربوط به ترجمه و فقدان اصل, مسلّم اند.
به هر حال, با این که فرانکل درست می گوید که مذهب, بیش تر از آنچه روان درمانی می تواند, به انسان می دهد, اما در این که سلامتی شخص در این دنیا منظور و مقصود مذهب نباشد, سخن او جای اما و اگر دارد, زیرا اسلام همان گونه که اصل زندگی دنیا را مقدمه ای برای زندگ ی جاودانه آن جهانی دانسته است, سلامتی شخصیت انسان را نیز مقدمه سلامتی برای آن زندگی بر شمرده است:
(و من کان فی هذه أعمی فهو فی الآخرة اعمی و أضلّ سبیلاً) اسراء/۷۲ و از سویی در موارد مختلف, سکینه, آرامش, و اطمینان و نداشتن اندوه و بیم و… که از عناصر لازم سلامت روانی در زندگی دنیا هستند به عنوان نعمت قابل سپاس ذکر شده و در موارد دیگر نیز زینت دنیا و (نصیب) شخصی از دنیا مطلوب قلمداد شده که اشخاص به توجه به آنها فراخو انده شده اند. مواردی از این گونه آیات را بنگرید:
(ألا إنّ اولیاء الله لاخوف علیهم و لا هم یحزنون. الذین آمنوا و کانوا یتّقون. لهم البشری فی الحیوة الدنیا و فی الآخرة لاتبدیل لکمات الله ذلک هو الفوز العظیم. و لایحزنک قولهم إنّ العزّة لله جمیعاً… ) یونس/ ۶۲ تا ۶۵آگاه باشید (دوستان و) اولیاء خدا, نه ترسی دارند و نه غمگین می شوند! همانا که ایمان آورده اند, و (از مخالفت فرمان خدا) پرهیز می کردند. در زندگی دنیا و آخرت, شاد (و مسرور) ند با وعده های الهی که تخلف ناپذیر است! این است آن رستگاری بزرگ, سخن آنها تو را غمگی ن نسازد! تمام عزت (و توانایی) از آن خداست… 
(یثبّت الله الذین آمنوا بالقول الثابت فی الحیوة الدنیا و فی الآخرة… ) ابراهیم / ۲۷ خداوند کسانی را که ایمان آوردند, برای گفتار و اعتقاداتشان, استوار می دارد, هم در این جهان و هم در سرای دیگر… درآیه ای اهمیت آخرت و برتری آن را ذکر می کند اما بلافاصله تأکید می کند نصیب خودت از دنیا را نیز فراموش نکن. و چنین به نظر می آید که تمام طیبات, نعمتها و لذتهای دنیا به گونه ای انسانی و پاکیزه و بدون اجحاف به دیگران و فساد در زمین, برای پیروان قرآن نه تنه ا مجاز, بلکه به دست آوردن آنها نعمتی بزرگ و مستلزم ستایش و سپاس پروردگار است. در منطق قرآن دنیا را مذموم نمی بینیم, نصیبی از نعمات دنیا برای ماهست, منتهی اینها در مقابل نعمتهای آخرت کوچک, حقیر و کم ارزش هستند.
(وابتغ فیما آتاک الله الدار الآخرة و لاتنس نصیبک من الدنیا و أحسن کما أحسن الله الیک و لاتبغ الفساد فی الأرض إنّ الله لایحبّ المفسدین) قصص / ۷۷ و در آنچه خدا به تو داده, سرای آخرت را بطلب, و بهره ات را از دنیا فراموش مکن, و همان گونه که خدا به تو نیکی کرده نیکی کن; و هرگز در زمین در جست وجوی فساد مباش, که خدا مفسدان را دوست ندارد.
بنابراین نمی توان گفت جهان بینی قرآنی که آخرت را اصل می داند, ما را به توجه نکردن به سلامت, نشاط و مواهب الهی در دنیا فرا می خواند, بلکه ما را به استفاده درست و شایسته و دوری از فساد فرا می خواند. رهبانیت و برخی از ریاضتهای طاقت فرسا در اسلام توصیه و تجو یز نشده است. منظور ما از این مطلب این بود که بهره داشتن از مواهب الهی در دنیا امتیاز است, و سلامت روحی و روانی نیز در سطحی بالاتر از سلامت جسمی, ارزشمند.
با توجه به این مطلب می توان مدعی شد که قرآن به زندگی, معیشت, سلامتی جسمی و روانی انسان در این دنیا نیز توجه جدی دارد. به ویژه که در قرآن به سلامتی, آرامش و به تعبیر قرآن (سکینه) که همان آرامش روانی است بسیار توجه شده و بر مؤمنان به این سبب که بر آنها (سک ینه) نازل کرده منت گذاشته است.
نازل کننده قرآن نه تنها روان شناس ترین روان شناسان, بلکه آفریننده روان است, و در تشخیص بیماری و سلامتی و معیارهای آنها هیچ خطایی در دانش او راه ندارد.
بیماران بدنی به پزشکان مراجعه می کنند, اما آنانی که در روان خود اختلال و بیماری احساس کنند یا اطرافیان شان آنان را بیمار روانی تشخیص دهند به روان درمانی روی می آورند و یا به روان پزشکان مراجعه می کنند. اما مکتبهای روان شناسی با هم اختلاف دارند و این اختل اف گاه بسیار زیاد است. روان کاوانی که روان انسان را همچون انرژی های انبار شده فرض می کنند, با آنان که آن را یک سیستم ارتباطات می پندارند, در برخورد با بیماری روان به یک گونه عمل نمی کنند. آن یکی تلاش خواهد کرد این انرژی های فراهم آمده به گونه ای متناسب و در جای لازم به کار گرفته شود, و این یک تلاش خواهد کرد اختلال به وجود آمده در این سیستم رابطه ها را از بین ببرد. و به همین سان مقایسه کنید.
(مُراجِع) , (روان پریش) و (روان نژند) یا علاقه مندان به سلامتی آنان, چگونه مطمئن خواهند شد که این روان کاو بخصوص, همان کسی است که باید به او مراجعه کنند, از کجا معلوم که او با پیش فرضهای درست و نظریه صحیح دست به روان درمانی می زند؟ آیا هنوز زوایای نهفته ای در وجود انسان و روان او از دید اینان پنهان نمانده است که در روند درمان اثری مخرب بر جای بگذارد؟ و اصولاً با توجه به این که دانش انسان در هر زمینه, از جمله روان شناسی و روان درمانی رو به رشد است, طبیعی است که دیدگاه های دیروز, امروز کهنه تر به نظر برسن د و دیدگاه های امروز, فردا رونق چندانی نداشته باشند.
اما پدید آورنده قرآن, پدیدآورنده روان انسان, جامعه انسانی و جهان نیز می باشد, خلأی در دانش او راه ندارد که بعد از این تکمیلش کند, و دانش او تجربی نیست که در مورد انسان تجربه ای نیاندوخته داشته باشد تا پس از این بیاموزد… بلکه خود او انسان و روان او را طرا حی کرده و آفریده است; چیزی درباره انسان بر او پوشیده نیست:
(… هو أعلم بکم إذ أنشأکم من الارض و إذ أنتم أجنّة فی بطون أمّهاتکم فلاتزکّوا أنفسکم هو أعلم بمن اتقی) نجم / ۳۲ او نسبت به شما از همه آگاه تر است, از آن هنگام که شما را از زمین آفرید و در آن هنگام که به صورت جنین هایی در شکم مادران تان بودید; پس خودتان را پاکیزه جلوه ندهید, او پرهیزگاران را بهتر می شناسد.
(و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما توسوس به نفسه و نحن أقرب الیه من حبل الورید) ق / ۱۶ ما انسان را آفریدیم و وسوسه ها نفس او را می دانیم و ما به او از رگ قلبش نزدیک تریم. اوست که انسان را با این گونه ویژگیهایش آفریده است, پس بسیار طبیعی است که شرایط و انگیزه های رفتار او را بداند و بگوید: (قل کلّ یعمل علی شاکلته) اسراء / ۸۴ بگو هر کس به اقتضای شخصیت خود عمل می کند.
وحتی ازاین بالاتر, خود اوست که انسان را می گریاند و می خنداند: (و أنّه هو أضحک و أبکی) نجم / ۴۳ و او مشاهده گر بالینی خوبی نیز هست; همیشه با انسان است, و نزدیک تر از رگ گردن به انسان.
بنابراین سلامتی انسان, یا انسان سالم, در اصل موضوع اساسی مورد نظر قرآن است, و پدید آورنده قرآن نیز کسی است که روان انسان را آفریده است, بنابراین برای استفاده از دیدگاه او درباره سلامتی انسان, شخصیت سالم و جامعه سالم جای نگرانی و چند و چونی نیست, راههای ر سیدن به سلامت و بهداشت از گرفتاری در چنگال بی رحم بیماری را به روشنی ترسیم کرده است.

بنابراین هنگامی که سخن از انسان سالم به میان آید بی تردید می توان به سراغ قرآن رفت و نظر قرآن را در این باره جویا شد. زیرا (انتظاری) که ما از قرآن داریم در همین راستاست. قرآن کتاب هدایت و راهنمایی انسانهاست, و هر چیزی در این باره باشد اصول آن در قرآن موج ود است. به تعبیر دیگر, رسالت قرآن انسان سازی است, بنابراین طبیعی است که درباره فرایند (انسان) شدن هر چه را که لازم است بیان کرده باشد, بر خلاف سایر رشته های علمی مانند فیزیک, شیمی, تاریخ و… زیرا رسالت قرآن بیان فرمولهای فیزیک و شیمی و بیان حوادث تاریخی و… نیست.
● قرآن, درمان دردهای درونی
قرآن خودش را سلامتی می نامد, سلامتی برای قلبها.
(یا أیّها الناس قد جاءتکم موعظة من ربکم و شفاء لما فی الصدور و هدی و رحمة للمؤمنین. قل بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا هو خیر ممّا یجمعون) ییونس / ۵۸ ـ ۵۷ ای مردم اندرزی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است; و درمانی برای آنچه در سینه هاست; (درمانی برای دلهای شما) و هدایت و رحمتی است برای مؤمنان.
بگو: به فضل و رحمت خدا باید خوشحال شوند; که این از تمام آنچه گردآوری کرده اند بهتر است. و در آیه دیگر می فرماید: (و ننزّل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنین و لایزید الظالمین إلاّ خساراً) اسراء / ۸۲ و از قرآن, آنچه شفا و رحمت است برای مؤمنان نازل کردیم, و ستمگران را جز خسران نمی افزاید.
در جایی دیگر فرموده است: (… قل هو للذین آمنوا هدی و شفاء) فصلت / ۴۴ بگو: این (کتاب) برای کسانی که ایمان آورده اند هدایت و درمان است.
فرستنده قرآن که روان شناس ترین, و بلکه روان آفرین است, قرآن را کتاب شفا و سلامتی نامیده است. بنابراین نه تنها می توانیم برای جست وجوی سلامتی نسخه قرآنی بخواهیم, بلکه تنها نسخه مطمئن همان نسخه قرآنی است.
انسان دارای فطرت الهی است. انسان های سالم به ندای فطرت خود گوش می دهند و سعی نمی کنند ندای فطرت را خاموش و این قطب نمای کشتی شخصیت خویش را بی استفاده بگذارند
انسان (موجودی رها) شده نیست. علاوه بر این که چراغ خرد را در اختیار دارد, جهت یابی به نام فطرت نیز در وجود او قرار داده شده است, انسان می تواند با این جهت یاب به راه راست و به سوی مقصدش پیش برود و با چراغ خرد, راه را روشن کند. این فطرت الهی, جهت یابی است که در همه مردم وجود دارد (فطر الناس علیها), ولی برخی ممکن است آن را مورد استفاده قرار ندهند, یا علائم دریافتی آن را جدی نگیرند, و در نتیجه مقصد اصلی حرکت خود را گم کنند.
این فطرت الهی در انسانها, از سویی هماهنگ با دین الهی است و از سویی با تمام هستی: (فأقم وجهک للدین حنیفاً فطرت الله التی فطر الناس علیها لاتبدیل لخلق الله ذلک الدین القیّم و لکنّ أکثر الناس لایعلمون) روم / ۳۰ پس روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند, انسانها را بر آن آفریده; دگرگونی در آفرینش الهی نیست; این است آیین استوار, ولی بیش تر مردم نمی دانند! کسی که روی خود را به سوی آیین حنیف الهی کند, خود را با تمام هستی هماهنگ خواهد دید, زیرا; (یسبّح لله ما فی السموات و ما فی الارض) (جمعه / ۱) آنچه در آسمانها و زمین است همواره تسبیح خدا می گویند.
علاوه بر این انسان در نفس خود (معیاری درونی) دارد, یا به تعبیری دیگر (خود معیار) است, بدی و خوبی را درک و (حس) می کند, زیرا (فجور) و تقوای نفس, به آن الهام شده است: ( و نفس و ما سوّاها. فألهمها فجورها و تقویها) شمس / ۸ ـ ۷ و قسم به (نفس) ـ جان یا روان انسان ـ و آن کسی که آن را متناسب آفریده و سپس فجور و تقوی (شر و خیرش) را به او الهام کرده است.
بنابراین انسان, محک و معیاری در درون خویش دارد, که صرف نظر از معیارهای منطقی و استدلالی, مانند چراغ است, چیزی را (اثبات) نمی کند, روشن می کند و نشان می دهد, و نه صفحه ای سفید,و بی هیچ طرحی. شاید نظر مزلو درباره فطرت انسانهای سالم بی شباهت به این نظر قرآن ی نباشد.
بنابراین, اولین ویژگی انسان سالم این است که برای شنیدن ندای فطرت خود گوشی شنوا دارد, و طبیعی است که نشنیدن ندای فطرت, معلول بیماری خطرناکی است که (کری) ظاهری و نشنیدن آوازه های بیرونی در برابر آن بیماری بی اهمیت است. برای شنیدن, دیدن و فهمیدن آنچه فطرت م ی گوید و نشان می دهد و می خواهد بفهماند, گوش, چشم و دل لازم است که در انسانهای ناسالم این ابزار از کار افتاده اند:
(ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و علی أبصارهم غشاوة و لهم عذاب عظیم) بقره / ۷ خدا بر دلها و گوشهای آنان مهر نهاده و بر چشم هایشان پرده ای افکنده شده, و عذاب بزرگی در انتظار آنهاست.
● انسان سالم, تشنه دانستن و فهمیدن
انسانهایی که دارای فطرت بیدار هستند, از وقتی که چشم بدین جهان باز می کنند کنج کاوی بی صبرانه ای آنها را برای دانستن به حرکت در می آورد, مانند کنج کاوی آغاز کودکی. حس نیاز به دانستن در آنها قوی است, اما فقط دانستن آنها را ارضا نمی کند, عطش شدیدتری آنها را به سوی فهمیدن می راند, فهمیدن و نفوذ در ژرفای حقایق. ممکن است در دانستن, بسیاری از انسانهای عادی یا حتی ناسالم, با انسانهای سالم مساوی باشند, اما تفاوت اساسی در فهم و درایت است; انسانهای سالم آنچه را می دانند تلاش می کنند بفهمند و تا به فهم آن دس ت نیافته اند از پای نمی نشینند. آنان ممکن است (احتمال) های فراوانی را در نظر بگیرند, با مشاهده شنیدن و در نهایت فهمیدن ـ با تعقل و مراجعه به فطرت خود ـ به ارزیابی می پردازند و حق را از ناحق, خوب را از بد, روا را از ناروا تشخیص می دهند, و در سایه چنین درک ی حرکت به سوی مقصود را ادامه می دهند.
برای اینان روییدن یک گیاه به همان اندازه شگفت آور است که گردش منظم خورشید و ماه و پرتوافشانی آنها, به نظر آنان جهان درون خودشان به بزرگی تمام کهکشانهاست و در هر دو جهان, گستره و ژرفای بسیاری می بینند که می توان برای فهم آنها تلاش کرد. آنان در آفرینش آسما نها و زمین تفکر می کنند تا بفهمند معنای آفرینش و کلید رمز این همه حرکت, نظم, نیرو, زیبایی و عظمت چیست; انسانهای سالم سرانجام به درک حقیقت هستی, یعنی (معنی داری) آفرینش و حیات پی می برند… آنان زمزمه سرود هستی را می شنوند و ناگهان احساس می کنند که با آنان هم نوا شده اند. آنان سرود و تسبیح خوانی آفرینش را می شنوند و ناگهان از ژرفای دل فریاد می زنند پروردگارا! این همه را بیهوده نیافریده ای!
(الذین یذکرون الله قیاماً و قعوداً و علی جنوبهم و یتفکّرون فی خلق السموات و الأرض ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانک فقنا عذاب النار… ) آل عمران / ۱۹۱ آنان که خدا را در حال ایستاده و نشسته و آن گاه که بر پهلو خوابیده اند, یاد می کنند; و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند; (و می گویند:) بار الها! اینها را بیهوده نیافریده ای! منزّهی تو! ما را از عذاب آتش نگهدار!
در این آیه (بلکه دراین فراز آیات ۱۸۹ تا ۱۹۵) حالت تفکر, کنج کاوی و نتیجه نهایی تفکر انسانهای سالم مشخص شده است, که در همه هستی آیات الهی را می بینند و سرانجام به شناخت کلید رمز جهان هستی پی می برند… .
نمونه ای از عالی ترین تصویر جست و جو برای دانستن و فهمیدن در داستان حضرت ابراهیم(ع) آن گاه که ماه و ستارگان و خورشید را می بیند, و یا آنجا که چگونگی زنده شدن مردگان را جست وجو می کند و فرمان در هم آمیختن چهار پرنده را دریافت می کند آمده است, و قرآن که اب راهیم(ع) را الگوی انسانهای شایسته, سالم و دارای قلب سلیم معرفی می کند, این جست و جوها را به عنوان امتیازات آن حضرت بر می شمارد.
مهم ترین مسأله او فهم نظام و سازمان هستی است.
مهم ترین (مسأله ای که انسانهای سالم می خواهند به حل آن نائل شوند, فهم سازمان هستی, شناخت هستی آفرین, و جایگاهی است که از آن آمده اند و آنجایی که به سوی آن خواهند رفت. آیات قرآن دراین باره بسیار سخن گفته است. از نمونه های عالی آن داستان حضرت ابراهیم(ع) است .
درفرازی دیگر از آیات قرآن (آل عمران آیات ۱۹۰ تا ۱۹۵) نیز که پیش از این نقل شد, تفکر در نظام هستی و معنی داری آن و رسیدن به معنای هستی و ایمان به هستی آفرین, ویژگی مهم انسانهایی قلمداد شده که می خواهند بدانند ازکجا آمده اند, چرا, و به کجا می روند, و چرا؟ و این همه با تدبیر کیست؟ ـ تاآنجا که با این اندیشه, ناگهان پرده ها از جلو چشمان آنها کنار می رود و فریاد می زنند: (ربّنا ما خلقت هذا باطلاً) !
بلافاصله, با حل اولین مسأله, یعنی ایمان به هستی آفرین, آغاز و پایان راه خود را نیز درمی یابند: (انک من تدخل النار فقد أخزیته…) و بدین سان مسأله مبدأ و معادشان با تفکر در قدم اول, ایمان در گام دوم, استمداد از خداوند در گام سوم و امداد الهی در گام چهارم حل می شود.
آنان زیرتأثیر محیط و افکار کلیشه ای و تقلیدی قرار نمی گیرند, و خودشان را شایسته اندیشه و مسؤول عمل و انتخاب خویش می دانند.
قرآن کریم انسان را موجود با کرامتی می داند که مسؤولیت انتخاب خویش را خود بر عهده دارد, هیچ کس مسؤول انتخاب و عمل دیگران نیست, قرآن خاطر نشان می سازد که رهبران ضلال نیز در قیامت خود را در پذیرش گمراهی و انحراف پیروان خود شریک نمی دانند و حتی شیطان نیز از انسانهای سیاه کار برائت می جوید, و گناه هیچ کس را کسی دیگر به عهده نمی گیرد (و لاتزر وازرة وزر اخری) و نه تنها دشمنان و گمراه کنندگان, که حتی پدر ومادر و برادر و فرزندان نیز ـ که از نظر نسبت و علاقه نزدیک ترین کسان به انسان هستند, در هنگام حسابرسی و کیفر او را تنها می گذارند و از او می گریزند… 
(یوم یفرّ المرء من اخیه. و امّه و ابیه. و صاحبته و بنیه. لکلّ امرئ منهم یومئذ شأن یغنیه… ) عبس / ۳۴ تا ۳۷ روزی که آدمی از برادرش, و از مادر و پدرش, و از همسر و پسرانش می گریزد. در آن روز, هر کسی از آنان را کاری است که او را به خود مشغول می دارد.
اینها همه برای آن است که به انسان هشدار دهد: برای انسان بودن و سلامت فکر و روان خویش خودت باید تصمیم بگیری و مسؤول کیفر و پاداش کارهایت در حین حسابرسی نیز خود تو هستی. در الگوهایی هم که معرفی می کند, ایستادن در مقابل جهالت را حتی اگر در برابر پدر و نزدیکان باشد مهم ترین ویژگی انسان سالم بر می شمارد. در مورد (ابراهیم و همراهان او) که به عنوان اسوه معرفی شده اند, همین گونه رفتار را نشان می دهد.
(لن تنفعکم أرحامکم و لا أولادکم یوم القیامة یفصل بینکم و الله بما تعملون بصیر. قدکانت لکم أسوة حسنة فی ابراهیم و الذین معه إذ قالوا لقومهم إنّا برءاؤ منکم و ممّا تعبدون من دون الله کفرنا بکم و بدا بیننا و بینکم العداوة و البغضاء أبداً حتی تؤمنوا بالله وح ده) ممتحنه / ۴ ـ ۳ روز قیامت نه خویشان شما و نه فرزندان تان هرگز به شما سود نمی رسانند. خدا میان تان جدایی می افکند, و خدا به آنچه انجام می دهید بیناست. برای شما در (عمل) ابراهیم و کسانی که با او هستند سرمشقی نیکوست, آن گاه که به قوم خود گفتند: (ما از شما و آنچه به جای خ دا می پرستید بیزاریم. به شما کفر می ورزیم و میان ما و شما دشمنی و کینه همیشگی پدیدار شده, تا وقتی که فقط به خدا ایمان آورید) …
قرآن, تفکر تقلیدی, یا به تعبیر بهتر تقلید به جای تفکر را مانع بزرگی در راه سلامت اندیشه و گردنه ای غیرقابل عبور در راه رسیدن به حق می داند, یکی از ویژگیهای زشت گروه های معارض با انبیا را نیز همین تقلید از پدران و مسؤولانه نیاندیشیدن آنان می داند: (قالوا یا صالح قد کنت فینا مرجوّاً قبل هذا أتنهینا أن نعبد ما یعبد آباءنا و إنّا لفی شکّ ممّا تدعونا الیه مریب… ) هود / ۶۲
گفتند: ای صالح! به راستی تو پیش از این, در میان ما مایه امید بودی. آیا ما را از پرستش آنچه پدران مان می پرستیدند باز می داری؟ و بی گمان, ما از آنچه تو ما را بدان می خوانی سخت دچار تردید هستیم… 
مسؤولیت انتخاب خویش را به گردن دیگران انداختن, چه به گردن رهبران گمراه, یا پدران و نزدیکان و یا محیط, در منطق قرآن زشت ترین کاری است که شخص ممکن است انجام بدهد.
خداوند حالت اسف انگیز کسانی را که خود نیاندیشده اند و به جای انتخاب آگاهانه راه و روش زندگی خویش, کورکورانه از دیگران تقلید کرده اند, به تصویر کشیده است: (روزی که چهره ها شان را در آتش زیر و رو می کنند, می گویند: ای کاش ما خدا را فرمان می بردیم و پیامبر را اطاعت می کردیم) (احزاب / ۶۶) در چنین هنگامه دشواری که کار ازکار گذشته است, آنان گناه انتخاب نکردن راه و روش صحیح در زندگی و برنگزیدن جهان بینی درست را به گردن رهبران خود می اندازند:
(و قالوا ربنا انا أطعنا سادتنا و کبرائنا فأضلونا السبیلا. ربنا آتهم ضعفین من العذاب و العنهم لعناً کبیراً) احزاب / ۶۷ ـ ۶۸ و می گویند: پرودگارا, ما رؤسا و بزرگ تران خود را اطاعت کردیم و ما را ازراه به در کردند, پروردگارا! آنان را دوچندان عذاب ده و لعنتشان کن, لعنتی بزرگ… 
و جالب اینجاست که آیه معروف (عرضه امانت) الهی, که به اختیار و مسؤولیت انسان تفسیر شده, درست سه آیه بعد از این آیات آمده است… اما قرآن این منطق پوسیده را نمی پذیرد, وحتی به کسانی که در ضعف نگه داشته شده اند نیز هشدار می دهد که مبادا از اندیشه و انتخاب مسؤولانه سرباز بزنند و به انتخاب یا انحراف دیگران سربگذارند.
(و قال الذین کفروا لن نؤمن بهذا القرآن و لا بالذی بین یدیه و لو تری إذ الظالمون موقوفون عند ربهم یرجع بعضهم الی بعض القول یقول الذین استضعفوا للذین استکبروا لولا أنتم لکنّا مؤمنین. قال الذین استکبروا للذین استضعفوا أنحن صددناکم عن الهدی بعد إذ جائکم بل ک نتم مجرمین. قال الذین استضعفوا للذین استکبروا بل مکر اللیل و النهار إذ تأمروننا أن نکفر بالله و نجعل له انداداً و أسرّوا الندامة لما رأوا العذاب و جعلنا الأغلال فی اعناق الذین کفروا هل یجزون إلاّ ما کانوا یعملون) سبأ / ۳۱ ـ ۳۳
وکسانی که کافر شدند گفتند: نه به این قرآن و نه به آن (توراتی) که پیش از آن است هرگز ایمان نخواهیم آورد. و ای کاش بیدادگران را هنگامی که در پیشگاه پروردگارشان بازداشت شده اند می دیدی که چگونه برخی از آنان با برخی گفت وگو می کنند; کسانی که زیر دست بودند به کسانی که ریاست و برتری داشتند, می گویند: اگر شما نبودید قطعاً ما مؤمن بودیم. کسانی که ریاست و برتری داشتند, می گویند: اگر شما نبودید قطعاً ما مؤمن بودیم. کسانی که ریاست و برتری داشتند به کسانی که زیردست بودند, می گویند: مگر ما بودیم که شما را از هدایت ـ پس از آن که به سوی شما آمد ـ باز داشتیم؟ بلکه خودتان مجرم بودید. و کسانی که زیردست بودند به کسانی که ریاست و برتری داشتند می گویند: بلکه نیرنگ شب و روز بود, آن گاه که ما را وادار می کردید که به خدا کافر شویم و برای او همتایانی قرار دهیم. و هنگا می که عذاب را ببینند پشیمانی خود را آشکار کنند. و در گردنهای کسانی که کافر شده اند غلها می افکنیم; آیا جز به سزای آنچه انجام می دادند می رسند؟
در این آیات, کیفر, مربوط به عمل خود اشخاص است, فقط انسانهای جاهل و نادان, روش فکری و زندگی خود را انتخاب نکرده و گناه آن را به گردن چرخش روزگار یا افسون رهبران گمراه می پندارند که مسؤولیتی ندارند, اما قرآن با لحن معنی داری می پرسد: (آیا جز کیفر آنچه را ک ه انجام می دادند, می بینند؟)● انسان سالم; مسؤولیت پذیر و پیشرو
انسان سالم مانند خاشاکی نیست که باد او را به هر کجا بخواهد ببرد, آنان انسانهایی مسؤولیت پذیرند. آنان نه تنها در مقابل کجروی,انحراف, جهالت و فساد سکوت نمی کنند و یا در جریان آن حل نمی شوند, بلکه در برابر حرکت جامعه وخانواده و نزدیکان خویش, خود را م سؤول می دانند. آنان از این که دیگران در منجلاب فساد و بیراهه های سرگردانی به سوی نابودی درحرکت باشند رنج می برند. انسان سالم در منطق قرآن, کسی است که خود وخانواده خود را ازشعله های سوزان نجات دهد.
(یا ایها الذین آمنوا قوا أنفسکم و أهلیکم ناراً وقودها الناس و الحجارة) تحریم / ۶ ای کسانی که ایمان آورده اید خودتان و کسان تان را ازآتشی که سوخت آن مردم و سنگها هستند حفظ کنید… مهم ترین ویژگی انسانهای سالم که از زیان و ناسلامتی رسته اند, بعد از ایمان, عمل صالح یعنی کار و رفتار شایسته ذکر شده و مهم ترین مصادیق عمل صالح نیز توصیه دیگران به حق و پایداری (… و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر)
انسانهای سالم, از راه نیافتن دیگران چنان رنج می برند که گاه خود را به زحمت می اندازند, خداوند به پیامبر می فرماید: (لعلّک باخع نفسک ألاّ یکونوا مؤمنین) (شعراء/ ۳) شاید تو از (اندوه) این که (مشرکان) ایمان نمی آورند, جان خود را تباه سازی.
در آیه دیگر به آن حضرت یادآور می شود که تو تنها وظیفه ات اشاره و رساندن پیام الهی است (و ما علی الرسول الا البلاغ) (عنکبوت / ۱۸) و تو نمی توانی پیام روشن الهی را به مردگان و کران بشنوانی… این می رساند که پیامبر چقدر ازجهالت و انحراف و بیماری فکری و روانی مردم زمان خود و آیندگان رنج می برده است.
از سوی دیگر, انسانهای سالم دوست دارند که پیشرو حرکت به سوی راه راست و سلامتی افراد وجامعه باشند. حضرت ابراهیم, این اسوه قرآنی, نه تنها در مقابل وظیفه امامت و رسالتی که خدا بر عهده او گذاشته شکرگزار است, بلکه برای فرزندان خویش چنین آرزویی دارد, آرزوی پیشو ایی انسانهای سالم و شایسته. (و اذا ابتلی إبراهیم ربّه بکلمات فأتمّهنّ قال إنّی جاعلک للناس إماماً قال و من ذرّیّتی قال لاینال عهدی الظالمین) بقره / ۱۲۴ و چون ابراهیم را پروردگارش با کلماتی بیازمود, و وی آن همه را به انجام رسانید (خداوند به او) فرمود: من تو را پیشوای مردم قرار دادم. ابراهیم پرسید و از دودمانم چطور؟ فرمود: پیمان من به بیدادگران نمی رسد.
● استواری و پایداری انسانهای سالم
انسانهای سالم, که راه و روش خود را نه با تقلید, بلکه با تفکر و بصیرت انتخاب کرده اند, به تدریج به ژرفای بیش تری در اقیانوس حقایق راه می یابند, و گستره بیش تری فرا روی آنان قرار می گیرد. به همین دلیل آنان به سرچشمه های یقینی دست می یابند و این سبب می شود که بر عقیده و راه روش زندگی خویش استوار بمانند. آنان از این که اکثریت مردم (لایعقلون) , (لایعلمون) , (لایتفکرون) و… هستند, و نه تنها آنان را که در اقلیت هستند مورد تمسخر و استهزاء قرار می دهند, بلکه به شدت علیه آنان موضع گیری می کنند و شکنجه و آزا رشان می دهند, هراسی ندارند. همچنان استوار می مانند و در برابر مخالفت ها و موانع سرخم نمی کنند, در این حال ازخداوند نیز استمداد می کنند تا بتوانند همچنان پایدار و استوار بمانند.
خداوند در داستان حضرت موسی, وقتی از راهیابی جادوگران به حق سخن می گوید, که سبب ایمان آنها شد, از پایداری آنان نیز یاد می کند. فرعون آنها را تهدید کرد, اما آنان نه تنها موضع خود را عوض نکردند و جاخالی نکردند, بلکه مردانه پای دریافت خود از حقیقت, و جهان بی نی درستی که به آن دست یافته بودند, ایستادند:
(قالوا إنّا الی ربّنا منقلبون. و ما تنقم منّا إلا أن آمنّا بآیات ربنا لما جاءتنا ربنا أفرغ علینا صبراً و توفّنا مسلمین) اعراف / ۱۲۶ (جادوگران فرعون که با دیدن اعجاز حضرت موسی ایمان آورده بودند در مقابل تهدید او) گفتند: ما به سوی پروردگارمان باز خواهیم گشت. و تو ما را به کیفر نمی رسانی جز برای این که ما به (معجزات موسی و) آیات پروردگارمان ـ وقتی برای ما آمد ـ ایمان آوردیم. پروردگارا! بر ما شکیبایی فرو ریز و ما را مسلمان بمیران.
در داستان مبارزه طالوت و جالوت نیز خداوند از زبان مؤمنان مخلصی که برای مبارزه آماده شده بودند نقل می کند که: (و لما برزوا لجالوت وجنوده قالوا ربنا أفرغ علینا صبرا و ثبّت أقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین) بقره / ۲۵۰ و هنگامی که (مؤمنان) با جالوت و سپاهیانش رو به رو شدند, گفتند: پروردگارا!, بر دلهای ما شکیبایی فرو ریز, وگامهای ما را استوار دار, و ما را بر گروه کافران پیروز فرما.
کسانی که در راه جهان بینی توحیدی پایداری کنند به روشن بینی ویژه ای می رسند که درآن حالت دیگر (بیم) و (اندوه) دست از سر آنان بر می دارد, آنان با دیدن دست امداد الهی دیگر از کسی و چیزی ترس به دل راه نمی دهند و هیچ چیزی نیز در این راه آنان را اندوهگین نخواه د کرد: (ان الذین قالوا ربّنا الله ثم استقاموا فلاخوف علیهم و لاهم یحزنون) احقاف / ۴۶ به تحقیق کسانی که گفتند: (پروردگار ما خداست) سپس ایستادگی کردند, بیمی بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد.
البته در منطق قرآن, بشارت اساسی مربوط به جهان آخرت است, و به دنبال این آیات مژده بهشت جاودان به آنان داده خواهد شد, اما اثر روحی و روانی چنین حالتی نیز مورد توجه است, رهایی از (ترس) و (اندوه) .
در آیتی دیگر تفکیک نتایج هر دو جهانی استقامت در راه اعتقاد درست, که در منطق قرآنی همان اعتقاد توحیدی است, بیان شده است: (ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزّل علیهم الملائکة الاتخافوا و لاتحزنوا و أبشروا بالجنة التی کنتم توعدون. نحن أولیاءکم فی الحیوة الدنیا و فی الآخرة و لکم فیها ما تشتهی أنفسکم و لکم فیها ما تدّعون… ) فصلت / ۳۱ ـ ۳۰ در حقیقت, کسانی که گفتند: پروردگار ما خداست, سپس ایستادگی کردند, فرشتگان بر آنان فرو می آیند و می گویند: هان, بیم مدارید و غمین مباشید, و به بهشتی که وعده یافته بودید شاد باشید, در زندگی دنیا و در آخرت دوستان تان ماییم, و هر چه دلهایتان بخواهد در بهشت برای شماست, و هر چه خواستار باشید در آنجا خواهید داشت… 
شما قیاس کنید این نوع زندگی را با زندگی کسی که نه تنها خود, بلکه جهان و انسان را به خود وا نهاده می داند, و به خصوص درباره انسان می پندارد که موجودی است رها شده, و هیچ چیزی ندارد که بر آن تکیه کند, و پایان زندگی را در همین مرگ دنیوی می داند, عوامل بسیاری برای ترس او وجود خواهد داشت, ترس از مرگ هیچ گاه او را آرام نخواهد گذاشت, مگر این که به فکر چیزی دیگر خود را (مشغول) کند, یا به عوامل تخدیری و سکرآور پناه ببرد و ترس از مرگ, ترس از بیماری بی درمان و… به فشار روحی شدیدی بینجامد.
بنابراین, نتیجه پایداری و استواری در راه جهان بینی الهی, که همان یافتن کلید رمز جهان هستی است صرف نظر از نتیجه اصلی, رستگاری و نعمات جاودان, آرامش روحی و روانی در دنیا و یافتن تکیه گاهی درخور اطمینان و رهایی از هر گونه (بیم) و (اندوه) در این جهان نیز خوا هد بود, درست همان مشکل بزرگی که انسان امروز را به پرتگاه نابودی نزدیک کرده است. فشارهای روحی و روانی, انسانهای بریده از مذهب را در عین رفاه و داشتن امکانات رفاهی فراوان و مستمر, به موجوداتی قابل ترحم تبدیل کرده است… .
برای چنین انسانهای سالم حتی مرگ نیز نگران کننده و دلهره آور نخواهد بود, زیرا آن نیز مرحله ای دیگر از زندگی است, و بازگشت به سوی آفریدگار: (انا لله و انا الیه راجعون) در مقابل اینان کسانی هستند که به تعبیر قرآن مذبذب هستند, و پایگاه فکر و اعتقادی محکمی ند ارد, و یا آنان که بعد از رسیدن به حق به انحراف می گرایند و به جاهلیت بر می گردند.
انسان سالم از ضعف انسان آگاهی دارد, اشتباه و لغزش او را بیدار می کند, اما ناامید, هرگز! انسان سالم می داند که (خلق الانسان ضعیفاً) و این یعنی امکان لغزش و اشتباه.
این یکی از اساسی ترین عناصر جهان بینی قرآنی درباره انسان است: ضعف در خلقت و امکان لغزش, فرق مؤمنان و متقیان با غیر آنان در این است که آنان از شرک و گناهان کبیره دوری می کنند, و هرگاه لغزشی از آنها سربزند, که بیش تر لغزشهای کوچک است, بی درنگ درصدد جبران آ ن بر می آیند. جبران خطا بدون ناامیدی, و خود را به دست یأس و قنوط نسپردن, ویژگی مهم انسانهای سالم قرآنی است, و در مقابل, اصرار بر خطا, تلاش نکردن برای جبران خطاها, بازنگشتن به مسیر درست, ناامیدی, یأس و قنوط از ویژگیهای منافقان, کفار و دیگر انسانهای ناسالم است.
(و لئن أذقنا الانسان منا رحمة ثم نزعناها منه إنّه لیؤس کفور. و لئن أذقناه نعماء بعد ضرّاء مسّته لیقولنّ ذهب السیئات عنّی انّه لفرح فخور. إلا الذین صبروا و عملوا الصالحات أولئک لهم مغفرة و أجر کبیر) هود / ۱۱ ـ ۹ و اگر از جانب خویش نعمتی به انسان بچشانیم, سپس آن را از او بگیریم, بسیار نومید و ناسپاس خواهد بود! و اگر بعد از شدت و رنجی که به او رسیده نعمتهایی به او بچشانیم, می گوید: مشکلات از من برطرف شد, و دیگر باز نخواهد گشت! و غرق شادی و غفلت و فخرفروشی می شود… مگر آنها که (درسایه ایمان راستین) صبر و استقامت ورزیدند و کارهای شایسته انجام دادند; که برای آنها, آمرزش و اجر بزرگی است!
این انسان با دیدن نعمتی چنان خوشحال و مغرور شود که دیگران را کوچک بشمارد و بر آنان فخر بفروشد و روزهای سخت خود را فراموش کند, یا این که شخصی بادیدن مشکلات و سختی ها چنان خود را ببازد که جهان در نظرش تیره و تار شود و هیچ نور امیدی افق چشم او را روشن نکند, نشانه ناهماهنگی شخص با سازمان هستی و درک نکردن مسایل بزرگ تری است که درک آنهاانسان را در معصیت و خوشحالی در حال اعتدال نگه می دارد. به همین دلیل مؤمنان شایسته کار که صبر و استقامت جوهره شخصیت آنها را از زنگارهای گذرا پاکیزه کرده از چنین حالتهایی به دورن د.
در آیات ۱۴ و ۱۵ سوره مبارکه فجر حال کسانی به تصویر کشیده شده که وقتی به تعبیر قرآن (مبتلا) به نعمت می کند و آن را اکرام می کند و مورد نعمت قرار می دهد, سربالا می گیرند که: (ربی اکرمن) (پروردگارم مرا گرامی داشته). اما تا پای آزمایش پیش می آید و روزنه روزی آنان تنگ تر می شود فریادشان بلند می شود که: (ربی أهانن)! (پروردگارم مرا خوار کرده است). و اینان آنهایی هستند که به مسایل اجتماعی و پیرامون خود توجه ندارند, مال یتیم رامی خورند و سخت به مال اندوزی همت گمارده اند… در مقابل آنان از دارندگان (نفس مطمئنة) سخ ن می گوید که به هر بادی نمی لرزند و همواره از خداوند راضی هستند و خداوند از آنان راضی است.
به هر حال, اگر کسی دچار سختی شد, یا لغزشی از او سرزد, اگر انسان سالمی باشد (تسلیم یأس و قنوط) نمی شود. (ثم إنّ ربّک للذین عملوا السوء بجهالة ثم تابوا من بعد ذلک و أصلحوا إنّ ربّک من بعدها لغفور رحیم) نحل / ۱۱۹ اما پروردگارت نسبت به آنها که از روی جهالت بدی کرده اند, سپس توبه کرده و در مقام جبران برآمده اند, پروردگارت بعد ازآن آمرزنده و مهربان است.
و از زبان حضرت یعقوب(ع) که یوسف عزیزش را گم کرده بود, اما همچنان امیدوار یافتن او بود و یا در مورد بشارت فرزند که به حضرت ابراهیم(ع) دادند, سخنانی امیدوارانه از ایشان نقل می کند. بدین سان, امید در امور مربوط به زندگی این جهان و آن جهان از ویژگیهای انسانهای سالم است واین یعنی استواری و پایداری شخصیت سالم در برابر خوشحالی و سختی. به همین دلیل آنان کسانی نیستند که تنها در هنگام سختی به یاد خدا و عبادت او باشند بلکه در هنگام نعمات نی ز در حال خشوع و عبودیت هستند, بر خلاف انسانهای ضعیف و ناسالم.
قرآن در آیات بسیاری, تضرع, دعا و روی آوردن به خدا در هنگام بیم و اضطرار و دشواری, و روی گرداندن از او را در هنگام خوشی و رفاه, به شدت تقبیح می کند و حتی گاه لحنی طنزآلود دارد و چنان برخوردی را خنده آور تلقی می کند.
البته نفس تضرع درحال شدت نه تنها بد نیست, بلکه یکی از فلسفه های امتحان الهی است (انعام / ۴۲) به شرط این که حالت توجه پس از رهایی از شدت فراموش نشود, اما آن گاه که شخص پس از رهایی از مشکلات به یکباره همه چیز را فراموش می کند و خدا از یادش می رود و (غفلت) تمام وجود او را فرا می گیرد, زشتی آشکار می شود… و این یعنی ناسلامتی روانی و شخصیتی.
انسانهای سالم, در اقلیت اکثریت مردم از دیدگاه قرآن, کفور, نابخرد, بی ایمان و… در یک سخن ناسالم اند, فقط اقلیتی ازمردمان می توانند با روشن نگه داشتن چراغ خرد خویش, راه درست را انتخاب کنند و در مسیر صحیح گام بگذارند, و آن سان که شایسته است نیروهای جسمی و فکری خویش را به کارگیرند.
بنابراین,متفکران, اولوا الالباب, دارندگان بصیرت و انسانهای شکرگزار که چشم بینا, گوش شنوا و قلبی سالم داشته باشند, و در این مسیر ـ راه سلامتی ـ حرکت و پایداری کنند اندک هستند, اما اقلیت بودن خودشان و کثرت ناسالمان, آنها را به تردید و دو دلی نمی کش اند و سبب عقب نشینی آنان در برابر روش و فرهنگ عامه مردم نمی شود.
انسان سالم همان گونه که درباره جهان بیرون به اندیشه, مشاهده, ارزیابی, تفکر و نتیجه گیری می پردازد, در مورد شناخت خود و نفس و روان خویش نیز با جدیت ومداومت تلاش می کند و اگر لازم باشد در نفس خود تغییرمی دهد. (انّ الله لایغیّر ما بقوم حتی یغیّروا ما بأنفسهم) رعد / ۱۱ (و ذلک بأنّ الله لم یک مغیّراً نعمة أنعمها علی قوم حتی یغیّروا ما بأنفسهم) انفال / ۵۳ انسان سالم به جایی می رسد که می تواند از بالا به مسایل نگاه کند, نگاه کلی نگری که هر چیزی را در ساختار کلی آن می بیند و جایگاه وظیفه او را درک می کند, او در گرداب مسایل کوچک غرق نمی شود, نه این که آنها را جدی نگیرد, بلکه ازآن جهت که جزئی بودن آنها را در کلیت هستی درک می کند. با این دید است که مصیبت ها و دشواریها و حتی مرگ, مسایلی جزئی, کوچک و حل شده به نظر می رسند, و انسانهای سالم در سراء و ضراء و حین البأس مقاوم و پایدارند. 
● روحیه برابری و برادری
درحیات اجتماعی نیز انسان سالم خود را عضوی از پیکر اجتماع می داند و به دیگران با دیدی عطوفانه و برادرانه نگاه می کند و دیگر انسانها را خواهران و برادران خود می داند. آیات فراوانی در این زمینه هست از جمله: (انّما المؤمنون اخوة) حجرات / ۱۰ انسانهای سالم قرآنی کسانی هستند که (یؤثرون علی انفسهم و لوکان بهم خصاصة) (حشر/ ۹) و این بسیار طبیعی است که (برادران) در یک خانواده ـ یا در مقیاس بزرگ تر, جامعه سالم قرآنی ـ خود را سهیم درد و رنج و مسؤول برآورده سازی نیازهای جامعه بدانند و حتی فراتر از آن عمل کنند, یعنی تا ایثار و مواسات.
آنان تبلور عقیده و تفکری هستند که دارند, و بین رفتار و گفتار آنان دوگانگی وجود ندارد, زیرا دوگانگی در گفتار و رفتار نشان دهنده دوگانگی شخصیت انسانهاست, در حالی که انسانهای سالم به وحدت شخصیت رسیده اند.
قرآن, انسانهای ناسالم را, که حقیقت را حتی درک هم می کنند اما فقط برای دیگران خوب می دانند, دیگران را به کار نیک دعوت می کنند و خود به آنچه می گویند پایبند نیستند, به شدت توبیخ می کند: (یا ایها الذین آمنوا لم تقولون مالاتفعلون. کبر مقتاً عند الله أن تقولوا ما لاتفعلون) صف / ۲ ـ ۳ انسانهای سالم سرانجام به درک خویش می رسند. درک خود ازجمله نیازمند درک مقام (خلیفة اللهی) انسان است. این درک او را وا می دارد که تمام استعدادهای الهی خویش را شکوفا کند, خلاقیت, زیبایی و نکویی و این یعنی نخستین حلقه کمال.
البته مراحل پیشین نیز هر یک پله ای برای رسیدن به بام کمال است, اما پس از یافتن کلید رمز جهان هستی, شناخت و اعتقاد به جهان آفرین, شخص تلاش می کند خود را آن گونه که شایسته است بسازد, خدا گونه شود; خواستار پاکیها و زیبایی ها. و سرانجام نزدیک شدن به آن کمال و زیبایی و نیکویی مطلق. این تلاش آگاهانه (مرحله ایمان پس از مرحله اسلام (حجرات/۱۴) ) پای گذاشتن بر اولین پله کمال است.
به همین دلیل است که انسانهای سالم قرآنی تلاش می کنند سلامتی خود را حفظ کرده و خود را به مرحله کمال برسانند, تا جایی که اسوه و الگو و پیشوای انسانهای سالم قرار گیرند, و نه تنها خود که برای ذریه خود نیز این آرزو را دارند. (بقره/ ۱۲۴)
آنچه گذشت, برخی از ویژگیهای فکری, اعتقادی, ارزشی و عملی انسانهای سالم است که علاوه بر رهنمون شدن شخص و جامعه انسانی به سوی رستگاری, آثار ارزشمند روانی و اجتماعی نیز دارد / سکینه, اطمینان و مفاهیمی ازاین دست که نشان دهنده آرامش و تعادل شخصیت است وحیات طیب ه که در برابر (معیشت ضنک) قابل توجه است. (معیشة ضنکاً) نتیجه روی گردانی از خداست, که اثر دنیوی آن, این است و اثر اخروی آن نیز کیفر سخت الهی.
http://tebb.blogfa.com
محمد رضا نصرتی 
پی نوشتها:
۱ و ۲. مایلی, تحول و پدیدآیی شخصیت, ترجمه دکترمحمود منصور, انتشارات دانشگاه تهران, ۱۳۷۳, صفحه سه (ازمقدمه مترجم) .
۳ و ۴. همان / ۱.
۵و ۶. اریک فروم, انسان برای خویشتن, ترجمه اکبر تبریزی, ۶۶.
۷. همان / ۶۸ ـ ۶۷.
۸. همان / ۶۸.
۹. گوردون آلپورت, رشد شخصیت, فاطمه افتخاری, کتابهای سیمرغ, تهران ۱۳۵۲ , ۹۲ ـ ۹۶ (با اختصار).
۱۰. همان / ۹۴.
۱۱. هنریک میزیاک, ویرجینا استاوت سکستون, تاریخچه و مکاتب روان شناسی, احمد رضوانی, معاونت فرهنگی آستان قدس رضوی, مشهد, ۱۳۷۱ , ۵۰۲.
۱۲. شهید مطهری, مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی (انسان در قرآن) دفترانتشارات اسلامی ( از جلد ۱ تا جلد ۴) صفحه ۲۹۳.
۱۳. روان شناسی کمال, مقدمه .  موضوعات وب تاریخی علمی جنین شناسی ریاضی پرسش و پاسخ نجوم زمین شناسی موبایل اسلامی بروشور هفتگی با افلاکیان مناسبت ها گالری تصاویر مستند سیره عملی امام روح الله مقالات چند زبانه متفرقه آیه شناسی فرقه شناسی نماز مهدویت امام شناسی زندگی نامه مراجع تقلید شبهه شناسی معرفی کتاب روانشناسی جامعه شناسی مدیریت لینک دوستان قالب وبلاگ قرآن کریم پیامبر اعظم (ص) امام علی (ع) حضرت زهراء (س) امام حسن (ع) امام حسین (ع) امام زین العابدین (ع) امام باقر العلوم (ع) امام صادق (ع) امام رضا (ع) امام جواد الائمه (ع) امام هادی (ع) امام حسن عسگری (ع) امام زمان (ع) حضرت زینب کبری (س) حضرت ابوالفضل العباس (س) حضرت رقیه خاتون (س) حضرت فاطمه معصومه (س) حضرت خدیجه (س) نهج الابلاغه معجزات قرآن صالحین آوینی بررسی آیات قرآن نماز پژوهشی در قرآن پایگاه خبری خیمه الشیعه بچه های قلم كارت شارژ بفرمایید روضه پایگاه اطلاع رسانی شیعیان سایت امام هشتم (ع) سایت جامع دفاع مقدس بی معرفت دفتر توسعه وبلاگهای دینی دانلود انواع کتب مفید سازمان دارالقرآن الکریم مرکز دانلود نوحه ایران دانشگاه پیام نور ادعیه مجرب نماز مجرب زندگی نیایش مظلومترین فرد عالم   آخرین مطالب نسبت مساحت دریاها با خشکیها اخلاق حرفه ای خبر در اسلام رسانه های رحمانی و رسانه های شیطانی اخلاق رسانه ای در نگاه اهل بیت (علیهم السلام) اصول محتوایی رسانه از دیدگاه قرآن زندگي گياهان از نگاه قرآن و سنت و علم امروزي آیات نجومی قرآن و تحول علم نجوم بررسی جلوه‌های اعجاز بیانی در سوره مدثر فواید درمانی میوه‌های قرآنی همت عالي از ديدگاه قرآن و معصومين پيوندهای روزانه بمب گوگلی بحرین بمب گوگلی غزه حکومت امام زمان (عج) حجاب پارس قرآن فال حافظ مرکز نشر آثار استاد رحیم پور ازغدی پايگاه مرکز فرهنگ و معارف قرآن پژوهشی در قرآن محاکمه مرکز فرهنگ و معارف قرآن عرفانهای انحرافی فطرس طب قرآنی پخش مستقیم از حرم امام رضا(ع) پخش مستقیم از حرم حضرت ابوالفضل(ع) پخش مستقیم از حرم امام حسین(ع) پخش مستقیم از حرم مولا علی (ع) ختم قرآن باشگاه اندیشه تفال به وصیت نامه شهدا صبح موعود مهدویون قم آرماگدون استخاره با قرآن

اثبات وجودخدا

اثبات وجود خدا
 
 
Theological dimentions and discussions of Nahj al-balaghah (2), intellectual monotheistics problems
Aspects of Islamic monotheistic world conception(1) stages of monotheism
آب، استثنایی در قوانین طبیعت
آثار و فوائد ایمان مذهبی
آدرس دهی زنبور عسل
آزمایشگاه در بینی ماهی
آغاز داشتن جهان
آغاز داشتن جهان
آغاز داشتن جهان
آهوی مشک
آیا پیشرفت های علمی بشر نافی قدرت خداوند در آفرینش است؟
آیات الهی در عالم خلقت
ابرو/مژگان، خطوط دفاعی چشم
ابزارهای شناخت
ابزار دفاعی حیوانات
اسماء و صفات خدا
 
 
آداب دعا به درگاه خدا
آفرینش انسان و ملکوت از نظر حافظ و ملاهادی سبزواری
آیا پیشرفت های علمی بشر نافی قدرت خداوند در آفرینش است؟
اثبات همه صفات کمالی برای خداوند
اثر توبه و مهلت آن
اختلاف معتزله با اشاعره و شیعه در بحث توحید و عدل
ادله اثبات علم خدا
ارزیابی و مقایسه روایات مکتب خلفا و اهل بیت علیهم السلام، درباره عرش و کرسی خداوند
از منظر عرفا و موحدان همه چیز عین ربط و ملک خداست
اصول کلی اشکال شرور از نظر عدل الهی
الله، جامع ترین اسم خدا
انواع شرک
اولیت و آخریت و ظاهریت و باطنیت حق در نهج البلاغه
اولیت و آخریت و ظاهریت و باطنیت حق در نهج البلاغه
باریدن باران حیات برای حشر مردگان
  ایمان به خدا
 
 
Relationship between knowledge and faith
Religious faith and its spiritual, mental and social consequences (2)
Religious faith and its spiritual, mental and social consequences (1)
آثار سوء سامان نداشتن معیشت و تشکیلات مالی روحانیت
آثار ایمان در دنیا
آثار تقوا از منظر قرآن
آثار توجه به نعمتهای خداوند
آثار و فوائد ایمان مذهبی
آداب دعا به درگاه خدا
آرامش روحی نتیجه ایمان و دین داری
آزمایش در مقابل نعمت و رفاه
آیات الهی در عالم خلقت
آینده جهان در منطق دین
اثار جدایی علم از ایمان
اثرات ایمان به خداوند در زندگی انسان
  رابطه موجودات با خدا
 
 
آثار عمل و جاودانگی آن بر زمان و مکان
آثار و فوائد ایمان مذهبی
آثار و نتایج خداشناسی در زندگی انسان
آیات قرآن در مورد تسبیح تمامی موجودات
آیاتی از قرآن در مورد اختیار انسان
اثرات عبادت در زندگی انسان
اثر یاد خدا در روح و روان انسان
اخلاص در عبادت از نظر سعدی
ادله اثبات علم خدا
ارتباط اخلاق و پرستش در احادیث
ارتباط فعل انسان با خداوند از نظر حاج ملاهادی سبزواری
از خودبیگانگی از نظر قرآن و فلاسفه
استثناناپذیری قوانین آفرینش
اصول جهان بینی عرفانی
افراط در مسائل اجتماعی اسلام
 

ویژگی انسان کامل

ویژگیهای انسان کامل از نظر قرآن و احادیث
3,756
 
 

انسان در جهان بینی اسلامی تنها یک حیوان مستقیم القامه که ناخنی پهن دارد و با دو پا راه می رود و سخن می گوید نیست، این موجود از نظر قرآن کریم ژرف تر و مرموزتر از این است که بتوان آن را با چند کلمه تعریف کرد. قرآن انسان را مدحها و ستایشها کرده و هم مذمتها و نکوهشها نموده است. عالی ترین مدحها و بزرگترین مذمتهای قرآن درباره انسان است، او را از آسمان و زمین و از فرشته برتر و در همان حال از دیو و چارپایان پست تر شمرده است. از نظر قرآن انسان موجودی است که توانایی دارد جهان را مسخر خویش سازد و فرشتگان را به خدمت خویش بگمارد، و هم می تواند به " اسفل سافلین " سقوط کند. این خود انسان است که باید در باره خود تصمیم بگیرد و سرنوشت نهایی خویش را تعیین نماید. آیا انسان یک موجود دو سرشتی است: نیمی از سرشتش نور است و نیمی ظلمت؟ چگونه است که قرآن، هم او را منتها درجه مدح می کند و هم منتها درجه مذمت؟! حقیقت این است که این مدح و ذم، از آن نیست که انسان یک موجود دو سرشتی است: نیمی از سرشتش ستودنی است و نیم دیگر نکوهیدنی، نظر قرآن به این است که انسان همه کمالات را بالقوه دارد و باید آنها را به فعلیت برساند، و این خود اوست که باید سازنده و معمار خویشتن باشد. شرط اصلی وصول انسان به کمالاتی که بالقوه دارد " ایمان " است. از ایمان، تقوا و عمل صالح و کوشش در راه خدا بر می خیزد، به وسیله ایمان است که علم از صورت یک ابزار ناروا در دست نفس اماره خارج می شود و به صورت یک ابزار مفید در می آید. پس انسان حقیقی که خلیفة الله است، مسجود ملائکه است، همه چیز برای اوست و بالاخره دارنده همه کمالات انسانی است، انسان بعلاوه ایمان است، نه انسان منهای ایمان. انسان منهای ایمان، کاستی گرفته و ناقص است. چنین انسانی حریص است، خونریز است، بخیل و ممسک است، کافر است، از حیوان پست تر است.

در قرآن آیاتی آمده است که روشن می کند انسان ممدوح چه انسانی است و انسان مذموم چه انسانی است. از این آیات استنباط می شود که انسان فاقد ایمان و جدا از خدا انسان واقعی نیست. انسان اگر به یگانه حقیقتی که با ایمان به او و یاد او آرام می گیرد بپیوندد، دارنده همه کمالات است و اگر از آن حقیقت - یعنی خدا - جدا بماند، درختی را ماند که از ریشه خویشتن جدا شده است. مانند: «و العصر* إن الانسان لفی خسر* إلا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر» (سوره عصر) سوگند به عصر، همانا انسان در زیان است، مگر آنان که ایمان آورده و شایسته عمل کرده و یکدیگر را به حق و صبر و مقاومت توصیه کرده اند «و لقد ذرأنا لجهنم کثیرا من الجن و الانس، لهم قلوب لا یفقهون بها و لهم أعین لا یبصرون بها و لهم آذان لا یسمعون بها أولئک کالانعام بل هم أضل» (اعراف/ 179) همانا بسیاری از جنیان و آدمیان را برای جهنم آفریده ایم (پایان کارشان جهنم است)، زیرا دلها دارند و با آنها فهم نمی کنند، چشمها دارند و با آنها نمی بینند، گوشها دارند و با آنها نمی شنوند. اینها مانند چهارپایان بلکه راه گم کرده ترند.
از نظر معیارهای اسلامی، انسان کسی است که درد خدا را داشته باشد و چون درد خدا را دارد درد انسانهای دیگر را هم دارد. قرآن راجع به
پیغمبر اکرم (ص) می فرماید: " «فلعلک باخع نفسک علی اثارهم ان لم یؤمنوا بهذا الحدیث اسفا»" (سوره کهف، آیه 6) پیغمبر آنچنان برای هدایت و سعادت مردم و نجات آنان از اسارتها و گرفتاریهای دنیا و آخرت حریص است که می خواهد خود را هلاک کند. خطاب می رسد که چه خبر است؟ مثل اینکه تو می خواهی خودت را به خاطر مردم تلف کنی. «طه* ما انزلنا علیک القران لتشقی* الا تذکرة لمن یخشی»؛ ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که به مشقت افتی. مگر پنداری برای آن کس که از خدا می ترسد (سوره طه، آیات 1 تا 3).
انسان دو چیز دارد: شخصی " دارد و شخصیتی، تنی دارد و روحی، جسمی دارد و روانی. حساب روان از حساب جسم جداست. مقصود از انسان کامل و ناقص عیب و سلامت مربوط به جسم نیست، ممکن است انسان از نظر روانی، بیمار و معیوب باشد، همچنانکه ممکن است از این نظر سالم باشد. قرآن این اصل را پذیرفته است، می فرماید: «فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا»" (بقره/ 10) در دلهایشان بیماری است، پس خدا ایشان را بیماری افزود. در دل و روحشان بیماری است، نمی فرماید مثلا چشمشان بیمار است. قلبی که قرآن می گوید غیر از قلب پزشکی ای است که [برای درمان آن] لازم است به طبیب قلب مراجعه کنیم. " قلب " در قرآن یعنی همان روح و روان انسان. درباره قرآن می فرماید: " «و ننزل من القران ما هو شفاء و رحمة للمؤمنین»" (اسراء/ 82) ما قرآن را برای شفا و رحمت، برای مؤمنین فرستادیم. قرآن، شفای مؤمنین است.

یکی از برنامه های قرآن، ساختن انسان سالم است و ماقبل از آنکه بخواهیم توقع این را داشته باشیم که انسان کامل باشیم یا به انسان کامل نزدیک باشیم، باید خود را از این نظر که اساسا " انسان سالم " یا " انسان معیوب " هستیم، به خوبی بشناسیم. کامل در هر موجودی، با موجود دیگر متفاوت است. مثلا " انسان کامل غیر از فرشته کامل است. اگر فرشته ای در فرشته بودن خودش به حد اعلی و به آخرین حد کمال ممکن برسد، غیر از این است که انسان در عالم انسان بودن خودش، به حد اعلای از کمال برسد. فرشتگان موجوداتی هستند که از عقل محض آفریده شده اند، از اندیشه و فکر محض آفریده شده اند، یعنی در آنها هیچ جنبه خاکی، مادی، شهوانی، غضبی و مانند اینها وجود ندارد، همچنانکه حیوانات، صرفا خاکی هستند و از آنچه قرآن، آن را روح خدایی معرفی می کند، بی بهره اند و این انسان است که موجودی است مرکب از آنچه در فرشتگان وجود دارد و از آنچه در خاکیان موجود است، هم ملکوتی است و هم ملکی، هم علوی است و هم سفلی. یک گروه از نور مطلق آفریده شده اند و یک گروه دیگر که مقصود حیوانات است از خشم و شهوت آفریده شده اند و خدا انسان را مرکب آفرید.
پس انسان کامل همچنانکه با یک حیوان کامل متفاوت است (مثلا با یک اسب در حد اعلی و ایده آل و به حد کمال رسیده متفاوت است)، با یک فرشته کامل نیز متفاوت است. تفاوت انسان با فرشته یا حیوان به دلیل همان ترکیب ذاتش است که در قرآن آمده است: «انا خلقنا الانسان من نطفة امشاج نبتلیه»؛ ما انسان را از نطفه ای آفریدیم که در آن مخلوطهای زیادی وجود دارد (سوره انسان، آیه 2). مقصود این است که استعدادهای زیادی به تعبیر امروز در ژنهای او هست. بعد می فرماید: انسان به مرحله ای رسیده است که ما او را مورد آزمایش قرار می دهیم این خیلی حرف مهمی است یعنی به حدی از کمال رسیده که او را آزاد و مختار آفریدیم و لایق و شایسته تکلیف و آزمایش و امتحان و نمره دادن، قرار دادیم. «انا خلقنا الانسان من نطفة امشاج» انسان را از نطفه ای که مجموعی از مشجها یعنی استعدادهای گوناگون و ترکیبات گوناگون است، خلق کردیم و به همین دلیل او را در معرض امتحان و آزمایش و پاداش و کیفر و نمره دادن قرار دادیم، ولی موجودهای دیگر چنین شایستگی را ندارند. «فجعلناه سمیعا بصیرا. انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا»؛ ما راه را به او نشان دادیم یا سپاسگذار است (می پذیرد) و یا کفران (می کند) (سوره انسان، آیات 2 و 3). از این بهتر و زیباتر، آزادی و اختیار انسان و ریشه و مبنای آن را نمی شود بیان کرد: او را مورد آزمایش قرار دادیم، راه را به او نمایاندیم، آن وقت این خود اوست که باید راه خویشتن را انتخاب کند. بنابراین، از این بیان قرآن معلوم می شود که " کامل انسان به دلیل همین امشاج بودن، با کامل فرشته " فرق می کند.

کمال انسان در تعادل و توازن اوست، یعنی انسان با داشتن این همه استعدادهای گوناگون هر استعدادی که می خواهد باشد آن وقت انسان کامل است که فقط به سوی یک استعداد گرایش پیدا نکند و استعدادهای دیگرش را مهمل و معطل نگذارد و همه را در یک وضع متعادل و متوازن، همراه هم رشد دهد که علما می گویند اساسا حقیقت عدل به " توازن " و " هماهنگی " برمی گردد. مقصود از هماهنگی این است که در عین اینکه همه استعدادهای انسان رشد می کند، رشدش رشد هماهنگ باشد. انسان کامل آن انسانی است که همه ارزشهای انسانی در او رشد کنند و هیچکدام بی رشد نمانند و به علاوه همه، هماهنگ با یکدیگر رشد کنند و رشد هر کدام از این ارزشها به حد اعلی برسد، آن وقت این انسان می شود انسان کامل، انسانی که قرآن از او تعبیر به امام می کند: "«و اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماما، بقره، 124»؛ و هنگامی که خدا ابراهیم را با کلماتی بیازمود و او همه را به تمام رسانید گفت من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم." ابراهیم بعد از آنکه از امتحانهای گوناگون و بزرگ الهی بیرون آمد و همه را به انتها رسانید و در همه آن امتحانها نمره عالی و بیست گرفت، به مقام امام یعنی " انسان کامل " رسید. یکی از امتحانهای بزرگ ابراهیم (ع) آماده شدن او برای بریدن سر فرزند خودش با دست خود در راه خدا بود، او تا این حد تسلیم بود که وقتی فهمید خداست که به او امر می کند، بدون چون و چرا حاضر شد. "«فلما اسلما و تله للجبین»؛پس وقتی هر دو (بر این کار) تسلیم شدند و پسر را به پیشانی بر خاک افکند." ابراهیم آماده کامل برای سر بریدن و
اسماعیل هم آماده کامل برای ذبح شدن بود (سوره الصافات، آیه 103) " «و نادیناه ان یا ابراهیم* قد صدقت الرؤیا»؛ او را ندا دادیم که ای ابراهیم! حقا که خوابت را تحقق بخشیدی." (سوره الصافات، آیات 104 و 105) آنچه ما می خواستیم تا همینجا بود، ما واقعا از تو نمی خواستیم سر فرزندت را ببری، می خواستیم ببینیم که مقام تسلیم تو در مقابل امر ما و رضای ما تا چه حد ظهور و بروز می کند. بعد از آنکه ابراهیم از عهده همه امتحانها از به آتش افتادن تا فرزند را به قربانگاه بردن برمی آید و به تنهایی با یک قوم و یک ملت مبارزه می کند، آنگاه به او خطاب می شود: «انی جاعلک للناس اماما» تو اکنون به حدی رسیده ای که می توانی الگو باشی، امام و پیشوا باشی، مدل دیگران باشی و به تعبیر دیگر، تو انسان کاملی، انسانهای دیگر برای کامل شدن باید خود را با تو تطبیق دهند. علی (ع) انسان کامل است، برای اینکه " همه ارزشهای انسانی "، " در حد اعلی " و به طور " هماهنگ " در او رشد کرده است، یعنی هر سه شرط مذکور را داراست.

 
 
 
 

راههای شناخت انسان کامل از نظر اسلام

 
 
 
 
انسان کامل، ص 18-12 و 33-31 و 69
انسان در قرآن ص 14-7
 
 
 
 
 
   
 
اصول عقاید > نبوت > ادیان الهی > اسلام > قرآن > معارف در قرآن > فرهنگ و علوم در قرآن
 
اصول عقاید > امامت > فلسفه امامت
 
اعلام > شخصیت ها > معصومین > انبیاء > حضرت ابراهیم(ع)
 
 
 
انسان کامل، ص 18-12 و 33-31 و 69
انسان در قرآن ص 14-7
راههای شناخت انسان کامل از نظر اسلام
1,310
 
 

شناخت انسان کامل به اصطلاح قدما و انسان ایده آل به اصطلاح امروز بسیار لازم و ضروری است تربیت و اخلاق در هر مکتبی بر اساس شناخت انسان کامل و انسان ایده آل در آن مکتب است. انسان کامل یعنی انسان نمونه، انسان اعلی یا انسان والا. انسان مانند بسیاری از چیزهای دیگر، کامل و غیرکامل دارد و بلکه معیوب و سالم دارد و انسان سالم هم دو قسم است: انسان سالم کامل و انسان سالم غیر کامل. شناختن انسان کامل یا انسان نمونه از دیدگاه اسلام، از آن نظر برای ما مسلمین واجب است که حکم مدل و الگو و حکم سرمشق را دارد، یعنی اگر بخواهیم یک مسلمان کامل باشیم چون اسلام می خواهد انسان کامل بسازد و تحت تربیت و تعلیم اسلامی به کمال انسانی خود برسیم، باید بدانیم که انسان کامل چگونه است، چهره انسان کامل چهره روحی و معنوی اش را عرض می کنم چگونه چهره ای است، سیمای معنوی انسان کامل چگونه سیمائی است و مشخصات انسان کامل چگونه مشخصاتی است، تا بتوانیم خود و جامعه خود را آن گونه بسازیم. اگر ما " انسان کامل " اسلام را نشناسیم، قطعا نمی توانیم یک مسلمان تمام و یا کامل باشیم و به تعبیر دیگر، یک انسان ولو کامل نسبی از نظر اسلام باشیم.
شناخت انسان کامل از نظر اسلام دو راه دارد: یک راه این است که ببینیم قرآن در درجه اول و سنت در درجه دوم انسان کامل را اگر چه در قرآن و سنت تعبیر " انسان کامل " نیست و تعبیر " مسلمان کامل " و " مؤمن کامل " است چگونه توصیف کرده اند، ولی به هر حال معلوم است که (مسلمان کامل)، یعنی انسانی که در اسلام به کمال رسیده است، و " مؤمن کامل " یعنی انسانی که در پرتو ایمان به کمال رسیده است. باید ببینیم قرآن یا سنت، انسان کامل را با چه مشخصاتی بیان کرده اند و چه خطوطی برای سیمای انسان کامل کشیده اند. از قضا در این زمینه، چه در قرآن و چه در سنت بیانات زیادی آمده است. راه دوم شناخت انسان کامل، از راه بیانها نیست که ببینیم در قرآن و سنت چه آمده است، بلکه از این راه است که افرادی عینی را بشناسیم که مطمئن هستیم آنها آنچنان که اسلام و قرآن می خواهد، ساخته شده اند و وجود عینی انسانهای کامل اسلامی هستند، چون انسان کامل اسلامی فقط یک انسان ایده آلی و خیالی و ذهنی نیست که هیچوقت در خارج وجود پیدا نکرده باشد، انسان کامل، هم در حد اعلا و هم در درجات پائینتر، در خارج وجود پیدا کرده است.

خود پیغمبر اکرم (ص) نمونه انسان کامل اسلام است. علی (ع) نمونه دیگری از انسان کامل اسلام است. شناخت علی، شناخت انسان کامل اسلام است، اما (شناخت علی)، نه شناخت شناسنامه ای علی. گاهی انسان، علی را شناسنامه ای می شناسد، نامش علی، پسر ابوطالب، ابوطالب پسر عبدالمطلب، مادرش فاطمه دختر اسدبن عبدالعزی، شوهر فاطمه سلام الله علیها، پدر حسن علیه السلام و حسین علیه السلام در آن سال متولد شد، فلان سال از دنیا رفت، چنان جنگهائی کرد، اینها شناختهای شناسنامه ای است، یعنی اگر بخواهیم برای علی (ع) یک شناسنامه صادر کنیم و به شناسنامه او آگاه باشیم، شناسنامه اش اینهاست، اما شناخت شناسنامه ای علی، شناخت علی نیست، شناخت انسان کامل نیست، شناخت علی، یعنی شناخت شخصیت علی نه شخص علی. در هر حدی که شخصیت جامع علی (ع) را بشناسیم، انسان کامل اسلام را شناخته ایم و در هر حدی که انسان کامل را عملا نه اسما و لفظا امام و پیشوای خود قرار دهیم، راه او را برویم، تابع و پیرو او باشیم و کوشش کنیم که خود را بر طبق این نمونه بسازیم، (در همان حد) شیعه این انسان کامل هستیم، چون " الشیعة من شایع علیا " شهید اول در لمعه به مناسبتی این حرف را می گوید و دیگران هم این را گفته اند: شیعه یعنی کسی که علی را مشایعت کند، یعنی انسان با " لفظ " شیعه نمی شود، با " حرف " شیعه نمی شود، با " حب و علاقه فقط " شیعه نمی شود، پس با چه چیز شیعه می شود؟ با مشایعت، مشایعت یعنی همراهی. وقتی کسی می رود، شما پشت سر و همراه او می روید، این را " مشایعت " می گویند، شیعه علی یعنی مشایعت کننده عملی علی. پس دو راه شناخت انسان کامل و همچنین فائده بحث از آن را دانستیم. بنابراین، مسئله انسان کامل یک بحث فلسفی و علمی (محض) نیست که (فقط) اثر علمی داشته باشد. اگر انسان کامل اسلام را از راه بیان قرآن (و سنت) و از راه شناخت پرورده های کامل قرآن نشناسیم، نمی توانیم راهی را که اسلام معین کرده، برویم و یک مسلمان واقعی و درست باشیم و همچنین جامعه ما نمی تواند یک جامعه اسلامی باشد. پس ضرورت دارد انسان کامل و عالی و متعالی اسلام را بشناسیم.

 
 
 
 
 
 
 
 
کتاب انسان کامل صفحه 11- 14
 
 
 
 
 
   
 
اصول عقاید > نبوت > ادیان الهی > اسلام > قرآن > معارف در قرآن > فرهنگ و علوم در قرآن
 
فرهنگ و علوم انسانی > عرفان
 
 
کتاب انسان کامل صفحه 11- 14

اخلاق انسان کامل

حتمااین حدیث معروف حضرت رسول صلوات الله علیه وآله روبارها شنیدید که:

 

إنَّما بُعِثتُ لاُِتَمِّمَ مَکارِمَ الخلاقِ؛

براستى که من براى به کمال رساندن مکارم اخلاق مبعوث شده ام.

 

فکر میکنیدمکارم اخلاق چیه؟

 وچرااینقدرمهمه که پیامبراکرم  می فرمایند

من برای کامل کردن مکارم اخلاق مبعوث شده ام؟

 
 

حضرت رسول اکرم صلى الله علیه و آله

خَیرُ الرِّجالِ مِن اُمَّتىَ الَّذینَ لایَتَطاوَلُونَ عَلى أَهلیهِم وَ یَحِنُّونَ عَلَیهِم

 وَلا یَظلِمُونَهُم؛


بهترین مردان امّت من کسانى هستند که نسبت به خانواده
خود

خشن نباشند و اهانت نکنند و دلسوزشان باشندو به آنان

 ظلم نکنند.

مکارم الأخلاق، ص 216



 


 
 

امام علی علیه السلام

قُم عَن مَجلِسِکَ لِاَبیکَ وَ مُعَلِّمِکَ وَ اِن کُنتَ اَمیراً؛

به احترام پدر و معلمت از جای برخیز هرچند فرمان روا باشی.

غررالحکم،ح2341



 

 

حضرت علی علیه السلام

اُحصُدِ الشَّرَّ مِن صَدرِ غَیرِک بِقَلعِهِ مِن صَدرِک؛

قلب خود را از کینه دیگران پاک کن،‌ تا قلب آنها از کینه تو پاک شود.

الامالی، ج2، ص 174 



 
 
 
 
بانک احادیث موضوعی فهرست الفبایی موضوعات

 

اخلاق

 

 

1- اخلاق خوش و عبادت

امام حسين عليه السلام:

اَلخُلقُ الحَسَنُ عِبادَةٌ؛

خوش اخلاقى عبادت است.

(كنزالعمال، ج13، ص151، ح36472)

2- خوش اخلاقی زینت اسلام

امام صادق عليه السلام:

إنَّ مِمّا يُزَيِّنُ السلامَ الخلاقُ الحَسَنَةُ فيما بَينَ النّاسِ؛

خوش اخلاقى در بين مردم زينت اسلام است.

(كنزالعمال، ج10، ص143، ح28731)

3- زندگی گوارا با اخلاق

امام على عليه السلام:

مَن حَسُنَت خَليقَتُهُ طابَت عِشرَتُهُ؛

هر كس خوش اخلاق باشد، زندگى اش پاكيزه و گوارا مى گردد.

(نهج البلاغه، خطبه 184)

4- آبادی شهرها در گرو اخلاق نیک

امام صادق عليه السلام:

اَلبِّرُ وَحُسنُ الخُلقِ يَعمُرانِ الدِّيارَ وَيَزيدانِ فِى العمارِ؛

نيكى و خوش اخلاقى، شهرها را آباد و عمرها را زياد مى كند.

(التوحيد، ص 63)

5- الفت با دوستان

امام على عليه السلام:

حُسنُ الخلاقِ يُدِّرُ الرزاقَ وَيونِسَ الرِّفاقَ؛

خوش اخلاقى روزى ها را زياد مى كند و ميان دوستان انس و الفت پديد مى آورد.

(نهج الفصاحه، ح 781)

6- ورود به بهشت

پيامبر صلى الله عليه و آله:

حَسِّنوا أَخلاقَكُم وَ الطُفوا بِجيرانِكُم وَأكرِموا نِساءَ كُم تَدخُلُوا الجَنَّةَ بِغَيرِ حِسابٍ؛

اخلاق خود را نيكو كنيد و با همسايگان خود مهربان باشيد و زنان خود را گرامى بداريد تا بى حساب وارد بهشت شويد.

(التوحيد، ص 127)

7- راه لذت بردن از کارهای نیک

امام على عليه السلام:

عَوِّد نَفسَكَ الجَميلَ فَبِاعتيادِكَ إِيّاهُ يَعودُ لَذيذا؛

خودت را به كارهاى زيبا (خدا پسندانه) عادت بده كه اگر به آنها عادت كنى برايت لذت بخش مى شوند.

(نهج البلاغه، خطبه 178)

8- خوش اخلاق هم رتبه روزه دار

امام على عليه السلام:

رَوِّضوا أَنفُسَكُم عَلَى الخلاقِ الحَسَنَةِ فَإِنَّ العَبدَ المُؤمِنَ يَبلُغُ بِحُسنِ خُلقِهِ دَرَجَةَ الصّائِمِ القائِمِ؛

خودتان را بر خوش اخلاقى تمرين و رياضت دهيد، زيرا كه بنده مسلمان با خوش اخلاقى خود به درجه روزه گير شب زنده دار مى رسد.

(نهج البلاغه، خطبه 91)

9- معنای خوش اخلاقی

امام صادق عليه السلام:

لَمّا سُئِلَ عَن حَدِّ حُسنِ الخُلقِ: تُلَيِّنُ جانِبَكَ وَتُطَيِّبُ كَلامَكَ وَتَلقى أخاكَ بِبِشرٍ حَسَنٍ؛

در پاسخ به پرسش از معناى خوش اخلاقى فرمودند: نرمخو و مهربان باشى، گفتارت پاكيزه و مؤدبانه باشد و با برادرت با خوشرويى برخورد كنى.

(غررالحكم، ج2، ص451، ح3260)

10- بهترین افراد

پيامبر صلى الله عليه و آله:

أَلا اُنَبِّئُكُم بِخيارِكُم؟ قالوا: بَلى يا رَسولَ اللّه . قالَ: أَحسَنُكُم أخلاقا المُوَطِّئون اَكنافا، الَّذينَ يَألِفونَ ويُؤلَفونَ؛

آيا شما را از بهترين افرادتان خبر ندهم؟ عرض كردند: چرا، اى رسول خدا. حضرت فرمودند: خوش اخلاق ترين شما، آنان كه نرمخو و بى آزارند، با ديگران انس میگيرند و ديگران نيز با آنان انس و الفت مى گيرند.

(غررالحكم، ج6، ص441، ح10926)

11- اخلاق کلید خیر و شر

امام صادق عليه السلام:

اِعْلَمى اَنَّ الشّابَّ الحَسَنَ الخُلقِ مِفْتاحٌ لِلْخَيْرِ مِغْلاقٌ لِلشَّرِّ وَ اَنَّ الشّابَّ الشَّحيحَ الْخُلقِ مِغْلاقٌ لِلْخَيْرِ مِفتاحٌ لِلشَّرِّ؛

آگاه باش كه جوان خوش اخلاق، كليد خير و قفل شر است و جوان بداخلاق قفل خير و كليد شر است.

(امالى طوسى، ص 302، ح 598)

12- بداخلاقی و ناتوانی

پيامبر صلى الله عليه و آله:

مَن ساءَ خُلقُهُ عَذَّبَ نَفسَهُ وَ مَن كَبُرَ هَمُّهُ سَقُمَ بَدَنُهُ؛

هر كس بد اخلاق باشد، خودش را عذاب مى دهد و هر كس غم و غصه اش زياد شود، تنش رنجور مى گردد.

(نهج الفصاحه، ح 3002)

13- رسیدن به آرزوها

امام على عليه السلام:

وُصولُ المَرءِ اِلى كُلِّ ما يَبتَغيهِ مِن طيبِ عَيشِهِ وَ اَمنِ سِربِهِ وَ سَعَةِ رِزقِهِ بِحُسنِ نيَّتِهِ وَ سَعَةِ خُلقِهِ؛

انسان، با نيّت خوب و اخلاق خوب، به تمام آنچه در جستجوى آن است، از زندگى خوش و امنيت محيط و روزى زياد، دست مى يابد.

(غررالحكم، ح 10141)

14- هدف از بعثت

پيامبر صلى الله عليه و آله:

اِنَّما بُعِثتُ لاُتَمِّمَ مَكارِمَ الخلاقِ؛

من تنها برانگيخته شده ام تا اخلاق بزرگوارانه را به كمال رسانم.

(بحارالأنوار، ج 71، ص 382)

15- رفتار پیامبرانه

كانَ صلى الله عليه و آله ... لا يَحسَبُ اَحَدٌ مِن جُلَسائِهِ اَنَّ اَحَدا اَكرَمُ عَلَيهِ مِنهُ؛

پيامبر صلى الله عليه و آله چنان با هم نشينان رفتار مى نمودند كه هيچ يك از آنان گمان نمى كرد كسى نزد آن حضرت از وى گرامى تر باشد.

(عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 284)

16- خوش اخلاقی ثمره صله رحم

امام صادق عليه السلام:

صِلَةُ الرحامِ تُحَسِّنُ الخُلُقَ وَ تُسمِحُ الكَفَّ وَتُطيبُ النَّفسَ وَتَزيدُ فِى الرِّزقِ وَتُنسِئُ فِى الجَلِ؛

صله رحم، انسان را خوش اخلاق، با سخاوت و پاكيزه جان مى نمايد و روزى را زياد مى كند و مرگ را به تأخير مى اندازد.

(كافى، ج 2، ص 151، ح 6)

17- عمر زیاد با اخلاق خوش

پيامبر صلى الله عليه و آله:

صِلَةُ الرَّحِمِ وَ حُسنُ الخُلقِ وَ حُسنُ الجَوارِ يَعمُرانِ الدّيارَ وَ يَزيدانَ فِى العمارِ؛

صله رحم، خوش اخلاقى و خوش همسايگى، شهرها را آباد و عمرها را زياد مى كند.

(نهج الفصاحه، ح 1839)

18- خانه ای در بالای بهشت

پيامبر صلى الله عليه و آله:

اَنا زَعيمٌ بِبَيتٍ فى رَبَضِ الجَنَّةِ وَ بَيتٍ فى وَسَطِ الجَنَّةِ وَ بَيتٍ فَى اَعلَى الجَنَّةِ، لِمَن تَرَكَ المِراءَ وَ اِن كانَ مُحِقّـا وَ لِمَن تَرَكَ الكِذبَ وَ اِن كانَ هازِلاً وَ لِمَن حَسَّنَ خُلقَهُ؛

من براى كسى كه بگومگو را رها كند، هر چند حق با او باشد و براى كسى كه دروغ گفتن را اگر چه به شوخى باشد، ترك گويد و براى كسى كه اخلاقش را نيكو گرداند، خانه اى در حومه بهشت و خانه اى در مركز بهشت و خانه اى در بالاى بهشت ضمانت مى كنم.

(خصال، ص 144، ح 170)

19- سبب خوشرویی

امام على عليه السلام:

لِيَجتَمِعَ فِى قَلبِكَ الأفتِقارُ اِلَى النّاسِ وَ الاِستِغناءُ عَنهُم فَيَكُونَ اِفتِقارُكَ اِلَيهِم فِى لِينِ كِلامِكَ وَ حُسنِ بِشرِكَ وَ يَكُونَ اِستِغناءُكَ عَنهُم فى نَزاهَةِ عِرضِكَ وَ بَقاءِ عِزِّكَ؛

بايد نياز به مردم و بى نيازى از آنان، در دلت گردآيند، تا نيازت به آنان، سبب نرمى در گفتار و خوش رويى ات شود و بى نيازى ات، سبب آبرودارى و عزّتت باشد.

(كافى، ج 2 ، ص 149، ح 7)

20- عقل و اخلاق

امام صادق عليه السلام:

أکمَلُ الناسِ عَقلاً أحسَنُهُم خُلقاً؛

عاقل ترین مردم خوش خلق ترین آنهاست.

(اصول کافی، ج 1، ص 27)

21- اخلاق پیامبران

مِن اَخلاقِ النبياءِ التَّنَظُّفُ؛

پاكيزگى از اخلاق پيامبران است.

(كافى، ج 5، ص 567، ح 50)

22- خیر دنیا و آخرت

پيامبر صلى الله عليه و آله:

إِنَّ رَجُلاً أَتى سَيِّدَنا رَسولَ اللّه  صلى الله عليه و آله فَقالَ: يا رَسولَ اللّه  عَلِّمنى خُلقا يَجمَعُ لى خَيرَ الدُّنيا وَالخِرَةِ فَقالَ صلى الله عليه و آله : لاتَكذِب؛

مردى به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كرد: به من اخلاقى بياموزيد كه خير دنيا و آخرت در آن جمع باشد، حضرت فرمودند: دروغ نگو.

(بحارالأنوار، ج72، ص262، ح43)

23- اخلاق اسلام

امام على عليه السلام:

لَيسَ الكَذِبُ مِن خَلائِقِ الإِسلامِ؛

دروغگويى از اخلاق اسلام نيست.

(غررالحكم، ج5، ص74، ح7460)

24- نزدیکترین اخلاق به رسول الله

پيامبر صلى الله عليه و آله:

لأَميرِ المُؤمِنين عليه السلام أَلا اُخبِرُكُم، بِأَشبَهِكُم بى خُلقا؟ قالَ: بَلى يا رَسولَ اللّه  قالَ: أَحسَنُكُم خُلقا، وَ أَعظَمُكُم حِلما، وَ أَبَرُّكُم بِقَرابَتِهِ وَ أشَدُّكُم مِن نَفسِهِ إِنصافا؛

به اميرالمؤمنين عليه السلام فرمودند: آيا تو را خبر ندهم كه اخلاق كدام يك از شما به من شبيه تر است؟ عرض كردند: آرى، اى رسول خدا. فرمودند: آن كس كه از همه شما خوش اخلاق تر و بردبارتر و به خويشاوندانش نيكوكارتر و با انصاف تر باشد.

(مكارم الاخلاق، ص 442)

25- ایمان و اخلاق

امام رضا علیه السلام:

أحسَنُ الناسِ إیماناً أحسَنُهم خُلقاً و ألطَفُهم باَهلِه، وَ اَنا اَلطَفُکم بِاَهلى؛

نیکوترین مردم از نظر ایمان، خوش خلق‌ترین و با لطفترین آنها نسبت به اهل خویش است.

(عیون اخبار الرضا، 38)

26- خیر دنیا و آخرت

امام على عليه السلام:

أَربَعٌ مَن أُعطيَهُنَّ فَقَد أُعطىَ خَيرَ الدُّنيا وَالخِرَةِ صِدقُ حَديثٍ وَأَداءُ أَمانَةٍ وَعِفَّةُ بَطنٍ وَحُسنُ خُلقٍ؛

چهار چيز است كه به هر كس داده شود خير دنيا و آخرت به او داده شده است: راستگويى، اداء امانت، حلال خورى و خوش اخلاقى.

(غررالحكم، ج2، ص151، ح2142)

27- خودآزاری در بداخلاقی

امام صادق عليه السلام:

مَن ساءَ خُلقُهُ عَذَّبَ نَفسَهُ؛

هر كس بداخلاق باشد، خودش را شكنجه و آزار مى دهد.

(كافى، ج2، ص321، ح4)

28- زینت اخلاق

امام على عليه السلام:

اَلسَّخاءُ يُكسِبُ المَحَبَّةَ وَيُزَيِّنُ الخلاقَ؛

سخاوت، محبّت آور و زينت اخلاق است.

(غررالحكم، ج2، ص10، ح1600)

29- شریف ترین اخلاق

امام على عليه السلام:

أَشرَفُ الخَلائِقِ التَّواضُعُ وَالحِلمُ وَلينُ الجانِبِ؛

شريف ترين اخلاق، تواضع، بردبارى و نرم خويى است.

(غررالحكم، ج2، ص442، ح3223)

30- خوش اخلاق همنشین پیامبر

پيامبر صلى الله عليه و آله:

اَقرَبُكُم غَدا مِنّى فِى المَوقِفِ اَصدَقُكُم لِلحَديثِ وَاَدَّاكُم لِلاَمانَةِ وَاوفاكُم بِالعَهدِ وَاَحسَنُكُم خُلقا وَاَقرَبُكُم مِن النّاسِ؛

نزديك ترين شما به من در قيامت، راستگوترين، امانتدارترين، وفادارترين به عهد، خوش اخلاق ترين و نزديك ترين شما به مردم است.

(بحارالأنوار، ج75، ص94، ح12)

31- بداخلاقی منفور درگاه الهی

پيامبر صلى الله عليه و آله:

اَنـَا اَديبُ اللّه  وَ عَلىٌّ اَديبى ، اَمَرَنى رَبّى بِالسَّخاءِ وَ الْبِرِّ وَ نَهانى عَنِ الْبُخْلِ وَ الْجَفاءِ وَ ما شَىءٌ اَبْغَضُ اِلَى اللّه  عَزَّوَجَلَّ مِنَ الْبُخْلِ وَ سوءِ الْخُلُقِ، وَ اِنَّهُ ليُفْسِدُ العَمَلَ كَما يُفْسِدُ الخَلُّ الْعَسَلَ؛

من ادب آموخته خدا هستم و على، ادب آموخته من است. پروردگارم مرا به سخاوت و نيكى كردن فرمان داد و از بخل و سختگيرى بازَم داشت . در نزد خداوند عزّوجلّ چيزى منفورتر از بخل و بد اخلاقى نيست. بد اخلاقى ، عمل را ضايع مى كند ، آن سان كه سركه عسل را.

(مكارم الاخلاق، ص 17)

32- اثر نماز شب در اخلاق

امام صادق عليه السلام:

صَلاةُ اللَّيْلِ تُحَسِّنُ الْوَجْهَ وَ تُحَسِّنُ الْخُلْقَ وَ تُطَيِّبُ الرِّيحَ وَ تَدُرُّ الرِّزْقَ وَ تَقْضِى الدَّيْنَ وَ تَذْهَبُ بِالْهَمِّ وَ تَجْلُو الْبَصَرَ؛

نماز شب، انسان را خوش سيما، خوش اخلاق و خوشبو مى كند و روزى را زياد و قرض را ادا مى نمايد و غم و اندوه را از بين مى برد و چشم را نورانى مى كند.

(ثواب الأعمال، ص 42)

33- اخلاق خوش صاحب دل مردم

پيامبر صلى الله عليه و آله:

اِنَّکم لَن تَسعَوا الناس بِاَموالِکم فَسَعَوهُم بِاَخلاقِکم؛

با دارایی خود نمی توانید دل مردم را به دست بیاورید پس دلشان را با اخلاق (نیک) به دست آورید .

(نثرالدر،ج1، ص123)

34- ثواب لبخند

امام رضا علیه السلام:

مَن تَبَسَّمَ فى وَجهِ أخيهِ المُؤمِنِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ حَسَنَةً؛

هر كه به روى برادر مؤمنش لبخند بزند، خداوند برايش ثوابى خواهد نوشت.

(دوستى در قرآن و حدیث، ص 216 ،ح 535)

35- بهترین هدیه به مومن از جانب خدا

پيامبر صلى الله عليه و آله:

خَيْرُ ما اُعْطىَ الرَّجُلُ الْمُؤْمِنُ خُلْقٌ حَسَنٌ وَ شَرُّ ما اُعْطِىَ الرَّجُلُ قَلْبُ سوءٍ فى صورَةٍ حَسَنَةٍ؛

بهترين چيزى كه به مؤمن داده شده خوش اخلاقى و بدترين چيزى كه به انسان داده شده دلى بد در چهره اى زيباست.

(كنزالعمّال، ح 5170)

36- اخلاق نیکو هدف پیامبران

پيامبر صلى الله عليه و آله:

وَ ما يَمْنَعُكَ أنْ تُحِبَّ أنْ تَعيشَ حَميدا وَ تَموتَ سَعيدا و اِنّما بُعِثْتُ عَلى تَمامِ مَحاسِنَ الأخْلاقِ؛

چه چيزى مانع توست كه زندگى پسنديده و مرگ با سعادت را داشته باشى، چرا كه من براى كامل نمودن اخلاق زيبا مبعوث شده ام.

(مجمع الزوائد، ج 8 ، ص 23)

37- محبوبترین نزد رسول الله

پيامبر صلى الله عليه و آله:

اَحَبُّكُمْ اِلَى اللّه اَحْسَنُكُمْ اَخْلاقا؛

 محبوب ترين شما در نزد خدا، خوش اخلاق ترين شماست.

(مجمع البيان، ج 10، ص 87)

38- کمند دوستی

امام على عليه السلام:

البَشاشَةُ حِبالَةُ المَوَدَّةِ؛

خوشرويى، كمند دوستى است.

(ميزان الحكمة، ح 1841)

39- فضایل اخلاقی سهل و ممتنع

 امام على عليه السلام:

ما اَصْعَبَ اِكْتِسابَ الْفَضائِلِ وَ اَيْسَرَ اِتْلافَها؛

فضائل اخلاقى و صفات پسنديده چه به سختى به دست مى آيند و چه آسان از دست مى روند.

(شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج20، ص 259، ح38)

40- بالاترین خرد

امام حسن مجتبی علیه السلام:

رَأسُ العَقلِ مُعاشَرَةُ النّاسِ بِالجَميلِ؛

خوشرفتارى با مردم، رأس خرد است.

(ميزان الحكمة، ح 13703)

41- بالاترین درجه دانایی

امام على عليه السلام:

 رَأْسُ الْعِلْمِ التَّمْييزُ بَيْنَ الاْخْلاقِ وَ اِظْهارُ مَحْمودِها وَ قَمْعُ مَذْمومِها؛

بالاترين درجه دانايى، تشخيص اخلاق از يكديگر و آشكار كردن اخلاق پسنديده و سركوب اخلاق ناپسند است.

(غررالحكم، ح 5267)

42- خوش اخلاق دوست مردمان خوب

امام صادق عليه السلام:

مَنْ اَحْسَنَ خُلْقَهُ اَحَبَّهُ الاَخْيارُ وَ جانَبَهُ الفُجّارُ؛

انسان خوش اخلاق، از دوستى مردمان خوب برخوردار است و از تعرّض آدم‏هاى نابكار در امان است .

(مستدرك الوسائل، ج 8 ، ص 449)

43- اخلاق خوش برای زندگی درست

پيامبر صلى الله عليه و آله:

ثَلاثٌ مَنْ لَمْ تَكُنْ فيهِ فَلَيْسَ مِنّى وَ لا مِنَ اللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ. قيلَ: يا رَسولَ اللّه‏ِ، وَ ما هُنَّ؟ قالَ: حِلْمٌ يَرُدُّ بِهِ جَهْلَ الْجاهِلِ وَ حُسْنُ خُلْقٍ يَعيشُ بِهِ فِى النّاسِ وَ وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ مَعاصِى اللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ؛

سه چيز است كه هر كس نداشته باشد نه از من است و نه از خداى عزّوجلّ. عرض شد: اى رسول خدا! آنها كدامند؟ فرمودند: بردبارى كه به وسيله آن جهالت نادان را دفع كند، اخلاق خوش كه با آن در ميان مردم زندگى كند و پارسايى كه او را از نافرمانى خدا باز دارد.

(خصال، ص 145، ح 172)

44- زیباترین اخلاق

امام على عليه السلام:

تَحَرِّى الصِّدْقِ وَ تَجَنُّبُ الْكَذِبِ اَجْمَلُ شيمَةٍ وَ اَفْضَلُ اَدَبٍ؛

راستگو بودن و پرهيز نمودن از دروغ، زيباترين اخلاق و بهترين ادب است.

(كافى، ج 8 ، ص 150، ح 132)

45- کمال ادب در خوش اخلاقی

امام صادق عليه السلام:

كَمالُ الاَدَبِ وَالْمُروءَةِ سَبْعُ خِصالٍ: اَلْعَقلُ وَ الْحِلْمُ وَ الصَّبْرُ وَ الرِّفْقُ وَ الصَّمْتُ وَ حُسْنُ الْخُلْقِ وَ الْمُداراةُ؛

كمال ادب و مروت در هفت چيز است: عقل، بردبارى، صبر، ملايمت، سكوت، خوش اخلاقى و مدارا.

(بحار الأنوار ، ج 84 ، ص 325، ح 14)

46- سعادت در خوش اخلاقی

پيامبر صلى الله عليه و آله:

مِن سَعادَةِ ابْنِ آدَمَ حُسنُ الْخُلقِ وَ مِن شَقاوَةِ ابْنِ آدَمَ سُوءُ الْخُلقِ؛

از خوشبختى انسان خوش اخلاقى و از بدبختى انسان بد اخلاقى است.

(كنز العمّال، ح 5243)

47- توبه بداخلاق

پيامبر صلى الله عليه و آله:

اَبَى اللّه‏ُ لِصاحِبِ الْخُلْقِ السَّيِّى‏ءِ بِالتَّوبَةِ. فَقيلَ: يا رَسول اللّه‏ِ، وَ كَيْفَ ذلِكَ؟ قالَ: لاِنـَّهُ اِذا تابَ مِنْ ذَنـْبٍ وَقَعَ فى اَعْظَمَ مِنَ الذَّنـْبِ الّذى تابَ مِنْهُ؛

خداوند از آدم بد اخلاق توبه نمى‏پذيرد. عرض شد: اى رسول خدا، چرا؟ فرمودند: چون هرگاه از گناهى توبه كند در ورطه گناهى بدتر از آن كه توبه كرده است مى‏افتد.

(بحارالأنوار، ج 73، ص 299، ح 12)

48- روزی در اخلاق

امام على عليه السلام:

فى سَعَةِ الاَخْلاقِ كُنوزُ الاَرْزاقِ؛

گنج‏هاى روزى در وسعت اخلاق نهفته است.

(كافى، ج 8 ، ص 23)

49- تنگی در روزی با بداخلاقی

امام على عليه السلام:

مَنْ ساءَ خُلْقُهُ ضاقَ رِزْقُهُ؛

هر كس بد اخلاق باشد، روزى‏اش تنگ مى‏شود.

(غررالحكم، ح 8023)

50- زندگی گوارا با اخلاق خوش

امام صادق عليه السلام:

لا عَيْشَ اَهْنَأُ مِنْ حُسْنِ الْخُلُقِ؛

 هيچ زندگى گواراتر از اخلاق و رفتار پسنديده نيست.

(علل الشرايع، ج 2، ص 559)

51- بداخلاق بسیار خطاکار

امام على عليه السلام:

اَلسَّيِّئُ الْخُلُقِ كَثيرُ الطَّيْشِ مُنَغَّصُ الْعَيْشِ؛

آدم بد اخلاق بسيار خطا مى‏كند و زندگى‏اش تلخ مى‏شود.

(غررالحكم، ح 1604)

52- عزت در اخلاق

امام على عليه السلام:

رُبَّ عَزيزٍ اَذَ لَّهُ خُلْقُهُ وَ ذَليلٍ اَعَزَّهُ خُلْقُهُ؛

چه بسا عزيزى كه اخلاق بدش او را ذليل و چه بسا ذليلى كه اخلاق خوبش او را عزيز كرد.

(بحارالأنوار، ج 71، ص 396، ح 79)

53- عدم تحمل بداخلاقی توسط دوست

امام صادق عليه السلام:

قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ: يا بُنَىَّ ايّاكَ وَ الضَّجَرَ وَ سوءَ الْخُلْقِ وَ قِلَّةَ الصَّبْرِ فَلا يَسْتَقيمُ عَلى هذِهِ الْخِصالِ صاحِبٌ وَ اَ لْزِمْ نَفْسَكَ التُّؤَدَةَ فى اُمورِكَ وَ صَبِّرْ عَلى مَؤوناتِ الاِخْوانِ نَفْسَكَ وَ حَسِّنْ مَعَ جَميعِ النّاسِ خُلْقَكَ؛

 لقمان به فرزندش فرمود: فرزندم! از بى‏حوصلگى و بد اخلاقى و بى‏تابى دورى كن كه هيچ دوستى تحمل اين خصلت‏ها را ندارد. در كارهايت آرام و بردبار، در تحمّل زحمات برادران صبور و با همه مردم خوش اخلاق باش.

(قصص الأنبياء، ص 198، ح 245)

54- حساب آسان در اخلاق خوب

امام على عليه السلام:

حَسِّنْ خُلْقَكَ يُخَفِّفِ اللّه‏ُ حِسابَكَ؛

اخلاقت را خوب كن تا خداوند حسابت را آسان گرداند.

(امالى صدوق، ص 278)

55- اخلاق و گفتار نرم

امام على عليه السلام:

اِذا حَسُنَ الْخُلْقُ لَطُفَ النُّطْقُ؛

با اخلاق نيكو، گفتار نرم مى‏شود.

(غررالحكم، ح 4052)

56- خوش اخلاقی در چیست؟

امام على عليه السلام:

حُسْنُ الْخُلْقِ فى ثَلاثٍ: اِجْتِنابُ الْمَحارِمِ وَ طَـلَبُ الْحَلالِ وَ التَّـوَسُّعُ عَلَى الْعِيالِ؛

خوش اخلاقى در سه چيز است: دورى كردن از حرام، طلب حلال و فراهم آوردن آسايش و رفاه براى خانواده.

(بحارالأنوار، ج 71، ص 394، ح 63)

57- تفسیر خوش اخلاقی

پيامبر صلى الله عليه و آله:

اِنَّما تَفْسيرُ حُسْنِ الْخُلْقِ: ما اَصابَ الدُّنْيا يَرْضى وَ اِنْ لَمْ يُصِبْهُ لَمْ يَسْخَطْ؛

تفسير خوش اخلاقى اين است كه اگر دنيا به انسان رو كرد، راضى و خشنود باشد و اگر رو نكرد خشمگين و ناراحت نشود.

(كنزالعمّال، ح 5229)

58- اخلاق خوب در ترازوی عمل

پيامبر صلى الله عليه و آله:

اَوَّلُ ما يوضَعُ فى ميزانِ الْعَبْدِ يَوْمَ الْقيامَةِ حُسْنُ خُلْقِهِ؛

نخستين چيزى كه روز قيامت در ترازوى اعمال بنده گذاشته مى‏شود، اخلاق خوب اوست.

(قرب الإسناد، ص 46، ح 149)

59- تاثیر بداخلاقی در خانواده

امام على عليه السلام:

مَنْ ساءَ خُلْقُهُ مَلَّهُ اَهْلُهُ؛

هر كس بد اخلاق باشد، خانواده ‏اش از او دلتنگ و خسته مى‏شوند.

(تحف العقول، ص 214)

60- بدست آوردن دل مردم

پيامبر صلى الله عليه و آله:

إنَّکُم لَن تَسَعوا النّاسَ بِأموالِکُم فَسَعوهُم بِأخلاقِکُم؛

شما با دارایی خود نمی توانید دل همه مردم را بدست آورید پس دلشان را با اخلاقتان به دست آورید.

(بحارالانوار ج68 ص383)

61- به فکر آخرت بودن

امام على(سلام الله علیه):

مَن أصلَحَ أمرَ آخِرَتِهِ أصلَحَ اللَّهُ أمرَ دُنياهُ؛

كسى كه كار آخرتش را سامان دهد، خداوند كار دنيايش را سامان می ‏دهد.

(نهج‏ البلاغه، حكمت 89 )

62- کدام کار ،خیر است؟

امام على(سلام الله علیه):

لا خَيرَ في لَذَّةٍ تُعقِبُ نَدَماً.

در لذّتى كه پشيمانى به دنبال دارد، خيرى نيست.


بحارالأنوار - ج 77 - ص 212
 

63- رفتار با مردم

امام صادق(سلام الله علیه):

كونوا دُعاةَ النّاسِ بِأَعمالِكُم.

مردم را با رفتارتان [به دين] فرا خوانيد.

تبليغ در قرآن وحدیث - ص 250 - ح 275

64- اندوهگین کردن مومن

پیامبر اکرم (ص):

مَن اَحزَنَ مُومِناً، ثُمَّ أعطاهُ الدُّنیا لَم یَکُن ذَلِکَ کَفّارَتَهُ وَ لَم یُوجَر عَلَیهِ.

هر که مومنی را اندوهگین کند و در مقابل همه دنیا را به او بدهد، کفاره گناه او نبوده و پاداشی بر کارش نمی گیرد.

مستدرک الوسائل ح10336

65- بد اخلاقی

امام صادق (ع):

إنَّ سُوءَ الخُلُقِ لِیُفسِدُ العَمَلَ کَمَا یُفسِدُ الخَلُّ العَسَلَ

بد اخلاقی عمل را تباه می کند، همانند سرکه، که عسل را فاسد می کند

اصول کافی، ج،2 ص321، باب سوء الخلق، حدیث 1

66- محبوب ترین کار

امام صادق (ع):

مَا یَقدَمُ المُومِنُ عَلَی اللهِ عَزَّوَجَلَّ بِعَمَلٍ بَعدَ الفَرَائِضِ أحَبَ إلَی اللهِ تَعَالَی مِن أن یَسَعَ النَّاسَ بِخُلُقِهِ.

مومن بعد از واجبات، نزد خداوی عزوجل کاری محبوب تر از این نیاورد که از اخلاق او در راحتی و آسایش باشند.

اصول کافی، ج،2 ص100، باب حسن الخلق، حدیث 4

67- پاداش اخلاق نیکو

امام صادق (ع):

إنَّ صَاحِبَ الخُلُقِ الحَسَنِ لَهُ مِثلُ أجرِ الصّائِمِ القائِمِ.

آن که اخلاق نیکو دارد، او را پاداش انسان روزه دار شب زنده دار است.

اصول کافی، ج،2 ص100، باب حسن الخلق، حدیث 5

68- بهشت واجب می شود

امام صادق (ع):

ثُلاثَ مَن أَتَی اللهَ بِوَاحِدَةٍ مِنهُنَّ أوجَبَ اللهُ لَهُ الجَنَّةَ: الإنفاقُ مِن إقتارٍ وَ البِشرُ لِجَمیعِ العَالَمِ وَ الإنصافُ مِن نَفسِهِ.

سه خصلت است که اگر کسی با یکی از آنها نزد خدا رود، خداوند بهشت را بر او واجب گرداند: انفاق کردن با وجود تنگدستی، گشاده رویی با همگان، منصفانه برخورد کردن با دیگران.

اصول کافی، ج،2 ص103، باب حسن البشر، حدیث 2

 

کانون قرانی فرهنگی حفظ قران


اهل بيت پيامبر(عليهم السلام)در قرآن و سنت

 

مقدّمه

يكي از مسائلي كه موجب خدشه دار شدن تشيّع و در نتيجه، ردّ زعامت و امامت اهل بيت(عليهم السلام)مي شود، منتسب كردن شيعه به شخصي با نام عبداللّه بن سباء است. برخي از عامّه منشأ پيدايش تشيّع را اين فرد مي دانند! ايشان مي گويند: عبداللّه بن سباء يهودي بود و عقيده غلو را نسبت به وصي حضرت موسي(عليه السلام)(يوشع بن نون) ايجاد كرد و وقتي وارد اسلام شد، دست از بدعت گذاري بر نداشت و حتي قايل شد به اينكه اميرالمؤمنين علي(عليه السلام)خدا بوده و خداوند در او حلول كرده است. او بر اهل مصر از نظر فرهنگي و تبليغي سيطره پيدا كرد و براي قتل خليفه سوم، عثمان، لشكري منظّم روانه مدينه ساخت. يا اينكه مي گويند: ابوذر نزد او درس خواند و عمّار ياسر آراء او را پذيرفت! جنگ جمل و صفين را هم از دسيسه هاي او مي دانند. خلاصه آن قدر در رابطه با اين شخص افسانه اي تبليغات وسيع بوده كه حتي بعضي از علماي شيعه هم وجود او را تأييد كرده اند، اما وي را مورد طعن و لعن قرار داده اند.

مطابق تحقيقاتي كه دانشمند بزرگوار علّامه سيدمرتضي عسكري در كتاب عبداللّه بن سباء ارائه داده

است، ثابت مي شود كه چنين شخصي با چنين نامي اصلا وجود خارجي نداشته و راوي قصه هاي عبداللّه و بدعت هاي او شخصي به نام سيف بن عمر بوده كه در جعل، كذب و افترا بي نظير است. علماي رجال اهل سنّت نيز وي را آدمي فاسق و دروغگو مي دانند. بدين روي، بايد به اين نكته اشاره كرد كه اولا، روايت فاسق قابل پذيرش نيست; و ثانياً، خود شيعيان نيز عبداللّه بن سباء را مورد لعن قرار مي دهند و وي را اصلا پايه گذار مكتب خود نمي دانند; زيرا اين با عقل جور در نمي آيد كه انسان از كسي متنفّر باشد، ولي در عين حال، دين خود را از او بياموزد.1

هر دين و مكتبي نگاهي خاص به انسان دارد و براي او جهان بيني مشخصي تعريف مي كند. براي مثال، يكي انسان را حيواني مادي مي بيند و ديگري در او، به روح خدايي معتقد است و هر كدام صفتي يا اوصافي به او مي دهد; از قبيل ناطق، اقتصادي، ابزارساز، متمدن و خودآگاه.

در نتيجه، انسان هايي كه در مكتب هاي گوناگون، به عنوان «ايده آل» معرفي مي شوند ارزش هاي انساني شان مثل مكتب هايشان، متفاوت است و به اصطلاح، «ابرمرد» هر مكتب تجسّم عيني همان مكتب است. با اين همه، چهره هاي شگفتي را كه اسلام به عنوان «انسان كامل»، «انسان نمونه»، «الگو» و «سرمشق» معرفي كرده، تاكنون به هيچ چشمي نيامده و هيچ دين و آييني چنين تصوير زيبايي از «انسان كامل» ارائه نداده است.

در مكتب اسلام، انسان هاي كامل، برجسته و نمونه زيادند و همه «واقعيت خارجي» دارند و داراي وجودي قابل لمس و عيني هستند. در قرآن مجيد، تمام پيامبران الهي و مردان و زنان پاك، تجسّم عيني «انسان كامل» و «الگو»ي انسانيت معرفي شده اند، اما از تربيت يافتگان اسلام، كه قرآن و حديث، طهارت و عصمت آنان را تضمين كرده، «اهل بيت» پيامبر اكرم(عليهم السلام) هستند. اين خانواده، از هر نوع پليدي پاك گرديده، و داراي نيروي عصمت اند: (إِنَّمَا يُرِيدُاللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً)، آنان داراي مقام عصمت و طهارتند. به اصطلاح، آنان شكوه رسالت، وقار بعثت، جاذبه عصمت، كمال شجاعت، موهبت پايمردي و عظمتي آسماني دارند و به مقتضاي اين مقام، هرگز گناه و نافرماني از آنان سر نمي زند.

با توجه به نامگذاري سال 1385 هجري شمسي به عنوان «سال پيامبر اعظم(صلي الله عليه وآله)»، يكي از لوازم اين امر، بازگشت به حقايق و مفاهيم سيره محمّدي(صلي الله عليه وآله)است. اين مقاله در پي آن است كه اهل بيت پيامبر(عليهم السلام) را با استناد به آيات قرآن و از حيث مصداق، با استناد به روايات، به عنوان تجلّي اين سيره مشخص نمايد.

«اهل بيت(عليهم السلام)» در لغت و اصطلاح

ممكن است «اهل» در «اهل الامر و النهي، اهل الانجيل، اهل الكتاب، اهل الاسلام، اهل الرجل و اهل الماء» استعمال شود. لغويان اتفاق دارند كه «الاهل و الآل» به يك معنا هستند. اصل «آل»، «اهل» بوده، سپس هاء به همزه مبدّل گشته و در نتيجه، دو همزه متوالي پشت سر هم قرار گرفته و به همين دليل، همزه دوم به الف تبديل شده است. (مثل آدم و آخر).2

تركيب «اهل بيت» در قرآن كريم تنها دوبار به كار رفته است: يكي در آيه «تطهير» (احزاب: 33) و ديگري در خصوص حضرت ابراهيم(عليه السلام) و همسر او (هود: 73). البته در آيه 12 سوره قصص، تركيب «اهل بيت» بدون الف و لام و در آيه 29 همين سوره به صورت «اهله» به كار رفته كه مربوط به خاندان حضرت موسي(عليه السلام)است.

شكي نيست كه «اهل» در دو آيه 73 هود و 29 قصص، به زوجه اطلاق شده، اما اين اطلاق دليل بر انحصار نيست; همان گونه كه در قصه حضرت ابراهيم(عليه السلام)، «اهل» بر زوجه اطلاق دارد; اما چون در آيه ضمير جمع مذكر (عليكم اهل البيت) استعمال شده، مراد از «اهل»، زوجه و زوج با هم است.3

واژه «اهل» معمولا به صورت مضاف به كار مي رود و به اسم ديگري اضافه مي شود كه يكي از آنها كلمه «بيت» است. در اين صورت، اين تركيب به تعبيرهاي ذيل به كار رفته است: نزديك ترين افراد، همسر، طايفه و خويشاوندان، ساكنان خانه، معتقد و پيرو. اما در اين ميان، در كتاب المعجم الوسيط، واژه «اهل بيت» بدون اضافه، به نزديكان، قبيله و همسر تعريف شده است.4

در كتاب المفردات في الفاظ القرآن آمده است: اهل الرجل در اصل، به كساني گفته مي شود كه مسكن آنها يكي است. پس در مورد كساني كه با او خويشاوندي دارند به طور مجازي به كار رفته است; چنان كه بر همسر او هم اطلاق شده است.5

سخن لغت شناسان درباره اهل بيت اين است كه آنان «بيت» را به معناي بيت مسكوني دانسته اند. بر اين اساس، اهل بيت كساني اند كه در يك منزل يا خانه با يكديگر زندگي مي كنند. بنابراين، همسران و فرزندان يك مرد اهل بيت او خواهند بود. اما به گفته راغب، دايره اين استعمال توسعه يافته و به خويشاوندان و قبيله يك مرد هم اهل بيت او گفته مي شود.

با توجه به آنچه درباره اهل الرجل يا اهل بيت الرجل گفته شده، پيروان كسي كه داراي مرام و مسلك ويژه اي است نيز اهل او به شمار مي آيند; زيرا آنان از طريق مرام و آيين، نسبت ويژه اي با او پيدا مي كنند. بر اين اساس، گفته اند: «اهل كل نبي امّته»; امت هر پيامبري اهل او به شمار مي روند.

مؤلّف مصباح المنير تصريح كرده است كه «اهل» بر پيروان نيز اطلاق مي شود. بنابراين، اگر كسي در پي روي از پيشواي ديني خود، نهايت اخلاص و انقياد را به كار بندد عنوان «اهل» بر او منطبق تر خواهد بود. بدين دليل است كه در احاديث، از سلمان به عنوان فردي از اهل بيت پيامبر(عليهم السلام) ياد شده است.6

ماحصل كلام پس از مراجعه به كتب لغت و موارد استعمال كلمه «اهل» در قرآن و سنّت، چنين است كه «اهل» معنايي عام دارد و خويشاوندان يك مرد و ساكنان يك خانه از نسبي يا سببي را شامل مي شود. از اين رو، هيچ فرقي بين همسر، فرزندان و غير آنها نيست. پس تخصيص دلالت اهل به زوجه ناصواب است. بنابراين، چون مفهوم «اهل بيت» مطلق است و از آن اراده جميع اصناف و اقسام مي شود، شكي نيست كه در صورت وجود قراين، به صنف خاصي مخصوص مي گردد.7

«اهل بيت» در قرآن

1. آيه تطهير (احزاب: 33)

(إِنَّمَا يُرِيدُاللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً); خدا چنين مي خواهد كه پليدي را فقط از شما اهل بيت بزدايد و شما را كاملا پاكيزه گرداند.

تحقيقات پردامنه و دقيقي كه مفسّران و محدّثان و دانشمندان علوم و معارف اسلامي در كتاب هاي مبسوط اعتقادي و بر اساس اسناد و مآخذ معتبر انجام داده اند، نشان مي دهد كه هدف و منظور آيه شريفه از «اهل بيت» پنج تن آل عبا(عليهم السلام) است.

اينكه بعضي «بيت» را در اينجا اشاره به «بيت اللّه الحرام» و كعبه دانسته و اهل آن را «متقين» شمرده اند، با سياق آيات نامتناسب است; چرا كه در اين آيات، سخن از پيامبر(صلي الله عليه وآله) و بيت او در ميان است، نه بيت اللّه الحرام و هيچ قرينه اي بر آنچه گفته اند، وجود ندارد.8

نگاهي به مآثر و مآخذ معروف و معتبر علماي نام آور خاصّه و عامّه، نكات مهمي در اين زمينه روشن مي سازد; از جمله، جلال الدين سيوطي در تفسير معروف الدرالمنثور، در تفسير و توجيه اين آيه شريفه، بيش از بيست حديث نقل كرده است كه اثبات مي كند: منظور از «اهل بيت» همان پنج بزرگوار اهل كسا هستند.

ابن جرير طبري بيش از 15 حديث در اين باره آورده است كه مراد آيه از «اهل بيت» همان پنج تن بزرگواران خاص است.9

بعضي از مفسّران مي گويند: مقصود از «اهل بيت پيامبر» همسران پيامبرند، و آيات قبل و بعد را، كه درباره ازواج رسول خدا(صلي الله عليه وآله)سخن مي گويد، قرينه اين معنا شمرده اند.10

ولي با توجه به يك مطلب، اين سخن نفي مي شود و آن اينكه ضميرهايي كه در آيات قبل و بعد آمده، عموماً به صورت ضمير «جمع مؤنث» است، در حالي كه ضماير اين قسمت از آيه به صورت «جمع مذكر» آمده، و اين نشان مي دهد معناي ديگري در نظر بوده است. از اين رو، برخي ديگر از مفسّران از اين مرحله گام فراتر نهاده و آيه را شامل همه خاندان پيامبر، اعم از مردان و همسران او، دانسته اند. اما روايات بسياري كه در منابع اهل سنّت و شيعه وارد شده است، شمول همه خاندان پيامبر را نيز نفي مي كند. مخاطب در آيه مزبور، منحصر در پنج نفر است: پيامبر، علي، فاطمه، حسن و حسين(عليهم السلام).

براي نمونه، اهل سنّت در صحيح مسلم، مستدرك حاكم، سنن الكبري بيهقي در تفسير آيه تطهير به نقل از عائشه اين حديث را ذكر كرده اند: «خرج رسول اللّه غداة و عليه مرط مُرحل من شعر أسود، فجاء الحسن بن علي فأدخله، ثمّ جاء الحسين فدخل معه، ثم جاءت فاطمة فأدخلها، ثمّ جاء علي فأدخله، ثم قال: (إِنَّمَا يُرِيدُاللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً.)»

در مصادر شيعه نيز در تفسير فرات بن ابراهيم كوفي و تفسير مجمع البيان و بحارالانوار (ج 35، ص 213) از امّ سلمه نقل شده است كه گفت: «انا و رسول اللّه علي منامة لنا تحت كساء خيبري، فجاءت فاطمة و معها... فأخذ الكساء من تحتنا فعطفة، فأخذ جميعه بيده فقال: اللهم هؤلاء اهل بيتي فأذهب عنهم الرجس و طهركم تطهيرا،... فقلت: يا رسول اللّه، بابي انت و امي فأنا؟ قال: انّك علي خير. و نزلت هذه الايه في النبي و علي و فاطمه و الحسن و الحسين(عليهم السلام).»11

اگر گفته شود كه طبق ادعاي شيعه در ميان پنج تن، حضرت فاطمه زهرا(عليها السلام)نيز حضور داشته، پس چگونه ضمير جمع مذكّر شامل او مي شود، پاسخ اين است كه آوردن ضمير جمع مذكر در اينجا از باب «تغليب» است. بسيار طبيعي است كه اگر از ميان پنج تن، يك نفر مؤنث باشد، بايد در خطاب به آن جمع، به حكم تغليب، از ضمير جمع مذكر استفاده شود.

تنها سؤالي كه اينجا باقي مي ماند اين است كه چگونه در لابه لاي بحث از وظايف زنان پيامبر(صلي الله عليه وآله)، مطلبي گفته شده است كه شامل زنان ايشان نمي شود؟ مرحوم طبرسي در مجمع البيان چنين مي فرمايد: اين اولين بار نيست كه در آيات قرآن، به آياتي برخورد مي كنيم كه در كنار هم قرار دارند و اما از موضوعات مختلفي سخن مي گويند. قرآن پر است از اين گونه بحث ها. همچنين در كلام فصحاي عرب و اشعار آنان نيز شواهد فراواني بر اين موضوع موجود است.12

مفسّر بزرگ و نويسنده الميزان پاسخ ديگري بر آن افزوده كه خلاصه اش چنين است: ما هيچ دليلي در دست نداريم كه جمله (إِنَّمَا يُرِيدُاللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ...) همراه اين آيات نازل شده است، بلكه از روايات به خوبي استفاده مي شود كه اين قسمت جداگانه نازل گرديده، اما هنگام جمع آوري آيات قرآن در عصر پيامبر يا پس از آن، در كنار اين آيات قرار داده شده است.13

پاسخ سوم اين است كه قرآن مي خواهد به همسران پيامبر(صلي الله عليه وآله)بگويد: شما در ميان خانواده اي قرار داريد كه گروهي از آنان معصومند. كسي كه در زير سايه درخت عصمت و در كانون معصومان قرار گرفته، سزاوار است كه بيش از ديگران مراقب خود باشد، و انتساب او به خانواده اي كه پنچ معصوم پاك در آن است، مسئوليت هاي سنگيني براي او ايجاد مي كند.14

براي اثبات مدعا، به دو دليل ديگر نيز تمسّك مي جوييم: اول آنكه مطابق ابتداي آيه تطهير (و قرن في بيوتكن)، مراد از «اهل بيت» منحصر در بيت واحد (بيت حضرت علي(عليه السلام)) است; زيرا اولا، در صورتي كه معناي «اهل بيت» را بيت همسران پيامبر در نظر بگيريم، ديگر بيت واحد معنا ندارد; زيرا ازواج پيامبر در بيوت متعدد ساكن بودند. ثانياً، كساني كه ازواج نبي را از اهل بيت مي دانند و مي گويند آيه 33 سوره احزاب در حق ايشان نازل شده، بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه حضرت علي، حضرت زهرا، حضرت امام حسن و امام حسين(عليهم السلام) احق هستند كه از اهل بيت باشند نسبت به ازواج نبي; زيرا صله نسب اقوا از صله سبب است.15

نكته قابل توجه ديگر اينكه لام در «اهل البيت» براي عهد است و حمل آن بر جنس يا استغراق ممكن نيست; زيرا زماني استعمال لام جنس مناسب است كه متكلّم، بيان حكم متعلّق به طبيعت را اراده كند. اما آيه كريمه درصدد بيان حكم طبيعت اهل بيت نيست. همچنين لام در «البيت»، لام استغراق نيست تا به بيوت نبي معنا شود; زيرا در اين صورت مناسب بود از صيغه جمع (اهل البيوت) استفاده شود; همان گونه كه در صدر آيه، متكلّم در صدد افاده جمع بوده و از «بيوت» استفاده كرده است: (و قرن في بيوتكن.)16

آيات مربوط به ازواج پيامبر از آيه 28 شروع مي شود و به آيه 34 منتهي مي گردد. خداوند متعال در اين آيات، زنان پيامبر را يك بار به لفظ «ازواج» و در مرتبه دوم، به لفظ «نساءالنبي» مورد خطاب قرار داده، اما در بين آيات، از اين الفاظ به واژه «اهل البيت» عدول كرده است. اين عدول قطعاً قرينه است بر اينكه مخاطب در اين قسمت از آيه تغيير كرده و شامل زنان پيامبر نمي شود.17

به هر حال، لحن و مفاد آيات مربوط به زنان پيامبر به گونه اي است كه به خوبي نشان مي دهد آنها در آن حد و اندازه نيستند كه مشمول آيه تطهير باشند. آيه تطهير بر طهارت و عصمت مطلق اهل بيت(عليهم السلام) از هر گناه و لغزش و حتي نيّت گناه (و بلكه اشتباه و نسيان) دلالت مي كند. اين معنا با آنچه آيات پيشين درباره زنان پيامبر گفته است، سازگاري ندارد; چرا كه در آيات قبل، خداوند به زنان پيامبر نصيحت مي كند. يكي از مفاهيمي كه به اهل بيت مرتبط و فقط مخصوص ايشان است، موضوع پاكي از رجس و پليدي است. تعبير به «انّما»، كه معمولا براي حصر است (و نيز منادا واقع شدن «اهل بيت» در آيه) دليل بر اين مدعاست.

جمله «يريد» به اراده تكويني پروردگار اشاره دارد، وگرنه اراده تشريعي و به تعبير ديگر، لزوم پاك نگاه داشتن خويش، انحصاري به خاندان پيامبر ندارد و همه مردم بدون استثنا، به حكم شرع، موظّفند از هرگونه گناه و پليدي پاك باشند.18

ممكن است گفته شود: اراده تكويني موجب نوعي جبر است. اما اين گونه نيست; زيرا معصومان به خاطر تأييدات الهي و اعمال پاك خويش، چنان هستند كه در عين داشتن قدرت و اختيار بر گناه، به سراغ گناه نمي روند; درست همان گونه كه هيچ عاقلي حاضر نيست قطعه آتشي را بردارد و به دهان خويش بگذارد، با اينكه نه اجباري در اين كار است و نه اكراهي. اين حالتي است كه از درون انسان بر اثر آگاهي ها و مبادي فطري و طبيعي مي جوشد، بي آنكه اجباري در كار باشد.19

واژه «رجس» به معناي شيء ناپاك است، خواه ناپاك از نظر طبع آدمي باشد يا به حكم عقل يا شرع و يا همه اينها. بنابراين، عصمت درباره اهل بيت شرط است و آيه تطهير نيز بر آن دلالت مي كند. اگر مصداق اهل بيت مشخص شود پس از پيامبر خدا، عصمت منحصر در آنهاست; زيرا بر عدم عصمت ديگران اجماع داريم.

اگر گفته شود: مراد از عصمت، بخشش گناهان ايشان است، در پاسخ مي گوييم: مغفرت و بخشش گناه موجب انقلاب از آنچه بر گناه كار واقع شده، نمي گردد. علاوه بر آن، مغفرت گناه پس از تحقق آن است، و مذنب در هنگام صدور گناه، طاهر نيست، ولي آيه بر تطهير كلي دلالت دارد; يعني در همه حال، پاك و طاهرند.20

محققان اهل سنّت برآنند كه اراده در قرآن دو گونه است: يكي اراده قدري، وجودي و آفرينش (اراده قدريه، كونيه، خلقيه)، و ديگري اراده ديني، امري و شرعي (اراده دينيه، امريه، شرعيه). اراده شرعي در بردارنده محبت و رضاست، و اراده كوني عبارت است از: مشيّت كه همه موجودات را شامل مي شود. ايشان تفاوت دو اراده تكويني و تشريعي را به صورت كلي چنين يادآور شده اند: ميان اينكه فاعل مريد، انجام فعلي را خود اراده كند و يا اينكه فاعل مريد اراده كند كه ديگري كاري انجام دهد، تفاوت وجود دارد. در صورت اول، اراده او به فعل خودش تعلّق گرفته است. در صورت دوم، فعل ديگري را اراده كرده و هر دو نوع براي انسان ها قابل فهم است. اراده دوم مستلزم امر است، اما اراده نخست مستلزم امر نيست.21

با توجه به آيه 124 سوره مباركه بقره (لاينال عهدي الظالمين)، مي توان گفت: كسي مي تواند پس از پيامبر منصب حكومت را به دست گيرد كه ظلمي در حق خدا، خود و ديگران مرتكب نشده باشد. كلمه «ظالمين» در آيه مذكور، مشتق است و بنابر مباني اصولي، «ظلم» گذشته، حال و آينده را در برمي گيرد.

بنابراين، غير خلفاي دوازده گانه، كه شيعيان به آنها معتقدند، ديگران به نوعي شامل اين آيه نمي شوند; مثلا، خلفاي سه گانه اهل تسنّن، پيش از پيامبر، در جاهليت بودند و بعد اسلام آوردند. پس بر گذشته شان نوعي ظلم مترتّب است; زيرا در حق خدا، ظلم كردند و بت پرست بودند. بنابراين، مطابق اين آيه و آيه «تطهير»، كه بر عصمت اهل بيت(عليهم السلام) دلالت دارد، منصب حكومت و خلافت ـ كه همان عهد خداوند است ـ به آنها نمي رسد. در اين باره، مرحوم آخوند خراساني، صاحب كفايه، مي فرمايد: چون مقام امامت از مناصب الهيه است، ظالم ـ اگرچه آني متلبّس به ظلم شود ـ نمي تواند اين مقام عظيم را عهده دار شود.22

2. سوره دهر

ميان مفسّران، مكي يا مدني بودن سوره مورد اختلاف است; اما اجماع علما و مفسّران شيعه بر اين است كه همه يا دست كم بخشي از آيات آغاز سوره، كه مقام ابرار و اعمال صالح آنها را بيان مي كند، در مدينه نازل شده است. شأن نزول آن، داستان نذر حضرت علي، فاطمه زهرا، امام حسن و امام حسين(عليهم السلام) و فضّه است.

مشهور علماي اهل سنّت نيز نزول سوره را در مدينه مي دانند. براي مثال، در كتاب تاريخ القرآن ابوعبداللّه زنجاني از كتاب نظم الدرر و تناسق الآيات و السور، از جمعي از بزرگان اهل سنّت نقل كرده كه سوره دهر را در رديف سوره هاي مدني آورده اند. زمخشري در تفسير كشّاف، شأن نزول معروف آيات آغاز اين سوره را در مورد نذر حضرت علي(عليه السلام)، همسر و فرزندانشان نقل كرده است. گذشته از موارد مزبور، جمع كثيري از بزرگان اهل سنّت، نزول آيات اول سوره (إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْس كَانَ مِزَاجُهَا كَافُوراً)(دهر: 5) را درباره خانواده حضرت علي(عليهم السلام)دانسته اند كه شهادتي است بر مدني بودن آن; زيرا تولّد امام حسن و امام حسين(عليهما السلام) در مدينه بوده است.

سيوطي در كتاب الاتقان از بيهقي روايت كرده كه او در كتاب دلائل النبوه به سندي كه به عكرمه و حسين بن ابي الحسن داشته، روايت كرده كه گفته اند: خداي تعالي سوره هاي بقره، آل عمران... و «هل اتي علي الانسان»... را در مدينه نازل كرده است. در همان كتاب، از ابن الضريس روايت آورده است كه گفته: هر وقت آغاز سوره اي در مكّه نازل مي شد، در همان مكّه نوشته مي شد... و آنگاه در مدينه سوره بقره، ... و انسان (دهر) نازل شد.23

محمّدبن علي ترمذي در نوادرالاصول (ص 64)، شهاب الدين بن عبدربّه در العقد الفريد (ج 3، ص 42ـ47)، زمخشري در كشاف (ج 2، ص 511)، خوارزمي در مناقب (ص 180)، ابوموسي مديني در الذيل (ص 581)، فخر رازي در تفسير خود (ج 8، ص 276)، ابوسالم محمّدبن طلحه شافعي در مطالب السؤل (ص 31)، و ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه (ج 3، ص 257) اعتقاد دارند: اين سوره در شأن حضرت علي و خاندان پاكش(عليهم السلام) نازل شده است.24

3. آيه مباهله (آل عمران: 61)

(فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَ أَبْنَاءكُمْ وَ نِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَ أَنفُسَنَا و أَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَي الْكَاذِبِينَ); پس هر كس با تو (درباره حضرت عيسي) مجادله كرد، پس از آنكه به وحي خدا به احوال او آگاهي يافتي، بگو: بياييد ما و شما فرزندان و زنان و نفوس خود را بخوانيم تا با هم به مباهله برخيزيم، پس لعن خدا بر دروغگو قرار دهيم.

در حساس ترين و بحراني ترين مراحل تاريخ صدر اسلام، وجود مقدّس اهل بيت(عليهم السلام)با ظهور نور وجودشان، خنثاكننده توطئه دشمنان و عزّت بخش اسلام و مؤسس آن، پيامبر عظيم الشأن، بوده اند; از جمله، در يكي از سرنوشت سازترين ماجراهاي صدر اسلام ; يعني ماجراي «مباهله»، حضور شكوهمند اهل بيت(عليهم السلام)مشكل گشا و فصل الخطاب شد.

در قاموس و تاج العروس، «مباهله» از ماده «بهل» به معناي «لعن»، و در المفردات، به معناي «تخليه شيء و ترك آن» آمده; اما عبارت راغب دقيق تر است. ايشان در معناي «مباهله» آورده است: «اَن يدعو الانسان و يطلب من اللّه ـ سبحانه و تعالي ـ أن يترك شخصاً بحاله، و أن يوكلّه الي نفسه.»25

مصدر «مباهله»، كه فعل «نبتهل» مضارع آن است، به معناي «ملاعنه»، يعني لعنت كردن يكديگر است.26 آنچه از تفاسير گوناگون مشخص مي شود اين است افراد شركت كننده در جريان مباهله، همان پنج تن آل كسا هستند. وقتي قرار شد هر دو گروه (گروه پيامبر متشكّل از اهل بيت(عليهم السلام) و گروه مقابل جمعي از كشيشان مسيحي) نزديكان خود را بياورند، پيامبر نزديكان خود را در اين پنج نفر خلاصه كرد. مراد از «انفسنا» در آيه، فقط حضرت علي(عليه السلام)است; زيرا خود پيامبر دعوت كننده است و هميشه داعي غير از مدعو است. پس مراد غير از رسول اللّه(صلي الله عليه وآله)است.27

اگر اشكال شود كه لفظ جمع، دست كم بر سه نفر مصداق پيدا مي كند، پس استعمال «نساءنا» بر يك تن (حضرت فاطمه(عليها السلام)) و «ابناءنا» بر دو نفر (حسنين(عليهما السلام)) و «انفسنا» بر يك شخص (حضرت علي(عليه السلام)) صادق نيست، در پاسخ خواهيم گفت: صدق كلام موقوف بر متعدد بودن ابناء و بسيار بودن نساء و انفس نيست; زيرا مقصود نهايي از نفرين اين است كه يكي از دو طرف با همه نفراتش از صغير و كبير و مرد و زن، براي هميشه هلاك گردد. تفاسير، روايات و تاريخ نيز مؤيّد اين مطلب است كه رسول خدا(صلي الله عليه وآله) وقتي براي مباهله حاضر مي شدند، احدي بجز حضرت علي، فاطمه و حسنين(عليهم السلام) را با خود نياوردند. علاوه بر آن، اصولا مراد از لفظ آيه امري است، و مصداقي كه حكم آيه به حسب خارج بر آن منطبق است، امري ديگر. اين اولين بار نيست كه خداوند حكمي را كه بر حسب خارج بر يك نفر منطبق است، به طور دسته جمعي حكايت مي كند.28

4. آيه 79 سوره مباركه واقعه

(لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ); جز پاكان آن را مس نكنند.

بعضي از مفسّران بزرگ قرآن مجيد درباره اين آيه مباركه مي فرمايند: اين آيه در مقام بيان طهارتي است كه افراد متلبّس به آن مي توانند به حقايق و مفاهيم عالي قرآن دست پيدا كنند. بسياري از مفسّران به پي روي از روايات، اين آيه را به عدم جواز مسّ كتابت قرآن، بدون غسل و وضو تفسير كرده اند. اين در حالي است كه گروه ديگر آن را اشاره به فرشتگان مطهّري مي دانند كه از قرآن آگاهي دارند; همان گونه كه در آيه دوم سوره بقره مي خوانيم: (ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًي لِّلْمُتَّقِينَ); اين كتاب، كه هيچ شكي در آن نيست، راهنماي پرهيزگاران است. حداقل پاكي، كه «روح حقيقت جويي است»، براي درك حداقل مفاهيم آن لازم است. هر قدر پاكي و قداست بيشتر شود، درك انسان از مفاهيم قرآن و محتواي آن افزون خواهد شد.

همان گونه كه معلوم است، هيچ منافاتي در ميان اين سه تفسير وجود ندارد و ممكن است همه در مفهوم آيه جمع باشد. بنابراين، آيه، هم به مسّ ظاهري و هم به مسّ معنوي تفسير شده است. در مورد مسّ معنوي، از ابن عبّاس از پيامبر گرامي(صلي الله عليه وآله)نقل شده كه منظور از پاكان در آيه، همان مقرّبانند. بدين سان، آيه در هر دو بعد جسمي و روحاني، صادق بوده و ناگفته پيداست كه شخص پيامبر و ائمّه معصوم(عليهم السلام)و ملائكه روشن ترين مصداق مقرّبانند و حقايق قرآن را از همه بهتر درك مي كنند.29

مفسّر كبير، علّامه طباطبائي در الميزان مي فرمايد: منظور از مسّ قرآن دست كشيدن بر خطوط آن نيست، بلكه علم به معارف آن است كه جز پاكان خلق كسي به معارف آن عالم نمي شود. كلمه «مطهّرون» اسم مفعول از باب تفعيل يعني تطهير است. بنابراين، منظور از «مطهّرون» كساني هستند كه خداي تعالي دل هايشان را از هر رجس و پليدي پاك كرده است. اين معناي تطهير با كلمه «مسّ» به معناي علم، مناسب تر از «طهارة» به معناي پاكي از حدث و يا خبث است. پس «مطهّرون» عبارتند از: كساني كه خداي متعال دل هايشان را پاك كرده است; مانند ملائكه و برگزيدگاني از بشر كه درباره آنان فرمود: «خدا چنين مي خواهد كه پليدي را از شما اهل بيت ببرد و شما را كاملا پاك گرداند.»30

لازم به ذكر است در تفاسير اطيب البيان، مخزن العرفان، كشف الحقايق، منهج الصادقين، مواهب عليه، و انوار درخشان به مضامين مزبور اشاره شده كه يكي از مصاديق «مطهّرون»، پيامبر و ائمّه اطهار(عليهم السلام)است.

5. آيه 180 سوره مباركه اعراف

(وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَي فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَآئِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ); براي خداوند، نام هاي زيباست; او را بدان ها بخوانيد و آناني كه در نام هاي او كفر ورزيدند به خود واگذاريد كه به زودي به كردار بدشان مجازات خواهند شد.

منظور از خواندن خدا به اين نام ها آن نيست كه صرفاً اين الفاظ را بر زبان جاري كنيم. در واقع، بايد اين صفات را در وجود خودمان تا حدّ امكان پياده كنيم; مثلا، پرتوي از علم و دانش خداوند، شعاعي از قدرت او و گوشه اي از رحمت واسعه اش در ما و جامعه مان پياده شود تا در پرتو اين علم و قدرت و رحمت، بتوانيم خود و اجتماع را از صف دوزخيان خارج سازيم. در احاديث اهل تسنّن و شيعه در خصوص تفسير اين آيه، از 99 اسم خداوند نام برده شده كه البته مراد آن نيست كه هركس اين 99 اسم را بر زبان جاري كند و بدون توجه به محتوا و مفاهيم آنها، تنها الفاظي را بگويد، سعادتمند خواهد بود، و يا دعايش به اجابت مي رسد، بلكه هدف اين است كه به اين اسماء و صفات ايمان داشته باشد و مفاهيم نام هاي پروردگار را در وجود خود منعكس سازد.

در بعضي از روايات، كه در اصول كافي از امام صادق(عليه السلام) در تفسير اين آيه نقل شده، آن حضرت فرمودند: «نحن و اللّه، الاسماء الحسني»;31 به خدا سوگند! ما اسماي حسناي خدا هستيم، اما اين اشاره به آن است كه پرتو نيرومندي از آن صفات الهي در وجود ما منعكس شده است و شناخت ما به شناخت ذات پاك خدا كمك مي كند.

در حديثي كه اهل تسنّن از حضرت علي(عليه السلام)نقل كرده اند، ايشان ضمن اشاره به گروه هاي مختلفي كه در آينده، در امّت اسلامي پيدا مي شود، فرمودند: گروهي كه اهل نجاتند من و شيعيان و پيروان مكتب من هستند.32

در روايات ديگري نيز آمده است كه منظور از آيه مزبور ائمّه اهل بيت(عليهم السلام)هستند.33

لازم به ذكر است كه مضامين مطالب مذكور در تفاسير گوناگون از جمله تفسير الميزان (ج 8، ص 447)، تفسير جامع (ج 2، ص 489)، تفسير اثني عشري (ج 4، ص 249)، و تفسير انوار درخشان (ج 7، ص 169) آمده است.

6. آيه مودّت (آل عمران: 23)

(قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَي); بگو من از شما بر رسالت، اجري نمي خواهم، مگر مودّت و محبت نسبت به نزديكانم.

خداوند متعال عدم درخواست اجر در برابر تبليغ را از بعضي انبيا از قبيل حضرت نوح، هود، صالح و شعيب(عليهم السلام) حكايت كرده است كه در ضمن سخناني كه به امّت خود مي گفتند، عدم درخواست مزد را خاطرنشان مي كردند.

درباره سوره شعراء و سوره هايي ديگر، نقل شده است رسول خدا(صلي الله عليه وآله) اين مطلب را براي امّت خود بيان مي كردند. خداوند منّان در آيه مورد بحث، بر خلاف آيات ديگر كه در همين رابطه بوده اند، اجري براي رسول خود معيّن كرده، و آن مودّت نسبت به اقرباي آن جناب است. اين استثنا يا متصل است يا منقطع. در هر دو صورت، مفسّران آيه را چند گونه معنا كرده اند:

1. مودّت قريش نسبت به رسول خدا(صلي الله عليه وآله) و نزديكان ايشان از قريش;
2. مودّت انصار نسبت به خويشاوندان پيامبر كه در بين آنها هستند;
3. مودّت پيامبر نسبت به قريش به خاطر خويشاوندي اش با آنها;
4. خطاب به قريش يا عموم مردم براي برقراري مودّت با اقرباي خودشان;
5. مودّت به خدا از راه تقرّب جستن به وسيله اطاعت;
6. محبت هاي طرفيني مردم نسبت به يكديگر در راه تقرّب به خدا;
7. مودّت و محبت به خويشاوندان رسول گرامي(صلي الله عليه وآله) كه همان اهل بيتش هستند.

لازم به ذكر است شش معناي اول محل اشكال است كه در ترجمه تفسير الميزان (ج 18، ص 59) به صورت مبسوط به آن پرداخته شده است; اما در تأييد معناي تفسير شماره 7، رواياتي از طرق اهل سنّت و شيعه وارد شده است. همچنين اخبار متواتري كه از دو طايفه بر وجوب مودّت اهل بيت(عليهم السلام) و محبت ايشان رسيده است، اين تفسير را تأييد مي كند.

در احاديث متواتر ديگري كه از اهل تسنّن و تشيّع روايت شده، مردم در فهم كتاب خدا و معارف اصولي و فروعي دين و بيان حقايق آن، به اهل بيت(عليهم السلام)ارجاع داده شده اند; مانند حديث «ثقلين» و حديث «سفينه» و امثال آن. با دقت در اين روايات، هيچ شكي در ذهن باقي نمي ماند كه منظور از وجوب مودّت اهل بيت(عليهم السلام) به عنوان مزد رسالت، تنها اين بوده كه محبت را وسيله اي قرار دهند كه مردم به ايشان به عنوان مرجع علمي رجوع كنند.34

در تفاسير مجمع البيان (ج 22، ص 127)، نمونه (ج 20، ص 406)، گارز (ج 9، ص 22)، شريف لاهيجي (ج 4، ص 45) و مانند آن نيز «مودّت» در خصوص عترت پيامبر(عليهم السلام) معنا شده است.

مصداق شناسي «اهل بيت»

در اين زمينه، اولين چيزي كه ذهن انسان را به خود مشغول مي كند اين است كه چرا در كتاب خدا، درباره بعضي از ويژگي هاي اهل بيت سخن به ميان آمده، ولي بحثي از مصاديق آن خاندان پاك مطرح نشده است؟ و يا اينكه اصلا چرا به صراحت مصاديق اهل بيت در قرآن كريم ذكر نشده است؟

در پاسخ به اين سؤال، مي توان گفت:35

الف. در قرآن كريم تفصيل همه مطالب ذكر نشده و بيان مفصّل به سنّت نبوي واگذار گرديده است. بالطبع اگر حجيّت سنّت پيامبر را همانند حجيّت كتاب خدا پذيرفتيم، چه فرقي مي كند كه مسئله اي در كتاب خدا بيان شود يا در سنّت رسول خدا(صلي الله عليه وآله)؟

ب. اگر قرآن كريم به مسئله «ولايت اهل بيت» اشاره مي كرد، معلوم نبود كه اختلاف و نزاع برداشته شود، بلكه ممكن بود رياست طلبان با ترفندهاي گوناگون به توجيهات ديگري دست بزنند; مثلا، امكان داشت بگويند: كلمه «ولايت» يا «امامت» و امثال آن معاني مختلفي دارد و معلوم نيست كه مراد قرآن كدام يك از اين معاني است.

ج. اگر به صراحت نام اهل بيت(عليهم السلام) به عنوان خلفاي پبامبر در قرآن مي آمد، به احتمال زياد، رياست خواهان و قدرت طلبان به تحريف قرآن ـ هرچند تحريف معنوي آن ـ دست مي زدند. براي مثال، به چند مورد اكتفا مي شود:

ـ مسئله «ارث» در قرآن و ممنوع كردن حضرت فاطمه(عليها السلام)از «فدك»;
ـ يك سهم از خمس به «ذوي القربي» تعلّق مي گيرد كه ابوبكر آن را حذف كرد.
ـ سهم «مؤلفة القلوب» از زكات و حذف آن از سوي ابوبكر;
ـ متعه حج و متعه زنان و حذف آن از سوي عمر;
ـ نصّ قرآن درباره وجوب مودّت اهل بيت(عليهم السلام) و فراهم ساختن اسباب اذيت و آزار اهل بيت(عليهم السلام);
ـ نصّ قرآن درباره شأن عالي پيامبر و به عكس، متهم كردن ايشان به هذيان گويي در پايان عمر شريفش.

د. اگر نام اهل بيت در قرآن مي آمد، به احتمال زياد، به آتش خاموش نشدني اختلاف دامن زده مي شد. همين امر مايه درگيري و جنگ خونين ميان گروه هاي مسلمان مي شد كه به يقين، در آن شرايط، به ضرر اسلام و مسلمانان بود.

در بخش دوم، با كمك از آيه تطهير، اثبات گرديد كه اين آيه درباره اهل بيت(عليهم السلام) نازل شده است. حال مي خواهيم بدانيم كه آيه تطهير درباره چه كساني مصداق پيدا مي كند؟ روايات فراواني در دست داريم كه نشان مي دهد آيه تطهير در شأن پيامبر، حضرت علي، حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسين(عليهم السلام)نازل شده است.36

1. رواياتي كه از برخي همسران پيامبر نقل شده است: هنگامي كه پيامبر سخن از اين آيه شريفه مي گفت، ما از او سؤال كرديم كه آيا ما هم جزو آن هستيم، فرمود: شما خوبيد، اما مشمول اين آيه نيستيد! از جمله اين موارد، روايت ثعلبي در تفسير خود است به نقل از: امّ سلمه و عايشه (طبق نقل عامّه).

2. روايات فراواني درباره حديث «كساء» به اجمال وارد شده است كه از همه آنها استفاده مي شود: پيامبر، حضرت علي، فاطمه، حسن و حسين(عليهم السلام)را فراخواند ـ و يا به خدمت ايشان آمدند. پيامبر عبايي بر آنها افكند و فرمود: خداوندا! اينها خاندان من هستند; رجس و آلودگي را از آنها دور كن. در اين هنگام، آيه «تطهير» نازل گرديد. دانشمند معروف، حاكم حسكاني نيشابوري، در شواهد التنزيل، اين روايات را به طرق متعدد از راويان گوناگون گردآوري كرده است.37

3. در روايات فراوان ديگري مي خوانيم: پس از نزول آيه مزبور، پيامبر مدت شش ماه، هنگامي كه براي نماز صبح از كنار خانه حضرت فاطمه(عليها السلام)مي گذشت، صدا مي زد: «الصلاة! الصلاة! اهل البيت! انّما يُريد اللّهِ ليُذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهّركم تطهيراً.» اين حديث را حاكم حسكاني از انس بن مالك نقل كرده است.

در روايت ديگري كه از ابوسعيد خدري از پيامبر نقل شده است، مي خوانيم: پيامبر اين برنامه را تا هشت يا نه ماه ادامه داد. حديث مزبور را از ابن عبّاس از پيامبر نقل كرده است. قابل توجه اينكه عايشه، همسر پيامبر ـ كه طبق گواهي تاريخ اسلام، در بازگو كردن فضايل خود و ريزه كاري هاي ارتباطش با پيامبر از چيزي فروگذار نمي كرد ـ اگر مشمول اين آيه واقع مي شد، قطعاً در لابه لاي سخنانش به مناسبت هايي از آن سخن مي گفت، در حالي كه هرگز چنين چيزي از او نقل نشده است.

4. روايات متعددي از ابوسعيد خدري، صحابي معروف، نقل شده است كه با صراحت گواهي مي دهد: اين آيه تنها درباره همان پنج تن نازل شده است. اين روايات به قدري زياد است كه بعضي از محققان آن را متواتر مي دانند.38

صرف نظر از رواياتي كه در باب امامت، ولايت و مرجعيت ديني اهل بيت(عليهم السلام)وارد شده، مانند حديث «ثقلين»، حديث «سفينه» و حديث «نجوم»، روايات ديگري از پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله)رسيده است كه ائمّه دوازده گانه را مشخصاً بيان مي كند. سليمان بن ابراهيم قندوزي در باب 77 كتاب ينابيع الموّده (ص 444) گفته است: يحيي بن حسن در كتاب عمده با بيست طريق و در صحيح مسلم با نه طريق و در سنن ابي داود با سه طريق و در سنن ترمذي با يك طريق و در جمع بين الصحيحين حميدي با سه طريق، خبر دوازده نفر بودن جانشينان پيامبر نقل شده است. اين مطالب در كتاب شب هاي پيشاور (ص 572 و 573) و احقاق الحق (ج 2، ص 352 و 353) آمده است.39

روايات شيعه نيز در اين باب فراوان است. آية اللّه صافي در كتاب منتخب الاثر در اين باره 885 حديث آورده كه 271 حديث مضمونش اين است: خلفاي پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) دوازده نفرند و 133 حديث به اين مضمون اشاره دارد كه امامان دوازده نفرند كه نخستين آنها حضرت علي(عليه السلام)است. 91 حديث هم به اين مضمون است: نخستين امام، علي(عليه السلام) و آخرين آنها مهدي (عج) است. 94 حديث مضمونش اين است كه امامان دوازده نفرند و آخرين آنها مهدي (عج) است. 139 حديث مضمونش اين است كه امامان دوازده نفرند كه نه تن ايشان از فرزندان امام حسين(عليه السلام) هستند. 107 حديث به اين مضمون است: امامان دوازده نفرند; نه تن آنها از فرزندان حسين(عليه السلام)هستند كه نهمين آنها مهدي (عج) است. صريح تر از همه، 50 روايت است كه اسامي يكايك دوازده جانشين پيامبر گرامي(صلي الله عليه وآله) را مشخصاً نام مي برد و مطابق اعتقاد شيعه است.40

آية اللّه ميرزا جواد تبريزي در كتاب رسالة مختصرة في النصوص الصحيحه علي امامة الائمّة الاثني عشر، بعضي از روايات دالّ بر دوازده نفر بودن جانشينان پيامبر را جمع كرده و نام مبارك ايشان را نيز ذكر نموده است.

احاديث فرواني در رابطه با تعداد ائمّه اطهار(عليهم السلام) در منابع اهل سنّت روايت شده است. براي نمونه، مي توان به كتاب الخصال ابن بابويه اشاره كرد كه در صفحه 466 باب «خلفاء و ائمه بعد النبي(صلي الله عليه وآله)»، 32 حديث به همين مضمون يافت مي شود. اختلاف متن اين روايات در نقل، به خاطر ملاحظات سياسي است; چنان كه در بعضي از روايات اهل سنّت، كلمه «بَعدي» يعني پس از پيامبر، حذف شده، يا لفظ «خليفه» به لفظ «اَمير»، «قَيِّم» و «مَلِك» مبدّل گرديده است.

در بعضي از روايات نيز قوام اسلام به خلافت خلفاي دوازده گانه به عنوان جانشينان پيامبر تا روز قيامت منوط گرديده، اما در بعضي از روايات ديگر، اين نكته (تا روز قيامت) حذف شده است. بعضي از احاديث مصالح امّت اسلام را در ولايت خلفاي دوازده گانه مي داند، در صورتي كه بقيه احاديث درباره اين حقيقت اهمال دارد.

نكته قابل ذكر آنكه اين احاديث با تمام اختلافات مذكور، در دو نقطه اساسي مشتركند:

الف. پيامبر(صلي الله عليه وآله) افضل اشخاص را براي حفظ اسلام و امّت اسلامي براي سال هاي متمادي پس از خود تعيين كرد.
ب. تعداد خلفايي كه براي سربلندي امّت اسلامي به تأييد پيامبر رسيدند، دوازده نفرند.

شكي نيست كه حذف توضيحات نسبت به جانشينان دوازده گانه پيامبر در بعضي از روايات، به خاطر مسائل سياسي بوده است. براي روشن شدن حقيقت، دو نكته مزبور كفايت مي كند; زيرا عدد مذكور (12 نفر) بر ائمّه اهل بيت(عليهم السلام)منطبق است و خلفاي موردنظر اهل سنّت ـ كه طبق روايات، آنها نيز دوازده نفر را قبول دارند ـ از تعداد مشخص گذشته است.41

به هر حال، امروز اين مسئله محل نزاع بين شيعه و سنّي است; چرا كه شيعه معتقد است: امام و خليفه پس از پيامبر بايد همانند پيامبر، داراي سه ويژگي اصلي (علم غيبي لدني، عصمت الهي و تعيين از جانب خدا و رسول خدا(صلي الله عليه وآله)) باشد. اما اهل سنّت به اين سه ويژگي عقيده ندارند; آنها حداكثر به عدالت خليفه و انتخاب مردم يعني «بيعت» عقيده دارند، در صورتي كه بعضي از خلفاي آنها نصب شدند و يا عثمان را شوراي شش نفره انتخاب كرد.

حال كه ثابت شد مصداقاً «اهل بيت» چه كساني هستند، بايد آن دسته از رواياتي كه بعضي از صحابه را در گروه اهل بيت(عليهم السلام)مي شمارند، توجيه كرد. در بعضي از احاديث، در رابطه با ابوذر، ابوعبيده، راهب يهودي، سعدالخير، سلمان، عمربن يزيد، عيسي بن قمي، فضيل بن يسار و يونس بن يعقوب، اصطلاح «مِنّا» به كار رفته است; مثلا، در رابطه با سلمان، مي توان گفت: پيامبر ايشان را به دليل علم بسيار بالا، از اهل بيت خود دانست; زيرا يكي از خصوصيات اهل بيت علم آنان است. يا اينكه يكي از اين افراد راهب است و دين غير اسلام دارد. پس مسلماً او نمي تواند از اهل بيت(عليهم السلام) باشد، بلكه علتي ديگر در آن نهفته است. يا در رابطه با سعد، چون وي فرزند عبدالعزيز بن مروان بود و چون از او «شجره ملعونه» است و از اين ابراز ناراحتي مي كرد، امام ابوجعفر(عليه السلام) به ايشان فرمودند: تو از آنها نيستي، تو اموي هستي كه از ما اهل بيت هستند. پس اموي بودن را از اهل بيت بودن دانستند تا ناراحتي او را برطرف نمايند.42

نتيجه بحث

آنچه در اين تحقيق آشكار جلوه مي كند، دلالت صريح آيه «تطهير» بر عصمت اهل بيت(عليهم السلام) است و به هيچ وجه، حاكي از عصمت ازواج نبي يا ديگران نيست. شواهد روايي مستدل نيز مصداق «اهل بيت» در اين آيه را مخصوص آل كساء دانسته و وجهي در ورود افراد نزديك به پيامبر از جمله ازواج ايشان، در اين عرصه شناخته نشده است.

سوره «هل اتي» و آيه «مباهله» نيز بدون شك، درباره اهل بيت پيامبر(عليهم السلام)(حضرت علي، فاطمه و حسنين(عليهم السلام)) مصداق پيدا كرده و ورود شخص يا اشخاص ديگري در اين زمينه ثابت نشده است. در حسّاس ترين مراحل تاريخ اسلام، علي رغم آنكه سرپرست خانواده معمولا از جان و مال و حيثيت افراد خانه مايه نمي گذارد، پيامبر فقط اهل بيت خويش(عليهم السلام)را براي مباهله برگزيد و تنها مزد رسالتش را مودّت اهل بيت(عليهم السلام)اعلان كرد تا مردم با نردبان محبت، به سوي ايشان به عنوان مرجع علمي صعود كنند. اگر بپذيريم كه هدف از خواندن خدا به نام هاي نيك، كه در آيه 180 سوره اعراف به آن اشاره شده، تنها جاري كردن الفاظ بر زبان نيست، بلكه در واقع، پياده كردن پرتوي از صفات الهي در خويشتن است، پس بايد گفت: بارزترين مصداق انعكاس صفات پروردگار، در وجود اهل بيت(عليهم السلام) جلوه كرده است.

آنچه در پايان مهم به نظر مي رسد، پرسش هايي است كه به ذهن خطور مي كند و انسان را وادار به تأمّل مي نمايد. به راستي، چرا در قرآن آمده است كه اهل بيت از هر زشتي معصومند و مزد رسالت پيامبر(صلي الله عليه وآله)، مودّت ايشان است؟ ويا چه لزومي دارد كه خداوند در قرآن، داستان مباهله پيامبر و نذر خانواده حضرت علي(عليهم السلام) را نقل مي كند؟ آيا فقط براي اطلاع بوده يا تكليفي بر آن بار مي شود و اثري بر آن مترتّب است؟

خداوند بدون دليل آيات قرآن را نازل نكرده است. بدون شك، خداي تعالي اين خانواده را براي مسئوليتي بس عظيم برگزيده است. ما اين مقام رفيع را در حديث «ثقلين» يافتيم كه از زبان مبارك پيامبر اعظم(صلي الله عليه وآله) بيان شده است.

زيدبن ارقم از رسول خدا روايت مي كند كه ايشان فرمودند: «اِنّي تاركٌ فيكم ما اِن تمسّكتم به لن تضلّوا بعدي; احدهما اَعظم من الآخر: كتابُ اللّهِ حبلٌ ممدودٌ مِن السماءِ الي الارضِ و عترتي اهلُ بيتي، و لن يتفرقا حتّي يردا عَلَي الحوض; فانظرو كيف تخلفوني فيهما.»43

در مجمع الزوائد طبراني، اُسدالغابه ابن اثير و الصواعق المحرقه نقل شده است كه رسول اللّه(صلي الله عليه وآله)فرمودند: «إنّي تارك فيكم الثقلين: كتاب اللّه و عترتي اهل بيتي ما إن تمّسكتم بهما ... فلا تقدّموهما فتهلكوا، و لا تقصّروا عنهما فتهلكوا، ولا تعلّموهم فإنّهم اعلم منكم.»44

در بعضي از منابع روايي مانند مسند احمد، مسند ابن راهويه، طبقات ابن سعد، صحيح ترمذي، مسند ابي يعلي، معجم كبير طبراني، مصابيح السنه بغوي، جامع الاصول ابن اثير و مانند آن، بدل از «ما ان تمسّكتم»، لفظ «ما ان اخذتم» آمده است. اما در مسند عبدبن حميد و الدرالمنثور به لفظ «التمسك» روايت شده است. در روايت ابن ابي شيبه، كلمه «الاتّباع» درج شده و خطيب بغدادي نيز به لفظ «إن اعتصمتم» نقل كرده است.45

در مسند احمد و كتاب السنه ابن ابي عاصم و ديگران، «ثقلين» به لفظ «الخليفتين» وارد شده است و به هر روي، قريب 50 راوي از اعلام اهل سنّت و راوياني از صحابه در قرون متمادي، حديث «ثقلين» را روايت نموده اند.

همان گونه كه در حديث مورد بحث مشهود است، جميع الفاظ بر معناي واحدي دلالت دارند. بعضي از دانشمندان بر اين عقيده اند كه الفاظ «اتباع»، «تمسّك»، «اخذ»، «اعتصام» و «خليفتين» بر امامت و خلافت دلالت التزامي دارد و از آن وجوب اطاعت فهميده مي شود. نويسنده كتاب حديث ثقلين يكي ديگر از دلالات روايت را اعلميت اهل بيت(عليهم السلام) از غير آنها دانسته و آن را مستلزم افضليت، و افضليت را مستلزم امامت بيان نموده است.46

در حديث شريف نبوي، كتاب خدا و عترت پيامبر(عليهم السلام) به عنوان دو مرجعي كه سعادت بشري را تضمين مي كنند، در اوج شرافت و اقتدار معرفي شده اند. انسانيت بجز اين دو دستگيره الهي، براي تأمين آينده دنيوي و اخروي خود، چيز ديگري سراغ ندارد. اكنون كه تاج افتخار مرجعيت بر سر اين دو هديه الهي نهاده شده است، فرصت طلبان عقيدتي مي خواهند نامحرمان را در دايره «اهل بيت(عليهم السلام)» معرفي كنند، تا بدين طريق، راه انحراف از اين الگوها را هموار سازند. امروزه تقريباً تمام معارف ديني و آموزه هاي قرآني دست خوش شبهات قرار گرفته است. به موازات آن، اهل بيت(عليهم السلام) نيز به عنوان مفسّران واقعي قرآن، در معرض تفسيرها و تشكيك هاي نامحرمان و بيگانگان قرار گرفته اند.

همان گونه كه عدم استفاده صحيح از آموزه هاي قرآني و مشوب كردن آن با تفسير به رأي و تأويل هاي ناروا كارآيي اين نسخه شفابخش را منتفي مي كند، اختلاف نظرها و شبهه هاي خواسته و ناخواسته درباره اهل بيت نيز ترديد و سردرگمي در بهره برداري از آموزه هاي آنها را در بردارد. پژوهشگران متعهد همان گونه كه سعي دارند نسخه هاي نامبارك تجويز شده براي فهم قرآن را باطل اعلام كنند، به همان ميزان، بر آنها فرض است كه شبهات وارد شده بر ساحت اهل بيت(عليهم السلام) را نيز بزدايند. تحريف از ساحت قرآن و اهل بيت(عليهم السلام) هر دو، دور است و براي اين منظور، انديشمندان نيز بايد سعي خود را مبذول دارند.


  • پى نوشت ها

    1ـ ر.ك. سيدمحسن حجت، تشيع چيست و شيعه كيست؟، فصل سوم.

    2 و 3ـ جعفر سبحانى، اهل بيت سماتهم و حقوقهم فى القرآن الكريم، ص 11 / ص 14.

    4ـ مجموعه مؤلفين تحف اشراف ابراهيم منكور، المعجم الوسيط، ج 1، ص 31.

    5ـ راغب اصفهانى، المفردات فى غريب القرآن، ج 7، ص 29.

    6ـ على ربّانى گلپايگانى، جزوه «آيه تطهير و اهل بيت»، شانزدهمين همايش علمى ـ تحقيقى مذاهب اسلامى، نهاد نمايندگى مقام معظّم رهبرى در امور اهل سنّت سيستان و بلوچستان.

    7ـ جعفر سبحانى، پيشين، ص 15.

    8ـ ناصر مكارم شيرازى و ديگران، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1353، ج 17، ص 293.

    9ـ مهدى نيلى پور، فرهنگ فاطميه، اصفهان، عترت، 1380، ص 31.

    10ـ ناصر مكارم شيرازى و ديگران، پيشين، ج 17، ذيل آيه تطهير.

    11ـ ر.ك. سيدمرتضى عسكرى، آية التطهير فى مصادرالفريقين، مركز الابحاث العقائديه، ص 12 و 39.

    12ـ ناصر مكارم شيرازى و ديگران، پيشين، ج 17، ص 294.

    13 و 14ـ همان، ص 295.

    15ـ محمّد بيومى مهران، الامامة و اهل البيت، ص 12ـ14.

    16ـ جعفر سبحانى، پيشين، ص 16.

    17ـ همان، ص 21.

    18 و 19ـ ناصر مكارم شيرازى و ديگران، پيشين، ج 17، ص 293ـ295.

    20ـ معيار ما در اعتقادات، ابوطالب، تجليل تبريزى، ص 119ـ120.

    21ـ على ربّانى گلپايگانى، پيشين.

    22ـ آخوند خراسانى، كفاية الاصول، قم، موسسه نشر اسلامى، 1424، ج 1، ذيل مبحث مشتق.

    23ـ سيد محمّدحسين طباطبائى، تفسير الميزان، ترجمه سيد محمّدباقر موسوى همدانى، قم، اسلامى،1363، ج20، ص 211.

    24ـ علّامه امينى، الغدير، بيروت، دارالكتاب العربى، ج 3، ص 107ـ109.

    25ـ سيدعلى حسينى ميلانى، آيه مباهله، ص 20ـ22.

    26ـ سيد محمّدحسين طباطبائى، پيشين، ج 3، ص 350.

    27ـ سيدابراهيم ميرباقرى و ديگران، ترجمه تفسير مجمع البيان، تهران، فراهانى، 1360، ج 4، ص 101.

    28ـ سيد محمّدحسين طباطبائى، پيشين، ج 3، ص 350.

    29ـ ناصر مكارم شيرازى و ديگران، پيشين، ج 23، ص 271.

    30ـ سيد محمّدحسين طباطبائى، پيشين، ج 19، ص 236.

    31ـ ناصر مكارم شيرازى و ديگران، پيشين، ج 7، ص 28.

    32ـ همان، ص 29.

    33ـ همان، ص 25.

    34ـ سيد محمّدحسين طباطبائى، پيشين، ج 18، از ص 59.

    35ـ عباس نيكزاد، پرسش ها و پاسخ ها در باب امامت حضرت على(عليه السلام)، بابل، مبعث، 1381، ص 12ـ14.

    36ـ ناصر مكارم شيرازى و ديگران، پيشين، ج 17، ص 298ـ302.

    37 و 38ـ همان، ذيل آيه تطهير.

    39 و 40ـ عباس نيكزاد، پيشين، ص 82ـ83.

    41 و 42ـ محمّد محمّدى رى شهرى، اهل البيت فى الكتاب و السنه، قم، دارالحديث، ص 71ـ73.

    43ـ محمّدبن عيسى ترمذى، صحيح ترمذى، ج 15، ص 663، ح 3788.

    44ـ سيدعلى ميلانى، حديث الثقلين، مركز الابحاث القعائديه، ص 25.

    45ـ فرهنگ جامع نوين، اعتصام: تمسّك.

    46ـ ر.ك. سيدعلى ميلانى، حديث ثقلين، ص 12ـ16.

 

نرم افزار کتابهای اسلامی

رم افزار کتابهای اسلامی - نسخه (2)

نرم افزار کتابهای اسلامی اینترنت، نسخه 2 شامل 810 جلد کتاب مذهبی از 590 عنوان به زبان فارسی، تقدیم به کاربران عزیز

دانلود کتاب های مذهبی در ادامه مطلب

* جهت مشاهده کتابها کلیک کنید

 

تست هوش-علمی تفریحی

تست هوش

تست هوشی بارای باهوش ها ... در این تست هوش باید قسمت بریده شده را بیابید و جایگزین کنید. در شکل زیر دقت کنید کدام تکه باید در جدول جایگزین گردد؟

باهوش ها این تست هوش را حل کنند !

 

 این تست هوش را در کمترین زمان ممکن حل کنید!

جواب تست هوش در ادامه:


برچسب‌ها: معما, تست هوش

ادامه مطلب
 
 
تصویر جدیدی از ناسا که کهکشانی تازه کشف شده در فاصله 30 میلیون سال نوری از زمین را نشان می دهد.

3چیز مهم

حدیث از امام صادق

موضوع: کرامت و بزرگواری

امام صادق (ع) فرمود:

سه چیز، دلیل بر کرامت و بزرگواری انسان است: 1- اخلاق نیکو 2-فرو بردن خشم 3-چشم پوشی از حرام ها./تحف العقول،ص235/

موضوع: تسلیم و رضا

امام صادق(ع) فرمود:

صفا و آرامش در تسلیم و یقین است و غم و اندوه ر تردید و خشم است./ بحارالانوار،ج71،ص159.

امام صادق(ع) فرمود:

به آنچه خداوند برای تو مقدر فرموده، راضی باش ، تا بی نیاز شوی./بحارالانوار،ج78،ص192.

امام صادق(ع) فرمود:

داناترین مردم به خداوند، راضی ترین آنان در برابر قضای خداوند است./ بحارالانوار،ج71،ص157.

 

حدیث از امام حسین

موضوع: کرامت و بزرگواری

حضرت امام حسین (ع) فرمود:

انسان کریم، کسی است که اگر سخن بگوید، با عمل خود ، سخنش را تصدیق نماید./مسترک الوسائل،ج7،ص192.

حدیث از امام علی درباره کرامت و بزرگواری

موضوع: تسلیم و رضا

امام حسین (ع) فرمود:

بالاترین درجه زهد، پایین ترین درجه پارسایی است.

و بالاترین درجه پارسایی، پایین ترین درجه یقین است.

و بالاترین درجه یقین، پایین ترین درجه ی رضا و تسلیم است./کافی،ج2، ص62.

امام حسین (ع) فرمود:

رضایت و تسلیم، در برابر سختی ها، بالاترین درجات تقوا پیشگان است./ بحارالانوار،ج82، ص134.

دعای حفظ قران

 برای شروع کار دعای حفظ قرآن کریم رو تقدیمتون میکنم:

در روایتی از حضرت رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) آمده است که خطاب به حضرت علی (علیه السلام) فرمودند :
اگر این دعا را بخوانی هیچ گاه قرآن را فراموش نمی کنی :

اللهم ارحمني بترك معاصيك أبداً ما أبقيتني، وارحمني من تكلف ما لا يعنني، وارزقني حسن المنظر فيما يرضيك عني، وألزم قلبي حفظ كتابك كما علمتني، وارزقني أن أن أتلوه على النحو الذي يرضيك عني.
اللهم نور بكتابك بصري، واشرح به صدري، وفرح به فلبي، وأطلق به لساني، واستعمل به بدني، وقوني على ذلك، وأعني عليه إنه لا معين عليه إلا أنت، لا إله إلا أنت‘"

مژده رسول اکرم به حافظان قرآن


اللهم جعلنا من الحافظین و العاملین بالقرآن

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

 أغْنَی النَّاسِ حَمَلَةُ القُرآنِ مَنْ جَعَلَهُ اللهُ تَعالی فی جوْفِهِ.


بی نیازترین مردم حافظان قرآن هستند. همان كسانی

 كه خداوند متعال قرآن را در وجودشان جای داده است.

                                                           كنزالعمال/ج1/حدیث 2261 

نظ اهل بیت درباره شطرنج

نظر اهل بیت علیهم السلام در باره ی شطرنج


حَرام مُحَمَدٍ (صلی الله علیه وآله وسلم) حَرامٌ اِلی

 


 یَومِ القِیامَة

 

رسول اكرم (ص):در ضمن حديث مناهي فرمودند : شما را از بازي با نرد وشطرنج و نواختن در طبل و عود و طنبور و همچنين خريد و فروش آنها نهي ميكنم.


ترجمه من لا يحضره الفقيه جلد 5صفحه 308


امام صادق (ع) : فروختن شطرنج حرام است و پولي هم كه از فروختنش

بدست مي آيد حرام است و داشتن و نگاه داشتن شطرنج كفر است و شطرنج

بازي كردن شرك است و سلام كردن بر كسي كه شطرنج بازي مي كند

گناه كبيره هلاك كننده است و كسي كه شطرنج بازي مي كند و دست در

ميان آن مي برد چنان است كه دست در ميان گوشت خوك برده باشد.و كسي

كه شطرنج بازي مي كند نمازش قبول نيست تا اينكه دست خود را بشويد و

كسي كه به شطرنج نگاه مي كند مانند اين است كه به عورت مادر خود نگاه

مي كند و كسي كه نگاه مي كند به كساني كه در حال بازي شطرنج هستند و

به آنها سلام مي كند در آن حال گناهش با كسي كه شطرنج بازي مي كند

يكسان است . و كسي كه بنشيند به قصد بازي كردن شطرنج جاي خود را در

جهنم آماده كرده است و اين زندگاني باعث حسرت او در قيامت است ( به

سبب اينكه چرا معصيت ها را انجام داده است ) و از همنشيني قمار باز بپرهيز

زيرا از جمله مجالسي است كه اهلش مورد غضب الهي شده اند و هر ساعت

منتظر غضبند ( بلا ) و چون نازل شود تو را و ايشان را فرا خواهد گرفت.


وسائل الشيعه كتاب تجارت جلد 12 صفحه 241 حديث 4


 


از امام صادق در باره شطرنج سوال شد حضرت فرمودند:کارهای مجوسیان را

رها کنید خدا لعنتشان کند.اصول کافی جلد 6


امام پنجم (ع) : عبدالواحد بن مختار درباره بازي شطرنج از امام (ع) سوال كرد ؟

امام (ع) فرمودند : مومن از اين بازي رو گردان است ( شرح : مومن شطرنج

بازي نمي كند.)


خصال الصدوق جلد 1 صفحه 76 حديث 87




حضرت صادق (ع):درباره خريد و فروش آلات موسيقي فرمودند : صنعتي (

شغلي ) كه هيچ جهت حلالي در آن نباشد و جز شر و فساد چيزي در آن

مترتب نباشد مانند آلات موسيقي و شطرنج و صليب سازي و يا نوشابه

هاي مست كننده و هرچيزي كه از اين قبيل باشد پس ياد دادن و ياد گرفتن و

خريد و فروش و اجرت دادن به كسي در رابطه با آن و يا اجرت گرفتن در رابطه

مثلا حمل وسائل آن و كلا جميع تصرفات در آنها حرام است .


تحف العقول صفحه 335




حضرت علي (ع): مي فرمايد كه به شش شخص سلام نكنيد :1.يهودي 2.اهل

موسيقي و نوازندگي 3.مسيحي 4.شخص آوازه خوان 5.كسي كه در حال بازي

شطرنج است 6.كسي كه شوخي اش فحش مادر است.


خصال الصدوق جلد 1 صفحه 275




حضرت محمد (ص) : شطرنج حرام است.


كتاب شريف نهج الفصاحه صفحه 273 شماره 1295




رسول خدا (ص):از نشانه هاي آخرالزمان اين است كه آلات لهو و موسيقي و تار

و طنبور و آواز خواني به دست شرور ترين اين امت ظاهر مي گردد .ومردم درآن

زمان آلات لهو و موسيقي را نيكو مي شمارند .در آن زمان اشخاصي هستند كه

قرآن را ياد مي گيرند و در آلتهاي مثل بوق و ني و به شكل آوازه خواني مي

خوانند و مردم نرد و شطرنج بازي مي كنند پس ايشان در ملكوت آسمان و در

ميان فرشتگان پليد و نجس خوانده مي شوند.


تفسير جامع جلد 6 صفحه 347


امام صادق (ع):بازي كردن با شطرنج شرك به خداست و دست كردن در آن

مانند دست زدن به گوشت خوك است و بايد پيش از نماز دستها را شست اگر

كه به مهره آن دست زده باشند و نگريستن به صفحه شطرنج مانند نگاه كردن

به عورت مادر است.


وسائل الشيعه كتاب تجارت




امام صادق (ع) : از امام (ع) درباره حكم بازي شطرنج سوال شد فرمودند : كار

مجوس و كافران را براي خودشان وا گذاريد.


وسائل الشيعه كتاب تجارت




امام صادق (ع) : خريد و فروش شطرنج حرام و خوردن پول آن حرام و نگه

داشتن اش كفر و بازي كردن آن شرك و سلام كردن به بازي كننده آن گناه و ياد

دادن و آموزش آن از كبيره هلاك كننده است.


وسائل الشيعه كتاب تجارت




امام صادق (ع) : كسي كه به بازي شطرنج بنشيند جاي خود را در دوزخ مهيا

مي سازد و آن ساعتي كه صرف آن نموده در روز قيامت سبب حسرت و

اندوهش مي گردد.


وسائل الشيعه كتاب تجارت




امام صادق (ع) : خداوند در ماه مبارك رمضان مي آمرزد مگر سه طايفه را : 1

.كسي كه به چيز مست كننده روزه اش را بشكند 2. شخصي كه شطرنج بازي

مي كند 3. كسي كه از مومني كينه به دل مي گيرد و با او دشمني ورزد.


خصال الصدوق صفحه 73




امام باقر (ع) : از امام (ع) درباره بازي شطرنج سوال شد فرمودند : انسان

مومن وقتش آنچنان با ارزش است كه فرصت اين كارهاي بيهوده را ندارد .




وسائل الشيعه كتاب تجارت




امام رضا (ع) : چون سر امام حسين (ع) را به شام بردند يزيد لعنه الله فرمان

داد تا آن را در محلي نهادند و پرده اي بر روي آن نصب نمودند پس او و يارانش

بدانسو آمدند و به خوردن غذا و نوشيدن آبجو مشغول شدند و چون از كار

خوردن و نوشيدن فارغ شدند فرمان داد تا آن سر مطهر را در طشتي زير تختش

نهادند و صفحه شطرنجي روي آن نهادند و يزيد لعنه الله بنشست و به بازي

شطرنج و گفتگو از حسين بن علي (ع) و پدرش و جدش سلام الله عليهم و

استهزاء بذكر ايشان مشغول گشت. و هر زمان كه در حركات شطرنج از حريف

خود مهره اي را مي برد جامي آبجو مي گرفت و سه نوبت مي نوشيد و آنگاه

باقي مانده آن را در كنار طشت بر روي زمين مي ريخت پس هر كس كه از

شيعيان ما مي باشد بايد از نوشيدن آبجو و بازي شطرنج خود داري كند و

هركس كه نظرش به شطرنج يا آبجو افتاد بايد به ياد كار پليد يزيد لعنه الله افتد و

او و خاندانش را نفرين نمايد.


كتاب شريف من لا يحضر الفقيه جلد 6 صفحه 379 حديث 5915


نرم افزار جامع الاحادیث

نرم افزار ویژه جامع الاحادیث ۳/۵

فرهنگ جامع روایات پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)

 

                        http://islammarket.ir/upload/1369324819.jpg

 

محتوا:

 متن کامل ۴۲۷ عنوان کتاب در ۱۱۴۲ جلد، شامل منابع روایی شیعه به همراه ترجمه و شرح در موضوع: ادعیه و زیارات، اخلاق، تاریخ، تفسیر، جوامع حدیثی، فقه، فضایل، کلام و رجال

(ادامه…)


icon ادامه مطلب 
لینک دوستان

دانلود نرم افزار ...ماجرای توبه علی گندابی



خداوند توبه کنندگان را دوست دارد و گناهان آنها را تبدیل به حسنات می کند .


ali gandabi

 

علی نامی که در محله فعلی که مصلای همدان نام دارد و در گذشته به آن گنداب میگفتند زندگی می کرد! به همین دلیل او را علی گندابی صدا می کردند. علی گندابی چهره ای زیبا بهمراه چشمهای زاغ و موهای بور داشت که یک کلاه پشمی خیلی زیبایی هم سرش میکرد.

لات بود اما یکجور مرام و معرفت ته دلش بود،برای مثال یکروز که تو قهوه خانه نشسته بود و یک تازه عروس به او نگاه میکرد، به خودش گفت علی پس غیرت کجارفته که زن مردم به تو نگاه میکنه؟ بعد کلاهش را درآورد و بعد از ژولیده کردن موهاش از قهوه خونه بیرون رفت.

(ادامه…)


icon ادامه مطلب دانلود

دانلود کتاب ارتباط با ارواح

رتباط با ارواح2 بروز شد جديد 0


عناوين اصلي كتاب شامل:
فهرست مطالب؛ اَلاِْهْداءِ؛ متن‌اجازه‌نامه حضرت آية‌اللّه سبحانى؛ متن تأييديه حضرت آية‌اللّه العظمى جعفر سبحانى؛ متن تأييديه حضرت آيت‌اللّه محمد يزدى؛ مقدمه؛ پيشگفتار؛ استمداد از ارواح اولياى خدا؛ شفاهت خواهى از ارواح مقدسه؛ توسّل به پيامبران و صالحان؛ سوگند دادن به حق اولياء؛ سوگند ياد كردن به غير خدا؛ حكم شرعى احضار ارواح از نظر آيات عظام سيستـانى و مكارم شيرازى (1)



مشخصات کتاب :

پدید آورنده: محمد بيستوني
شماره: 7341
ارتباط با ارواح2
خدمات:
مشاهده در کتابخانه
برنامهٔ QR Code7341-ertebat ba arvah.zip
برنامهٔ QR Code7341-fa-ertebat ba arvah.apk
برنامهٔ QR Code7341-FA-ertebat ba arvah.pdf
برنامهٔ QR Code7341-FA-ertebat ba arvah.epub

دانلود کتاب انسان کامل شهید مطهری

دانلود کتاب انسان کامل شهید مطهری


star starstar 

کتاب بسیار زیبای انسان کامل نوشته ی استاد شهید مطهری، دربردارنده ی با ارزش ترین نکات روانشناسی  می باشد

با بیان بسیار روان وزیبا

برای دانلود به صورت pdf   به ادامه مطلب مراجعه کنید

 

 


ادامه مطلب ... دانلود



گُل هایی که با صدای اذان باز می شوند


                               gole azan
شبکه سی ان ان در گزارشی به نمایش گُل هایی پرداخت که با صدای اذان باز و بسته می‌شوند.

 

 به گزارش  باشگاه خبرنگاران، خبر نگار شبکه “سی ان ان” به بازدید از زمین های کشاورزی کشور آذربایجان رفته وبه تهیه گزارشی در مورد گُل هایی پرداخته است که با صدای اذان در طول روز و شب باز و بسته می‌شوند و “گُل های اذان” نام گذاری شده اند.

 

 به رغم اینکه این ویدئو را در سال۲۰۱۱ میلادی شبکه سی ان ان پخش کرده اما با این وجود این روزها در پایگاه های اجتماعی به صورت گسترده ای انتشار یافته و به عنوان نشانه ای از آیات خدا برشمرده می‌شود.

 

 زادگاه اصلی این گُل ها که “اونوترا” نام دارند در مکزیک است و از آنجا به شمال وجنوب آمریکا و به باقی کشورهای جهان انتقال داده شده اند.

دانلود فیلم در ادمه مطالب می باشد.

 

(ادامه…)


icon ادامه مطلب

دانلود Quran Flash - نرم افزار قرآن کریم با قابلیت ورق زدن

دانلود Quran Flash - نرم افزار قرآن کریم با قابلیت ورق زدن

دانلود Quran Flash - نرم افزار قرآن کریم با قابلیت ورق زدن

Quran Flash ابزاری قدرتمند برای مرور قرآن کریم می باشد. این نرم افزار در واقع یک مالتی مدیا جهت مرور قرآن می باشد که قابلیت هایی جالبی داشته که از آن جمله می توان به قابلیت مرور قرآن به صورت صفحه به صفحه اشاره نمود. البته فهرستی نیز در این نرم افزار مالتی مدیا به دو صورت چینش بر اساس اسامی سوره ها و چینش بر اساس شماره جزء ها موجود می باشد. امید است این مجموعه قرآنی مورد پسند کلیه کاربران و روزه داران محترم قرار بگیرد

برای دانلود به عنوان مطلب بالا فایل کلیک بزنید

ترتیل کل قرآن کریم 3

ترتیل کل قرآن کریم با صدای استاد کریم منصوری (به تفکیک جز)

ترتیل کل قرآن کریم با صدای استاد مشاری العفاسی به تفکیک جز

ترتیل کل قرآن کریم با صدای استاد سعدالغامدی  به تفکیک جز (با پسوند MP3 )


 

مجموعه 40 قرائت مجلسی از قاریان برتر دنیا


 

 

مجموعه 91 قرائت مجلسی از قاریان برتر دنیا



 

مجموعه ۷۰ قرائت های مجلسی از قاریان برتر دنیا



 

ترجمه گویای فارسی قرآن کریم  (ترجمه استاد فولادوند با صدای آقای هدایت فر)

 


نرم افزار عاشق ترین معشوق

نرم افزار عاشق ترین معشوق
 دسته: نرم افزار مذهبی

امروز براتون نرم افزار عاشق ترین معشوق که به مناسبت میلاد حضرت علی (ع)  توسط سایت گفتگوی دینی تولید شده رو برای دانلود آماده کردم از امکاناتاین نرم افزار به شرح ذیل می باشد:

مقالات
پیامکهای علوی
اشعار مدح مولا
کتابهای رایانه
صوتی و تصویری
نرم افزارهای موبایل
زیارت انلاین و ..

از دیگر امکانات آن پرتابل بودن نرم فزار می باشد که نیازی به نصب برنامه برای اجرای آن نیست

                              

 

(ادامه…)


icon ادامه مطلب

 

قاریان قرآن کریم

 

ترتیل قرآن کریم

ترتیل به تفکیک 30 جزء

مخصوص حافظان قرآن کریم

« وقتی ناامید شدی بدان که شیطان بین تو و خدا قرار گرفته » 
 
موضوعات وب

علمی وفرهنگی

 
درست است كه با آغاز فصل بهار و طولانی‌تر شدن روزها، در مصرف جریان نور در طول روز صرفه‌جویی می‌شود اما در مقابل افراد نزدیك به یك ساعت...
شنبه 22 تیر 1392 
آیا تلفن های هوشمند امروزی را بدون قابلیت لمسی می توانید تصور کنید؟ اصلا این تکنولوژی چگونه کار می کند و در اسمارت فون ها و تبلت های...
شنبه 22 تیر 1392 
در خانواده اي روحاني (مسلمان – شيعه) برآمده ام. پدر و برادر بزرگ و يکي از شوهر خواهرهايم در مسند روحانيت مردند. و حالا برادرزاده اي...
شنبه 22 تیر 1392 
آيا باور می‌کنيد که در ماه طوفان بيايد. ماه فاقد اتمسفر است و آنچه ما از طوفان به خاطر داريم جابجايی سريع و کوبنده لايه های مختلف اتمسفر...
شنبه 22 تیر 1392 
کم رویی ناشی از ترس عموماَ از سال اول زندگی در نوزاد مشاهده می شود. در اواسط سال اول زندگی(غالباَ در 6 ماهگی) کمرویی به عنوان یک پدیده...
پنج شنبه 20 تیر 1392 
اغلب مشکلات گوارشی و اختلالات مربوط به دستگاه گوارش به دلیل رعایت نکردن رژیم غذایی سالم، پرخوری و افراط در مصرف بعضی گروه‌های غذایی...
پنج شنبه 20 تیر 1392 
جمشید امینی از طراحان فرش نوین ایران است که اصولی نوین را در این هنر ایجاد کرد و با شیوه‌ای خاص چون بافندگی کوبلن به ابداع آثار هنری...
پنج شنبه 20 تیر 1392 
امروزه اینترنت تبدیل به زندگی مجازی انسان شده است که کم کم دارد از حالت مجازی گونه خارج شده و خود را به واقعیت زندگی انسان، تبدیل می...
پنج شنبه 20 تیر 1392 
صورت زيباي ظاهرهيچ نيست اي برادر سيرت زيبا بيار مثنوي ، شاهكار عرفاني قرن هفتم واز ستونهاي چهارگانه ادب فارسي ، ازمعدود آثار يست...
چهارشنبه 19 تیر 1392 
عطارد نزدیک ترین سیاره به خورشید و قطر آن 4879 کیلومتر، حدودا دو پنجم قطر زمین است. میانگین فاصله مدار عطارد از خورشید 58 میلیون کیلومتر...
چهارشنبه 19 تیر 1392 
سرطان ریه یکی از شناخته‌شده‌ترین و خطرناک‌ترین سرطان‌هاست که سالانه تعداد زیادی از مردم به آن مبتلا می‌شوند. از طرفی، این سرطان با...
چهارشنبه 19 تیر 1392 
تاريخ علم به آدمى يارى مى رساند تا «دانش» را از «شبه دانش» و «درست» را از «نادرست» تشخيص دهد و در بند خرافه و موهومات گرفتار نشود....
چهارشنبه 19 تیر 1392 
دوستی داشتم به نام غلام پرهادزاده اهل تهران که از سربازان قدیمی گروهان بود، هم دوره ام نبود و برخلاف من که سرباز ترابری بودم، در گروهان...
چهارشنبه 19 تیر 1392 
یکی از شایع ترین مشکلات سلامتی که اکثر افراد حداقل یک بار در طول عمرشان به آن مبتلا شده اند، سردرد می باشد. متاسفانه برخی افراد به...
سه شنبه 18 تیر 1392 
زردآلو چشم و چراغ میوه های تابستانی است. این میوه کوچک نارنجی رنگ و شیرین سرشار از ویتامین A، ویتامین C، پتاسیم، کاروتن و سایر مواد...
سه شنبه 18 تیر 1392 
شاید بسیاری تصور کنند که دیابت یا بیماری قند بسادگی با بروز نشانه هایی چون پرادراری، کاهش وزن و پرنوشی در زمانی که سطح قند خون بیشتر...
سه شنبه 18 تیر 1392 
هستند کسانی که علاقه به داستان نویسی یا فیلم نامه نویسی دارند، اما نمی دانند از کجا شروع کنند، تا بتوانند بنویسیند. برخی هم هستند که...
سه شنبه 18 تیر 1392 
قبل از این که اقدام به هر نوع خوددرمانی بکنید بهتر است به پزشک مراجعه کنید. به خاطر این که تنها، یک متخصص می‌تواند علت بی اشتهایی شما...
سه شنبه 18 تیر 1392 
بیماری آلزایمر یکی از پیچیده ترین بیماری های مغزی محسوب می شود. دکتر آلوس آلزایمر در سال 1906 این بیماری را در آلمان کشف کرد و به این...
دوشنبه 17 تیر 1392 
سوال اصلی که قرار است در این نوشتار به آن بپردازیم این است که چه نسبتی بین فرهنگ و اقتصاد وجود دارد؟ اگر بگوییم اقتصاد و فرهنگ یک بحث...
دوشنبه 17 تیر 1392 
   اخبار علمی و فرهنگی
• روزه داری و ارتباطات نامشروع با نامحرم!!
• اصلی‌ترین مشکل دانشگاه‌ها از دید وزیر علوم
• کتابی که مجوز دارد ولی اجازه چاپ ندارد
• پایان فرایند قرائت پاسخنامه های آزمون سراسری
• سردار‌ی که ‌‌2502 روز ‌در جبهه حضور داشت‌
• تصاویر یک ماموت 39 هزار ساله در ژاپن
• به عمو «مهدی» بخند + عکس

• پای سفره ی امام حسین(ع) + عکس

 

 
خطا پایه موفقیت است و وسیله ای است كه با آن می توان به موفقیت رسید

 تبلیغات در سایت   
چرا ازدواج؟
پرسش های سیاسی
شیوه های تربیتی
تربیت دینی
انقلاب اسلامی و چشم اندازها
آموزش نقاشی
نرم افزار در و صدف
کامل ترین پک برنامه های آندروید
 
شرح ازدواج پیامبر (صلی الله...
صفات الهی در قرآن کریم
آرامش و همدلی بعداز تشویش...
راه رسیدن به بهشت از نگاه قرآن...
جواز یا منع تشکیل حکومت !
ختم نبوت و گستردگی طرح سیاسی...
فلسفه احکام در بیان فاطمه(سلام...
چرا باید روزه بگیریم!؟
نگهداری و نکات ایمنی چرخ گوشت
هات به معنای رفتن
گردش زندگی بر مدار شما
صداقت های خطرناک
اهمیت تعادل در کار وزندگی
مشکل بینایی فرزندتان را تشخیص...
در سختی ها، یار و همدم باشید...
چرا دختران باید پسته بخورند
نقش صبر در تربیت فرزند صالح
تفاوت شناخت پیش از ازدواج با...
قصه وقصه پردازي درمثنوي مولوي
کدام بدتر است: سیگار، پیپ یا...
تسکین سردرد با روش های طبیعی...
وقتی دیابت بی سر و صدا می آید...
اقتصاد فرهنگ و وظایف فرهنگی...
تابستان دلپذیر با این عرقیات...
ادبيات ايران در قرن سوم و چهارم
مهدى موعود(ع) در گفتار دانشمندان...
حکومت حضرت سید الشهداء پس از...
دیدگاه سایر فرقه ها در دو اصل...
چگونگی عدالت مهدوی
سن امام زمان(عج) به هنگام امامت...
امام زمان در بیان آیه الله کشمیری...
نقش امدادهای غیبی در قیام حضرت...
حکومت حضرت سید الشهداء عله...
سن امام زمان(علیه السلام) به...
از وحدت ایمان تا تفرقه خرافه...
شهید بهشتی از دیدگاه امام(ره)...
۱۵ خرداد؛ ظهور دین سیاسی با...
ترور مظفرالدین شاه در پاریس...
شاه در برابر طوفان‌ها خود...
شاه با ملی کردن نفت مخالف بود...
نقش ایل قشقایی درتحولات سیاسی...
اسلام ستیزی، جریانی سازمان یافته...
وضعیت زنان در خانه و جامعه در...
شهید مدرس در آیینه علم، سیاست...
نخستین نظام سازماندهی پزشکان

 

 

 

مردم داری ازدیدگاه اسلام



مردم داری از دیدگاه اسلام یکی از ضرورت های اخلاق مسلمانی و معاشرت مکتبی، «مردم داری» است. یعنی با مردم بودن، برای مردم بودن، در خدمت دیگران بودن، شریک درد و رنج و راحت و غم دیگران بودن. همراهی و هم دردی و همگامی و هم خونی با دیگران و هر نام دیگری که بتوانی بر آن بگذری، لیکن واقعیت، همه یکی است، یعنی خود را خدمتگزار و غمخوار دیگران دیدن و دانستن.
این، رمز و راز حیات اجتماعی یک مسلمان است و برای او «پایگاه مردمی» و برخورداری از رأفت و رحمت و مودّت و حمایت مردم را فراهم می آورد.
ماهی به آب زنده است و یک مسلمان اجتماعی، به حسن سلوک با دیگران.
باید دید چه چیزهایی و چگونه رفتارهایی و چه روحیّاتی این زمینه و موقعیت و پایگاه را برای انسان پدید می آورد؟ وقتی هدف یک مسلمان، خدمت بیشتر به همنوعان است، باید راه و رسم آن را هم آموخت. مردم داری، یکی از این رمزها است.

نمودهای مردم داریبدون شناخت نمودها و شاخص های مردم داری و این خصلت نیکو، نمی توان به رمز آن دست یافت. چه روحیه ها و خصلت هایی سبب جذب دیگران می شود؟ جذبی که راهگشای توفیق بیشتر برای خدمت و هم دلی باشد. برخی از این نمودها از این قرار است:

1. خوش اخلاقی«حسن خلق» کمندی است که دیگران را در دام محبت اسیر می کند. کیست که از برخورد شایسته خوشش نیاید و جذب چنین انسانی نشود؟
از امام صادق (علیه السلام) پرسیدند:
حدّ و مرز اخلاق نیک، چیست؟
فرمود: آن است که :
اخلاقت را نرم کنی،
کلامت را پاکیزه سازی،
با چهره ای باز و گشاده با برادران دینی ات روبه رو شوی. (1)
گشاده رویی، از بارزترین صفات رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بود که سهمی عمده در جذب مردم به اسلام و شیفتگی آنان به شخص پیامبر اسلام داشت. خداوند درباره ی این خصلت مردمی رسول اکرم صلی الله علیه وآله می فرماید:
« فَبِما رَحمَةٍ مِنَ اللهِ لِنتَ لَهُم وَ لَو کُنتَ فَظّاً غَلِیظَ القَلبِ لَانفَضُّوا مِن حُولِکَ». (2)
به خاطر رحمت الهی بود که برای مردم نرم شدی و اگر تندخو و خشن و سخت دل بودی، از دور تو پراکنده می شدند.
در ادامه آیه می فرماید: پس، از آنان درگذر، برایشان استغفار کن، و درکار با آنان مشورت نما.
گویا که «عفو»، «استغفار» و «مشورت»، نمونه های دیگری از حسن خلق و رفتار مردم دارانه و جاذب است، چرا که نوعی اعتماد به مردم و به حساب آوردن آنان است و چنین برخوردی، عامل جاذبه ی شخص می گردد.

2. عفو گذشتکینه توزی و لجاجت، ویژه ی روح های حقیر و همتای پایین است. برعکس، آنان که نظر بلند و روح بزرگ دارند، پوزش ها را می پذیرند، از خطاهای دیگران چشم می پوشند و از حق شخصی خویش درمی گذرند. بلندنظری انسان، عامل محبت دلهای دیگران است. برای خود انسان نیز نوعی لذّت روحی دارد و گفته اند:« در عفو، لذّتی است که در انتقام نیست.»
عفو و گذشت و چشم پوشی و نادیده گرفتن لغزش های دیگران، دانه های جلب محبت است و دیگران را خوشبین، وفادار و با محبت نگاه می دارد.
امام سجاد علیه السلام در دعای بلند «مکارم الاخلاق» از خداوند این گونه می طلبد:
«خداوندا !...
مرا ثبات قدم و استوار بدار، تا با ناخالصان و دغل ها، خیرخواهانه برخورد کنم.
و هر کس از من دوری گزید، من به او نیکی کنم،
و به کسی که مرا محروم کرده، بذل و عطا کنم،
و با آن که با من قطع رابطه کرده، بپیوندم ،
و کسی را که غیبت مرا کرده است، به خوبی یاد کنم،
توفیقم ده که نیکی را سپاسگزار باشم،
و... از بدی، چشم پوشم و درگذرم».(3)
این هاگوهرهای تابناکی در شیوه های معاشرت است. گفتن این ها در زبان، آسان است، اما عمل، بسیار سنگین است و جز از همت های والا و روحیه های زیبا برنمی آید و باید توفیقش را از خدا طلبید.

3. بخشش و محبتآدمی زاد، بنده ی احسان است. به هر کس نیکی کنی، او را رام و مطیع خویش می سازی و به هر کس محبت و لطف کنی، دلش را فتح کرده ای. به قول سعدی:
بنده ی حلقــه بگوش، ار ننــوازی، بــرود
لطف کن لطف، که بیگاه شود حلقه بگوش
این تعلیم حضرت رسول صلی الله علیه وآله است که :
«ای مردم !
می دانم که نمی توانید با اموالتان همه ی مردم را راضی کنید، ولی با چهره ی باز و گشاده رویی و خوش اخلاقی، می توانید ».(4)
و سخن مولایمان حضرت امیر علیه السلام چنین است:
«بالإیثار یُستَرَقُّ الأحرارُ»؛(5)
آزاد مردان، با ایثار، بنده و غلام می شوند.
البته بنده و غلام خوبی ها و کرامت های اخلاقی، این هم گام دیگری در جذب دل ها و ایجاد الفت ها و تحکیم رابطه های عاطفی در جامعه ی بشری است.

4. تواضع و خاکساریهم چنان در پی بیان نمونه هایی از روحیه ی «مردم داری» هستیم. افتادگی و تواضع و فروتنی، یکی دیگر از این ویژگی هاست. چنین کسان می توانند مردم را دور شمع وجود خودشان جمع کنند، آن گونه که پیامبر خدا بود و انجام می داد . تکبّر، پشت انسان ها را خالی می کند و زیر پا را هم!
مردم، از پیرامون افراد مغرور و متکبّر و خودخواه پرامنده می شوند بر عکس آن، تواضع، مردم را به محبت و عنایت و حمایت می کشاند.
امام علی علیه السلام فرموده است:
سه چیز موجب محبت دیگران می شود : «الدّینُ وَ التّواضُعُ وَ السَّخاءُ» ؛(6)
دینداری، فروتنی وبخشندگی .
مغروران و خود بزرگ بینان، هرگز نمی توانند با جمعی کار کنند و حمایت آنان را همواره همراه خود داشته باشند . اگر هر چند صباحی مردم در پی آنان باشند، به تدریج رهای شان می کنند. می گویی نه؟ به اطراف و دوستانت بنگر، و به آنان که کاری در دست شان است دقت کن. ببین متکبّران در میان مردم جا و محبوبیّت دارند، یا متواضعان؟

5- حوصله و تحمل«سعه صدر» وسعت نظر و ظرفیت لازم داشتن، از نمونه های دیگر «مردم داری» است. گاهی افراد، بی حوصله اند، از جایی و چیزی ناراحتی دارند، یا ضرر و آسیبی دیده اند، یا تحت فشار و گرفتاری اند، توقّع هایشان بالاست، عصبانی می شوند، حرف تند می زنند و...
آن که صبور باشد و بردبار می تواند با مردم کنار آید،
آن که تحمّل حرف ها، تندی ها و بداخلاقی ها را در «مکتب صبر»، تمرین و تجربه کرده باشد، می تواند در ارتباط با مردم، به خدمت خویش و حضور کریمانه در کنارشان ادامه دهد. خود تحمّل و مقاومت، برای انسان، هوادار درست می کند . از کوره در نرفتن، بردباری نشان دادن، خشمگین نشدن، از آثار این «ظرفیّت» است. کسی که از این ویژگی اخلاقی برخوردار باشد، از یاری و حمایت دیگران هم برخوردار خواهد بود. باز بشنویم از کلام امیرالمؤمنین علیه السلام که فرمود :
« بِالحِلمِ تَکثُرُ الأنصارُ .»(7)
و نیز این کلام نورانی آن حضرت
«بِلأحتِمالِ وَ الحِلمِ یَکُونُ لَکَ النّاسُ اَنصاراً وَ اَعواناً.»(8)
که هر دو سخن، معنای مشابه دارد، یعنی : در سایه ی حلم و بردباری و تحمّل است که یاوران زیاد می شوند و مردم، پشتیبان و حامی تو می گردند.
این خصلت، بویژه برای کسانی که با مردم در تماس و ارتباط بیشتری اند و در معرض مراجعات، طرح سؤال ها، نیازها، توّقعات و مشکلاتند، ضروری تر و از مهمترین صفات شایسته برای مسؤولان است.

6. تفقّد و رسیدگیمردم، به ویژه گرفتاران و دردمندان، نیازمند، احوالپرسی، رسیدگی، سرکشی و در یک کلمه «تفقّد» ند.
گاهی یک احوالپرسی و سلام، شادابی روح و نشاط زندگی فراوانی (برای هر دو طرف) پدید
می آورد.
گاهی نوشتن یک نامه یا تلفن کردن به یک آشنا و فامیل، محبت ها و صفاهای بسیاری ایجاد
می کند.
گاهی سر زدن به همسایه و عبادت یک بیمار و شرکت در یک مجلس ختم یا عروسی، مبدأ بسیاری از دوستی های ماندگار می شود.
دید و بازدیدهای خانوادگی، دلها و زندگی ها را به هم مربوط می کند.
پرسیدن از گرفتاری ها و مشکلات دیگران و تلاش در حلّ و رفع آن ها، درِ دل ها را به روی انسان می گشاید.
پس چه باید کرد؟ روشن است : با مردم زیستن، با همسایه ها و همشهری ها و همکاران و معاشران و همنوعان، جوش خوردن، انس گرفتن، در رنج و راحت دیگران کوتاه کردن، قطع رابطه ها را به «آشتی» بدل کردن، اختلاف ها و کدورت ها را زدودن و...
این ها همه «عمل صالح» است.
و خداوند چنین نیکوکاران را دوست می دارد.
تا توانی به جهان خدمت محتاجان کن
به دمـی یا دِرمـی یا قلمـی یا قدمـی
«مردم داری» اخلاق زیبنده ی مسلمانی است که می خواهد از الگوهای دینی و ارزش های مکتبی الهام بگیرد و «زندگی اسلامی» داشته باشد.
باید با «عمل»، دیگران را جذب کرد، نه با «حرف» !«گفتار بی عمل، چکِ بی محل است».(9)و مردم داری، اخلاق انبیا و اولیاست...

پی نوشتها:
1- معانی الأخبار، صدوق، ص 253.
2. آل عمران (3) آیه ی 159.
3- صحیفه ی سجّادیه، دعای30 (دعای مکارم الاخلاق).
4- مستدرک وسایل الشیعه، ج 2، ص 83.
5- غررالحکم، آمدی، ج 1، ص 329.
6- همان، ص360.
7- همان، ص329 و 335.
8- همان.
9- هر حرف که پشتوانه ی آن عمل است
هنگام حساب، محکم و بی خل است
بــر گفتــه ی خشم، اعتبــاری نـبــود
گفتــاربلاعمـل، چک بی محـل است
(از نویسنده ی برگ و بار، ص 302).
منبع :اخلاق معاشرت،جواد محّدثی،بوستان کتاب قم ،1384،چاپ هفتم،صص42-48.
پیوندهای ویژه   • تاريخچه نبرد مسلمين • زيد بن ثابت‏ • شهيد راه شريعت (آيت الله شيخ... • خاطراتی از زندگی معنوی استاد... • كودتاي مارك‌دار • تجزيه سيستان درآستانه انقلاب... • زندگي اقتصادي و اجتماعي عيلام‏ • شهید مطهری در نگاه آیت الله... • شهید مطهری در نگاه آیت الله... • امام زمان علیه السلام و آینده... • فتنه آخرالزمان»از زبان آیت‌الله... • بعد از شهادت امام زمان(علیه... • آیا ذکر نام امام زمان(علیه السلام)... • ایجاد حکومت اسلامی با ظهور حضرت... • پاسخ آیت‌الله بهجت درباره دیدار... • فواید دعا برای حضرت قائم(عجل... • وفور نعمت های مادّی در زمان... • كشف داروي جديدي براي درمان «سرطان... • محققان سرعت نور را در دماي اطاق... • زندگینامه سردار شهید حاج خداكرم... • درباره پيتر بروك و آثارش • ویژه نامه شهادت استاد مطهری... • استاد مطهری در بیان یکی از شاگردان • آیا استفاده از توالت ایرانی... • انتظارات کودکان طلاق • اگر کودک تان در هنگام بازی دعوا... • خانم‌های باردار واکس نزنند • انواع غسل • جوانان و نوع ارتباط برقراركردن... • دستور وضوي ارتماسي • کار کودکان در منزل،درست یا غلط؟... • خطر آسپرين براي زنان باردار • رسول اكرم صلي الله عليه و آله... • نظر آیت‌الله بهجت درباره اختیارات... • چرا حسين(علیه السلام) فراموش... • نظر آیت‌الله بهجت(ره) درباره... • چگونه خودسازي كنيم ؟ • امام خميني ( ره ) و ضرورت تشكيل...
• فوائد بی نظیر زیارت کربلا در...
 
اخلاق و آداب معاشرت اجتماعی

احساس نیاز به معاشرت صمیمانه و همدلی و همراهی با دیگران، علاوه بر این که یکی از جلوه های زندگی اجتماعی به شمار می رود، ندایی برخاسته از اعماق وجود انسان است.زیرا انسان ، موجودی اجتماعی است  که ارتباط و انس با دیگران از ضروریات زندگی او به شمار می رود.
 انسان بعد از تولّد در محیط های مختلف قرار می گیرد. هر محیطی به گونه ای در رشد و شکوفایی استعدادهای انسان مؤثر است. اجتماع یکی از این محیط ها به شمار می آید.
هیچ انسانی با قطع پیوندهای دوستانه و گوشه گیری احساس آرامش نمی کند. انزواطلبی نوعی بیماری است که اسلام پیروانش را از آن باز داشته است.
بدون ارتباط با دیگران،بخشی از استعدادهای انسان  شکوفا نمی شود.آداب رابطه با دیگران،بروزدهنده ی شخصیّت و اخلاق افراد است. و انسان بدون آکاهی از اخلاق و اداب  اجتماعی  وعمل به آنها  زندگی تلخ، نا موفق  و اسیب پذیری دارد .
ادامه مطلب


 

اخلاق و آداب معاشرت اجتماعی
احساس نیاز به معاشرت صمیمانه و همدلی و همراهی با دیگران، علاوه بر این که یکی از جلوه های زندگی اجتماعی به شمار می رود، ندایی برخاسته از اعماق وجود انسان است.زیرا انسان ، موجودی اجتماعی است  که ارتباط و انس با دیگران از ضروریات زندگی او به شمار می رود.
 انسان بعد از تولّد در محیط های مختلف قرار می گیرد. هر محیطی به گونه ای در رشد و شکوفایی استعدادهای انسان مؤثر است. اجتماع یکی از این محیط ها به شمار می آید.
هیچ انسانی با قطع پیوندهای دوستانه و گوشه گیری احساس آرامش نمی کند. انزواطلبی نوعی بیماری است که اسلام پیروانش را از آن باز داشته است.
بدون ارتباط با دیگران،بخشی از استعدادهای انسان  شکوفا نمی شود.آداب رابطه با دیگران،بروزدهنده ی شخصیّت و اخلاق افراد است. و انسان بدون آکاهی از اخلاق و اداب  اجتماعی  وعمل به آنها  زندگی تلخ، نا موفق  و اسیب پذیری دارد .
مقام معظم رهبری در این زمینه می گوید : « جامعه بدون برخورداری افراد از خلقیات نیکو ، نمی تواند به هدف های والای بعثت پیامبر دست پیدا کند . آن چه فرد و جامعه را به مقامات عالی انسانی می رساند ، اخلاق نیکوست . اخلاق نیکو هم فقط خوش اخلاقی با مردم نیست ؛ بلکه به معنای پروراندن صفات نیکو و خلقیات فاضله در دل و جان خود و انعکاس آنها در عمل خود است . اگر علم هم پیشرفت کند و تمدن ظاهری هم به منتهای شکوه برسد ، این جامعه ، جامعة بشری مطلوب نیست . جامعه ای که انسان ها در آن ، از یکدیگر احساس ناامنی کنند ، هر انسانی احساس کند که به او حسد می ورزند ، نسبت به او بددلی دارند ، نسبت به او کینه ورزی می کنند ، برای او توطئه می چینند و نسبت به او و دارایی اش حرص می ورزند ، راحتی در این جامعه نیست ؛ اما اگر در جامعه ای فضایل اخلاقی بر دل و جان مردم حاکم باشد ، مردم نسبت به یکدیگر مهربان باشند ، نسبت به یکدیگر گذشت و عفو و اغماض داشته باشند ، نسبت به مال دنیا حرص نورزند ، نسبت به آن چه دارند ، بخل نورزند ، به یکدیگر حسد نورزند ، ‌در مقابل راه پیشرفت یکدیگر مانع تراشی نکنند و مردم آن دارای صبر و حوصله و بردباری باشند ، این جامعه حتی اگر از لحاظ مادی هم پیشرفت های زیادی نداشته باشد ، باز مردم در آن احساس آرامش و آسایش و سعادت می کنند ؛ اخلاق ، این است . ما به این احتیاج داریم . ما باید در دل خود ، خلقیات اسلامی را روز به روز پرورش دهیم . قانون فردی و اجتماعی اسلام در جای خود ، وسیله هایی برای سعادت بشرند ( در این تردیدی نیست ) ؛ اما اجرای درست همین قوانین هم احتیاج به اخلاق خوب دارد  . 
لازمه معاشرت صحیح، شناخت روحیات ،خلقیات  ودرک متقابل اطرافیان است
اطرافیان هرانسانی به طور کلی به چند دسته تقسیم می شوند 1- پدر ومادر 2- خواهر و برادر واقوام 3- همکاران وهمسایگان 4- دوستان و اشنایان5- مخالفان ،دشمنان.و................
این افراد با یکدیگر متفاوت هستند یعنی  همان گونه که چهره و ظاهر دو نفر مثل هم نیست اندیشه و سلیقه آنها نیز شبیه به یکدیگر نیست و طرز فکر و شخصیت هر کس مخصوص بخود و منحصر بفرد است. بنابراین ما به تعداد کسانی که با آنها بر خورد می کنیم با سلیقه و فکر مواجه هستیم و زندگی کردن با افراد و روحیات مختلف - دانش خاصی می طلبدکه به ان اخلاق اجتماعی می گویند.در بخش اخلاق اجتماعی مسائل مهمی وجود دارد که توجه به انها لازم است که در اینجا اشاره می کنیم
 
 معیار معاشرت با دیگران
از نظر اسلام معاشرت دارای اصول و ضوابطی است و فرد مسلمان باید در معاشرت های خود، کلیاتی را رعایت نماید ؛ در ذیل به بیان چند اصل از اصول معاشرت خواهیم پرداخت.
1- معاشرت با دیگران طبق دستورات خدا
مهمترین پایه اصلاح افراد جامعه،اصلاح نیت است.اگرکارهای آدمی تنها برای رضای خدا و امتثال فرمان و دستور او و لااقل به منظور تحصیل ثواب اخروی و نجات از عذاب و مکافات الهی باشد،به صلاح و سعادت دنیا و آخرت او وخیر جامعه تمام خواهد شد و اگر به منظور شئون و منافع دنیا همچون ریاست و شهرت وجاه و مقام و منال و ... باشد، نتیجه عالی و صحیح بر آن مترتب نخواهد شد و بهسعادت و خیر دائمی بشر تمام نمی شود.آری شریفترین و عالیترین هدف برای فعالیت های مردم هر اجتماعی تحصیل رضای پروردگار جهان است که در سایه ی آن تامین سعادت جاودانی و نجات از عذاب ابدی، میسر است.اجتماعی که دارای چنین هدف عالی باشد،هرگزدر آن هیچ گونه تجاوز و تعدی و فسق و فجور راه نخواهد یافت.در قرآن کریم و احادیث به تصحیح و اخلاص نیت بسیار اهمیت داده شده است .
حب و بغض ها یا خوش آمدن و دوست داشتن و بد آمدن وناخوشنودی باید  برای خدا باشد
عالی ترین ملاک انتخاب معاشر و همنشین  ملاکی است که خداوند  فرموده است  یعنی دوست داشتن و دشمنی کردن با کسی باید برای خدا باشد  است، اگر چنین باشد و این شرایط مراعات گردد آنوقت انسان آنچه را دوست می داردکه محبوب خدا ایت ، یعنی مؤمن را، عادل را، متقی را، و ایمان و پاکیزگی را ، و... از چیزی بیزار است که مورد دشمنی خدا است .
 2- دقت در انتخاب دوست و معاشر
 معاشرت بازار تبادل اخلاق است، بسیاری از محاسن و رذائل اخلاقی از همین معاشرات معمولی انتقال و تسری می یابد.
اگر از انسان های موفق بپرسید که عامل موفقیت شما چه بود؟ بی درنگ یکی از عوامل مهم موفقیت خود را رفاقت با دوستان خوب اعلام می دارند.  و برعکس اگر از انسان های شکست خورده در زندگی بپرسید : چگونه به این ناکامی ها مبتلا گشتید؟ خواهند گفت دوست ناباب.
معاشرت با دوستان بد انسان را از مسیر تکامل باز می دارد. به همین دلیل مسلمان باید دوستان خود را با صلاحدید دین خود انتخاب نماید ، یعنی در خصوص اینکه با چه کسانی معاشرت نماید، و با چه کسانی معاشرت ننماید، باید نظر اسلام را سؤال نماید.
3- اعتدال و میانه روی در معاشرت
میانه روی بهترین و پسندیده ترن شیوه ای است که در شئون زندگی مراعات ان مفید و شایسته است. آن کلام معروف بیان خوبی است که خیر الامور اوسطها، بهترین کارها اعتدال در اعمال است .
یکی از اصول معاشرت نیز میانه روی است، که مؤمن به آن مکلف شده است.
به فرمایش امام علی (ع) : شیوه زندگی مؤمن بر اساس میانه روی و اعتدال است .2  در معاشرت نیز افراط و تفریط هر دو مذموم و ناپسند است ، هم معاشرت زیاد و قطع ارتباط با مردم ، هر دو ناپسند است.
 
 5- امتحان معاشرین
اعتماد به ظاهر افراد، کار مذمومی است ، البته سوءظن به افراد هم ناپسند است. لذا انسان می بایست کسی را که می خواهد با او پیمان دوستی و رفاقت داشته باشد، آزمایش نماید. امام علی (ع) اعتماد قبل از آزمایش را چنین توصیف می کند:
اعتماد به هر کس قبل از آزمایش ار ناتوانی است و نیز می فرماید : قبل از آزمایش به کسی اعتماد نکن  .
و امام صادق (ع) در بیان شیوه امتحان مردم می فرماید : به روزه و نماز مردم گول نخورید زیرا چه بسا انسان به نماز و روزه شیفته شود تا آنجا که اگر ترک کند، به هراس افتد ، ولی آنها را به راستگوئی و امانت داری بیازمائید .
6- معاشرت به تناسب افراد
زندگی جامعه های بشری، اخلاقی انعطاف پذیر را می طلبد.در جامعه افراد مختلفی با روحیات مختلف زندگی می کنند؛ جماعتی زودرنجد، جماعت دیگر سعه صدر دارند، عده ای بذله گو هستند و گروهی جدی و خشن؛ بعضی از نرمخویی انسان سوءاستفاده می کنند و گروهی ....
بدیهی است با این همه روحیات مختلف انسان نمی تواند با همه افراد با یک روحیه رفتار نماید.
 7-  رعایت حق معاشر
این اصل از اصول مهم معاشرت است که رعایت آن، مایه استحکام پیوند های اجتماعی می گردد.
باید توجه داشت که اسلام دین وظایف متقابل است و اقشار جامعه نسبت به هم حقوقی دارند که ملزم به انجام آن می باشند حقوق پدر بر فرزند و فرزند بر پدر، حق همسایه ، حقوق همکار و دوست و همه اینها به طور متقابلند.
8- احترام و دوستی بر اساس مقدار ارزش ها
یکی دیگر از اصول معاشرت در اسلام دوستی،رفاقت و احترام بر اساس مقدار ارزشها است.از نظر اسلام هرچه فرد به دنبال ارزش های اسلامی پایبند تر باشد احترام او واجب تر و مهمتر است.و فرد مسلمان ملزم شده است تا در معاشرت خود به کسانی که با آن ها مراوده دارد،بر اساس میزان تقیدشان به ارزشها احترام بگذارد .
از نظر اسلام احترام به پدر،مادر، استاد و معلم، بدلیل جایگاه ویژه آنها و ارزشی که دارند دارای اهمیت فراوانی است و انسان مأمور به احترام آنها و خضوع در مقابل آنهاست.
چگونگی رفتار با مردم
لازمه معاشرت با دیگران و مردم داری ، شناخت روحیات وخلقیات مردم است . بنابرین ضروری است  که بدانیم افرادی که اطراف ما زندگی می کنند چه ویژگی هایی دارند؟
برای درست برخورد کردن با مردم لازم است که  انسان افراد جامعه خویش را بشناسد و با آنها طبق روحیات خودشان بر خورد کند و با آنها مدارا کند. از رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم روایت است: همان گونه که پروردگارم مرا به انجام واجبات فرمان داده است، به‏مدارا با مردم دستور داده است. 3
در حدیث دیگرى چنین آمده است که جبرئیل، به محضر رسول‏خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم آمد و از سوى خدا چنین پیام آورد که: «اى محمد! پروردگارت‏سلام مى‏رساند و به تو مى‏گوید: با بندگان من مدارا کن.» (همان).
رسول اکرم (ص) می فرماید: مداراه الناس نصف الایمان والرفق بهم نصف العیش- مدارای با مردم نیمی از ایمان و سازش و رفاقت با آنها نیمی از زندگی است.4
 امام علی ع می فرمایند:بدان که پس از ایمان بخدای بزرگ- راس خردمندی مدارا کردن با مردم است! و کسی که با مردم به نیکی معاشرت نکند خیری در او نیست. 5
 امیر مومنان علی ع دیدگاه کلی اسلام را پیرامون معاشرت با مردم در سخنی چنین تبیین می کتد: خالطوا الناس مخالطه، ان متم معها بکوا علیکم وان عشتم حنوا الیکم- با مردم طوری معاشرت کنید که اگر با آن حالت مردید در سوگتان بگریند و اگر زنده بودید با شما دوست باشند.6 .
یعنی به گونه ایی زندگی کنیم که دیگران از مرگ ما ناراحت واز دیدار ما خوشحال وخشنود باشند
در اینجا به مهمترین عوامل وعناصر موثر درمعاشرت با مردم وسازگاری بامردم اشاره می کنیم
افرادی که اطراف ما زندگی می کنند از لحاظ نوع رابطه ایی که با ما دارند و وظایف وحقوقی که ما نسبت به انها داریم وانها نسبت به ما دارند به چند گروه تقسیم می شوند
پدر و مادر،خواهر ،برادر  همسر ، فرزند،اقوام وخویشاوندان ،همکاران ،ارباب رجوعان رئیس، زیردستان همسایگان،همکلاسی هاو....
 رابطه فرزند با پدر و مادر
اولین گروه از انسانها که رابطه با آنها بسیارمهم است پدر ومادر هستند
مهم‏ترین رابطه میان انسانی با انسان دیگر، رابطه فرزند با پدر و مادر است که اصل وجود فرزند وابسته به آنها است.آنچه پدر و مادر برای فرزند انجام می‏دهند، به هیچ وجه قابل جبران و مقابله نیست و از این رو نمی‏توان بر اساس قاعده قسط و عدل رفتار آنان را پاسخ داد.گویا به همین دلیل است که قرآن کریم معیار ارزش را در رابطه با پدر و مادر، احسان قرار داده است و در هیچ آیه‏ای نیامده که فرزند باید با پدر و مادر رفتاری عادلانه داشته باشد؛ زیرا در چنین موضوعی، عدل کارایی ندارد.
احترام به والدین
 نیکی به پدر و مادر، وظیفه ای اخلاقی است که در واجب بودن شکر مُنعم ریشه دارد. انسان فطرتاً شاکر و سپاسگزار کسی است که به او نیکی کرده است. سپاسگزاری از پدر و مادر، نشانه و گواه سلامت فطرت است و کسی که به پدر و مادر خود نیکی می کند، از فطرت خود پاسداری کرده است. اهمیّت سپاسگزاری از پدر و مادر، چنان است که خداوند پس از امر به شکرگزاری از خود، شکر پدر و مادر را آورده است
و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش کردیم. مادرش (به هنگام بارداری) او را با ناتوانی روی ناتوانی حمل کرد و دوران شیرخوارگی او در دو سال پایان می یابد (آری او را سفارش کردیم) که شکرگزار من و پدر و مادرت باش که بازگشت (همه) به سوی من است.
 
و همانطور که کسی نمی تواند شکر پروردگار به جای آورد، شکرگزاری از پدر و مادر نیز بسیار دشوار و در حدّ محال است. از پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ روایت شده است: هرگز فرزندی پاداش پدرش را ادا نمی کند، مگر آنکه پدر مملوک باشد و فرزند او را بخرد و آزاد سازد. المحجة البیضاء، ج 3، ص 434.
و نیز از ایشان روایت شده است: نیکی به پدر و مادر برتر از نماز و روزه و حج و عمره و جهاد در راه خداست.
نیکی به پدر و مادر چنان اهمیتی دارد که حتی پدر و مادری که از نظر عقیده دچار انحراف هستند و یا به فرزند خود ظلم کرده اند، باید مورد احترام واقع شوند و فرزند به آنان نیکی کند
مادر حق ویژه ای دارد و نیکی به او مقدم است. امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: شخصی نزد پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ آمد و پرسید ای پیامبر! به چه کسی نیکی کنم؟ فرمودند: مادرت. پرسید: سپس به چه کسی؟ فرمودند: مادرت. باز پرسید: سپس به چه کسی؟ فرمودند: به مادرت. دوباره پرسید: سپس به چه کسی؟ فرمودند: به پدرت.
  وجوب پرهیز از آزار پدر و مادر
خداوند در قرآن کریم نیکی به پدر و مادر را وظیفه ای واجب معرفی فرموده است؛ وظیفه ای که پس از «توحید در پرستش» ذکر شده است:
وَ قَضى رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ کِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَرِیماً 
پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر و مادر (خود) احسان کنید؛ اگر یکی از آن دو یا هر دو در کنار تو به سالخوردگی رسیدند به آنها (حتی) «اف» مگو و به آنان پرخاش مکن و با آنها سخنی شایسته بگوی. 7
مطابق این آیه نیکی به پدر و مادر امری واجب و کوچکترین بی احترامی به آنان ممنوع است. این وجوب و ممنوعیت، چنانکه گفتیم، پس از بیان وجوب یگانه پرستی ذکر شده است و این گواه اهمیت حقوق والدین است.
اهانت و بی احترامی نسبت به والدین به هیچ روی پذیرفته نیست؛ حتی کوچکترین رفتار یا گفتاری که موجب آزار آنان باشد بر طبق این آیه ممنوع است. امام رضا ـ علیه السّلام ـ فرمودند:
اگر لفظی کوتاهتر و سبک تر از «اف» وجود داشت، خداوند آن را در آیه ذکر می فرمود. 8
 
و در روایت دیگری آمده است که مقصود از «اف»، کمترین آزار است و اگر کلمه ای وجود داشت که بر آزاری کوچکتر دلالت می کرد، خداوند از آن نهی می فرمود
  روایات بسیاری در نهی از آزار پدر و مادر آمده است. امام باقر ـ علیه السّلام ـ از پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آ و آو سلّم ـ نقل فرمودند:
ایاکم و عقوق الوالدین فان ریح الجنة توجد من مسیرة الف سنة و لا یجدها عاقٌ...؛
از آزار پدر و مادر بپرهیزید، زیرا بوی بهشت از هزار سال فاصله احساس می شود، ولی آزاردهنده پدر و مادر آن را نمی یابد. 9
 
آزار والدین حتی اگر آنان ظالم باشند جایز نیست. امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: کسی که به پدر و مادرش به حالت دشمنی و تنفر نگاه کند خداوند نمازش را نمی پذیرد. 10
فروتنی در برابر والدین
فروتنی در برابر پدر و مادر از سر مهربانی، سفارش خدا و مصداقی از نیکی به پدر و مادر است و نشانه ای از روح شکرگزاری به شمار می رود:
دو بال فروتنی خویش را از سر مهربانی در برابر آنان فرود آر، و بگو: پروردگارا! آن دو را رحمت کن چنان که مرا در خردی پروردند.
امام موسی کاظم (ع):بهترین چیزى که به وسیله آن بنده به خداوند تقرّب مىجوید، بعد از شناختن او، نماز و نیکى به پدر و مادر و ترک حسد و خودبینى و به خود بالیدن است.
 بهترین کارها در نزد خدا نماز به وقت است ، سپس نیکی به پدر و مادر ، آنگاه جنگ در راه خدا .11
 
دو چیز را خداوند در این جهان کیفر می دهد : تعدی ، و ناسپاسی پدر و مادر . 12
 قرآن کریم سفارش می‏کند که در برخورد با پدر و مادر پیر و فرتوت خود، اظهار خستگی و ناشکیبایی نکنید و آن گونه نباشید که آنان احساس کنند شما از خدمت کردن به ایشان خسته شده‏اید: «اگر یکی از آن دو یا هر دو در کنار تو به سالخوردگی رسیدند به آنها اف مگو، به آنان پرخاش مکن و با آنها سخنی شایسته بگوی.و از سر مهربانی، بال فروتنی بر آنان بگستر و بگو: پروردگارا، آن دو را رحمت کن، چنان که مرا در کودکی پروراندند» .13
دومین گروه عبارتنداز: خواهر ،برادر  همسر ، فرزند،اقوام وخویشاوندان ،همکاران ،ارباب رجوعان رئیس، زیردستان همسایگان،همکلاسی هاو....
در ارتباط با گروه دوم یک سلسله اصولی را باید رعایت نماییم دراینجااصول کلی ارتباط  ومعاشرت صحیح با همه مردم ،خصوصا افرادی که در زندگی انسان تاثیر بسزایی دارند  را بر می شماریم:
 
اصول کلی ارتباط  ومعاشرت صحیح
 1- حسن ظن وخوش بینی نسبت به مردم
خداوند متعال از مردم خواسته وبرزبان اولیائش جاری کرده که گمان نیک دیگران درحق خود رابپذیرند، خود بدین امر سزاوارتر است بلکه از این نیز بالاتر از روایات چنین برمی آید که حق تعالی حسن ظن به هر چیزی را (نه فقط خداوند ) پذیرفته وکارها را بروفق گمان نیک وی پیش می برد.
گویا چنین گمان نیکی از مصادیق حسن ظن به الله است.زیرا با فرض اینکه همه خیرها از ناحیه اقدس خداوند است سرانجام  گمان خیر در حق یک شخص به این است که حق تعالی آن خیر را دراو به ودیعت نهاده است.
امیر مومنان (ع) فرمود:هرکس گمان خیری نسبت به تو داشت گمانش را تصدیق نموده آنطور که درباره ات گمان داشته با او رفتار کن.14
 این معنا به طور صریح در روایات آمده است که:هرکس گمان نیکی به سنگی برد خداوند درآن سرَی قرار خواهد داد .راوی با تعجب گفت:به سنگی ؟! امام فرمودند:مگر حجرالاسود را نمی بینی؟!
از اینجا استفاده می شود که خدای متعال گمانهای خوب مومنان را درحق یکدیگر تصدیق کرده آن را تحقق خواهد بخشید. یکی از موارد آن تصدیق کسانی است که برای مرده ای شهادت دهند  که از او جز خیر وخوبی چیزی نمی دانند وبا این گواهی نه تنها حسن ظن خویش را ابراز داشته بلکه اعلام می دارند که از او جز خوبی سراغ ندارند . در حدیث آمده است :خداوند گواهی آنان را روا شمرده وبه شهادت دهندگان ونیز برشخص از دنیا رفته به سبب این گواهی پاداش خیر دهد.
بنابراین حسن ظن باعث می گردد خداوند هم در حق گمان برنده وهم در مورد شخصی که به او گمان نیک برده است آن را نافذ گرداند مگر آنکه مانعی قوی از اجرای آن در حق شخص دوم جلو گیری کند که در این صورت خداوند آن را تنها در حق گمان برنده اجرا خواهد کرد چنانچه در برخی روایات می خوانیم :
شخصی ،کسی را به گمان آنکه انسان خوبی است احترام می کند وخداوند به همین دلیل او را وارد بهشت می نماید ،اگر چه در علم الهی آن شخص اکرام شده از دوزخیان باشد.
در اینجا مانعی از اجرای ظن در مورد مظنون بوده وبنا براین خداوند آن را تنها در حق ظان (گمان برنده ) جاری کرده است.
حاصل آنکه هرکس به این فرمان الهی یعنی حسن ظن نسبت به برادران ایمانی عمل نماید ناامید نمی گردد،زیرا یا ظن او تصدیق می گردد وبا رحمت الهی واقعیت مطابق گمان وی می گرددویا گمان او در حق خودش اجرا می گردد[که در این صورت] از عدم مطابقت آن گمان با واقع زیانی نخواهد دید.
 واین باب بزرگی است در حسن ظن به مومنان ،وشاید قبولی نماز جماعت نیز بر همین اساس باشد، زیرا نماز گزاران در نماز جماعت به امام گمان نیک برده اند واو را واسطه میان خود وخداوند قرار داده اند،پس خداوند نیز خواسته آنان را اجابت نموده وبه واسطه حسن ظن به امام جماعت نماز همه را پذیرفته است.
همچنین است کسی که از غذایی که مومن از آن خورده به عنوان تبرک استفاده می کند،ویا آب زمزم که به هر قصدی نوشیده شود، مقصود شخص برآورده می گردد.
 2-احترام گذاشتن وشخصیت دادن به مردم
اساس معاشرت بین مسلمانان احترام و محبت متقابل است یعنی هر دو موظف هستند به هم احترام گذاشته و با محبت با هم رفتار نمایند.  قرآن مجید در سوره فتح، مؤمنین را چنین وصف می کند:« اشداء علی الکفار رحماء بینهم  ». نسبت به کفار شدیدند ولی بین خودشان با رأفت و رحمت رفتار می کنند.
احترام گذاشتن وشخصیت دادن به دیگران یعنی ایجاد احساس بزرگی ومهم بودن در دیگران است 
هرکسی در زندگی  به دنبال دریافت تایید  از اطرافیان خوداست  ومایل است ارزش واقعی اورا بشناسند
همه انسانها دوست دارند از نظر دیگران مهم و باا رزش  باشند . هر کسی در دنیای کوچک خود نیاز دارد که  احساس کند ، هم برای خودش و هم برای دیگران  مهم است                          
فهم ودرک این موضوع وارضاء این احساس  در دیگران  شاهراه نفوذ در قلب ودل آنهاست   مدیریت خوب رهبری توانمند ونفوذ در قلبها مبتنی بر این پایه اخلاقی وتربیتی است
اما چگونه می توان حس مهم بودن ،بزرگ بودن و کسی بودن را در دیگران برانگیخت؟
 در ذیل به پاره ای از راه کارها وروشهای احترام گذاشتن  وبرانگیختن حس مهم بودن در دیگران اشاره می کنیم.
الف:-  تشویق و تحسین کردن صمیمانه و صادقانه خوبیها  و توانمدیهایی که در دیگران وجود دارد 
 همة انسانها به شدت تشنه تعریف و تمجید هستند. جنبه های مثبت افرادی را که با آنها سروکار دارید پیدا کنید و بدون بخل¬ورزی صفات مثبت آنها را تعریف و تمجید کنید.
 اغلب یا همه افراد، به لحاظ برخوردارى از غریزه «حب نفس‏»، دوست دارند که مورد توجه و عنایت قرار بگیرند. توجه به این نیاز، درحدى که به افراط کشیده نشود و آثار سوء نداشته باشد، عاملى درجهت تغییر رفتار یا ایجاد «انگیزه عمل‏» در انسانهاست.
وقتى کسى را مورد تشویق قرار مى‏دهیم و به خاطر داشتن صفتى‏یا انجام کارى مى‏ستاییم، در واقع حس «خود دوستى‏» او را ارضاءکرده‏ایم. این هم، جاذبه و محبت مى‏آفریند، هم، نیت و انگیزه پدیدمى‏آورد یا تقویت مى‏کند.
همچنان که از لفظ تشویق نیز برمى‏آید، به معناى «بر سر شوق‏آوردن‏» و «راغب‏ساختن‏» در ماهیت تشویق نهفته است. این کار، نیازمند شناخت‏ما از روحیات و خصلتهاى روانى اشخاص به معناى عام، و ازویژگیهاى روحى فرد مورد تشویق به طور خاص است. در تشویق، باید از لفظ، شیوه و برخوردى استفاده کرد که در درون شخص، شوق ونیت و علاقه ایجاد کند و این محرک درونى، او را به تلاش بیرونى وادارکند، نه اینکه صرفا یک «تحریک بیرونى‏» باشد.
بعضى خصلت «تشویق دیگران‏» را ندارند و به دلیل خودخواهى، غرور، حسد یا هر عامل دیگر، هرگز زبان به ستایش و تمجید ازخوبیهاى دیگران نمى‏گشایند و گفتن یک کلمه تشویق‏آمیز، برایشان‏بسیار سنگین است، هرچند خودشان پیوسته دوستدار آنند که موردتشویق دیگران قرار بگیرند. برخى هم به گونه‏اى تربیت‏شده‏اند که براحتى زبان به تعریف ازدیگران و خوبیهایشان مى‏گشایند و نه تنها تشویق خوبان برایشان‏سنگین نیست، بلکه از این کار، لذت هم مى‏برند. و... چقدر تفاوت‏میان این دو گونه افراد است!
داشتن زبان و لحن تشویق‏آمیز، موهبتى خدایى است. نشان کمال‏روحى و همت‏بلند و علاقه به بالندگى و رشد انسانهاست. تشویق، درنیکان و نیکوکاران، زمینه بیشتر براى «عمل صالح‏» پدید مى‏آورد ونسبت‏به بدان و بدیها، اثر غیر مستقیم بازدارندگى دارد. اگر درجامعه‏اى میان نیک و بد فرقى گذاشته نشود و به شایستگان فرزانه وفداکار و فرومایگان تبهکار به یک چشم نگاه کنند، این عامل سقوط‏اخلاقى و ارزشى جامعه است; صالحان مایوس و دلسرد مى‏شوند وفاسدان جرات و گستاخى مى‏یابند. این مضمون کلام حضرت على علیه السلام است که در عهدنامه‏اى که به مالک‏اشتر نخعى نوشت، او را به این‏ارزشگذارى و بهادادن به نیکان صالح فرمان داد:«لا یکونن المحسن و المسیئ عندک بمنزلة سواء، فان فى ذلک تزهیدا لاهل‏الاحسان فى الاحسان و تدریب لاهل الاسائة‏»15
اى مالک... هرگز «نیکوکار» و «بدکار» نزد تو یکسان و در یک‏جایگاه نباشند، چرا که در این کار، بى‏رغبتى نیکوکاران در امرنیکوکارى است، و ورزیدگى و شوق بدکاران براى بدى است.
تفاوت‏گذاشتن میان نیک و بد در نوع برخورد و احترام و توجه، نه‏تنها با «عدالت‏» منافاتى ندارد، بلکه سوق‏دادن جامعه به سوى‏صلاحیتهاست و ارج‏نهادن به نیکها و نیکان است. این تفاوت رفتاربه‏خاطر تفاوت عمل دیگران، هم در محیط خانه و میان فرزندان قابل‏عمل است، هم در محیط درسى و میان دانش‏آموزان و دانشجویان. هم‏نسبت‏به کارمندان، سربازان، خدمتگزاران و اقشار مختلف دیگر. هم در بحث تنبیه و توبیخ، هم در مقوله ستایش و تشویق، بایدتناسب میان «عمل‏» و «میزان تشویق‏» مراعات شود، تا اثر مطلوب راببخشد. بدون این تناسب، یا افراط مى‏شود یا تفریط، و هر دو زیانباراست. البته هر یک از این زیاده‏روى یا کوتاهى در تشویق و ستایش هم‏ریشه‏ها و عللى دارد.
على علیه السلام مى‏فرماید:«الثناء باکثر من الاستحقاق ملق و التقصیر عن الاستحقاق عى او حسد». 16
 
ستایش بیش از حد استحقاق و شایستگى، تملق و چاپلوسى‏است. و کم گذاشتن و کوتاهى از حد استحقاق، ناتوانى یا حسادت‏است.
این سخن، ضمن تاکید بر همان «تناسب‏»، دو جنبه افراط و تفریطرا در این مساله یادآور مى‏شود و به ریشه آن هم اشاره دارد. زیاده‏روى‏در مدح، یا از جهالت و نشناختن قدر و ارزش کارها و اشیاء سرچشمه‏مى‏گیرد، یا نشانه روحیه چاپلوسى و نوکرصفتى و حقارت نفس و روح‏است. حضرت امیر علیه السلام در سخنى دیگر مى‏فرماید:«اکبر الحمق الاغراق فى المدح و الذم‏»17
 بزرگترین نادانى، زیاده‏روى در ستایش یا بدگویى است.
هرچند سخن از تشویق است، ولى مدح و ستایش نیز، یکى ازجلوه‏هاى تشویق و روشهاى رغبت‏آفرینى در افراد به شمار مى‏آید.
از آنجا که تشویق، براى انگیزش به کار نیک است، اگر کمتر از«ارزش کار» و «فضیلت صفات‏» باشد، موجب کم‏اهمیت جلوه یافتن آن‏کار و صفت مى‏گردد. مثلا اگر یک دانش‏آموز، پس از یک سال تلاش‏پیگیر در امر تحصیل و داشتن معدل «بیست‏»، فقط با یک «بارک‏الله‏» و«احسنت‏» تشویق شود، روحیه خود را از دست مى‏دهد، یا اگر در برابرفداکارى عظیم و ایثار چشمگیر یک انسان وارسته، تنها به ستایش‏مختصرى اکتفا شود، حق او ادا نشده است. برعکس، اگر در برابر کارنیک کوچکى عظیمترین تشویقها به عمل آید، مثلا در یک جلسه و دریک مسابقه حضورى براى کسى که یک پرسش عادى را فى‏المجلس‏جواب داده، یک «سفر حج‏» جایزه بدهند، این نیز بدآموزى دارد، هم‏ارزش آن جایزه لوث مى‏شود، هم براى آنان که با تلاش بیشتر، شایستگیهاى والاترى را از نظر علمى و عملى دارند ولى مورد تشویق‏قرار نمى‏گیرند، دلسرد و مایوس مى‏کند.
ب: افرادرا بانام نیک صدا زدن 
اکثر مردم نام خود را به همه نامهای عالم ترجیح می دهند ! اگر اسم آنها را بیاد آورید و آنرا به آسانی و درستی  تلفظ کنید  برای صاحب اسم به منزله لطیف ترین تعارفات و گرانبها ترین  توجهات است  اما  اگر آن را  فراموش کنید یا به خوبی از عهده تلفظش بر  نیایید موجب رنجش خاطر مخاطب خود خواهید شد .
پس باید اسم اشخاص را به خاطر سپرد لیکن ما همواره از این کار غفلت می کنیم یا وقت نداریم و یا زحمت یادداشت  کردن به خود نمی دهیم . با تکرار می توان آنها را در حافظه خود ترسیم نمود.
غالبا تصورمی کنیم که اینکار وقت ما را تلف می کند در حالی که با به کار بردن نام افرادبه آنها می فهمانیم که برای ما مهم هستند و آنها را دوست داریم .
سعی کنید دوستان خود را با نام کوچک صدا بزنید چون اینکار حس صمیمیت زیادی را نسبت به زمانی که با نام خانوادگی مورد خطاب قرار می گیرند القا می نماید.
ناپلئون سوم می گفت  که با  وجود گرفتاری  و توجه تام  به امور کشور تقریبا اسم همه مردمی که به او برمی خورند را در نظر دارد . روش او دراین مورد بسیار ساده بود ، هر وقت اسم کسی را درست نمی شنید می گفت : ببخشید درست متوجه نشدم . واگر اسمی مشکل بود املاءآن را هم می پرسید . درضمن مکالمه با آن شخص سعی میکرد که چند بار اسم او را ببرد و می کوشید نام او را با شکل و قیافه شخص نسبتی دهد
درست است که این عمل نیازمند صرف وقت است  اما به قول امرسون :« حسن معاشرت مرکب از فداکاریها و گذشت های کوچک است. »
بنابراین اگر می خواهید که مردمان شما را دوست بدارند بیاد داشته باشید که نام هر کس برای او مطبوعترین کلمه است.دیگران را با نام نیکو صدا بزنیدتا حس مهم بودن را درآنها برانگیزید
 ج:  اظهار علاقه کردن به اطرافیان
ابراز علاقه به مخاطب  نشانگر مهم بودن او برای ما است پس صمیمانه به دیگران علاقه بورزید :
  اگر می خواهید قلوب دیگران را جلب نمایید دوست داشتنی باشید ، در فکردیگران باشید و آنها را دوست بدارید. اگر واقعا بدیگران علاقه مند شویدو صمیمانه  و در نهایت اخلاص به آنها مهر بورزید ، ظرف مدت کوتاهی چندان طرفدار و علاقمند  پیدامیکنید که اگردوسال می کوشیدید تا سایرین رابه خود علاقه مند سازید اینقدر موفق نمی شدید!
برای ارتباطات بهتر با مردم نبا ید از متحمل شدن زحمت و تمرین  پی درپی خسته شد چون این هنر بدون صرف وقت و اندیشه و فداکاری بدست نمی آید .
برای مثال در هنگام گفتگو با دوستان وکسانی که در زندگی شما تاثیر مثبتی دارند  به طریقی  از روز تولد آنها آگاه شوید و این روز ها را به خاطر بسپارید (اگر مشکل است می توانید جایی یادداشت کنید!) و به محض فرا رسیدن این روزها به آنها تبریک بگویید .دقت کنید که چه حس خوبی  در طرف مقابل ایجادمی کند و چه پیشرفتی  برای شما حاصل می شود .  شما با اینکار (حتی اگر هدیه ای هم ندهید ) به طرف مقابل می فهمانید که او برای شما مهم است و شما  به او علاقه دارید .
و یا زمانی که دوستتان به شما  تلفن می کند لحنی به خود بگیرید  تا معلوم شود شما با نهایت میل و شوق زیاد صدای او را می شنوید .
  3- سود و منافع دیگران را در نظر گرفتن
ارزش هرکس به اندازه خدمت و خوبی و نفعی است که از او به دیگران می‏رسد. میزان محبوبیت مردم در دل‏ها نیز بستگی به اندازه خیری دارد که از آنها عاید دیگران شود. درختی که نه میوه داشته باشد، نه شاخ و برگ و سایه، نه حتی چوب آن برای تهیه تخته و ساختن در و پنجره مفید باشد، شایسته سوختن و خاکستر شدن است و تنها لایق عنوانِ «هیزم» است.
اقا، کسی است که خدمتی به دیگران کند. این مضمون کلام حضرت علی‏علیه‏السلام است که فرمود:  مردان با جود و سخاوت به سیادت و آقایی می‏رسند». 18
این نیز نوعی کمال در رفتار و سلوک با دیگران است که بر محور داد و دهش انجام می‏گیرد
بنابرین در هر ارتباطی منافع دیگران را در نظر بگیرید خصوصاً وقتی که این ارتباط برای رضای خدا باشد  تا مطمئن نشده­اید که چیزی به کسی می دهید از او چیزی نخواهید. تا منفعتی برای طرف مقابل در نظر نگرفته­اید، از او درخواستی نکنید.
 
مطالب اخیر تطابق ذوالقرنین با کوروش کبیر مبانى فقهى دفاع از سرزمین‏هاى اسلامى جایگاه عفاف و حجاب در اسلام کوروش و نظام قانون گذاری امام زمان علیه السلام در خطابه غدیر اخلاق و آداب معاشرت اجتماعی روابط دختران و پسران از نگاه قرآن و روایات خطابه مهم غدیر اهل بیت پیامبر ( ص ) در قرآن و سنت مقاله - آثار و فواید حجاب
کلمات کلیدی وبلاگ مذهبی (٦) تاریخی (٢) حجاب (۱) اجتماعی (۱)
 

گوشه‏ ای از حیات پربرکت امام جعفر صادق (ع)

گوشه‏ ای از حیات پربرکت امام جعفر صادق (ع)

گوشه های از حیات پر برکت امام جعفر صادق (ع)

گوشه‏ای از حیات پربرکت امام جعفر صادق (ع): سایت تخصصی دانلود نرم افزار مذهبی موبایل ورایانه اسلامی اینبار نرم افزار گوشه‏ای از حیات پربرکت امام جعفر صادق (ع) را برای دانلود شما اماده کرده برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.   دانلود نرم افزار   دریافت فایل دریافت فایل دریافت فایل دریافت فایل سایت منبع : قائمیه اصفهان W ... بیشتر بخوانید »

نرم افزار قضاوتهای شگفت انگیز حضرت علی(ع)

نرم افزار قضاوتهای شگفت انگیز حضرت علی(ع)
دسته: نرم افزار مذهبی
این نرم افزرا قضاوتهای محیرالعقول و معجز گونه حضرت علی (ع) است که پس از قرنها دانشمتدان و عالمان از این درخشش الهی انگشت خیر به دندان گرفته و در شگفتی فرو رفته اند. او تنها بشری بود که در کهبه زاده شد و گشت به محراب حق شهید.

                             

(ادامه…)


icon ادامه مطلب

رساله 10 مرجع

رساله 10 مرجع
حجم: 3.62mb

دانستنیهای قران


دانستنیهای قرآنی
حجم: 311kb

تفسیر همراه نمونه

همراه نمونه
حجم: 6.88mb


احادیث همراه

احادیث همراه
حجم:
633kb

[ شنبه بیست و دوم تیر 1392 ] [ 16:28 ] [ مرتضـــــــــی جنادله و صلاح البویلال ]

معلم کوهستان


معلم یک کودکستان به بچه های کلاس گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدشان می آید،از هر میوه ای که دوست دارند بریزند و با خود به کودکستان بیاورند.
فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به کودکستان آمدند.
در کیسه بعضی ها دو,بعضی ها سه،و بعضی ها پنج,میوه بود
معلم به بچه ها گفت:
تا دو هفته هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند.
روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی میوه های گندیده. به علاوه،آن هایی که میوه های بیشتری داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند.
پس از گذشت دو هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند.
معلم از بچه ها پرسید: از اینکه دو هفته میوه ها را با خود حمل می کردید چه احساسی داشتید؟
بچه ها از اینکه مجبور بودند ، میوه های بد بو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند شکایت داشتند.
آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی،این چنین توضیح داد:
این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می دارید و همه جا با خود می برید.
بوی بد کینه و نفرت قلب شما را فاسد می کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می کنید. حالا که شما بوی بد میوه ها را فقط برای دو هفته نتوانستید تحمل کنید…
پس چطور می خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟
با همدیگر دوست باشیم برای همیشه

رجبعلی خیاط کیست؟

 

شیخ رجبعلی، عارف نامی و صاحب دل شیرین سخن بود که سال‌ها به دلیل اشتغال به دوزندگی به خیاط شهرت یافت،


شیخ رجبعلی نکوگویان (ره) در سال ۱۲۶۲ ه. ش در تهران دیده به جهان گشود. پدرش مشهدی باقر پیشه ور بود و سایه پرمهرش دوازده سال همراه رجبعلی بود. با مرگ پدر، رجبعلی دوازده ساله که از برادر و خواهر تنی بی‌بهره بود در غربتی سنگین و جانکاه گرفتار شد.

سال‌های کودکی و نوجوانی را به فراگیری خواندن و نوشتن پرداخت و پس از آن برای گذراندن زندگی به کار خیاطی روی آورد. نوجوانی بیش نبود که به شوق شنیدن مواعظ و پندهای انسان ساز اخلاقی، در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) و مساجد شهر، پای منبرخطیبان می‌نشست و خمیره درون خویش را با نوشیدن آیات قرآن و روایات معصومان (ع) شکل می‌بخشید. تنهایی، تفکر و خودسازی از او شخصیتی ساخت که توانست در پرتلاطم‌ترین سال‌های آغاز جوانی، قهرمانانه‌ترین حرکت زندگی خود را که در تمام سالیان عمر پربرکتش نقش داشت آشکار سازد. او که از تأثیر سخن واعظان و بیش از همه سخنان میرزا محمد تقی بافقی و مرحوم آیت الله میرزا مهدی اصفهانی (ره) نفس آدمی را کینه توز‌ترین دشمن انسان می‌دانست، پیوسته می‌کوشید که با لگام زدن بر نفس خویش، دشمن توانای وجود خود را از سرکشی و طغیانگری باز دارد. چنین بود که وقتی گوشه‌ای از دنیا در چهره زیبارویی پرفریب و افسون و سرشار از نیرنگ به او روی آورد، چشم از آن فروبست و رخ برتافت. همین پایداری جوان خیاط در برابر خودنمایی‌های افسون گرانه دنیا بود که روزنه‌های پردرخشش جهان معنا را بر روی او گشود و از همین زمان بود که لطف و محبت جاودان الهی بر وجود او پرتو افکند.

شیخ مکتب نرفته، با‌‌ همان صفای باطن و صمیمیت دوست داشتنی، خود به چنان باور و ایمانی رسید که تا دم مرگ لحظه‌ای از دعا ومناجات به درگاه الهی غافل نبود.

سرانجام، پس از هفتاد و نه سال بندگی و عبادت خداوند در این دنیای گذرا، در شهریور ۱۳۴۰ هجری شمسی، مرغ وجود شیخ از قفس پر کشید و به جوار رحمت حق پیوست.

اکنون بیش از ۵ دهه از رحلت این عارف نامی و صاحب دل شیرین سخن می‌گذرد و هنوز ارشادات وهشدارهای آن پیر روشن ضمیر با تلاش تعداد معدودی از شاگردان او سینه به سینه به گوش جان مومنان وسالکان طریق الی الله جامعه ولایی و ایمانی ایران تزریق می‌شود و گوش‌ها و جان‌ها را نوازش می‌کند.

مشکلات مدرسه رفتن

+ نویسنده ابراهیم گودرزی در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1391 | GetBC(876); آرشیو نظرات


در جامعه‌ی ما همه برای تحصیلات، اهمیت بسیاری قایلند و دوست دارند فرزندشان در مدرسه، خیلی خوب و درس‌خوان باشد؛ ولی گاهی وضعیت تحصیل کودک، بر وفق مراد پیش نمی‌رود و مسایلی به وجود می‌آید که باید به حل و رفع آن‌ها پرداخت.


مشکل کودک شما در مدرسه ممکن است به مسایل آموزشی یا تربیتی مربوط باشد. این مسایل،‌ از حرف زدن سر کلاس تا بی‌توجهی و بی‌اعتنایی کامل،‌ از فراموش کردن انجام تکالیف تا مشکلات جدی در یادگیری و خودداری از رفتن به مدرسه تا بی‌فایده کردن زحمت معلم‌ها متفاوتند. در این‌جا این پرسش مطرح می‌شود که چگونه باید با این مسایل برخورد کنیم؟! در این‌جا، روش‌هایی را برای کمک به کودک و هم‌چنین، همکاری با آموزگاران او برای حل و رفع مشکلات مربوط به تحصیل فرزندتان پیشنهاد می‌کنیم.



نمی‌خوام برم مدرسه!


«آریا، برای سومین بار در این هفته دل درد و سردرد دارد و اصرار می‌کند حالش برای به مدرسه رفتن خوب نیست؛ سارا از یک روش متفاوت استفاده می‌کند: او آن‌قدر نگران بیرون رفتن از خانه است که خودش را زیر تخت پنهان می‌کند تا کسی نتواند او را پیدا کند؛ شایان ده ساله، تصمیم می‌گیرد که دیگر به مدرسه نرود چون خوشش نمی‌آید.»

والدین، هیچ‌گاه اطمینان ندارند که آیا به اجبار کودک را به مدرسه فرستادن، کار درستی است یا نه؟ آن‌ها به طور دقیق  نمی‌دانند که آیا کودک، واقعاً احساس ضعف و بیماری می‌کند و یا مثل بسیاری از کودکان که گاهی دلشان نمی‌خواهد به مدرسه بروند، بهانه‌گیری می‌کند. در خانه‌هایی که مدرسه رفتن کودکشان به صورت یک مشکل درآمده، صبح‌های زود، مالامال از اشک و دعوا و سر و صداست.

بیشتر کودکانی که والدینشان آن‌ها را برای مشاوره نزد ما می‌آورند، به دلایل کاملاً واقعی و حقیقی از رفتن به مدرسه سرباز می‌زنند و تعداد کمی نیز دچار انواع مختلفی از ترس‌ها هستند. نمونه‌هایی از مسایل احساسی کودکان، می‌تواند ترس از جدا شدن از پدر و مادر تا ترس از قُلدر مدرسه باشد. کودکان،‌ ممکن است هنوز نیاموخته باشند که چگونه تمام مسایل دنیای خارج را تجزیه و تحلیل و حل و رفع کنند. گاهی، این مشکل از خانه ناشی می‌شود. مثلاً در یک خانواده‏ی متشنج، ‌کودک ممکن است از ترس این‌که مبادا وقتی در خانه نیست اتفاق ناگواری بیفتد، دوست نداشته باشد به مدرسه برود و یا  در بعضی موارد،‌ ممکن است به طور ناخودآگاه حس کند اگر در منزل باشد،‌ توجه والدینش به سوی او جلب خواهد شد و آن‌ها دیگر با هم به جنگ و جدل نخواهند پرداخت.

شما نمی‌توانید کودک را مجبور کنید که مدرسه را دوست داشته باشد؛  ولی می توانید باعث ایجاد اعتماد و امنیت در او شوید. می‌توانید کمک کنید با احساساتش کنار بیاید و او را به سوی راه حل احتمالی هدایت کنید. در عین حال،‌ شما می توانید رفتارهایی را که به نحوی باعث ایجاد مشکل شده‌اند، تغییر بدهید و یا حذف کنید.


• برای ماندن در خانه، شرایط خاصی را تعیین کنید. برای مدرسه نرفتن شرایط مشخصی تعیین کنید.

برای مثال، کودک باید تب بالای 38/5 درجه داشته باشد و نشانه‌های روشنی از ناخوشی را نیز نشان دهد. اگر کودک، بیمار است باید در رختخواب بماند، ولی چنان‌چه می‌بینید ناخوشی فرزندتان با رفتن سرویس مدرسه به طرز عجیبی ناپدید می‌شود، ترتیبی بدهید که آن روز به کودک خوش نگذرد. به این مفهوم که نگذارید آن روز را به بازی و تفریح و خوراکی خوردن بگذراند. برای او مکانی مناسب حال یک بیمار ایجاد کنید،‌ به طوری که حق نداشته باشد با دوستانش بازی کند. او باید تمام روز در رختخواب بماند و فقط غذاهای مناسب یک بیمار را به او بدهید.


• علت مدرسه نرفتن را پیدا کنید. کشف کنید چه عاملی در مدرسه  آن‌قدر کودکتان را آزار می‌دهد که از رفتن به آن‌جا خودداری می‌کند.


• با کودک صحبت کنید. کودک را تشویق کنید تا تمام خبرها و اتفاقاتی که باعث می‌شوند تا او به مدرسه نرود را، برای شما بگوید. این روش را هم بیازمایید: از کودک بخواهید فهرستی از آن‌چه در مدرسه،  مورد علاقه‌اش است و آن‌چه را که دوست ندارد، با ذکر دلیل برای شما بگوید.  ببینید آیا نشانه‌هایی از این که کودک از مدرسه رفتن نمی‌ترسد،‌ ولی از ترک خانه واهمه دارد، می‌بینید یا خیر؟ ممکن است شما نتوانید به حل و رفع مشکل بپردازید ولی می‌توانید به کودک کمک کنید تا با احساساتش کنار بیاید. با نشان دادن علاقه‌تان و درک مسایلش به او اطمینان خاطر بدهید.


• با دوستان و برادر و خواهرهای کودک صحبت کنید. شما اغلب می‌توانید با پرسش از کسانی که به نحوی با علل احتمالی نرفتن کودک به مدرسه سر و کار داشته‌اند، از احساساتش آگاه شوید. گاهی برادر و یا خواهر بزرگ‌تر می‌تواند اطلاعات مفیدی به شما بدهد یا شما را در حل و رفع مسأله یاری کند.


• با معلم کودکتان صحبت کنید. مشکل را با او در میان بگذارید. سرآغاز این رفتار، چه آموزشی و چه احساسی باشد، معلم باید از قضیه اطلاع داشته باشد و حتی ممکن است بتواند در حل و رفع آن مشکل، کمک بزرگی برای شما باشد.


• کودک را به مدرسه و محیط آن علاقمند کنید. این راه‌ها را برای تشویق کودک برای رفتن به مدرسه بیازمایید:


1. با نظری مساعد درباره‌ی مدرسه صحبت کنید. روزهایی را که قرار است اتفاق خاصی در مدرسه بیفتد یا برنامه‌ی خاصی در مدرسه وجود دارد، در تقویم علامت بگذارید. مثلاً به کودک بگویید: «این هفته قراره تمام بچه‌های کلاستون رو برای بازدید از یک ایستگاه آتش نشانی ببرند، فکر می‌کنی چه چیزهای تازه‌ای ببینی؟ یادت باشه برای من همه‌اش رو تعریف کنی.» یا «شنبه‏ی دیگه قراره برید اردو، هی پسر، خیلی باحاله نه؟»

2.به کودک کمک کنید وسایلی را پیدا کند و به مدرسه ببرد و به دوستانش نشان دهد و یا موضوع‌های جالبی را برای دوستانش تعریف کند. برای نمونه، عکس گربه‌اش را به مدرسه ببرد یا یک اسباب بازی جدید را به دوستانش نشان دهد. (البته اگر این کار خلاف قوانین مدرسه نباشد.)

3.با کودکتان درباره‌ی چیزهایی که در مدرسه دوست دارد و می‌پسندد صحبت کنید. از کودک بخواهید که تمام مسایلی را که درباره‌ی مدرسه و در ارتباط با مدرسه دوست دارد به شما بگوید و سپس، از همین اطلاعات برای تشویق کودک برای مدرسه رفتن استفاده کنید. برای نمونه: «امروز نقاشی دارین یا نه؟ امروز خانم .م.. قراره بیاد سرکلاستون مگه نه؟» و خلاصه آن‌که، به او یاد آوری کنید که چیزهای مورد علاقه‌اش را در مدرسه خواهد دید.

4.کودک را به ایجاد دوستی‌های مدرسه ای تشویق کنید. به کودک کمک کنید با هم مدرسه‌ای‌هایش دوست شود و دوستی‌هایش را با آنان گسترش دهد. به ویژه اگر مدرسه‌ی او خیلی نزدیک نیست و دوستان زیادی در همسایگی منزل دارد باید بیشتر به این موضوع توجه کنید. میگنا دات آی آر.برنامه‌هایی را برای آن‌که دوستان مدرسه‌ای کودک شما به منزلتان بیایند و با هم بازی کنند، ترتیب دهید و یا طوری برنامه‌ریزی کنید که دوستان هم مدرسه‌ای،‌ هفته‌ای یک بار و هر بار  در منزل یکی از آن‌ها دور هم جمع شوند. برای کودکان بزرگ‌تر، راه‌هایی را پیشنهاد کنید که با دوستانشان در خارج از مدرسه ملاقات داشته باشند. مثلاً بگویید: «پریسا، چرا به شهرزاد تلفن نمی‌کنیم که امشب با ما به سینما بیاد؟»


• کودک را به مدرسه برسانید

اگر می خواهید که کودکتان، به ویژه بعد از چند روز غیبت یا تعطیلی، مثل سابق و به طور مرتب به مدرسه برود، او را برسانید و سری هم به مدرسه بزنید تا با معلم های کودکتان صحبت کنید. برای حاضر شدن صبح‌گاه خوب است موارد زیر در نظر گرفته شود:









• رفتن مرتب و سر وقت به مدرسه را به صورت برنامه‌ی اصلی کودک در آورید.


اگر کودکتان مدتی به مدرسه نرفته است و یا برای رفتن به مدرسه مقاومت می کند، ممکن است لازم باشد با معلم‌ها و ناظم‌ها و دیگر مسؤولان مدرسه هماهنگی‌هایی را انجام دهید. این پیشنهادها در مورد بسیاری از کودکان، نتیجه‌ی خوبی داده اند.

۱- ترتیبی بدهید که یکی از معلم‌ها یا ناظم‌ها کودکتان را که کنار در مدرسه مردد ایستاده است، ببیند و او را تا کلاس راهنمایی کند. البته این کار نباید باعث شود دیگر هم‌کلاسی‌های کودک او را سرزنش یا مسخره کنند.

۲- طوری با مسؤولان مدرسه هماهنگ کنید که کودک، در ابتدای سال تحصیلی جدید مدت کوتاهی مورد حمایت بیش‌تر آن‌ها قرار گیرد. بدین ترتیب که مثلاً اگر کودکی از رفتن به کلاس جدید واهمه دارد، در روز اول، با معلم سال گذشته‌اش باشد تا به تدریج به محیط عادت کند.



• رفتار مثبت کودک را برای مدرسه رفتن مورد توجه قرار دهید و جایزه بدهید.


به کودک نشان دهید که در نظر شما مدرسه رفتن او کار بسیار مهم و با ارزشی است و اهمیت فراوانی برای این مسأله قایلید. هر کاری را که مربوط به مدرسه رفتن است، از جمله آماده شدن، از خواب بیدار شدن، به موقع به سرویس رسیدن و… بدون تشویق و جایزه نگذارید.




۲- روشی را برای جایزه دادن مرتب و رسمی پایه‌گذاری  کنید. به کودکتان در ازای کارهای مفیدش برای مرتب رفتن به مدرسه امتیاز بدهید. به یاد داشته باشید در شروع کار، نیاز به صرف نیروی بیش‌تری خواهید داشت تا به تدریج، کودک راه بیفتد. ممکن است لازم باشد بعد از تعطیلات یا غیبت‌ها، روش جایزه‌دهی را تقویت کنید.


تکالیفش را انجام نمی‌دهد و درس نمی‌خواند


هدف از تکالیف منزل، این است که آن‌چه در طول روز در مدرسه آموخته شده، در ذهن دانش آموز تقویت شود و به یاد سپرده شود. هم‌چنین کودک بیاموزد که چگونه به تنهایی و بدون کمک مستقیم معلم،  مسئله‌ای را حل کند یا سؤالی را پاسخ دهد. و مهم‌تر این‌که کودک بتواند فرصت‌هایش را زمان‌بندی کند و همچنین، زمانی را به انجام تکالیف شب اختصاص دهد و احساس مسؤولیت را بیاموزد. این کار به انگیزه، نظم و توانایی استفاده از منابع درسی نیازمند است. تکلیف شب یکی از روش‌هایی است که به کودک می آموزد چگونه به تنهایی بیاموزد.

هرچه کودک از انجام تکالیف یا درس خواندن بدش بیاید مهم نیست. آن‌چه اهمیت دارد این است که او باید به عنوان وظیفه‌ی هر روزه آن ها را انجام دهد. پس از مدتی، بهانه‌های پایان ناپذیری که اغلب معلم‌ها عادت به شنیدن آن‌ها دارند از قبیل: «دفترم افتاد توی جوی آب»، «خواهرم دفتر مشقم رو پاره کرد»، «دیشب مریض بودم» باید فراموش شوند و تکالیف و درس‌های خواندنی باید به درستی و منظم و سر‌ موقع انجام شوند؛ ولی چگونه باید درس خواندن و انجام تکالیف را برای کودک به شکل یک عمل مثبت و مفید و حتی دوست داشتنی درآورید و در عین حال، از فشار و تنشی که این مسایل بر خانواده اعمال می‌کنند، بکاهید؟


• ازانتظارات و اهداف مسؤولان آموزشی از دادن تکلیف آگاه شوید.

بسیار اهمیت دارد که دریابید، آموزگاران و برنامه‌ریزان آموزشی چه انتظارات و چه اهدافی دارند.


۱- از کودک اطلاعات کسب کنید. با شروع سال تحصیلی،‌ شما هم باید مدام از طریق کودک از تکالیف مدرسه و برنامه‌ی امتحانات آگاه شوید. بکوشید به کودک کمک کنید که برای درس خواندن و انجام تکالیفش بر اساس این برنامه ها، برنامه‌ریزی و زمان‌بندی کند. برای نمونه: «هر دوشنبه دیکته داری پس باید یکشنبه‌ها دیکته کار کنی» یا «شنبه‌ها و سه‌شنبه‌ها ریاضیات دارید پس تکلیف مربوط به آن باید…»

اگر همیشه پاسخش این است که: «هیچ نباید انجام بدهم.» یا «قبلاً کارهام رو کردم» از او بخواهید تکالیفش را به شما نشان دهد. این کار به شما کمک می‌کند تا در جریان کار او قرار گیرید و دریابید پیشرفتش چگونه است. با نشان دادن توجه‌تان، به کودک می‌فهمانید که برای شما اهمیت دارد که او چه آموخته و چه قدر پیشرفت می‌کند و آیا تکالفش را به موقع و درست انجام می‌دهد یا نه و او درخواهد یافت که شما به این مسائل علاقه دارید. در مورد بعضی از کودکان، باید مدتی احساس یک پلیس یا بازپرس را داشته باشید، ولی شبیه به آن‌ها عمل نکنید یا حداقل ظاهراً این‌طور نشان ندهید و نگذارید کودک احساس کند که بازجویی می شود. بکوشید نقش یک همراه و همیار را بازی کنید: «چطوری نیلوفر؟ مدرسه چه طور بود؟ انگار خیلی خسته شدی؟ بیا بریم یه چیزی بخوریم بعد ببینیم قبل از شروع برنامه‌ی کودک چه کارهایی باید بکنی؟»



درباره‌ی تکالیف شب و زمان انجام آن‌ها سوال کنید. آیا امتحان یا پرسش هفتگی یا روزانه در برنامه‌ی او هست یا نه؟ آیا مطالعه‌ی خارج از کتاب لازم است؟ برنامه یا کار تحقیقاتی خاصی به کودک محول خواهد شد؟ نمره گرفتن دانش آموز بر چه مبنایی خواهد بود؟ کار کلاسی چقدر اهمیت دارد؟ چه انتظاراتی از شما دارد؟ این کار نه تنها باعث می‌شود که شما و معلم یکدیگر را بهتر بشناسید بلکه بدین ترتیب، می‌توانید از برنامه‌ها و سیاست‌های معلم و مدرسه نیز آگاه شوید.
۱-ترتیبی دهید که کودک، هرچه زودتر و مرتب تر کارهای قبل از مدرسه اش را انجام دهد. تمام تلاشتان را بر روی آماده کردن او، متمرکز کنید. هرچه برنامه‌ی دقیق‌تری برای صبح داشته باشید این کار راحت‌تر خواهد بود. ترتیبی بدهید که خوردن صبحانه و لباس پوشیدن برای کودکتان به صورت عادت درآید، به طوری که برای انجام آن‌ها نیازی به فکر کردن نداشته باشد. اگر برنامه‌تان نقص دارد و باعث ناراحتی و زحمت کودک می‌شود، آن را تغییر دهید. ۲-به غر زدن کودک توجه نکنید. به غرزدن‌های کودک درباره‌ی مدرسه و نظریات منفی او بی‌اعتنایی کنید و به جای آن، نظرات مثبت و اشتیاق کودک را به مدرسه رفتن تشویق کنید و به او پاداش بدهید. ۳- در صورت لزوم، در تمام مراحل صبحگاهی، ‌کودک را به انجام کارها وادار کنید حتی اگر لازم است به زور این کار را انجام دهید. باید این کار را یکی از پدر و مادر که کمتر احساساتی است انجام دهد. حالت صورت شما باید جدی و مصمم،‌ ولی کاملاً مثبت و مهربان باشد. او را به مدرسه و در صورت امکان، سر کلاس ببرید و به سرعت آن‌جا را ترک کنید. ۳- در روزهای تعطیل با کودکتان به مدرسه بروید. دیدن مدرسه در ساعات تعطیلی می‌تواند کمک خوبی باشد تا در زمان‌هایی که مدرسه پر از دانش آموز است، کودک راحت‌تر محیط را بپذیرد. ۱- با توجه‌تان کودک را تشویق کنید.  اگر فرزندتان با مدرسه نرفتن یا تنبلی در این مورد، مقدار زیادی از وقت شما را می‌گیرد، روشتان را تغییر دهید و توجه بیشتری به او نشان دهید. برای مثال، بعد از مدرسه با او نهار بخورید یا بعد از مدرسه دنبال او بروید و با هم به گردش بروید. ۲-  اطلاعاتی از مسؤولان مدرسه درباره‌ی کودکتان به دست آورید. در اوایل سال تحصیلی، معلم کودکتان را ملاقات کنید، از نحوه‌ی تدریس و انتظارات او آگاه شوید و پرس‌و‌جو کنید. ۳-  برنامه‌ای برای انجام تکالیف تدوین کنید. همراه با کودک، برنامه‌ای مناسب برای انجام تکالیف شب و مطالعه تهیه کنید. به طوری که با برنامه‌های مدرسه و همچنین برنامه‌های دیگر کودک هماهنگی داشته باشد. به یاد داشته باشید برنامه‌ای که برای یک کودک مناسب است، امکان دارد برای یک کودک دیگر مناسب نباشد. بعضی کودکان نیاز دارند که بعد از مدرسه مدتی به بازی بپردازند و انرژی مازادشان را مصرف کنند، ولی بعضی دیگر وقتی بازدهی بیشتری دارند که قبل از بازی تکالیفشان را انجام دهند.

ابتدا برنامه‌تان را بیازمایید و اگر لازم است در آن تغییرات مناسب را اعمال کنید.


الف- زمان مشخصی را تعیین کنید.

ب- مکان ویژه ای را برای انجام تکالیف تعیین کنید.



• بر نحوه‌ی درس خواندن فرزندتان نظارت کرده،‌ آن را تقویت کنید.

اگر فرزند شما تکالیف مدرسه‌اش را انجام نمی‌دهد و یا در انجام آن‌ها مشکل دارد، باید به او کمک کنید تا علت را کشف کند و در حل و رفع آن بکوشد.


۱-در صورت لزوم برنامه را تغییر دهید. برنامه را برحسب نیازها و شرایط تغییر دهید. مثلاً فرنام خیلی راحت حواسش پرت می‌شود و وقتی در اتاقش تنهاست و کسی بر کارش نظارت نمی‌کند،‌ نمی‌تواند کار مفیدی انجام دهد. چون به نظر می‌رسد او نیاز شدیدی به نظارت دارد. بنابراین، همه با هم تصمیم می‌گیرند که از این به بعد فرنام تکالیفش را در آشپزخانه،‌ روی میز غذاخوری، بعد از عصرانه و تحت نظارت یکی از والدین انجام دهد.





• نظم و ترتیب و مهارت های مطالعه را به فرزندتان بیاموزید.

نظم و ترتیب، بدون آموزش در کسی به وجود نمی‌آید. مهارت‌های مطالعه هم غریزی نیستند. بنابراین به کودک کمک کنید تا آن‌ها را بیاموزد.

۱-      تکالیف طولانی را به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم کنید.

۲-      به کودک بیاموزید چگونه زمان‌بندی کند.




اگر شما دوستان نیز ، در این زمینه دارای تجربیات و نظرات ارزشمندی هستید، قطعا خواندن آن‌ها می‌تواند به همه کمک کند. لطفا ما را بی‌بهره نگذارید.
۲-برای کودکی که به جای انجام دادن تکالیفش به بازی می‌پردازد، از خود بازی یا فعالیت‌های دیگر که مورد علاقه‌ی اوست به عنوان پاداشی برای انجام تکالیف استفاده کنید و یا بازی و انجام تکالیف را به صورت نوبتی در آورید. بدین معنا که بخشی از تکلیفش را انجام دهد و سپس، ده دقیقه آزاد باشد برای بازی و بعد به انجام بخش دیگری از تکلیف بپردازد و پس از آن ده دقیقه‌ی دیگر بازی کند. ۳- زمان‌های درس خواندن را ثبت کنید. برای مجموع زمان‌هایی که صرف درس خواندن می‌شوند یک محدوده‌ی زمانی در نظر بگیرید و در صورت لزوم، آن را به تدریج افزایش دهید. بگذارید کودک، زمان را محاسبه کند و زمان‌های استراحت را از آن کسر کند. در صورت صرف زمان کافی برای یک درس خاص، کودک را با جایزه دادن تشویق کنید. ۳-      به کودک بیاموزید از نحوه‌ی چگونگی انجام آن تکلیف در مدرسه به خوبی آگاه شود.

 

کتابهای مختلف

 دانلود کتابهای کامپیوتر وIT

 دانلود کتابهای آموزشی

 دانلود جزوات دانشگاهی

 دانلود کتابها و مقالات کوتاه

 دانلود کتابهای ادبی وادبیات

 دانلود کتابهای اقتصادی

 دانلود کتابهای تاریخی

 دانلود کتابهای تخصصی

 دانلود کتابهای حقوقی

 دانلود کتابهای داستان و رمان

 دانلود کتابهای دینی- مذهبی

 دانلود کتابهای روانشناسی

 دانلود کتابهای زندگینامه

 دانلود کتابهای سیاسی

 دانلود کتابهای شعر معاصر

 دانلود کتابهای علمی-پزشکی

 دانلود کتابهای متفرقه

 دانلود کتابهای هنری

 دانلود کتابهای موبایل

 دانلود کتابهای کودک-نوجوان

 دانلود کتابهای ورزشی

 

 

 

 

- دانلود کتاب کامپیوتر

- دانلود کتاب تاریخی

- دانلود کتاب آموزشی

- دانلود کتاب روانشناسی

- دانلود کتاب ادبی و ادبیات

- دانلود کتاب دینی - مذهبی

- دانلود کتاب داستان و رمان

- دانلود کتاب اقتصادی

- دانلود کتاب علمی-پزشکی

- دانلود کتاب هنری

- دانلود کتاب کودک و نوجوان

- دانلود کتاب و مقالات کوتاه

- دانلود کتاب شعر معاصر

- دانلود کتاب ورزشی

- دانلود کتاب زندگینامه

- دانلود کتاب سیاسی

- کتاب فرهنگی،اجتماعی

- دانلود کتاب موبایل

- دانلود جزوات دانشگاهی

- کتاب برق و الکترونیک

- کتاب عمران و معماری

- دانلود کتاب فیزیک

- کتاب مهندسی شیمی

- کتاب مهندسی صنایع

- کتاب مهندسی مکانیک

- دانلود کتاب متفرقه

 

 

 

 

 
 

نرم افزارها

تبلیغات
نرم افزار بهترین برنامه مدیریت دانلود Internet Download Manager 6.17.1 Final
1234

انس باقران

                                          اجرای طرح معنوی ضیافت ملکوت ویژه طلاباجرای طرح معنوی ضیافت ملکوت ویژه طلاب

                                          معاون تهذیب حوزه‌های علمیه گفت: طرح معنوی ضیافت ملکوت ویژه طلاب پایه‌های 2 تا 6 حوزه‌های علمیه سراسر کشور در حال برگزاری است و تا پایان ماه مبارک رمضان ادامه دارد. ادامه خبر ...

                                          معماهای اسلامی

                                            1- نخستین کسی که "تاریخ هجری" را وضع نمود؟
                                             2- نخستین جنگ صلیبی دربیت المقدس؟
                                             3- نخستین جنگ مسلما نان بایهودیان؟
                                             4- نخستین جنگ مسلما نان با مشرکان؟
                                            5- نخستین جنگ حضرت علی  علیه السلام  با مخا لفا نش
                                            6- نخستین کسی که درجنگ احد ازمیدان نبرد گریخت؟
                                            7- نخستین یهودیا نی که پیمان شکنی کردند؟
                                            8- نخستین مردمسلمانی که به ا ند لس (اسپا نیا) وارد شد؟
                                            9- نخستین فرداز مغولان که اسلام راپذیرفت؟
                                           

                                           

                                           
                                          1-عمر ابن خطاب(لعنه ا...) به پیشنهاد حضرت علی (ع) .
                                           
                                          2-جنگ اول صلیبی به دستور پاپ اوربان دوم و در سال 1099 میلادی شروع شد.
                                           
                                          3-جنگ احزاب به تحریک یهودیان و با شرکت مشرکان و یهودیان
                                           
                                          4-غزوه ی بدر
                                           
                                          5-جنگ جمل
                                           
                                          6-عمر
                                           
                                          7-بنی قینقاع
                                           
                                          8-طارق ابن زیاد
                                           
                                          9-غازان خان مغول

                                          معماهای قران

                                          لطفابراي ديدن معماها، روي جعبه کليک کنيد

                                           

                                          معماهای 1تا 10جواب معماهای1تا10

                                           

                                           

                                          معماهای 11تا 20جواب معماهای11تا20

                                           

                                           

                                          معماهای 21تا30جواب معماهای21تا30

                                           

                                           

                                           

                                           

                                           

                                           

                                          معماهای 31تا40جواب معماهای31تا40

                                           

                                           

                                          معماهای 41تا50جواب معماهای 41تا50

                                           

                                           

                                          معماهای 51تا60جواب معماهای 51تا60

                                           

                                           

                                          معماهای 61تا70جواب معماهای 61تا70

                                           

                                           

                                          معماهای 71تا80جواب معماهای 71تا80

                                           

                                           

                                          معماهای 81تا90جواب معماهای 81تا90

                                           

                                           

                                          معماهای 91تا100جواب معماهای 91تا100

                                           

                                           

                                          معماهای101تا110جواب معماهای 101تا110

                                           

                                           

                                          معماهای111تا120جواب معماهای 111تا120

                                           

                                           

                                          معماهای121تا130جواب معماهای 121تا130

                                           

                                           

                                          معماهای131تا140جواب معماهای 131تا140

                                           

                                           
                                           

                                           

                                           

                                           

                                           

                                          معماهای قرآن -140

                                           

                                           

                                          معماهای واژه ها-40
                                           

                                           

                                          معماهای بهشت-9
                                           

                                           

                                          امام زمان
                                           

                                           

                                          داستان معنوی-10
                                           

                                           

                                           اهمیت نماز-16
                                           

                                           

                                           

                                           

                                           

                                           

                                          معماهای نخستین ادیان و...-11
                                           

                                           

                                          دعاهای قرآنی
                                           

                                           

                                          اسوه های فضیلت-22
                                           

                                           

                                          معماهای نماز-24
                                           

                                           

                                          برگهای سبز از زندگی شهیددستغیب-10
                                           

                                           

                                          معماهای نخستین قرآن-12

                                           

                                           

                                          معماهای نخستین نهج-9
                                           

                                           

                                          معماهای نخستین کتاب-30
                                           

                                           

                                          معماهای نخستین تاریخ-9
                                           

                                           

                                          معماهای نخستین حدیث-6
                                           

                                           

                                          معماهای نخستین بدعت-14
                                           

                                           

                                          سوره ها وآیات قرآن -21
                                           

                                           

                                          چهل حدیث ناب-40
                                           

                                           

                                          دعاهای قرآنی-35
                                           

                                           

                                          معماهای القاب آیات-20
                                           

                                           

                                          معماهای قاریان وحافظان-12
                                           

                                           

                                          معماهای قرائت وتجوید قرآن-20
                                           

                                           

                                          معماهای کوتاهترین ها-6

                                           

                                           

                                          معماهای طولانی ترین ها-6
                                           

                                           

                                          معماهای برترین ها-12 
                                           
                                           

                                           

                                          معماهای مومن-13

                                           

                                           

                                          معماهای آخرت-9

                                           

                                           

                                            معماهای انسان-12

                                           

                                           

                                            معماهای گناه-8

                                           

                                           

                                             معماهای موسیقی قرآن-8

                                           

                                           

                                          معماهای بزرگترین ها-25

                                           

                                           

                                          معماهای نخستین جایزه ها-10

                                           

                                           

                                          معماهای نخستین شهیدان-17

                                           

                                           

                                          معماهای نخستین مساجدومراکز مذهبی-16

                                           

                                          معماهای نخستین متفرقه-29

                                           

                                           

                                          معماهای نخستین حکومتها ووزارتها-50

                                           

                                           

                                          معماهای نخستین ابتکارات واختراعات-28

                                           

                                           

                                          معماهای نخستین سیاسی-58

                                           

                                           

                                          معماهای آخرین ها-39

                                           

                                           

                                          معماهای انقلاب اسلامی-29
                                           

                                           

                                          معماهای قدیم ترین ها-23

                                           

                                           

                                          معماهای کشورهای قاره اسیا-39
                                           

                                           

                                          معماهای اصطلاحات-84

                                           

                                           

                                          معماهای قبور پیامبران درایران-7

                                           

                                           

                                          معماهای قبور پیامبران وبزرگان  درسوریه-16

                                           

                                           

                                          معماهای اصطلاحات اقتصاد  اسلامی-41
                                           

                                           

                                          معماهای اصطلاحات سینمایی-34

                                           

                                           

                                          معماهای اصطلاحات عرفانی-247

                                           


                                           

                                          حفظ قرآن کریم

                                        • دانلود صوتی کل قرآن... - 138,799 views
                                        • دانلود رایگان نرم ا... - 61,561 views
                                        • قرآن جاوا برای موبا... - 57,961 views
                                        • دانلود تفسیر المیزا... - 35,112 views
                                        • دانلود مفاتیح الجنا... - 32,775 views
                                        • دانلود تفسیر نمونه ... - 29,842 views
                                        • دانلود قرآن موبایل ... - 29,008 views
                                        • دانلود نرم افزار مف... - 28,500 views
                                        • ویژگی های جسمانی حض... - 27,480 views
                                        • دانلود رایگان آموزش... - 25,701 views
                                        • دانلود رایگان نهج ا... - 25,424 views
                                        • دانلود ۵۰ عکس جدید ... - 24,284 views
                                        • استمناء (خودارضائی)... - 22,599 views
                                        • دانلود رایگان تفسیر... - 21,554 views
                                        • مدل گوشی شما چیست؟ ... - 21,336 views
                                        • دانلود صوتی ادعیه و... - 20,850 views
                                        • دانلود صحیفه سجادیه... - 20,414 views
                                        • دانلود نرم افزار تع... - 19,030 views
                                        • دانلود سریال یوسف پ... - 18,466
                                        • موسیقی مرگ تمدن ها

                                          صنعت موسیقی با توجه به تأثیر عمیق و غیر قابل آن در ترویج افکار و عقاید، همواره به عنوان یکی از ابزارهای بالقوه ‌سيستم‌هاي فرهنگي و سياسي، در کنترل ذهن افراد در جای‌جای‌ جهان مطرح بوده است؛ امري كه مطالعه تاريخ مكتوب و غير مكتوب بشر نيز بر آن صحه مي‌گذارد. امروزه موسيقي در كنار ديگر شاخه‌هاي هنري مانند صنعت سينما و... به يكي از ابزارهای مؤثر در بسط و گسترش انديشه ها تبديل شده و مكاتبي چون فراماسونري به نحو غير قابل انكاري در جهت ترويج افكار خود از آن بهره‌برداري مي‌كنند.

                                           

                                           استفاده از موسیقی، مهم‌ترین ابزار فرقه‌های انحرافی و شیطانی، در جهت تبلیغ عقاید خود و نیز تحت تأثیر قرار دادن جامعه، به خصوص قشر جوان است. این گروه‌ها گاهی خود به عقاید مبتذل و ضد ارزشی خود اذعان کرده و گاهی نیز بدون این ادعا، به تضعیف بنیان‌های ارزشی و دینی و تبلیغ افعال شیطانی خویش می‌پردازند.

                                          به گفته بسیاری از محققان غربی و شرقی، در صنعت موزیک در بسیاری از آهنگ‌ها،‌ مفاهیم کاملاً ضد انسانی و غیر اخلاقی از جمله اعتیاد، دزدی، قتل، مسائل جنسی، همجنس‌بازی، کفر و ناسزاگویی، تقدیس شیطان، توهین به تعالیم پیامبران و ... مطرح می‌شود که عمدتاً به صورت تبلیغی و تشویقی بیان می‌شوند. تکرار مکرر این آهنگ‌ها و مفاهیم است که زمینه تغییر تدریجی فرهنگ جوامع را فراهم می‌آورد و این‌چنین می‌شود که معنویت و مسائل اخلاقی و انسانی، به مدد آهنگ‌های پرمحتوای خواننده‌های دست‌نشانده شیطان، به مرور زمان از جوامع انسانی رخت بسته و جای خود را به تفکرات دنیا‌پرستی، ماتریالیستی، اومانیستی و غیر انسانی می‌دهد و ذره ذره، ‌بشریت را به سوی نابودی سوق می‌دهد.

                                          صنعت موسیقی با توجه به تأثیر عمیق و غیرقابل انکار آن در ترویج افکار و عقاید، همواره به عنوان یکی از ابزارهای بالقوة دستگاه فراماسونری و ایلومناتی در برده‌سازی مردم جهان به سوی خود و اجرای پروژه مونارش و کنترل ذهن افراد در جای جای جهان مطرح بوده است. فراماسونری موفق شده با فرایند هنر پست‌مدرن در موسیقی پست‌مدرن و سینمای پست‌مدرن، زمینه‌هایی را فراهم کند تا بر دورانی که در آن، ترس از مدرنیزم موضوعیت پیدا کرده، حاکم شود.

                                          امروزه خوانندگان مشهوری چون Lady GaGa، Rihanna،Jay-Z، Britney Spears و... که آشکارا در خدمت اهداف فراماسونری قرار دارند، تبدیل به بتی برای جوانان شده‌اند. جوانانی که خواسته یا ناخواسته در درازمدت، تحت تأثیر پیام‌های منفی و برنامه‌ریزی شده موجود در آهنگ‌هایشان قرار می‌گیرند. پیام‌هایی که ممکن است آگاهانه و مستقیم و یا به صورت غیر مستقیم به ذهن مخاطب منتقل شود. پیام‌هایی که اگرچه ممکن است بسیاری از ما به تأثیر منفی آن‌ها اعتقادی نداشته باشیم و نتوانیم آن را درک کنیم، اما ایلومناتی و دستگاه‌های فراماسونری، بر خلاف ما، بسیار به تأثیر این پیام‌ها باور داشته و به آن دل بسته و سرمایه‌گذاری‌های زیادی را نیز روی آن انجام داده و می‌دهند.

                                          این گروه‌های شیطانی پرنفوذ، قادرند به وسیله کنسرتی که اجرا می‌کنند، مردم را به صدمه زدن به خود و حتی خودکشی ترغیب کنند. مثلاً در مورد گروه «پینک فلوید»، میانگین خودکشی یا صدمه رساندن شدید به خود، بعد از هر اجرای این گروه، 15 تا 20 نفر است. یا این‌که پس از پایان یکی از برنامه‌های «بیتل‌ها»، برای اولین بار به طور دسته جمعی به جوانان حاضر در کنسرت «هیستری» دست داد. جوانان که از موسیقی پر هیجان آن‌ها عاصی شده بودند، به خیابان‌ها ریختند،‌ اتومبیل‌ها را آتش زدند، شیشه‌های مغازه‌ها را شکستند و تعداد 135 نفر از آن‌ها از فرط هیجان غش کردند که به بیمارستان منتقل شدند. در یکی دیگر از برنامه‌های بیتل‌ها در «گلاسکو»، 300 نفر دختر، یک‌جا غش کردند.1

                                          پیام‌های عمده‌ این آهنگ‌ها، بر پایه کفر به خدا و انبیا، دعوت به سکس، مواد مخدر، خودکشی و قتل است و به طور دائم در طول اجرای موسیقی و کنسرت، با هدف کنترل ذهن مخاطب طرح و بیان می‌گردند. این پیام‌ها اغلب با صدای بسیار ضعیف و کوتاه در پس زمینه نوار ضبط می‌شود که گوش قادر به شنیدن مستقیم آن‌ها نیست. اگر در حالت طبیعی شنیده شود، چیزی از پیام را نمی‌توان شنید و فقط متن ساده نوار شنیده خواهد شد و از قدرت شیطانی خفته در پشت نوار آگاه نمی‌شویم.

                                          «ویلیام دورل»، متخصص مغز و اعصاب، در طی تحقیقات چهارده ساله خود می‌نویسد: «در مغز انسان دستگاهی مانند کامپیوتر وجود دارد که اطلاعات غیر منطقی و مستقیم را از مغز دور می‌کند و انسان را وا می‌دارد تا این اطلاعات را فراموش کند، ولی اگر هر گونه اطلاعاتی به بخش خاصی از مغز برسد، مغز آن را بدون چون و چرا پذیرفته و جزء قواعد روزمره خود قرار می‌دهد، با این روش می‌توان به سادگی اطلاعات خاصی را وارد سیستم اطلاعاتی مغز کرد، بدون این که شخص در موقع شنیدن متوجه پیام درونی آن شود. این سیستم اطلاعاتی و گیرنده پیام‌ها را در اصطلاح «درک فراآگاهی» می‌گویند. (پیام‌هایی که گوش نمی‌شنود، ولی مغز آن‌ها را دریافت می‌کند.)»2

                                          یک مورد واقعی برای تأثیر سریع و غیر قابل انکار این گونه پیام‌ها بر مغز، در یکی از سینماهای نیویورک در طی پخش یک فیلم خاص اتفاق افتاد. در طی نمایش این فیلم، میزان خرید نوشابه «کوکا کولا» و «پاپ کورن» به چندین برابر حالت عادی می‌رسید. دلیل آن این بود که صحنه قابل دیدن برای چشم در یک لحظه در روی نوار فیلم، 5 یا 6 قاب است؛ طراح این کار بین هر 16 قاب، یک اسلاید کار گذاشته بود که روی آن نوشته بود: «نوشیدن کوکا کولا و خوردن پاپ کورن لذّت‌بخش است». دیدن این اسلاید برای چشم غیر ممکن است و این قضیه زمانی لو رفت که فیلم روی یکی از همین اسلایدها پاره شد و این عبارت روی سینما دیده شد. این نمونه، نشانگر قدرت مغز انسان است که از هر کامپیوتر، سریع‌تر و دقیق‌تر عمل می‌کند.

                                          خوانندگان بسیاری چون لیدی گاگا، مدونا، بریتنی اسپیرز و ... در سایه حمایت‌های فراماسونری و ایلومناتی و با سرمایه‌گذاری هنگفت آن‌ها، به شهرتی یک شبه دست یافته و در راستای پروژه‌های کنترل ذهن، خود به ابزاری در خدمت ترویج اهداف فراماسونری در عرصه موسیقی تبدیل گردیده‌اند. به عنوان مثال، لیدی گاگا (متولد سال 1986 در شهر نیویورک) که نام اصلی‌اش جوآن استفانی آنجلینا جرمانوتا است و شاید کمتر ستاره‌ای در عالم موسیقی پاپ توانسته به اندازه او در مدتی کوتاه، چنین تأثیری بر روی شنوندگان و تماشاگران خود داشته باشد، در سال 2009 توانست در سایه حمایت لابی‌های فراماسونری و فرقه‌های ایلومناتی، نامزد دریافت نُه جایزه موسیقی ‌ام.تی.وی (MTV) شود و اخیراً هم پنج نامزدی از جمله «بهترین هنرمند سال» آمریکن میوزیک آوارد (American music award) را از آن خود کرد. در ماه ژوئن 2009 نیز، مجلة فوربز جایگاه چهارم از لیست 100 نفرة قدرتمندترین و تأثیرگذارترین افراد در جهان را به لیدی گاگا داد. در نظرسنجی مجله Time در بین کل شخصیت‌های جهان اعم از سیاسی،‌ فرهنگی و ... که اشخاصی مثل اوباما و آنجلینا جولی و افراد معروف دیگری شرکت داشتند، Lady GaGa توانست جز 100 شخصیت اول تأثیرگذار در جهان باشد. به دست آوردن چنین شهرتی در مدتی کوتاه، به دلیل حمایت‌های پشت‌پرده و همه‌جانبه فراماسونری با آن نفوذ و گستردگی ویژه می‌باشد.

                                          لیدی گاگا دختری ساده و نسبتاً زشت است و انتخاب او از طرف دولت آمریکا به عنوان خوانندة‌ فراماسونری زیرکانه بوده است؛ چون افراد زیادی می‌توانند با او همراه شده و همذات‌پنداری کنند. لیدی گاگا از معدود خواننده‌هایی است که به راحتی و بدون خجالت در مورد سکس و مسائل مربوط به همجنس‌گرایی در رسانه‌ها صحبت می‌کند و این موضوع بیش از پیش توجه منتقدان را به مسئلة‌ کنترل ذهن و به کارگیری آن در مورد لیدی گاگا جلب می‌کند. گاگا در مراسم اهدای جوایز بهترین ویدئو موزیک‌های سال 2009 که توسط کانال «ام.تی.وی» در نیویورک برگزار شد، در حالی که جایزه بهترین هنرمند جدید را از دستان خواننده معروف رپ «اِمینِم» دریافت می‌کرد، در حضور ستارگان موزیک دنیا بعد از ادای احترام به مایکل جکسون و بیان احساساتش، این جایزه را به تمام کسانی که گرایش جنسی‌شان به جنس موافق است تقدیم کرد! چشمِ جهان‌بین و دیگر نمادهای شناخته شده فراماسون‌ها، به وفور در کنسرت‌ها و آلبوم‌های گاگا مشاهده می‌گردد. اغلب افراد تصور می‌کنند اشاره و تأکید گاگا به یک‌چشمی و چشم جهان‌بین، صرفاً یک کار بی‌معنی و جهت جلب خواننده و یا یک جور مد است، اما پوشاندن یک چشم و تظاهر به یک‌چشمی و همچنین طرح نمادهایی مانند سر گرگ و هرم ماسونی و ... را نمی‌توان اتفاقی و بی‌برنامه دانست.
                                          طرح نمادهای ماسونی، در میان خوانندگان موسیقی به یک اپیدمی شایع تبدیل شده و به وفور مشاهده می‌گردد.

                                          هادی شجاعی

                                          پی‌نوشت‌ها:
                                              
                                          1. عبداللهی خوروش، حسین؛ تأثیر موسیقی بر روان و اعصاب؛ ناشر: بنگاه مطبوعاتی مطهر اصفهان، ص 65.
                                              
                                          2. همان.


                                          الغدیر علامه امینی

                                          http://www.imamalinet.net/Iview/Per/Ghadir/Ghadir48.aspx

                                           

                                           

                                           

                                          داستانهاى الغدير تجلى اميرمومنان على(ع)
                                          www.ghadeer.org/hekayat/al-ghadir/FEHREST.HTM
                                          تالیف: سيدرضا باقريان موحد
                                            ترجمه الغدير (جلد 05)
                                          http://ghadeer.valiasr-aj.net/include/list2.php?bankname=LIST&code=2078
                                            ترجمه الغدير (جلد 15)
                                          http://ghadeer.valiasr-aj.net/include/list2.php?bankname=LIST&code=2059
                                            آيات الغدير
                                          http://ghadeer.valiasr-aj.net/include/list2.php?bankname=LIST&code=2163
                                            آينه داران غدير
                                          http://ghadeer.valiasr-aj.net/include/list2.php?bankname=LIST&code=2347
                                            اسرار غدير
                                          http://ghadeer.valiasr-aj.net/include/list2.php?bankname=LIST&startrec=20&code=2105
                                            الغدير
                                          http://ghadeer.valiasr-aj.net/include/list2.php?bankname=LIST&code=2457
                                            بلند ترين داستان غدير
                                          http://ghadeer.valiasr-aj.net/include/list2.php?bankname=LIST&code=2153
                                            پيام غدير
                                          http://ghadeer.valiasr-aj.net/include/list2.php?bankname=LIST&code=2032
                                            پيمانه اي از غدير
                                          http://ghadeer.valiasr-aj.net/include/list2.php?bankname=LIST&code=2476
                                            ترجمه الغدير (جلد 01)
                                          http://ghadeer.valiasr-aj.net/include/list2.php?bankname=LIST&code=2087
                                            ترجمه الغدير (جلد 02)
                                          http://ghadeer.valiasr-aj.net/include/list2.php?bankname=LIST&code=2147
                                            ترجمه الغدير (جلد 03)
                                          http://ghadeer.valiasr-aj.net/include/list2.php?bankname=LIST&code=2096
                                            ترجمه الغدير (جلد 04)
                                          http://ghadeer.valiasr-aj.net/include/list2.php?bankname=LIST&code=2099
                                            ترجمه الغدير (جلد 06)
                                          http://ghadeer.valiasr-aj.net/include/list2.php?bankname=LIST&code=2007
                                            ترجمه الغدير (جلد 07)
                                          http://ghadeer.valiasr-aj.net/include/list2.php?bankname=LIST&code=2539
                                            ترجمه الغدير (جلد 08)
                                          http://ghadeer.valiasr-aj.net/include/list2.php?bankname=LIST&code=2004
                                            ترجمه الغدير (جلد 09)
                                          http://ghadeer.valiasr-aj.net/include/list2.php?bankname=LIST&code=2030
                                          ترجمه الغدير (جلد 10)
                                          http://ghadeer.valiasr-aj.net/include/list2.php?bankname=LIST&code=2170

                                          عيد غدير در اسلام
                                          http://books.yasinmedia.com/books/

                                          www.ghadeer.org/site/dowran/masomin/aid_gh/fehrest.htm
                                          محدثي، جواد


                                          برچسب‌ها: ترجمه الغدیر علامه امینی

                                          نهج البلاغه

                                            آشنايى با نهج البلاغه امام على عليه السلام
                                          www.ghadeer.org/nahj/ashenaee/emam%20a01.htm#link2
                                          مولف : سيد جعفر حسينى
                                            آشنايى با نهج البلاغه امام على(ع)
                                          www.ghadeer.org/nahj/ashenaee/FEHREST.HTM
                                          تالیف: سيد جعفر حسينى
                                            ارزش تاريخ در نهج البلاغه
                                          www.ghadeer.org/nahj/2088/vaadeh01.htm#link11
                                          عباس نصر
                                            اصلاحات از منظر نهج البلاغه
                                          www.ghadeer.org/nahj/eslahat/eslaha01.htm#link1
                                          مؤ لف : حسين ايرانى
                                            اصلاحات از منظر نهج البلاغه
                                          balaghah.net/nahj-htm/far/id/library/eslahat-nahj/fehrest.HTM
                                          تالیف: حسين ايرانی.
                                            امام على(ع) فرهنگ عمومى و همبستگى اجتماعى
                                          www.ghadeer.org/nahj/f_omomi/FEHREST.HTM
                                          ناشر: موسسه فرهنگى انتشاراتى زهد
                                            انديشه هاى اقتصادى در نهج البلاغه
                                          www.ghadeer.org/nahj/eqtesad/al%20boo05.htm#link64
                                          مولف : دكتر سيد محسن حائرى ترجمه : عبدالعلى آل بويه لنگرودى
                                            انديشه هاى اقتصادى در نهج البلاغه
                                          www.balaghah.net/nahj-htm/far/id/library/eqtesad-nahj/FEHREST.HTM
                                          تالیف: دکتر سید محسن حائری
                                            پرتوي از نهج البلاغه
                                          www.imamalinet.net/k/new/PARTO-NA.HTM/index.htm
                                          سيد محمود طالقاني
                                            پرتوی از نهج البلاغه
                                          www.balaghah.net/nahj-htm/far/id/library/parto-nahj/index.htm
                                            پندهاى كوتاه از نهج البلاغه
                                          www.ghadeer.org/nahj/pand_nahj/FEHREST.HTM
                                          تالیف: هيات تحريريه بنياد نهج البلاغه
                                            پندهاى كوتاه از نهج البلاغه
                                          www.ghadeer.org/nahj/pand_nahj/pand%20k01.htm#link10
                                          نويسنده : هئيت تحريريه بنياد نهج البلاغه
                                            تعلیم و تربیت در نهج البلاغه
                                          www.balaghah.net/nahj-htm/far/id/library/talim-tarbyat/index.htm
                                          تالیف: عبدالمجيد زهادت
                                            جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه جلد 1
                                          www.ghadeer.org/nahj/j_taix_1/FEHREST.HTM
                                          تالیف: ابن ابى الحديد، ترجمه و تحشيه : محمود مهدوى دامغانى
                                            جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه جلد 2
                                          www.ghadeer.org/nahj/j_taix_2/FEHREST.HTM
                                          تالیف: ابن ابى الحديد، ترجمه و تحشيه : محمود مهدوى دامغانى
                                            جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه جلد 3
                                          www.ghadeer.org/nahj/j_taix_3/FEHREST.HTM
                                          تالیف: ابن ابى الحديد، ترجمه و تحشيه : محمود مهدوى دامغانى
                                            جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه جلد 4
                                          www.ghadeer.org/nahj/j_taix_4/FEHREST.HTM
                                          تالیف: ابن ابى الحديد، ترجمه و تحشيه : محمود مهدوى دامغانى
                                            جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه جلد 5
                                          www.ghadeer.org/nahj/j_taix_5/FEHREST.HTM
                                          تالیف: ابن ابى الحديد، ترجمه و تحشيه : محمود مهدوى دامغانى
                                            جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه جلد 6
                                          www.ghadeer.org/nahj/j_taix_6/FEHREST.HTM
                                          تالیف: ابن ابى الحديد، ترجمه و تحشيه : محمود مهدوى دامغانى
                                            جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه جلد 7
                                          www.ghadeer.org/nahj/j_taix_7/FEHREST.HTM
                                          تالیف: ابن ابى الحديد، ترجمه و تحشيه : محمود مهدوى دامغانى
                                            جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه جلد 8
                                          www.ghadeer.org/nahj/j_taix_8/FEHREST.HTM
                                          تالیف: ابن ابى الحديد، ترجمه و تحشيه : محمود مهدوى دامغانى
                                            در آمدی بر سیاست و حکومت در نهج البلاغه
                                          www.balaghah.net/nahj-htm/far/id/library/syasat-hokumat/index.htm
                                          تالیف: محمدمهدى باباپور گل افشانى
                                            درآمدى بر سياست و حكومت در نهج البلاغه
                                          www.ghadeer.org/nahj/d_siy_hko/seyasa01.htm#link1
                                          مؤ لف : محمدمهدى باباپور گل افشانى
                                            شرح خطبه البيان امام على بن ابى طالب(ع)
                                          www.ghadeer.org/nahj/kh_albian/FEHREST.HTM
                                          تالیف: محمد بن محمود دهدار شيرازى
                                            عهـدنامـه حضرت علي(ع) با مالک اشتر
                                          www.balaghah.net/nahj-htm/far/id/library/ahdnameh/index.htm
                                          مقدمه، تصحيح و تعليقات: دكتر محمود عابدى
                                            عوامل سقوط حكومتها در قرآن و نهج البلاغه
                                          www.ghadeer.org/siyasi/soqot_h/FEHREST.HTM
                                          تالیف: نصرت اللّه جمالى
                                            قرآن در آيينه نهج البلاغه
                                          www.ghadeer.org/qoran/q_d_nahj/FEHREST.HTM
                                          تالیف: محمد تقى مصباح يزدى
                                            مطلوب كل طالب من كلام على بن ابى طالب(ع)
                                          www.ghadeer.org/nahj/matlob/FEHREST.HTM
                                          تالیف: رشيد الدين وطواط، تصحيح و تعليقات: محمود عابدى.
                                            معاد در نهج البلاغه
                                          www.ghadeer.org/nahj/maad_nahj/maad0002.htm#link12
                                          مولف : احمد باقريان ساروى
                                            معاد در نهج البلاغه
                                          www.balaghah.net/nahj-htm/far/id/library/maad/index.htm
                                          تالیف: احمد باقريان ساروى
                                            مهدی منتظر در نهج البلاغه
                                          balaghah.net/nahj-htm/far/id/library/mahd-nahj/fehrest.htm
                                          تالیف: مهدى فقيه ايمانى
                                            نامه هاى امام در نهج البلاغه
                                          www.ghadeer.org/nahj/NAMEHAY_A/FEHREST.HTM
                                          ترجمه: على شيروانى
                                            نظرات سياسى در نهج‏البلاغه
                                          www.balaghah.net/nahj-htm/far/id/library/nazar-syasi/index.htm
                                          تاليف: دكتر محمدحسين مشايخ فريدنى
                                            نهج البلاغه از ديدگاه مقام معظم رهبرى
                                          www.ghadeer.org/rahbari/didgah/nahj/FEHREST.HTM
                                          تهيه و تدوين: محمد مهدى عليقلى
                                            نهج البلاغه موضوعى
                                          www.ghadeer.org/nahj/mozoee/FEHREST.HTM
                                          تالیف: عباس عزيزى
                                            نهج البلاغه موضوعى
                                          www.ghadeer.org/nahj/mozoee/13330013.htm#link53
                                          مولف : عباس عزيزى
                                            انديشه هاى اقتصادى در نهج البلاغه
                                          http://www.ghadeer.org/nahj/eqtesad/FEHREST.HTM
                                          مولف : دكتر سيد محسن حائرى ترجمه : عبدالعلى آل بويه لنگرودى
                                            تعليم و تربيت در نهج البلاغه
                                          http://www.hawzah.net/Per/K/TalimVaT/fehrest.htm
                                          عبد المجيد زهادت
                                            جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد - جلد 2
                                          http://www.ghadeer.org/nahj/j_taix_2/FEHREST.HTM
                                          ترجمه : دكتر محمود مهدوى دامغانى
                                            روايتى از سرگذشت انسان در هماوردى با ابليس (ترجمه خطبه قاصعه )
                                          http://www.ghadeer.org/nahj/qaseah/FEHREST.HTM
                                          مترجم : گروه ترجمه بنياد نهج البلاغه
                                            نهج البلاغه - خطبه ها
                                          http://www.ghadeer.org/nahj/khotbe/fehrest.htm
                                          گردآورنده : سيد رضي - ترجمه :عبدالمحمد آيتي
                                            نهج البلاغه - نامه ها
                                          http://www.ghadeer.org/nahj/nameh/fehrest.htm
                                          گردآورنده : سيد رضي - ترجمه :عبدالمحمد آيتي
                                            نهج البلاغه _ كلمات قصار
                                          http://www.ghadeer.org/nahj/kalemat/html/IStart.htm
                                          سيّد رضي رحمة الله عليه ترجمه عبدالمحمد آيتي

                                          برچسب‌ها: نهج البلاغه

                                          کتاب در باره امیرالمومنین

                                            «سيماى على عليه السلام ـ به روايت اهل سنت»
                                          www.imamalinet.net/Iview/Per/Library/Lib/Lib10.aspx?VolumeId=70
                                          علامه سيد هاشم بحراني
                                            پیشگامی در اسلام
                                          www.hawzah.net/Per/E/do.asp?a=EACED1.htm
                                          نویسنده: استاد جعفر سبحانی
                                            جنگ هاى امام على(ع) در پنج سال حكومت
                                          www.ghadeer.org/site/dowran/masomin/jang_e1/fehrest.htm
                                          تالیف: ابن اعثم كوفى، مترجم: احمد روحانى
                                            خورشيد كعبه(نگرشى به زندگى سياسى على(ع))
                                          www.ghadeer.org/site/dowran/masomin/kh_kab/fehrest.htm
                                          تالیف: محمد جواد مروجى طبسى
                                            زندگی در خانه پیامبر
                                          www.hawzah.net/Per/E/do.asp?a=EACEC1.htm
                                          نویسنده: استاد جعفر سبحانی
                                            صدها داستان از زندگی امام علی(ع)
                                          www.ghadeer.org/hekayat/1001D_ali/fehrest.htm
                                          متن کتاب 1001 داستان از زندگانى امام على(ع) نوشته محمد رضا رمزى اوحدى.
                                            قصه هاى زندگى امام على(ع)
                                          www.ghadeer.org/hekayat/q_tar_14/m-900001.htm#link19
                                          قسمتی از کتاب قصه هاى تربيتى چهارده معصوم تالیف محمد رضا اکبری.
                                            قطام و نقش او در شهادت امام على(ع)
                                          www.ghadeer.org/tarix/GOTAM/FEHREST.HTM
                                          تالیف: جرجى زيدان، ترجمه و تحقيق: ابراهيم خانه زرّين و ايرج متّقى زاده.
                                            ولادت
                                          www.hawzah.net/Per/E/do.asp?a=EACEA.htm
                                          کتاب: زندگانی امیر المؤمنین علیه السلام ص 24 تا 25 سید هاشم رسولی محلاتی
                                            کودکی
                                          www.hawzah.net/Per/E/do.asp?a=EACEB.htm
                                          کتاب: زندگانی امیر المؤمنین علیه السلام‏ص 37 تا 39 نویسنده: سید هاشم رسولی محلاتی
                                            1001 داستان از زندگانى امام على(ع)
                                          www.ghadeer.org/site/qasas/lib/1001D_ali/fehrest.HTM
                                          تالیف: محمد رضا رمزى اوحدى
                                            داستانهايى از امام على(ع)
                                          www.ghadeer.org/site/qasas/lib/das_aali/FEHREST.HTM
                                          تالیف: حميد خرمى
                                            پيشگویيهاى اميرالمومنين(ع)
                                          www.ghadeer.org/site/qasas/lib/peshgoei/FEHREST.HTM
                                          تالیف: سيد محمد نجفى يزدى
                                            (الگوهاى رفتارى امام على عليه السلام ) جلد پنجم- امام على (ع ) و امور اطلاعاتي ، امنيتي
                                          http://www.ghadeer.org/imamali/O_RFT5/add_1_2.html
                                          مؤ لف : محمد دشتي
                                            (الگوهاى رفتارى امام على عليه السلام ) جلد چهاردهم امام على (ع ) و بهداشت و درمان
                                          http://www.ghadeer.org/imamali/0_RFT14/add_1_2.html
                                          مؤ لف : محمد دشتي
                                            (الگوهاى رفتارى امام على عليه السلام ) جلد دوازدهم امام على (ع ) و امور معنوي و عبادي
                                          http://www.ghadeer.org/imamali/O_RFT12/add_1_2.html
                                          مؤ لف : محمد دشتي
                                            (الگوهاى رفتارى امام على عليه السلام ) جلد سيزدهم امام على (ع ) و مباحث تربيتي
                                          http://www.ghadeer.org/imamali/O_RFT13/add_1_2.html
                                          مؤ لف : محمد دشتي
                                            (الگوهاى رفتارى امام على عليه السلام ) جلد ششم -امام على (ع ) و علم و هنر
                                          http://www.ghadeer.org/imamali/O_RFT6/add_1_2.html
                                          مؤ لف : محمد دشتي
                                            (الگوهاى رفتارى امام على عليه السلام ) جلد نهم -امام على (ع ) و مباحث اعتقادى
                                          http://www.ghadeer.org/imamali/O_RFT9/add_1_2.html
                                          مؤ لف : محمد دشتي
                                            (الگوهاى رفتارى امام على عليه السلام ) جلد هشتم -امام على (ع ) و امور قضايي
                                          http://www.ghadeer.org/imamali/O_RFT8/add_1_2.html
                                          مؤ لف : محمد دشتي
                                            (الگوهاى رفتارى امام على عليه السلام ) جلد هفتم- امام على (ع ) و مديريت
                                          http://www.ghadeer.org/imamali/O_RFT7/add_1_2.html
                                          مؤ لف : محمد دشتي
                                            (الگوهاى رفتارى امام على عليه السلام ) جلد يازدهم - امام على (ع ) و نظارت مردمي
                                          http://www.ghadeer.org/imamali/0_RFT11/add_1_2.html
                                          مؤ لف : محمد دشتي
                                            400 داستان از مصايب امام على عليه السلام
                                          http://books.yasinmedia.com/books/www.ghadeer.org/site/qasas/lib/400m_ali/fehrest.htm
                                          تاليف : عباس عزيزى
                                            زندگينامه اميرالمؤمنين
                                          http://www.downloadbook.org/Maasumin.php?mid=9
                                          برگرفته شده از كتاب خاندان عصمت عليهم السلام - تاليف سيد تقى واردى
                                            علي(ع)در كتاب و سنت
                                          http://www.sibtayn.com/fa/index.php?option=com_content&view=category&id=303&Itemid=
                                            نام كتاب : خاطرات امير مومنان
                                          http://books.yasinmedia.com/books/www.ghadeer.org/site/dowran/masomin/khatrat/fehrest.htm
                                          نام نويسنده : شعبان خان صنمى (صبورى )

                                          برچسب‌ها: دانلود کتاب در مورد امیر المومنین علی علیه السلام

                                          کتابخانه عربی وفارسی

                                          کتابخانه تفسير

                                          رديف نام كتاب نويسنده تعداد جلد موضوع قالب
                                          1 البيان في تفسير القرآن السيد أبو القاسم الموسوي الخوئي 1 تفسير قرآن docx
                                          2 التبيان في تفسير القرآن شيخ الطائفة أبي جعفر محمد بن الحسن الطوسي 10 تفسير قرآن docx
                                          3 التفسير الأصفى المولى محمد محسن الفيض الكاشاني 2 تفسير قرآن docx
                                          4 التفسير البنائي للقرآن الكريم الدكتور محمود البستاني 1 تفسير قرآن docx
                                          5 التفسير الصافي المولى محمد محسن الفيض الكاشاني 5 تفسير قرآن docx
                                          6 التفسير و المفسرون المحقق الشيخ محمد هادي معرفة 1 تفسير قرآن docx
                                          7 الدُّرَرُ المُلتَقَطَةُ محمد اسماعيل بن الحسين بن محمد رضا المازندراني 1 تفسير قرآن docx
                                          8 العَنْعَنَة السيّد محمّد رضا الحسينيّ الجلاليّ 1 تفسير قرآن docx
                                          9 المناهج التفسيرية في علوم القرآن الشيخ جعفر السبحاني 1 تفسير قرآن docx
                                          10 الموسوعة الميسرة لتفسير الكلمات القرآنية حسان عبد الله أبو صالح 1 تفسير قرآن docx
                                          11 آشنايى با قرآن متفكر شهيد استاد مرتضى مطهرى 8 تفسير قرآن docx
                                          12 برگزيده تفسير نمونه الشَيخ نَاصِر مَكارم الشِيرازي 5 تفسير قرآن docx
                                          13 تبيين القرآن السيد محمد الحسيني الشيرازي 3 تفسير قرآن docx
                                          14 ترجمه تفسير الميزان سيد محمد باقر شريف موسوى 20 تفسير قرآن docx
                                          15 تسنيم تفسير قرآن كريم آية الله جوادى آملى 5 تفسير قرآن docx
                                          16 تفسير الامام العسكري المنسوب إلى الامام ابي محمد الحسن بن علي العسكري(ع) 1 تفسير قرآن docx
                                          17 الأَمْثَلُ في تفسير كتابِ اللهِ المُنزَل الشَيخ نَاصِر مَكارم الشِيرازي 20 تفسير قرآن docx
                                          18 تفسير العياشى ابى النضر محمد بن مسعود بن عياش السلمى السمرقندى 2 تفسير قرآن docx
                                          19 تفسير القرآن الكريم السيد مصطفى الخميني 5 تفسير قرآن docx
                                          20 تفسير القمي ابي الحسن علي بن ابراهيم القمي 2 تفسير قرآن docx
                                          21 تفسير الميزان العلامة الطباطبائي 20 تفسير قرآن docx
                                          22 تفسير آية الإنذار 1 تفسير قرآن docx
                                          23 تفسير بحار الأنوار كاظم المراد خاني 2 تفسير قرآن docx
                                          24 تفسير بسم الله الرحمن الرحيم 1 تفسير قرآن docx
                                          25 تفسير جوامع الجامع الشيخ ابي علي الفضل بن الحسن الطبرسي 2 تفسير قرآن docx
                                          26 تفسير سورة البقرة 1 تفسير قرآن docx
                                          27 تفسير سورة الحمد السيد جعفر مرتضى العاملي 1 تفسير قرآن docx
                                          28 تفسير سورة الفاتحة السيد جعفر مرتضى العاملي 1 تفسير قرآن docx
                                          29 تفسير سُورة المَاعُون السيِّد جعفر مرتضى العاملي 1 تفسير قرآن docx
                                          30 تفسير سورة الناس السيد جعفر مرتضى العاملي 1 تفسير قرآن docx
                                          31 تفسير سوره حجرات حجة الاسلام و المسلمين حاج شيخ محسن قرائتى 1 تفسير قرآن docx
                                          32 تفسير سوره حمد امام خمينى سلام الله عليه 1 تفسير قرآن docx
                                          33 تفسير غريب القرآن فخر الدين الطريحي 1 تفسير قرآن docx
                                          34 تفسير فرات الكوفي الشيخ أبوالقاسم فرات بن إبراهيم بن فرات الكوفي 1 تفسير قرآن docx
                                          35 تفسير كنز الدقائق الميرزا محمد المشهدي 2 تفسير قرآن docx
                                          36 تفسير مجمع البيان امين الاسلام أبي على الفضل بن الحسن الطبرسي 10 تفسير قرآن docx
                                          37 تفسير معنى الكلمات 1 تفسير قرآن docx
                                          38 تفسير نمونه الشَيخ نَاصِر مَكارم الشِيرازي 27 تفسير قرآن docx
                                          39 تفسير نور حجة الاسلام و المسلمين حاج شيخ محسن قرائتى 6 تفسير قرآن docx
                                          40 تفسير نور الثقلين الشيخ عبد على بن جمعة العروسى الحويزى قدس سره 5 تفسير قرآن docx
                                          41 حقائق التأويل الشريف الرضي السيد الشريف الرضي 1 تفسير قرآن docx
                                          42 دروس في تفسير القرآن الكريم السيد محمد علي الحسيني 1 تفسير قرآن docx
                                          43 فقه القرآن قطب الدين ابى الحسين سعيد بن هبة الله الراوندي 2 تفسير قرآن docx
                                          44 مختصر الميزان في تفسير القرآن سليم الحسني 1 تفسير قرآن docx
                                          45 مدخل التفسير آية الله العظمى الشيخ محمّد الفاضل اللنكراني(دام ظلّه) 1 تفسير قرآن docx
                                          46 مقدمات في التفسير الموضوعي للقرآن السيد محمد باقر الصدر 1 تفسير قرآن docx

                                          برچسب‌ها: دانلود کتاب تفسیر, برگزيده تفسير نمونه, تسنيم تفسير قرآن كريم, تفسير الميزان, تفسير مجمع البيان, تفسير نمونه, تفسیر نور, مقدمات في التفسير الموضوعي للقرآن السيد محمد باقر

                                          مجموعه کتاب هایی درباره امام هادی (ع) در قالب جاوا و اندروید

                                          در این مجموعه کتاب هایی درباره امام هادی گذاشته شده که کل کتاب ها در رابطه با امام هادی بوده است لیست کتاب های این مجموعه به شرح زیر است:

                                          امام هادی (ع) و دفاع از مرزهای توحید

                                          امام هادی (ع) و دفاع از مرزهای توحید

                                          امام هادی (ع) و حوزه حدیثی قم

                                          امام هادی (ع) و حوزه حدیثی قم

                                          امام هادی (ع) و جلوه‌های غدیر

                                          امام هادی (ع) و جلوه‌های غدیر

                                          امام هادی (ع) و اتحاد پیروان اهل بیت (ع)

                                          امام هادی (ع) و اتحاد پیروان اهل بیت (ع)

                                          امام هادی (ع) را بهتر بشناسیم

                                          امام هادی (ع) را بهتر بشناسیم

                                          امام هادی (ع) در مصاف با انحراف عقیدتی

                                          امام هادی (ع) در مصاف با انحراف عقیدتی

                                          امام هادی(ع) به روایت اهل سنت

                                          امام هادی(ع) به روایت اهل سنت

                                          برای دانلود می توانید روی گزینه زیر کلیک کنید

                                          کتاب های جاوا در قالب زیپ بوده و باید ابتدا از زیپ خارج کرده سپس روی گوشی خود بریزید.

                                          دانلود کل کتابها


                                          امام هادي (علیه السلام) و اتحاد پيروان اهل بيت (علیهم السلام)


                                          3943-imam-hadi-va-etehad-peyrovan-ahle-bayt.zip
                                          3943-imam-hadi-va-etehad-peyrovan-ahle-bayt.apk
                                          3943-FA-imam-hadi-va-etehad-peyrovan-ahle-bayt.pdf


                                          برچسب‌ها: امام هادی علیه السلام, کتب آندروید

                                           
                                          امام هادي (علیه السلام) و دفاع از مرزهاي توحيد

                                          عناوين اصلي كتاب شامل:
                                          رسالت‌هاي بنيادين؛ خرافه زدايي؛ رسالت عقل و خرد؛ تنزيه خداوند از تجسم؛ پاورقي



                                          3946-imam-hadi-va-defa-az-marzhaye-tohid.zip



                                          3946-imam-hadi-va-defa-az-marzhaye-tohid.apk



                                          3946-FA-imam-hadi-va-defa-az-marzhaye-tohid.pdf

                                          برچسب‌ها: امام هادی علیه السلام, کتب آندروید

                                           

                                          عناوين اصلي كتاب شامل:
                                          نگاهي بر زندگاني امام؛ انواع و ابعاد هدايت؛ عصر هادوي؛ رسالت بزرگ؛ صلوات بر امام هادي؛ پاورقي

                                          3942-imam-hadi-ra-behtar-beshenasim.zip



                                          3942-imam-hadi-ra-behtar-beshenasim.apk



                                          3942-FA-imam-hadi-ra-behtar-beshenasim.pdf

                                          برچسب‌ها: امام هادی علیه السلام, کتب آندروید

                                          صحیفه سجادیه وغررالحکم امیرالمومنین

                                          الصحيفة السجّاديّة

                                          هذه الصَّحِيفَة الكاملة الجامعة الشريفة للدعواتِ المأثورةِ
                                          إملاء سيدِ الساجِدِين
                                          الإمام عَلِيِّ بْن الْحُسَين زَيْنِ العَابدِينَ
                                          صلوات الله وسلامه عليه

                                          مشاهدة الكتاب
                                          تحميل الكتاب بصيغة zip
                                          تحميل الكتاب بصيغة pdf


                                           
                                           
                                           
                                           
                                           
                                           
                                           
                                           
                                           
                                           
                                           
                                           
                                           
                                           
                                           
                                           
                                           

                                          کتب شهید چمران

                                          • اثری از شهید
                                          • نویسنده:شهید چمران
                                          • اثری از شهید
                                          • نویسنده:شهید چمران
                                          • اثری از شهید
                                          • نویسنده:شهید چمران
                                          • اثری تز شهید
                                          • نویسنده:شهید چمران
                                          كردستا ن (697.09 kB)
                                          • اثری از شهید
                                          • نویسنده:شهید چمران
                                          لبنا ن (1.80 MB)
                                          • اثری از شهید
                                          • نویسنده:شهید چمران
                                          • اثری از شهید
                                          • نویسنده:شهید چمران
                                           

                                          جنگ نرم

                                           نئو فراماسونری در عرصه جنگ نرم


                                          برچسب‌ها: نئو فراماسونری در عرصه جنگ نرم

                                          کتب امام خمینی

                                           

                                          تفسير سوره مباركه حمد  ( امام خميني (ره) )

                                           

                                          وصيت نامه سياسي - الهي امام خميني (ره)  

                                           

                                          ترجمه تحریر الوسیله جلد ۱

                                          ترجمه تحريرالوسيله جلد 2  

                                          ترجمه تحريرالوسيله جلد 3 

                                          ترجمه تحريرالوسيله جلد 4  

                                           سيد روح الله موسوي خميني
                                           سيد روح الله موسوي خميني
                                           سيد روح الله موسوي خميني
                                           سيد روح اللّه موسوي خميني‏
                                           سيد روح اللّه موسوي خميني‏ 
                                           روح‌الله الموسوي الخميني
                                           موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي
                                           سيد روح الله موسوي خميني
                                           سيد روح اللَّه موسوي خميني‏
                                           سيد روح الله موسوي خميني
                                           سيد روح الله موسوي خميني
                                           سيد روح الله موسوي خميني
                                           سيد روح الله موسوي خميني
                                           سيد روح الله موسوي خميني
                                           سيد روح الله موسوي خميني 
                                           
                                           مرکز نشر آثار امام خميني (ره)
                                           مرکز نشر آثار امام خميني (ره)
                                           مرکز نشر آثار امام خميني (ره)
                                           مرکز نشر آثار امام خميني (ره)
                                           مرکز نشر آثار امام خميني (ره)
                                           مرکز نشر آثار امام خميني (ره)
                                           مرکز نشر آثار امام خميني (ره)
                                           مرکز نشر آثار امام خميني (ره)
                                           مرکز نشر آثار امام خميني (ره)
                                           مرکز نشر آثار امام خميني (ره) 
                                           مرکز نشر آثار امام خميني (ره)
                                           مرکز نشر آثار امام خميني (ره)
                                           مرکز نشر آثار امام خميني (ره)
                                           مرکز نشر آثار امام خميني (ره)
                                           مرکز نشر آثار امام خميني (ره)
                                           مرکز نشر آثار امام خميني (ره)
                                           مرکز نشر آثار امام خميني (ره)
                                           مرکز نشر آثار امام خميني (ره)
                                           مرکز نشر آثار امام خميني (ره)
                                           مرکز نشر آثار امام خميني (ره) 
                                           مرکز نشر آثار امام خميني (ره) 

                                          رهبریت انقلاب اسلامی آیت الله خامنه ای

                                          سال:
                                          27/10/1389
                                          شرح دو حدیث از حضرت امام جعفرصادق علیه‌السلام توسط حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در ابتدای جلسه درس خارج فقه ِ بیست و هفتم دی‌ماه 89 (دوازدهم صفر 1432).

                                          26/10/1389
                                          شرح حدیثی از حضرت امام جعفرصادق علیه‌السلام توسط حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در ابتدای جلسه درس خارج فقه ِ بیست و ششم دی‌ماه 89 (یازدهم صفر 1432).

                                          21/10/1389
                                          شرح حدیثی از حضرت امام جعفرصادق علیه‌السلام توسط حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در ابتدای جلسه درس خارج فقه ِ بیست و یكم دی‌ماه 89 (ششم صفر 1432).

                                          20/10/1389
                                          شرح حدیثی از حضرت امام جعفرصادق علیه‌السلام توسط حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در جلسه درس خارج فقه ِ بیستم دی‌ماه 89 (پنجم صفر 1432).

                                          13/10/1389
                                          شرح حدیثی از حضرت امام محمد باقر عليه‌السّلام توسط حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در جلسه درس خارج فقه ِ سیزدهم دی‌ماه 89 (بیست و هشتم محرم‌الحرام 1432).

                                          6/10/1389
                                          شرح حدیثی از حضرت امام محمد باقر عليه‌السّلام توسط حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در جلسه درس خارج فقه ِ ششم دی‌ماه 89 (بیست و یكم محرم‌الحرام 1432).

                                          5/10/1389
                                          شرح حدیثی از حضرت امام جعفرصادق علیه‌السلام توسط حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در جلسه درس خارج فقه ِ پنجم دی‌ماه 89 (بیستم محرم‌الحرام 1432).

                                          30/9/1389
                                          شرح حدیثی از حضرت امام جعفرصادق علیه‌السلام توسط حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در جلسه درس خارج فقه ِ سی‌ام آذرماه 89 (پانزدهم محرم‌الحرام 1432).

                                          29/1/1389
                                          آنچه در پی مى‌‌آيد، بخشى از احاديث گوهربار پيامبر گرامى اسلام «صلى الله عليه وآله وسلّم» و اهل بيت اطهار «عليهم السلام» است كه رهبر معظم انقلاب از كتب معتبر حديثى انتخاب كرده و در شروع جلسات درس خارج فقه (در دهه هفتاد) با توضيح و شرحى مختصر، بيان فرموده اند.

                                          سال 1392
                                          8/12/1391نسخه قابل چاپ

                                          دولتمردان غیرمنطقی آمریكا

                                          پنج نكته رهبر انقلاب درباره مذاكره با آمريكا؛ مطرح شده در بیانات رهبر انقلاب اسلامی در دیدار مردم آذربایجان ۱۳۹۱/۱۱/۲۸
                                          دريافت کد Embed
                                          نمایش خودکار تصاویر

                                          شماره 1 از 1
                                          سال 1392
                                          سال 1392
                                          23/11/1391نسخه قابل چاپ

                                          اینفوگرافیك | تهاجم هالیوودی

                                          چهارده هدف دستگاه تبلیغاتی غرب در بیانات رهبر انقلاب
                                          در اینفوگرافیك «تهاجم هالیوودی» محورهای سخنان بیست و دو سال گذشته‌ی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در رابطه با «اهداف و برنامه‌های هالیوود» در چهارده بخش مرور شده است.
                                          دريافت کد Embed
                                          نمایش خودکار تصاویر

                                          شماره 1 از 1
                                          سال 1392

                                          دانلودتالیف حجت الاسلام والمسلمین قرائتی

                                          دانلود تالیفات حجة الاسلام والمسلمين قرائتي حفظه الله تعالی

                                           

                                          1. برای دانلود کلیک راست بر روی کتاب و گزینه save target as را بفشارید

                                          2. اصول عقائد اسلامي (توحيد)

                                          3. اصول عقائد اسلامي (نبوت)

                                          4. اصول عقائد اسلامي (معاد)

                                          5. اصول عقائد اسلامي (عدل)

                                          6. اصول عقائد اسلامي (امامت)

                                          7. تمثيلات تفسير نور

                                          8. پرتوی از نور

                                          9. قرآن و عصر ما

                                          10. قرآن و متوليان فرهنگي

                                          11. قرآن و حج

                                          12. شيوه‌ها و تجربه‌هاي تبليغي

                                          13. راز دعوت

                                          14. گناه شناسي

                                          15. قرآن و تبليغ

                                          16. قرآن و امام حسين

                                          17. غدير در قرآن

                                          18. سيره پيامبر با نگاهي به قرآن كريم

                                          19. خاطرات (جلد اول)

                                          20. خاطرات (جلد دوم)

                                          21. تفسير آيات دين و زندگي 1

                                          22. تفسير آيات دين و زندگي 2

                                          23. 300 نكته در مديريت اسلامي

                                          24. تفسير قرآن براي جوانان

                                          25. راه رشد

                                          26. هزار و يك نكته از قرآن كريم

                                          27. يكصد و پنجاه موضوع از قرآن و احاديث

                                          28. عمره

                                          29. خمس و زکات

                                          30. حج

                                          31. پرتوي از نور (1)

                                          32. پرتوي از نور (2)

                                          33. پرتوي از نور (3 و 4)

                                          34. پرتوي از نور (5)

                                          35. پرتوي از نور (6)

                                          36. پرتوي از نور (7)

                                          37. پرتوي از نور (8)

                                          38. پرتوي از نور (9)

                                          39. پرتوي از نور (10)

                                          40. پرتوي از نور (11)

                                          41. پرتوي از نور (12)

                                          42. تفسير سوره زمر

                                          43. تفسير سوره يوسف

                                          44. تفسير سوره يس

                                          45. تفسير سوره نساء

                                          46. تفسير سوره محمد

                                          47. تفسير سوره لقمان

                                          48. تفسير سوره‌هاي كوثر و قدر

                                          49. تفسير سوره حجرات

                                          50. تفسير سوره قصص

                                          51. تفسير سوره فرقان

                                          52. تفسير سوره اسراء

                                          53. تفسير سوره عنكبوت

                                          54. تفسير سوره نور

                                          55. ده درس امر به معروف و نهي از منكر

                                          56. تفسير نماز

                                          57. پرتوي از اسرار نماز

                                          58. راز نماز

                                          59. امر به معروف و نهي از منكر

                                          60. يكصد و چهارده نكته درباره نماز

                                          61. آشنايي با نماز


                                          دانلود کتاب بافرمت pdf حجة الاسلام قرائتی تفسير سوره اسراء تفسير سوره‌هاي كوثر و قدر پرتوي از نور (3

                                          دانلود کتاب بافرمت pdf حجة الاسلام قرائتی پرتوي از نور زکات حج عمره خمس غدير در قرآن تفسير قرآن براي


                                          کتاب قرآن و تبليغ / فرمت pdf

                                          کتاب قرآن و تبليغ / فرمت pdf /**/

                                          [PDF]
                                          قرآن و تبليغ


                                          کتاب شيوه‌ها و تجربه‌هاي تبليغي/ فرمت pdf

                                          کتاب شيوه‌ها و تجربه‌هاي تبليغي/ فرمت pdf

                                          /**/

                                          [PDF]
                                          شيوه‌ها و تجربه‌هاي تبليغي


                                          کتاب قرآن و حج / فرمت pdf

                                          کتاب قرآن و حج / فرمت pdf

                                          /**/

                                          [PDF]
                                          قرآن و حج


                                          کتاب قرآن و عصر ما/ فرمت pdf

                                          کتاب قرآن و عصر ما/ فرمت pdf


                                          /**/

                                          [PDF]
                                          قرآن و عصر ما


                                          کتاب تمثيلات تفسير نور/ فرمت pdf

                                          کتاب تمثيلات تفسير نور/ فرمت pdf

                                          /**/

                                          PDF]
                                          تمثيلات تفسير نور


                                          کتاب سيماي مدير موفق/ فرمت pdf

                                          کتاب سيماي مدير موفق/ فرمت pdf

                                          /**/

                                          [PDF]
                                          سيماي مدير موفق


                                          کتابتفسير سوره‌ي كهف/ فرمت pdf

                                          کتابتفسير سوره‌ي كهف/ فرمت pdf

                                          /**/

                                          [PDF]
                                          تفسير سوره‌ي كهف

                                          دانلودکتاب مذهبی

                                          کتب جدید با فرمت html از موسسه غدیر ( با تشکر و سپاس از تلاش این عزیزان )

                                          1. تاريخ اسلام از منظر قرآن
                                          2. سلوك معنوى
                                          3. آنچه يك جوان بايد بداند (ويژه دختران)
                                          4. عين الحيات
                                          5. خلاصه اى از اصول كافى
                                          6. بهشت خانواده ج2
                                          7. بحرالمعارف (جلد اول)
                                          8. داستانهايي از خدا (جلد 2)
                                          9. داستانهايي از رسول خدا (جلد 1)
                                          10. داستانهايي از رسول خدا (جلد 2)
                                          11. داستانهايي از دعا (جلد 1)
                                          12. داستانهايي از دعا (جلد 2)
                                          13. زندگى در پرتو اخلاق (ذكر الله)
                                          14. نخستين معصوم پيامبر اعظم (ص)
                                          15. مقتل بهلول
                                          16. نغمه كوثرى(روضه هاي مرحوم کوثري)
                                          17. جهان در پناه يازده اسم اعظم
                                          18. گفتار علوى(مجموعه سخنرانى هاى سيد مهدى علوى)
                                          19. نيش نوش ((نقش زبان در نيك بختى و بدبختى انسان ))
                                          20. آگاه شويم جلد 1
                                          21. آگاه شويم جلد 2
                                          22. آگاه شويم جلد 3
                                          23. آگاه شويم جلد 4
                                          24. آگاه شويم جلد 5
                                          25. آگاه شويم جلد 6
                                          26. آگاه شويم جلد 7
                                          27. آگاه شويم جلد 8
                                          28. آگاه شويم جلد 9
                                          29. آگاه شويم جلد 10
                                          30. آگاه شويم جلد 11
                                          31. آگاه شويم جلد 12
                                          32. آگاه شويم جلد 13
                                          33. آگاه شويم جلد 14
                                          34. زن و آزادى
                                          35. چهره هاي درخشان سامرا- حضرت امام هادي و امام عسکري عليهما السلام
                                          36. ادب حضور (ترجمه فلاح السائل)
                                          37. روضة الشهداء
                                          38. فرهنگ جامع سخنان امام حسين(ع)
                                          39. ابراهيم و لوط(راست قامتان جاودانه تاريخ)
                                          40. آيين زندگي از ديدگاه امام رضا(ع)
                                          41. شرح صحيفه سجاديه
                                          42. استقامت
                                          43. آن مرد آسماني
                                          44. داستانهاي شيرين و خلاصه مصائب چهارده معصوم(ع)
                                          45. آداب و مستحبات نماز
                                          46. احكام خانواده مطابق با فتاواى حضرت امام خمينى (ره)
                                          47. ابوذر غفاري
                                          48. دروغ
                                          49. معجزات امام هادي(ع)
                                          50. توحيد و زيارت
                                          51. راه سعادت
                                          52. آفتاب ولايت
                                          53. آيين زندگي و درسهاي اخلاق اسلامي
                                          54. درسنامه اخلاق براي طلاب
                                          55. آسانترين راه براي سير و سلوک
                                          56. ره توشه راهيان نور(رمضان 1424)
                                          57. ابواب رحمت
                                          58. نماز شب يا تهجد
                                          59. سجاده عشق در فضيلت نماز شب
                                          60. اخلاق اسلامي جلد 3
                                          61. استراتژى انتظار (جلد اول و دوم)
                                          62. آنچه در آمريكا نيافتم
                                          63. زندگانى حضرت عبدالعظيم (عليه السلام)
                                          64. نگاه دوم (روايتى ديگر از سرگذشت و انديشه هاى شيخ فضل الله نورى )
                                          65. على عليه السلام و محرومان
                                          66. انسان كامل و (معرفت امام و امامت)
                                          67. حيات عارفانه فرزانگان
                                          68. پندهاى حكيمانه جلد 3(در آثار علامه حسن زاده)
                                          69. مكافات عمل
                                          70. اسلام و جامعه شناسى خانواده
                                          71. ترجمه امالى شيخ صدوق
                                          72. ترجمه امالى شيخ مفيد
                                          73. اخلاق معاشرت
                                          74. صراط حميد (دستور العمل هاى اخلاقى و عرفانى)
                                          75. كاوشى نو در: اخلاق اسلامى و شوؤن حكمت عملى ج
                                          76. شرح زيارت جامعه كبيره (ترجمه الشموس الطالعه)
                                          77. آنچه معلمان و مربيان بايد بدانند
                                          78. سيما و سيره ريحانه پيامبر (ص)
                                          79. پرچم هدايت ((سيماى شكوهمند حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف ))
                                          80. ديدار با ابرار - سيد بن طاووس
                                          81. عاقبت و كيفر گناهكاران
                                          82. دام عاشقى ((آزمايش و امتحان انسان در قرآن))
                                          83. راز آفرينش از آغاز خلقت تا جهان بعد از مرگ
                                          84. شيوه مناظرات انبيا و امام صادق (عليهم السلام)
                                          85. دفتر اول آداب زندگى اسلامى (ترجمه فارسى مكارم الاخلاق)
                                          86. حسد
                                          87. ملكوت اخلاق
                                          88. يک هزار حديث در يکصد موضوع
                                          89. حکايات منبر (داستانهاي شيرين در محضر استاد سخن مرحوم فلسفي)
                                          90. اعجوبه اهل البيت (ع) شرحي جامع از زندگي امام جواد (ع)
                                          91. حوادث الايام(گاه شمار تاريخ شيعه)
                                          92. آموزه هايي از پيام هاي تاريخي قرآن
                                          93. آيه هاي زندگي براي بيداري
                                          94. منظر مهر(مباني تربيت در نهج البلاغه)
                                          95. راه روشن ، جلد چهارم
                                          96. سيرى در قرآن
                                          97. امام حسين (عليه السلام) شهيد فرهنگ پيشرو انسانيت
                                          98. آذرخش كربلا
                                          99. تجلى قرآن در حماسه عاشورا
                                          100. آموزش اصول و فنون مداحى
                                          101. نردبان آسمان «مجموعه اى از درسهاى اخلاق حضرت آية الله بهاءالدينى»
                                          102. او خواهد آمد
                                          103. خاطرات و حكايتها (جلد ششم )
                                          104. جرعه نوش كوثر (زندگينامه مقام معظم رهبرى)
                                          105. مشكاة الانوار فى غرر الاخبار
                                          106. تغذيه و خوراكى ها در فرهنگ طب الصادق(ع)
                                          107. پاى درس پروردگار جلد هشتم
                                          108. با سالکان وادي نور
                                          109. نهج الحياة «فرهنگ سخنان حضرت فاطمه (عليها السلام)»
                                          110. پدر، مادر، معلم مرا خوب تربيت كن
                                          111. زلزله، جادوي سياه
                                          112. پاى درس پروردگار جلد نهم
                                          113. پاى درس پروردگار جلد 10
                                          114. پاى درس پروردگار جلد 11
                                          115. پاى درس پروردگار جلد 12
                                          116. پاى درس پروردگار جلد 13
                                          117. پاى درس پروردگار جلد 14
                                          118. پاى درس پروردگار جلد 15
                                          119. رساله حقوق امام سجاد(ع)
                                          120. اخلاق اسلامى
                                          121. گنجينه اخلاق «جامع الدرر» (جلد اول)
                                          122. گنجينه اخلاق «جامع الدرر» (جلد دوم)
                                          123. اميرمؤمنان على (عليه السلام) از ديدگاه شخصيت هاى برجسته
                                          124. ره توشه ى دو جهان «شرح خطبه ى شعبانيّه ى پيامبر(ص) »
                                          125. روزشمار تاريخ اسلام (ماه صفر)
                                          126. ترجمه المراقبات
                                          127. چهره هاي درخشان چهارده معصوم (عليهم السلام)
                                          128. روزها و رويدادها(جلد سوم)
                                          129. ارزشها و ضد ارزشها در قرآن
                                          130. هشت درِ بهشت
                                          131. پيشواى شهيدان
                                          132. آيينه حقيقت
                                          133. فضايل و سيره امام حسين (ع) در كلام بزرگان
                                          134. از مدينه تا نينوا
                                          135. معراج سبز (چهل حديث نماز)
                                          136. نماز محبوب عارفان
                                          137. جهاد با نفس
                                          138. داستانهاى عارفانه
                                          139. داستانهاى شگفت انگيز از صدقه
                                          140. خواص ميوه ها و غذاها در درمان بيماريها
                                          141. فلسفه بلاياى طبيعى و مصايب
                                          142. گلزار رباني
                                          143. علم اخلاق اسلامي جلد1
                                          144. علم اخلاق اسلامي جلد2
                                          145. تحليل زبان قرآن و روش شناسى فهم آن
                                          146. سيماى طبيعت در قرآن
                                          147. موعود شناسى و پاسخ به شبهات
                                          148. امام خميني(ره) و جهان معاصر
                                          149. فاطمه(س) احياگر شخصيت زن
                                          150. 135 نور فاطمه(س) در قرآن
                                          151. اخلاق در قرآن (جلد 1)
                                          152. اخلاق در قرآن (جلد 2)
                                          153. اخلاق در قرآن (جلد 3)
                                          154. تعالي شناسي (جلد دوم)
                                          155. تسبيح موجودات(از ديدگاه قرآن ، روايات و عرفان)
                                          156. ويژگى هاى معلّم خوب
                                          157. وصال خويشان(صله رحم در آيات و روايات)
                                          158. اصلاحات آمريكائى
                                          159. حيات پاكان ج 5
                                          160. مثل هاى آموزنده قرآن (در تبيين پنجاه و هفت مثل قرآنى)
                                          161. حديث آرزومندى
                                          162. امام سجاد عليه السلام جمال نيايشگران
                                          163. اويس قرنى
                                          164. پندهاى شيرين
                                          165. آشنايى با اديان بزرگ
                                          166. الگوهاى رفتارى حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
                                          167. روايتى از سرگذشت انسان در هماوردى با ابليس (ترجمه خطبه قاصعه )
                                          168. آداب راز و نياز به درگاه بى نياز
                                          169. معيار شرک در قرآن
                                          170. سيماي مومن در قرآن و حديث
                                          171. در محضر علامه طباطبايي
                                          172. نهضت امام حسين (ع) و قيام کربلا
                                          173. آنچه در کربلا گذشت
                                          174. مديريت در اسلام
                                          175. دروغ مصلحت آميز، بحثى در مفهوم و گستره آن

                                          دعــــــــــــــــــــــــای    فـــــــــــــــــــرج

                                           
                                          http://eslimy.com/data/media/13/74b.jpg


                                          برچسب‌ها: ادعیه ماه مبارک رمضان



                                          کانون قرآنی فرهنگی بیت الاحزان حضرت زهرا سلام الله علیها

                                          شهرستان دشت آزادگان/سوسنگرد



                                          توبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه



                                          http://javad15.persiangig.com/image/31525927568614034969.gif

                                          «برای توبـــه هیچ وقت دیـــر نیست»


                                          ترک میلیونها گناه جهت ظهور آقا

                                          سهم شما ترک یک گناه+۳صلوات

                                          ...اللهم عجل لولیک الفرج

                                                                  توبه گناه را نابود می کند

                                          کانون قرآنی فرهنگی بیت الاحزان حضرت زهرا سلام الله علیها

                                          شهرستان دشت آزادگان/سوسنگرد



                                          عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم

                                          عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم

                                           

                                          عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم 


                                           

                                          بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است


                                           

                                          چرا آب به گلدان نرسیده است


                                           

                                          چرا لحظه باران نرسیده است

                                           

                                          هر کس که در این خشکی دوران


                                           

                                           به لبش جان نرسیده است به ایمان نرسیده است


                                           

                                          و هنوزم که هنوز است ، غم عشق به پایان نرسیده است

                                           

                                          بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید


                                           

                                          بنویسد که هنوزم که هنوز است

                                           

                                          چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است


                                           

                                          چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است

                                           

                                          خداوند گواه است دلم چشم به راه است

                                           

                                          ودرحسرت یک پلک نگاه است

                                           

                                          ولی حیف نصیبم فقط آه است


                                           

                                          تویی آئینه ،روی من بیچاره سیاه است


                                           

                                          وجا دارد از این شرم بمیرم که بمیرم 


                                           

                                          عصر این جمعه دلگیر  وجود تو کنار

                                           

                                          دل هر بی دل آشفته شود

                                           

                                           

                                          دلیل داشتن سجده واجب در بعضی سوره های قرآن

                                          دلیل داشتن سجده واجب در بعضی سوره های قرآن

                                          در برخی از روایات که از ائمه معصومین ـ علیهم السّلام ـ نقل شده آمده است که باید موقع خواندن یا شنیدن آیاتی از قرآن کریم سجده کرد. به آن آیات، آیات عزائم و به سوره هایی که آن آیات را در بردارند سُور عزائم می گویند. و ائمه ـ علیهم السّلام ـ که این روایات را نقل کرده اند، به عنوان راوی از امامان قبل از خود و نهایتاً از پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل کرده اند و پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نیز از خداوند نقل کرده است. پس این دستور سجده که از ائمه ـ علیهم السّلام ـ صادر شده در واقع دستور خداونداست و ما از روی تعبد آن را قبول می کنیم و به آن عمل می نمائیم.

                                          تنها رئيس جمهور جهان که حافظ کل قرآن است.......


                                          بررسی های انجام شده نشان می دهد که «محمد مرسی» رئیس جمهور مصر تنها رئیس جمهور جهان است که حافظ کل قرآن کریم است.

                                          هواداران وی همواره با هدف دفاع از او در برابر حملات ملی گرایان، سکولارها و دیگر طیف های سیاسی مصر، به این نکته تکیه می کنند و آن را از نقاط قوت و نشانه ایمان بالای مرسی دانسته اند.
                                           
                                          گفتنی است پیش از این نیز در خبری تحت عنوان "وزیر دفاعی که حافظ کل قرآن کریم است" فاش کرده بودیم که «عبدالفتاح السیسی» وزیر دفاع جدید مصر تنها وزیر دفاع در سراسر جهان به شمار می رود که حافظ کل قرآن کریم است.

                                          این مطالب فقط جهت اطلاع ثبت شده

                                          شعری درباره یمهو مبارک رمضان

                                          آمد رمضان و عید با ماست
                                          قفل آمد و آن کلید با ماست

                                          بربست دهان و دیده بگشاد
                                          وان نور که دیده دید با ماست

                                          آمد رمضان به خدمت دل
                                          وان کش که دل آفرید با ماست

                                          در روزه اگر پدید شد رنج
                                          گنج دل ناپدید با ماست

                                          کردیم ز روزه جان و دل پاک
                                          هر چند تن پلید با ماست

                                          روزه به زبان حال گوید
                                          کم شو که همه مرید با ماست

                                          چون هست صلاح دین در این جمع
                                          منصور و ابایزید با ماست

                                          مولانا

                                          اعتماد به نفس

                                          اعتماد به نفس

                                          اگه ثروتمند نیستی مهم نیست، بسیاری از مردم ثروتمند نیستند.

                                          اگه سالم نیستی ،هستند افرادی که معلولیت و بیماری زندگی می کنند.

                                          اگه زیبا نیستی، برخورد درست با زشتی هم وجود دارد

                                          .اگر جوان نیستی ، همه با چهره پیری مواجه  می شوند .

                                          اگه تحصیلات عالی نداری، با کمی سواد هم می توان زندگی کرد.

                                          اگه قدرت سیاسی و مقام نداری ، مشاغل مهم متعلق به معدودی انسان هاست.

                                          اگه« عزت نفس نداری ، برو بمیر که هیچ نداری».



                                          نظرتون درباره این مطالب چیه دوستان؟؟؟؟؟؟

                                          الکلمتان الخفیفتان... عکس متحرک


                                          حفظ قران از دیدگاه علماءوبزرگان اسلام

                                          حضرت آیت الله بهجت (رحمه الله)

                                          خدا می داند حفظ قرآن، چقدر در استفاده از این معدن و منبع رحمت الهی مدخلیّت دارد.

                                           

                                           آیا از این بالاتر می شود تعبیر کرد که:

                                           

                                           « مَنْ خَتَمَ [ قَرَأ، یا: حَفِظَ] الْقُرْآنَ ، فَکَأنَّمَا اُدْرِجَتِ النَّبُوَّةُ بَیْنَ جَنْبَیْهِ [ بَیْنَ لَکِنَّه

                                           

                                          [إلاّ أنَّه] لاَ یُوحیَ إلَیْهِ ؛

                                           

                                          هرکس قرآن را ختم کند[ یا بخواند یا حفظ کند] ، گویی که نبوت در وجود او گنجانده شده است

                                           

                                           ، با این تفاوت که به او وحی نمی شود ».



                                          یعنی قرآن ، غایت کمالِ غیر انبیاءعلیهم السلام را به او می رساند .

                                           

                                           ما آن گونه که باید و شایداز قرآن استفاده نمی کنیم .

                                           

                                           ...شخصی می گفت: در عرض دو یا سه ماه، دو ختم یا سه بار به

                                           

                                           صورت عادی، قرآن را ختم نمودم و دیدم که حافظ کل قرآن هستم.

                                           

                                           حتی به قصد حفظ هم نخوانده بودم.



                                          سادگی حفظ قرآن و ضرورت تکرار برای حافظان
                                          قاعدتاً حفظ قرآن خیلی آسان است

                                           

                                           و تکرار هم لازم ندارد:

                                           

                                           سهل الله حفظه لامته صلّی الله علیه و آله وسلم

                                           

                                           خداوند، حفظ آن را بر امت رسول صلی الله علیه و آله و سلم آسان نموده است»،

                                           

                                           ولی ابقاء و نگهداری از آن تکرار لازم دارد؛ زیرا که فرمود:

                                           

                                          « تَعاهَدُوا هَذَا الْقُرآنَ ، فَاِنَّهُ وَحْشِیٌّ ؛

                                           

                                          قرآن را تکرار کنید ، که زود از خاطر می رود».



                                          البته اگر حافظ قرآن در هر شبانه روز، کمتر از یک جزء بخواند ، فراموش می کند ؛

                                           

                                           و خواندن بیش از یک جزء در شبانه روز هم، خستگی آور است .

                                          سنت دیگر برای روز جمعه


                                          سنت روز جمعه... با عکس نمایشی


                                          گزیده از سخنان حکیمانه

                                           روشن فکر ،رسالتش  رهبری کردن سیاسی جامعه نیست.

                                            رسالت روشن فکر ، خودآگاهی دادن به متن جامعه است.


                                          با انتشار یک کتاب یا ترجمه می توان جای پای ایمانی بزرگ در اندیشه ی یک نسل گذاشت.


                                          کسانی که معنی دوست داشتن ، عشق و ایثار و خلوص را می فهمند

                                          و خوب می فهمند ، خدا را به آسانی می شناسند.


                                          وطن آدمی ، ایمان آدمی است نه خاک آدمی.


                                          تقوا تنها سلاح مجاهد است و تهمت ، تنها سلاح منافق

                                          «گزیده ای از سخنان دکتر علی شریعتی »


                                          کنوز الاذکار





                                          ادامه نوشته


                                          مفهوم این عکس چیست؟؟؟؟

                                          منتظر نظراتتون هستم

                                          دنیا توصیف کافر و مومن /////  با عکس نمایشی

                                           

                                          لطفا برای حفظ تقوای خود تفکرکنید................!

                                          يك اندرز
                                          مردی با اصرار بسيار از رسول اكرم يك جمله به عنوان اندرز خواست .
                                          رسول اكرم به او فرمود :
                                          " اگر بگويم به كار می‏بندی ؟ "
                                          - " بلی يا رسول الله ! "
                                          " اگر بگويم به كار می‏بندی ؟ "
                                          - " بلی يا رسول الله ! "
                                          - " اگر بگويم به كار می‏بندی ؟ "
                                          - " بلی يا رسول الله ! "
                                          رسول اكرم بعد از اينكه سه بار از او قول گرفت و او را متوجه اهميت‏
                                          مطلبی كه می‏خواهد بگويد كرد ، به او فرمود :
                                          " هرگاه تصميم به كاری گرفتی ، اول در اثر  و نتيجه و عاقبت آن كار فكر كن و بينديش ، اگر ديدی نتيجه و عاقبتش‏
                                          صحيح است آن را دنبال كن و اگر عاقبتش گمراهی و تباهی است از تصميم‏
                                          خود صرف نظر كن "


                                          فضیلت کلمه لا اله الا الله





                                          نظرتون درباره این عکسا چیه؟؟؟؟

                                          لطفا نظر بدهید

                                          سوره الحمد


                                          با روزه داری چکار کنیم؟

                                                                                

                                                                                               بسمه تعالی

                                          هدف ما از روزه گرفتن در ماه مبارك رمضان علاوه بر اجر معنوی آن، بهره بردن از منافع جسمانی و روانی این ماه مبارك است. البته ماه رمضان امسال به دلیل مصادف شدن با روزهای گرم و طولانی تابستان دارای حساسیت و تحمل بیشتری است كه با یك برنامه تغذیه ای درست هنگام افطار و سحر می توانیم بدون هیچ گونه مشكلی از مزایای آن بهره ببریم و به مشكلاتی مانند ضعف بدنی، افت فشار، تشنگی و گرسنگی نیز دچار نشویم.


                                          رعایت راهكارهای ساده تغذیه ای در افطار و سحر می تواند روزه داران را به منظور دریافت منافع بدنی و تسهیل بهره مندی از مزایای روحانی این ماه مبارك یاری كند زیرا یك فرد بیمار به درستی نمی تواند از بركات ماه رمضان فیض ببرد.

                                          • برای اینكه كمتر هنگام روزه داری تشنه شوید بهتر است در برنامه غذایی سحری از خوردن غذاهایی مثل انواع كوكو، بادمجان، سوسیس و كالباس، سس مایونز و سیر و پیاز و همچنین غذاهای چرب و پرنمك كه سبب تشنگی زیاد در طول روز می شود پرهیز كنید.

                                          • سعی كنید از غذاهای آب پز شده و خورشت های آبدار و كم نمك استفاده كنید.

                                          • خوردن مواد شیرین مانند زولبیا و بامیه هنگام سحر سبب افت سریع قند خون و احساس گرسنگی در طول روز می شود.

                                          • بعد از خوردن سحری، بهتر است هنگام مسواك زدن برای كاهش تشنگی و خشكی دهان، از حجم كمتری خمیر دندان استفاده كنید.

                                          • سعی كنید در ماه رمضان میوه های آب دار و سبزی های بیشتری مصرف كنید تا در طول روز دچار تشنگی نشوید.

                                          • بهتر است هنگام افطار از مخلوط آبلیموی تازه با آب یا چای كمرنگ یا شربت خاكشیر به جای قهوه و چای پر رنگ استفاده كنید.

                                          • خوردن 8 تا 12 لیوان آب از افطار تا هنگام سحرسبب می شود تا شما در طول روز كمتر دچار تشنگی شوید.

                                          • برای اینكه بعد از خوردن افطار و سحری دچار سوزش معده و ترش كردن نشوید بهتر است از غذاهای سبك و كم چرب استفاده كنید. در ضمن مایعات را پس از اتمام غذا بخورید و بلافاصله بعد از خوردن سحری به رختخواب نروید.

                                          • بهتر است افطار خود را با یك استكان آب ولرم یا یك فنجان شیر و عسل باز كنید و از خوردن غذا و شیرینی های فراوان هنگام افطار بپرهیزید تا دچار سنگینی و مشكلات معده نشوید.

                                          • سعی كنید وعده های غذایی مانند پلو و خورش را دو ساعت بعد از افطار میل كنید تا هضم آن آست


                                          ارسل کننده ... توسط محمود عفراوی


                                           

                                          حمایت از حفظ وحافظان قرآن کریم

                                          قال الله تعالی فی محکم کتابه:

                                           

                                          وننزل من القرءان ماهوشفاء ورحمة للمومنین

                                           

                                           ولایزیدالظالمین الا خسارا.اسراء/۸۲

                                           

                                          قال النبی الاکرم صلی الله علیه وآله:

                                           

                                          من قرا القرءان وهوشاب مومن اختلط القرءان بلحمه

                                          ودمه.

                                           

                                          رحم الله من تعلم القرءان وعلمه.

                                           

                                          یقال لحافظ القرءان یوم القیامة اقرا وارقا.

                                           

                                          مخصوص حافظان قرآن کریم

                                          نقل قولی ازاستادی!

                                           

                                          فاذاقرات القران فاستعذ بالله من الشیطان الرجیم.

                                           

                                          انه من سلیمان وانه بسم الله الرحمن الرحیم.

                                           

                                          ۱-شروع هرکار با پناه بردن به الله

                                           

                                           وگفتن بسم الله الرحمن الرحیم. 

                                           

                                          الذین صبروا وعلی ربهم یتوکلون.

                                           

                                          ۲-صبر پیشه کردن

                                           

                                           وبه الله توکل کردن ایمان قوی می دهد.

                                           

                                          انا نحن نزلنا الذکروانا له لحافظون.

                                           

                                          ۳-حفظ قران براساس انگیزه الهی

                                           

                                           و قاعده درست وواقعی

                                           

                                          فذکر ان الذکری تنفع المومنین.

                                           

                                          فذکر ان نفعت الذکری*سیذکرمن یخشی*ویتجنبها الاشقی*

                                           

                                          ۴-مرور محفوظات طوری باشد

                                           

                                          که بر حافظ تاثیرمعنوی دائم بگذارد.

                                           

                                           فلینظر الانسان مم خلق؟ 

                                           

                                          ۵-نگاه حافظ قرآن به درون خویش

                                           

                                           تمام قفل هارا بازگوومی گشاید.

                                           

                                          فلینظر الانسان الی طعامه!

                                           

                                          ۶- حافظ درغذایی که می خورد

                                           چه مادی باشد چه معنوی بایددقت کند.

                                           

                                          ابتداء موارد مورد نياز جهت حفظ

                                          بسم الله الرحمن الرحیم

                                           

                                          ۱- يك جلد كلام الله مجيد با اين مشخصات:

                                           

                                          الف) خط عثمان

                                           

                                            ب) قطع وزيري

                                           

                                             ج) بدون ترجمه

                                           

                                              د) پانزده سطري

                                           

                                                    ه) ترجيحا با رنگ زمينه كرم رنگ

                                           

                                          ( رنگ هاي كم رنگ) 

                                           

                                           ۲- يك حلقه نوار ترتيل جزء اول قرآن، ترجيحا با صداي يكي

                                           

                                           از اساتيدمصري مثل استاد منشاوي يا استاد خليل الحصری

                                           

                                           ( دوستاني كه قبلا با

                                           

                                           صداي ديگر اساتيد عادت كرده اند مي توانند با همان نوار قبلي كار خود

                                           

                                           را ادامه دهند) .

                                           

                                          ۳-ترجیحا مکانی آرام وبه دورازسروصدای

                                           

                                           داداش کوچولوی شیطونبازهم فراموشی کاردستم داد.

                                           

                                          4- دلي آكنده از اميد و توكل به خدا

                                          هل یستوون,الحمدلله,بل اکثرهم لایعلمون

                                          طهارت غیر از نظافت

                                           

                                           

                                          وانزلنا من السماء ماء طهورا فرقان/۴۸

                                           

                                           

                                          یاایهاالذین آمنوااذا قمتم الی الصلاة فاغسلواوجوهکم

                                           

                                          وایدیکم الی المرافق وامسحوا برءوسکم وارجلکم الی

                                           

                                           الکعبینجوان کنتم جنبافاطهرواج ..............(مائدة۶)

                                           

                                           

                                          نجاست غیر از کثافت

                                           

                                           

                                           

                                          یاایهاالذین آمنواانماالخمروالمیسروالانصاب والازلام رجس

                                           

                                           من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون(مائدة/۹۰)

                                           

                                          انمایریدالشیطان ان یوقع بینکم العداوة والبغضاء

                                           

                                          فی الخمروالمیسرویصدکم عن ذکرالله

                                           

                                          وعن الصلاة فهل انتم منتهون(۹۱)

                                          سوره القدر


                                          برنامه حفظ قرآن برای نونهالان وکودکان

                                          درکانون قرآنی فرهنگی بیت الاحزان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

                                          سوسنگرد.

                                          شرایط ثبت نام:

                                          ۱- سن۴ الی۷

                                          ۲-پوشه سبز همراه با گیره

                                          ۳-کپی شناسنامه ۲عدد

                                          ۴-عکس ۴*۳ ۲عدد

                                          ۵-مبلغ ثبت نام ۱۰۰۰۰۰ریال

                                          همراه خدا بودن

                                          من کان مع الله کان الله معه

                                           


                                          ماکان لله ینمو

                                           

                                           

                                          قلب المومن عرش الرحمن

                                           

                                          شهید


                                          شهیدوشهادت افتخار ماست


                                          اسیرواسارت صبرناتمام

                                           

                                          ماست.

                                          طرح روزانه هزاران صلوات براي شهدا،سهم امروز شما فقط يك صلوات

                                          هـــــــــدیـــــــــه بــــــــــه ارواح طــــــیـــــــبــــه شــهــــدا صــلـــــوات


                                          الّــــلــــهُــــمَّ صَـــلِّ عَـلـــی مُـحَـمَّـد وَآلِ مُـــحَــمَّـد وَ عَــجِّــل فَـرَجَـهُـم

                                          - قرائت در نماز

                                          قـرائت قـرآن در نمازهاى واجب و مستحب , نوعى تكرار شمرده مى شود. در نماز واجب بايد

                                          بعد از سـوره ى حـمـد يـك سـوره ى كـامل قرائت شود,

                                           ولى در نماز مستحبى بعد از حمد هر مقدار آيه خوانده شود, كافى است و نماز صحيح است .

                                          بااجراى اين روش , مى توان به تكرار محفوظات قرآنى پرداخت

                                           و آن هارا در ذهن متقن و مستحكم ساخت .

                                          عرض تسلیت به تمامی شیعیان جهان

                                          شهادت مصیبت وار شیخ حسن شحاته

                                           

                                           ودوبرادرایشان ویک تن از شیعیان مصررا

                                           

                                          به تمامی شیعیان جهان تسلیت عرض می نماییم.